سایت ملیون ایران

مهسا و ایران در گذار: پیامدهای جنبش زن، زندگی، آزادی

حمید آصفی

سه سال پس از مرگ مهسا امینی، ایران دیگر کشوری نیست که بود. آن حادثه تراژیک، علاوه بر روشن کردن ظلم و سرکوب، آغازگر فرایندی شد که حتی امروز نیز ادامه دارد؛ فرایندی که سیاست، جامعه و جایگاه ایران در جهان را بازتعریف کرده است. جنبش زن، زندگی، آزادی نشان داد که جامعه دیگر حاضر نیست تنها نظاره‌گر باشد و ساختار قدرت ناگزیر است با واقعیت‌های جدید کنار بیاید، چه بخواهد، چه نخواهد.

پیامد نخست، فروپاشی مشروعیت داخلی حکومت است. پیش از این، نظام می‌توانست با ابزارهای سرکوب، تبلیغات و محدودیت‌های سیاسی نوعی از ثبات ظاهری ایجاد کند. اما امروز، حتی کسانی که با حکومت موافق هستند، نمی‌توانند واقعیت فاصله میان حاکمیت و جامعه را نادیده بگیرند. اعتماد اجتماعی به شدت کاهش یافته و هر سیاست نمایشی یا انتخاباتی به سرعت با بی‌اعتباری روبرو می‌شود. دیگر هیچ بازی رسانه‌ای نمی‌تواند حقیقتی را که میلیون‌ها نفر با خون، فریاد و اعتراض ساخته‌اند، پاک کند.

پیامد دوم، ورود جامعه به مرحله‌ای تازه از گذار است. ایران اکنون میان یک نظم فرسوده و یک افق نو ایستاده است. نظم فرسوده قدرت همچنان پابرجاست، اما پایه‌های آن سست و شکننده شده‌اند. نسل جدید، به‌ویژه زنان و جوانان، دیگر حاضر نیستند تبعیت صرف کنند و چشم‌انداز آینده را بدون مشارکت خود بپذیرند. هرگونه تلاش برای بازگرداندن جامعه به وضعیت پیش از مهسا، نه تنها ناممکن، بلکه بی‌ثمر است.

پیامد سوم، بازتعریف گفتمان سیاسی در ایران و منطقه است. جنبش مهسا به اپوزیسیون یادآور شد که تنها راه مشروعیت‌بخشی و موفقیت، توجه واقعی به مطالبات مردم است. دیگر نمی‌توان با نسخه‌های نخبه‌گرایانه یا سیاست‌های مردانه آینده را شکل داد؛ زنان و جوانان دیگر ستون اصلی تغییر هستند. هر سیاستمدار، تحلیلگر یا رسانه‌ای که این واقعیت را نادیده بگیرد، خود را در برابر تاریخ و جامعه بازنده خواهد یافت.

در سطح بین‌المللی، مهسا و جنبش زن، زندگی، آزادی تصویری تازه از ایران ارائه کردند. ایران دیگر صرفاً با برنامه هسته‌ای یا سیاست منطقه‌ای شناخته نمی‌شود؛ بلکه با نام مهسا، با صدای زنان و جوانانش و با خواسته‌های آزادی‌خواهانه‌اش در ذهن جهانیان جا افتاده است. این تصویر جدید، قدرت نرم ایران را تغییر داده و باعث شده که هر دیپلماسی و هر مذاکره بین‌المللی ناگزیر به در نظر گرفتن جامعه واقعی ایران باشد. هیچ معامله یا توافقی نمی‌تواند صرفاً با حاکمان صورت گیرد و موفقیت آن بدون توجه به مطالبات داخلی تقریباً غیرممکن است.

جنبش مهسا همچنین درس مهمی به قدرت‌های جهانی داد: ثبات واقعی در ایران نه از مسیر سرکوب یا سازش‌های محدود، بلکه از مسیر پاسخ به مطالبات جامعه و ایجاد شرایطی برای مشارکت واقعی و برابری است. این واقعیت، تحولات منطقه‌ای و محاسبات سیاسی بازیگران خارجی را نیز دگرگون کرده است. هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن صدای زنان و جوانان، نه تنها بی‌اثر خواهد بود، بلکه پیامدهای بلندمدت و غیرقابل پیش‌بینی خواهد داشت.

با این همه، مسیر پیش رو دشوار است. ساختار قدرت هنوز پابرجاست، سرکوب ادامه دارد و محدودیت‌های سازماندهی مردم کماکان شدید است. اما جنبش مهسا ثابت کرد که جنبش‌های تاریخی الزاماً در یک لحظه به پیروزی نمی‌رسند؛ آنها لایه‌لایه پیش می‌روند، حافظه جمعی را شکل می‌دهند و در زمان مناسب، به نقطه‌ای تعیین‌کننده می‌رسند. مهسا یک آستانه تاریخی بود و عبور از آن آستانه دیگر بازگشت‌پذیر نیست.

سه سال پس از مرگ او، پیام واضح است: ایران در حال عبور از یک نظم فرسوده و ورود به دوره‌ای نو است. زنان دیگر حاشیه‌نشین نیستند، جوانان دیگر صامت نیستند و جامعه به طور کلی خواهان بازتعریف قدرت و ساختارهاست. آینده ممکن است پر از چالش باشد، اما مسیر تغییر آغاز شده است و هیچ قدرتی قادر به بازگرداندن آن نیست. مهسا، نام تو در تاریخ ایران نه تنها به یاد یک قربانی، بلکه به عنوان نماد تغییر، مقاومت و امید باقی خواهد ماند.

#حمیدآصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo

خروج از نسخه موبایل