سایت ملیون ایران

با کليد ديپلماسی آخوندی هيچ درب بسته‌ای باز نمی‌شود

ناگفته پيداست که هر ايرانی وطن‌پرست در اين برهه از تاريخ که جهانی با تحريم‌های بی‌شمار خود نه تنها بر نظام که بر ملت ايران نيز سخت گرفته است از چنين فرصت و مدارايی که از سوی تحريم‌کنندگان به زمام‌داران ايران داده می‌شود احساس رضايت می‌کند و روزنه اميد به آينده را در دل باز می‌کند، اما با اين همه، وجود دو عامل مهم باعث کم‌رنگ شدن اين شادمانی می‌شود.

«اين نخستين بار نيست که رئيس جمهوری ميانه رو در ايران انتخاب می شود و تاريخ به ما می آموزد که درمورد انتظارمان از تغيير مهم در رفتار ايران هوشيارانه عمل کنيم. با وجود همه نگرانی های ايالات متحده، اسرائيل و جامعه بين المللی، مهلت ندادن به دکتر روحانی برای رسيدن به توافقی عملی و مطمئن که ايران را از دستيابی به سلاح هسته ای باز می دارد، اشتباه بزرگی خواهد بود… علی رغم اين که مردم ايران در گذشته هم رييس جمهوری را با ديدگاه اعتدال و اصلاح انتخاب کرده بودند و تجربه تاريخی حکايت از آن دارد که بايد نسبت به تغيير معنادار محتاط بود، بايد همه توافق داشته باشيم که تجديد ديپلماسی بخشی از استراتژی وسيعتر ما نسبت به ايران باشد»

متن بالا بخش هايی از نامه ۱۱۸نماينده کنگره آمريکا از احزاب دموکرات و جمهوريخواه است که با ارسال نامه ای به باراک اوباما رئيس جمهور امريکا خواستار استفاده از فرصت به وجود آمده برای برقراری روابط ديپلماتيک با ايران شدند.و از قضا اقای روحانی هم در سخنرانی که چند روز پيش در محفل پيشکسوتان جهاد و شهادت داشته است در راستای همين پيام می گويد ” پيام اين انتخابات سياست خارجی پويا و فعال با جهان بود که البته همراه با احترام، منافع و حفظ حقوق متقابل است ”

با انتخاب شيخ حسن روحانی، نه تنها ملت ايران که جهان سخت گيرنده به نظام جمهوری اسلامی، خاصه امريکا هم از اين فرصت داده شده به زمامداران ايران استقبال ميکنند و اين تغير بازی بزرگان همه آن خواسته ای است که سردمداران رژيم ولايی، خاصه رهبری نظام در پی آن بودند و امروز شادمانه به آثار و نتيجه موفقيت اميز طراحی هوشمندانه خود به نظاره نشسته اند تا بدانجا که هر گونه سخن گفتن از چرايی اين “انتخاب” از سوی مردم ، با واکنش خصمانه روبرو می شود.

نا گفته پيداست که هر ايرانی وطن پرست در اين برهه از تاريخ ، که جهانی با تحريم های بی شمار خود نه تنها بر نظام که بر ملت ايران نيزسخت گرفته است از چنين فرصت و مدارايی که از سوی تحريم کنندگان به زمامداران ايران داده می شود احساس رضايت می کند و روزنه اميد به آينده را در دل باز می کند ، اما با اين همه، وجود دو عامل مهم باعث کم رنگ شدن اين شادمانی می شود.

اولين عامل ، عدم اطمينان به عقلانيت تصميم سازان نظام است که به شهادت ۳۵ سال زمامداری حاکمان امروز اين کهنه ديار ، کمتر و به ندرت کمتر ديده شده است ، چه در زمانی که دولت سازندگی با شعارابادانی و سازندگی و تعامل با جهان بر سر کار ميايد و چه در دوران دولت اصلاحات که با همه ادعای های اصلاحی و گفتگو با ملل جهان، به دليل وجود نهاد های بی شمارقدرت در سيستم حکومتی ، عقيم می ماند و عاقبت زمينه ظهورو تحميل دولت مستعجل و دورغ پرداز احمدی نژاد را برای حاکميت فراهم می سازد تا بازهم ملت ايران پس از تحمل هشت سال ويرانگری دولتی نا لايق ، ازسر استصال و بيم از هجوم بيگانگان ،به پای صندوق های رای رفته وبارديگر از ميان افراد نشانه دار ودست چين شده نظام ،يکی را برای اداره امور برگزيند.

ديپلماسی آخوندی دومين عامل ترديد دربهره وری مطلوب نظام از فرصت های کسب شده از شعبده انتخابات است .

لاينحل ماندن بسياری از مشکلات در روابط بين الملل وبه درازا کشيده شدن مذاکرات بی حاصل چون مذاکرات هسته ای ،همه از کاربرد ديپلماسی است که بصورت باورمند در تک تک سران و زمامداران نظام نهادينه شده است طرفه انکه حتی کسانيکه با رويکرد انتقادی و به قصد تغيراين نوع ديپلماسی پا به ميدان می گذارند بعد ازجذب در چرخه قدرت ، با اتخاذ چنين ديپلماسی باز هم داعيه تغير دارند.

