سایت ملیون ایران

وابستگی رژیم ولایی ایران به چین و روسیه از کدام نوع است؟

احمد علوی

۱. مقدمه

از زمان استقرار رژیم ولایی در سال ۱۳۵۷، سیاست خارجی ایران بر تقابل گفتمانی و راهبردی با ایالات متحده و بخش عمده‌ای از نظم بین‌المللی غرب‌محور استوار بوده است. پیامد این رویکرد، انباشت تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های مالی و انزوای فزاینده در نظام بین‌الملل بوده که به‌ویژه از دهه ۱۳۹۰ به بعد شدت گرفته است. در چنین بستری، حاکمیت ولایی ایران به‌طور عملی به سمت تعمیق روابط با قدرت‌های غیرغربی، به‌ویژه چین و روسیه، سوق یافته است. جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و متعاقب آن، جنگ دوازده‌روزه ایران-اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ که طی آن زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران هدف حملات گسترده قرار گرفت، این وابستگی را وارد مرحله‌ای جدید کرد. واکنش محدود چین و روسیه به این بحران‌ها–عمدتاً در سطح حمایت‌های دیپلماتیک–پرسش‌های مهمی را درباره ماهیت واقعی این روابط و میزان تعهد شرکای شرقی ایران برانگیخته است. این مقاله می‌کوشد با رویکردی تحلیلی و آکادمیک، نوع وابستگی حاکمیت ولایی ایران به چین و روسیه را تبیین و پیامدهای آن را بررسی کند.

۲. چارچوب نظری: رئالیسم و وابستگی متقابل نامتقارن

تحلیل این روابط در چارچوب رئالیسم کلاسیک و نئورئالیسم قابل فهم است؛ جایی که دولت‌ها بازیگرانی عقلانی تلقی می‌شوند که در پی بیشینه‌سازی منافع و امنیت و کمینه نمودن ریسکهای خود هستند. در این چارچوب، اتحادها غالباً ماهیتی ابزاری و معامله‌ای دارند و تا زمانی تداوم می‌یابند که منافع طرفین تأمین شود. در تکمیل این دیدگاه، مفهوم «وابستگی متقابل نامتقارن» (Keohane & Nye) نشان می‌دهد که اگرچه دو یا چند کشور ممکن است به یکدیگر وابسته باشند، اما هزینه‌ها و پیامدهای این وابستگی به‌طور برابر توزیع نمی‌شود. در چنین وضعیتی، بازیگری که گزینه‌های جایگزین کمتری دارد، در موقعیت ضعیف‌تر قرار می‌گیرد. استدلال این مقاله آن است که حاکمیت ولایی ایران در روابط خود با چین و روسیه دقیقاً در چنین موقعیتی قرار دارد.

۳. زمینه تاریخی و ژئوپلیتیک روابط

پس از پایان جنگ سرد، ایران به‌تدریج سیاست «نگاه به شرق» را به‌عنوان پاسخی به فشارهای غرب دنبال کرد. عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، پیوستن به بریکس و امضای توافق‌های بلندمدت با چین (۲۵ ساله در ۲۰۲۱) و روسیه (۲۰ ساله در ژانویه ۲۰۲۵) نمادهای نهادی این چرخش هستند. با این حال، اجرای این توافق‌ها محدود و اغلب فاقد شفافیت بوده است. جنگ اوکراین، رژیم ولایی را به یکی از تأمین‌کنندگان مهم تسلیحات روسیه تبدیل کرد، در حالی که جنگ دوازده‌روزه ۲۰۲۵ آزمونی جدی برای این روابط بود. خودداری چین و روسیه از مداخله مستقیم نظامی در حمایت از ایران، نامتقارن و غیرالزام‌آور بودن این روابط را برجسته ساخت.

