مهسا و ایران در گذار: پیامدهای جنبش زن، زندگی، آزادی

یکشنبه, 23ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

حمید آصفی

سه سال پس از مرگ مهسا امینی، ایران دیگر کشوری نیست که بود. آن حادثه تراژیک، علاوه بر روشن کردن ظلم و سرکوب، آغازگر فرایندی شد که حتی امروز نیز ادامه دارد؛ فرایندی که سیاست، جامعه و جایگاه ایران در جهان را بازتعریف کرده است. جنبش زن، زندگی، آزادی نشان داد که جامعه دیگر حاضر نیست تنها نظاره‌گر باشد و ساختار قدرت ناگزیر است با واقعیت‌های جدید کنار بیاید، چه بخواهد، چه نخواهد.

پیامد نخست، فروپاشی مشروعیت داخلی حکومت است. پیش از این، نظام می‌توانست با ابزارهای سرکوب، تبلیغات و محدودیت‌های سیاسی نوعی از ثبات ظاهری ایجاد کند. اما امروز، حتی کسانی که با حکومت موافق هستند، نمی‌توانند واقعیت فاصله میان حاکمیت و جامعه را نادیده بگیرند. اعتماد اجتماعی به شدت کاهش یافته و هر سیاست نمایشی یا انتخاباتی به سرعت با بی‌اعتباری روبرو می‌شود. دیگر هیچ بازی رسانه‌ای نمی‌تواند حقیقتی را که میلیون‌ها نفر با خون، فریاد و اعتراض ساخته‌اند، پاک کند.

پیامد دوم، ورود جامعه به مرحله‌ای تازه از گذار است. ایران اکنون میان یک نظم فرسوده و یک افق نو ایستاده است. نظم فرسوده قدرت همچنان پابرجاست، اما پایه‌های آن سست و شکننده شده‌اند. نسل جدید، به‌ویژه زنان و جوانان، دیگر حاضر نیستند تبعیت صرف کنند و چشم‌انداز آینده را بدون مشارکت خود بپذیرند. هرگونه تلاش برای بازگرداندن جامعه به وضعیت پیش از مهسا، نه تنها ناممکن، بلکه بی‌ثمر است.

پیامد سوم، بازتعریف گفتمان سیاسی در ایران و منطقه است. جنبش مهسا به اپوزیسیون یادآور شد که تنها راه مشروعیت‌بخشی و موفقیت، توجه واقعی به مطالبات مردم است. دیگر نمی‌توان با نسخه‌های نخبه‌گرایانه یا سیاست‌های مردانه آینده را شکل داد؛ زنان و جوانان دیگر ستون اصلی تغییر هستند. هر سیاستمدار، تحلیلگر یا رسانه‌ای که این واقعیت را نادیده بگیرد، خود را در برابر تاریخ و جامعه بازنده خواهد یافت.

در سطح بین‌المللی، مهسا و جنبش زن، زندگی، آزادی تصویری تازه از ایران ارائه کردند. ایران دیگر صرفاً با برنامه هسته‌ای یا سیاست منطقه‌ای شناخته نمی‌شود؛ بلکه با نام مهسا، با صدای زنان و جوانانش و با خواسته‌های آزادی‌خواهانه‌اش در ذهن جهانیان جا افتاده است. این تصویر جدید، قدرت نرم ایران را تغییر داده و باعث شده که هر دیپلماسی و هر مذاکره بین‌المللی ناگزیر به در نظر گرفتن جامعه واقعی ایران باشد. هیچ معامله یا توافقی نمی‌تواند صرفاً با حاکمان صورت گیرد و موفقیت آن بدون توجه به مطالبات داخلی تقریباً غیرممکن است.

جنبش مهسا همچنین درس مهمی به قدرت‌های جهانی داد: ثبات واقعی در ایران نه از مسیر سرکوب یا سازش‌های محدود، بلکه از مسیر پاسخ به مطالبات جامعه و ایجاد شرایطی برای مشارکت واقعی و برابری است. این واقعیت، تحولات منطقه‌ای و محاسبات سیاسی بازیگران خارجی را نیز دگرگون کرده است. هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن صدای زنان و جوانان، نه تنها بی‌اثر خواهد بود، بلکه پیامدهای بلندمدت و غیرقابل پیش‌بینی خواهد داشت.

با این همه، مسیر پیش رو دشوار است. ساختار قدرت هنوز پابرجاست، سرکوب ادامه دارد و محدودیت‌های سازماندهی مردم کماکان شدید است. اما جنبش مهسا ثابت کرد که جنبش‌های تاریخی الزاماً در یک لحظه به پیروزی نمی‌رسند؛ آنها لایه‌لایه پیش می‌روند، حافظه جمعی را شکل می‌دهند و در زمان مناسب، به نقطه‌ای تعیین‌کننده می‌رسند. مهسا یک آستانه تاریخی بود و عبور از آن آستانه دیگر بازگشت‌پذیر نیست.

سه سال پس از مرگ او، پیام واضح است: ایران در حال عبور از یک نظم فرسوده و ورود به دوره‌ای نو است. زنان دیگر حاشیه‌نشین نیستند، جوانان دیگر صامت نیستند و جامعه به طور کلی خواهان بازتعریف قدرت و ساختارهاست. آینده ممکن است پر از چالش باشد، اما مسیر تغییر آغاز شده است و هیچ قدرتی قادر به بازگرداندن آن نیست. مهسا، نام تو در تاریخ ایران نه تنها به یاد یک قربانی، بلکه به عنوان نماد تغییر، مقاومت و امید باقی خواهد ماند.

#حمیدآصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها: , ,

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.