يکی از شاخص ترين دلايل انتخاب اقای روحانی بعنوان رياست جمهوری ، از سوی مردم ، سابقه و مسئوليت ايشان، درمذاکرات بحران هسته ای زمان دولت اصلاحات اقای خاتمی است خاصه بعد از شکست های پی در پی سعيد جليلی نماينده پيشين رهبری دراين مذاکرات ، يکی ازمهمترين دلايل رضايت رهبری نظام درپذيرش شيخ حسن روحانی بعنوان رئيس قوه مجريه وجود چنين سابقه مسئوليت او در مذاکرات هسته ای است و امروز هم که جهان به مدارا ميل گفتگو با نظام رادارد به دليل چنين سابقه ای در پيشينه رئيس دولت منتخب جديد است تا بلکه با اغاز بکار دولت جديد و با تعين افراد هيات مذاکره کننده از سوی رئيس جمهوری که حود نيز زمانی مسئول يکی از طرفين اين مذاکرات بوده است ، راه حلی برای برون رفت از اين بحران بيابند و صلح را جانشين دشمنی و عداوت سازند .

بی شک بايد به انتظارنشست و ديد که دولت منتخب با چه نوع از ديپلماسی قصد برون رفت نظام از مشکلات پيش رو را دارد ، و افراد هيات مذاکرکننده آينده ، با رويکرد به کدام ديپلماسی تعين خواهند شد! که بی شک در هر صورت يکی از شاخص های تعين انتخاب هيات مذاکره کنندگان ، اگاهی و تخصص در باره موضوع و يا موضوعات گفتگو و ايضا اشنايی و تسلط به فن مذاکرات ديپلماسی باشند ، مذاکراتی که متاسفانه تا کنون مشروح آن از سوی هيچ يک ازطرفين اين گفتگو های ديپلماسی منتشر نگرديد تا دست کم ميزان تسلط هيات های ايرانی اعزام به اين مذاکرات برای ملت ايران مشخص گردد مگرنقل خاطراتی پراکند ه از سوی مسئولين که هر از گاهی در مصاحبه ها شنيده می شود که از قضا اخيرا يکی از اين نوع خاطرات ، آن هم به روش مرسوم ديپلمات های وطنی (بخوانيد ديپلماسی آخوندی ) در همايش پيشکسوتان جهاد وشهادت توسط اقای روحانی نقل می شود که می تواند مصداقی برای آنچه از مضرات اين نوع از ديپلماسی گفته شد باشد .

آقای روحانی در ارتباط با دوران جنگ ،به نقل خاطره ای از مذاکره خود با يک ديپلمات سعودی می پردازد و با افتخار می گويد :« وقتی در گذشته با يکی از مقامات سعودی سخن می‌گفتم از او گله کردم و مواردی را که او به صداميان کمک می‌کرد يادآوری کردم که او گفت “فقط اينها نبود، و چند مورد جديد را هم ذکر کرد. آن مقام سعودی اعلام کرد که ما در ۷۰ کيلومتری بندر اصلی جده يک بندرگاه ويژه حمل و نقل امکانات جبهه صدام را تأسيس کرديم که هر چه می‌خواهد از آنجا به سمت عراق ببرد. آن شب با آن آقا سخن‌های زيادی گفتيم و او بهانه‌هايی آورد که چرا به صدام کمک کرده و من به آن پاسخ دادم اما در پايان آن هفت ساعت گفت و شنود، آن مقام سعودی گفت حالا بگو برای آينده چه کنيم؟

فرزانه ی آخوند زاده و روشنفکر( مهدی جلالی تهرانی )که در ينکه دنيا سال ها به علم سياست مشغول و است تدريس می کند با شنيدن اين خاطره از شيخ ديپلمات ضمن شاهکار دانستن آن می گويد « زمانی که هنوزدر کلاس مبتدی ديپلماسی ،علم سياست می آموختم ، از استادم شنيدم که می گفت اراجيف نبافيد. قصه های طولانی نگوييد. ذهن طرف مقابل خود را با يادآوری گذشته ای که قابل تغيير نيست، خسته نکنيد. انسان ها – چه ديپلمات و چه در بيزينس – بيش از چند دقيقه کِشش ذهنی ندارند که به حرف های شما گوش بدهند. از طراحی ها و پيشنهاداتی که برای آينده داريد، حرف بزنيد، اما کوتاه؛ بايد دستياران شما چندين پروپوزال تهيه کرده و آماده داشته باشند، که وقتی شما برنامه پيشنهادی آينده را می گوييد، بسته به ميزان پذيرش و زمان بندی طرف مقابل، پروپوزال متناسب با آن را همان جا بدست شما بدهند تا به طرف گفتگويتان بدهيد “»

به باور اين قلم هفت ساعت گفتگوی بی حاصل که درنهايت مخاطب ( ديپلمات سعودی) بگويد قصه حسينِ کرد نگو، حرف حساب در مورد آينده را بزن تا بدانم چه می گويی ، مصداق عينی ديپلماسی آخوندی است که گويی مذاکره را در حکم موعظه در بالای منبرمی دانند و شايد از همين رو است که مذاکرات هسته ای تا کنون به هيچ نتيجه ای نرسيده است و حال پرسش اين است که ايا دولت منتخب با چنين ” کليد” ی ازشيوه مذاکرات ديپلماسی قصد باز کردن درب های بسته اين بحران و مشگلات ديگر کشوررا دارد ؟ زهی خيال باطل.

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/
از: گویا

Exit mobile version