۴. ابعاد وابستگی

۴.۱. وابستگی اقتصادی

وابستگی اقتصادی ایران به چین بسیار بالاست. چین در سال‌های اخیر حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را–عمدتاً با تخفیف‌های قابل توجه و سازوکارهای مالی غیرشفاف–خریداری کرده است. این وضعیت، ایران را به تأمین‌کننده‌ای ارزان و کم‌قدرت در زنجیره انرژی چین بدل کرده و شباهت‌هایی با الگوهای وابستگی نیمه‌مستعمره‌وار ایجاد کرده است. در مقابل، روابط اقتصادی با روسیه محدودتر و بیشتر رقابتی است، به‌ویژه در بازار جهانی انرژی.

۴.۲. وابستگی سیاسی و دیپلماتیک

در عرصه سیاسی، چین و روسیه از رژیم ولایی در نهادهایی چون شورای امنیت، بریکس و سازمان همکاری شانگهای حمایت دیپلماتیک کرده‌اند. با این حال، این حمایت‌ها عمدتاً در چارچوب تقابل با نفوذ آمریکا تعریف می‌شود و به تعهدی برای دفاع از تمامیت ارضی یا بقای نظام ولایی منجر نشده است. رفتار این دو کشور در بحران ۲۰۲۵ نشان داد که این حمایت‌ها بیش از آن‌که راهبردی باشد، تاکتیکی و محدود است.

۴.۳. وابستگی نظامی و امنیتی

همکاری نظامی ایران و روسیه پس از ۲۰۲۲ افزایش یافت و شامل انتقال فناوری، آموزش و مبادله تسلیحات شد. با این وجود، هیچ پیمان دفاعی الزام‌آور میان دو طرف وجود ندارد. همکاری نظامی با چین حتی محدودتر و محتاطانه‌تر بوده است. پس از جنگ دوازده‌روزه، ناتوانی یا عدم تمایل این دو قدرت به ارائه حمایت نظامی مستقیم، شکنندگی این بعد از وابستگی را آشکار کرد.

۵. نامتقارنی روابط و محدودیت‌های ساختاری

روابط حاکمیت ولایی با چین و روسیه به‌طور بنیادین نامتقارن است. ایران به این روابط برای فروش نفت، دسترسی محدود به فناوری نظامی و کاهش فشارهای دیپلماتیک نیاز حیاتی دارد، در حالی که چین و روسیه می‌توانند بدون تحمل هزینه‌های جدی، سطح همکاری خود را کاهش داده و ریسکهای خود را به رژیم ولایی منتقل کنند. این وضعیت، ایران را در جایگاه «شریک غیر راهبردی کوچک‌تر» قرار می‌دهد. نبود تعهد دفاعی متقابل، اولویت منافع کوتاه‌مدت شرکا و آمادگی آن‌ها برای معامله با غرب بر سر پرونده ایران، از مهم‌ترین محدودیت‌های این الگوست. از این منظر، وابستگی موجود بیشتر «اجباری» و ناشی از فقدان گزینه‌های جایگزین تا نتیجه یک انتخاب راهبردی آزادانه است.

۶. نتیجه‌گیری

این نوشتار نشان داد که وابستگی حاکمیت ولایی در ایران به چین و روسیه را باید نوعی وابستگی غیر استراتژیک-معامله‌ای و نامتقارن دانست. این روابط اگرچه در کوتاه‌مدت به کاهش فشارهای بین‌المللی کمک کرده‌اند، اما فاقد پایداری و ضمانت‌های بلندمدت هستند. تجربه بحران‌های اخیر، به‌ویژه جنگ دوازده‌روزه ۲۰۲۵، آشکار ساخت که چین و روسیه ایران را بیش از آن‌که متحدی راهبردی بدانند، به‌عنوان اهرمی ژئوپلیتیک در رقابت خود با غرب تلقی می‌کنند. در نتیجه، تداوم این الگوی وابستگی نه‌تنها استقلال راهبردی ایران را تقویت نمی‌کند، بلکه می‌تواند در بلندمدت آسیب‌پذیری آن را افزایش دهد. هزینه های گزاف چنین رویکردی را مردم ایران تحمل می کنند.

از: گویا 

خروج از نسخه موبایل