یادداشت وارده: در دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد طرح بدون مطالعه و شتابزده ای اجراشد که در آن پیشنهادشده بود برای تمرکز زدایی، سازمانهای دولتی رابه شهرهای دیگر انتقال دهند که برای اجرای این طرح قرار شد سازمان میراث فرهنگی به شیراز منتقل شود.
به نظر می رسید این طرح درنفس خود بد نباشد اما رخدادهای بعدی نشان داد که گویا هدف از اجرای شتابزده آن، چیزی جز نابودی بخشی از هویت ایرانیان نبوده است.
چندی نپائید که دولت از انتقال سازمان میراث فرهنگی به شیراز عقب نشینی کرد و سازمان دوباره به تهران بازگشت اما پس از بازگشت سازمان که همراه با صدهامیلیون تومان هزینه جابجایی بود، مسئولان متوجه اتفاق شوم و شگفت انگیزی شدند:
ده هاهزار برگه سند، عکس، اسلاید و نقشه های باستان شناسی محوطه های باستانی ایران که از سال ۱۳۰۰ یعنی نزدیک به یک قرن باستان شناسان و کارشناسان میراث فرهنگی با رنج فراوان تهیه کرده بودند و شناسنامه هویت مردم ایران بود، در جریان این جابجایی های بیهوده نیست و مفقود شده بود !!! (روزنامه همشهری شماره ۶۲۲۶).
برای درک ژرفای این فاجعه کافیست تصور کنید که یک روز همه مدارک هویتی خود را گم کرده باشید، حال تصور کنید هویت هشتاد میلیون ایرانی در سطح دنیا به سادگی گم یا بهتر است بگوییم نیست و نابودشده شده است.
پس ازاین رخداد شوم کارکنان سازمان میراث فرهنگی از دادن اطلاعات دراین باره به رسانه ها بازداشته شدند. روزنامه ها که همیشه به دعواهای جناحی و سیاسی روزمره بیشتر اهمیت میدهند پی به اهمیت موضوع نبردند و اگرهم برخی از روزنامه نگاران اهمیت موضوع رادرک کردند، از پیگیری موضوع بازداشته شدند. اگرچنین رویدادی در ایتالیا یا یونان رخ داده بود هیاهویی بس عظیم به راه می افتاد اما آب از آب تکان نخورد حتا یک تن به اتهام سهل انگاری بازداشت و بازخواست نشد چه رسد به آنکه بخواهند احتمال عمدی بودن حادثه را مطرح کنند در حالی که این اتفاق را میتوان یک فاجعه ملی برآورد کرد. حتا دولت از یک اظهار تاسف ساده دراین باره نیز دریغ ورزید.
اکنون چندین سال از این رخداد تلخ میگذرد و هنوز نه کسی پاسخگوست، نه کسی پیگیر است و نه اسناد یادشده پیدا شده اند. هیچ کس نپرسید مگرمیشود اسناد به آن اهمیت به یکباره ناپدید شوند!! سخن از یک برگ دو برگ یا حتا صد برگ سند نیست، سخن از دستکم نزدیک به بیست هزار سند و نقشه است که برای تهیه هرکدام از آنها نیاز به صدها ساعت کار کارشناسی و بهره گرفتن از ده ها دانشمند و کارشناس امور باستان شناسی است.
با ناپدیدشدن این اسناد بسیاری از محوطه های باستانی ایران به ثبت جهانی نخواهند رسید، بسیاری از کاووش های باستان شناسان نیمه کاره رها خواهند شد و مهمترآن که اگر این اسناد و پلانهای حساس باستانی به دست غارت گران و قاچاقچیان میراث فرهنگی بیفتد، میتوانند با سوءاستفاده از آنها به کاووش های غیرمجاز و غارت اشیاء باستانی و هویت مردم ایران دست بزنند و این نشاندهنده آن است که این رخداد یک حادثه عمدی و حساب شده بوده است که در سینه دردمند این ملت برای همیشه به ثبت خواهد رسید.