
مهرگان وثوق عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران
سرور ارجمند! استاد حسن یوسفی اشکوری نازنین!
خواهشمندم دست از این آمریکاستیزی و باختر گریزی بردارید! این سخنان شما سرور گرامی در ناهمسویی آشکار با راهبرد «موازنه ی منفی» و دیگر آموزههای دوراندیشانه ی آن پیشوای بزرگ، دکتر محمد مصدق است. همان دکتر مصدقی که هرگز آمریکاستیز و باختر گریز نبود و اگر رییس جمهور خردمندی بمانند «هری. اس. ترومن» به کاخ سفید راه می یافت به او دست دوستی میداد و به یک همکنشی نیک و پایدار با او می پرداخت. اینکه می فرمایید که دونالد ترامپ «چهره ی بی نقاب آمریکای پس از جنگ جهانی دوم است» و یا اینکه میفرمایید «واقعیت این است که جهانخوارانِ نفتخوار و سلطهطلبان جهانی و منطقهای (به طور خاص اسرائیل متجاوز در منطقه و با دیدگاه توسعه طلبانه آخرالزمانی افراطیون یهودی) نیز هرگز یک ایران مستقل و آزاد از بندگی را تحمل نکرده و نمی کنند.» این همان برداشت خشک اندیشانه ی (متصلب) برآمده از انقلاب ۵۷ است که از همان آغاز بجای ترفند نیکوی «موازنه ی منفی» پیشوای بزرگ، دکتر محمد مصدق ، یک نگرش باختر (غرب) ستیز را برای ما بهمراه داشت و در پی آن، نواهای میهن بر باد ده «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسراییل» را بر زبان انقلابی های پرشور و خردباخته انداخت! و همین گفتمان باختر ستیز بود که از آمریکا یک دیو جهانخوار و «شیطان بزرگ» ساخت و این آمریکا ستیزی کار دولتهای برآمده از انقلاب ۵۷ را سرانجام به آنجا رساند که (حتی) پس از گام نهادن یک رییس جمهور میانه رو و نرمخو مانند جو بایدن که خود دستیار آن رییس جمهور فرهیخته ی آمریکا، «پرزیدنت باراک اوباما» و نیز سرپرست گروه مذاکره کننده با ایران در پیمان نامه ی سودمند برجام بود، نیز رهبران و کارگردانان بر جا مانده از انقلاب اسلامی سال ۵۷ آنچنان بر این منش آمریکاستیزی خویش پای فشردند تا بدینروی آن پیمان نامه ی ایرانیار و سودمند یاد شده برای مام میهن از «حیز انتفاع» افتاده و با بیرون رانده شدن کارگزاران خردگرای سامانه ی جمهوری اسلامی و کسانی مانند حسن روحانی و محمد جواد ظریف از گردونه ی «قدرت» و رساندن پایه ی فرآوری اورانیوم به بیش از ۶۰درصد و انباشت ۴۴۰ کیلو اورانیوم فرآوری شده ی آماده برای ساخت ۱۱ جنگ افزار هسته ای، بهانه ی کارسازی بدست همان (به قول شما) جهانخواران سپرده شود تا اینگونه هم به گفته ی حسن روحانی، دست کشور ما از ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد برآمده از بازگشت به برجام در آن بازه ی زمانی چهارساله ی باشندگی جو بایدن در کاخ سفید کوتاه شود و هم با این اندازه و تراز سنگین از اورانیوم فرآوری شده، تک و تاخت ددمنشانه ی بیگانگان بر مام میهن اینگونه راستنمآیی (توجیه) گردیده و بدینروی زمینه های بایسته برای دست اندازی لشگری (تجاوز نظامی) آمریکا بر ایران زمین فراهم گردد!
استاد حسن یوسفی اشکوری گرامی! براستی شما انقلابی های سال ۵۷ که هنوز هم دونالد ترامپ را «چهره ی بی نقاب آمریکای جهانخوار» می خوانید با رهبران انقلاب نکبت آفرین سال ۵۷ و دیگر دست اندرکاران بلندپایه ی سامانه ی جمهوری اسلامی چه دیگرسانی (تفاوت) آشکاری دارید؟؟!!!
شما که در آن زمستان شوم و نفرین شده ی سال ۵۷ بر دولت صد در صد ملی – مصدقی دکتر شاپور بختیار شوریدید و با گذار از اندیشه های والای دکتر محمد مصدق بجای گوش سپردن به اندرزهای نیک اندیشانه ی رهپویان راستین آن پیشوای بزرگ، و نخبگانی مانند دکتر غلامحسین صدیقی و استاد مصطفا رحیمی و مهندس مهدی بازرگان، همگی به زیر عبای آخوندها گام نهاده و بجای فرآیند اصلاحات در ساختار آن سامانه ی خودکامه ی پیشین به راهکار انیرانی و میهن سوز براندازی و برکشیدن یک سامانه ی دین بنیان ناهمسو با اندیشه های والای پیشوای بزرگ روی آوردید اکنون هم پس از گذشت ۴۸ سال از آن کنشهای نابخردانه در آن زمستان شوم و نفرین شده ی سال ۵۷ هنوز هم همان سخنان بلندپایه گان همان دولتهای برآمده از آن گجسته انقلاب اهریمنی را سر میدهید و هنوز برای شما آمریکا یک «امپریالیست» سازش ناپذیر و یکسره آکنده از تباهی و منش جهانخواری و دونالد ترامپ نیز نماد و آیینه ی همه سویه ای از فرهنگ و گفتمان آمریکایی است!
اینگونه می پندارم که سزاوار است که شما شیفتگان پندارهای دکتر علی شریعتی با یک گذار خردمندانه از پندارهای آمریکا ستیزانه ی آن «معلم بزرگ انقلاب اسلامی» به همان رویکردهای خردمندانه ی دکتر محمد مصدق و همان راهبرد خردورزانه ی «موازنه ی منفی» آن پیشوای بزرگ بازگشت کنید که در بکچنین چارچوب میهن پرستانه ای نه آمریکا یک آمپریالیست جهانخوار است و نه دونالد ترامپ تنها نماد فرهنگ و چهره ی بی نقاب گفتمان آمریکایی است تا بدینروی با یک گذار نیک اندیشانه از پندارهای اهریمنی و ایرانستیزانه ی انقلاب ۵۷ و با کنار گذاردن «داس و چکش و عمامه» و گام نهادن به زیر پرچم باستانی شیر و خورشید نشان ایران زمین، به شناسایی (و به رسمیت شناختن) یکایک هموندان «ملل متحد و دولتهای عضو سازمان ملل» پرداخته و بجای آرمانهای انیرانی و پوچ آمریکا ستیزانه به پیگیری «منافع ملی» ایران زمین در این پهن دشت گیتی و در روابط بینالمللی خود با همه ی دولتهای جهان بپردازیم!
پاسخ آقای اشکوری:

چند نکته در باب نقدنوشته آقای مهرگان وثوق
دیروز دوستی متن یادداشت آقای مهرگان وثوق را برایم فرستاد؛ هرچند نمی دانم که در کجا منتشر شده است. از آنجا که ارائه پاسخ به چنین دیدگاهی را چندان مفید نمی دانستم و نمی دانم، بهتر دیدم که از کنارش بگذرم. اما دیروز دیدم که کانال خوب «فرهیختگان» یادداشت ایشان را خلاصه کرده و منتشر کرده است. پنداشتم که در کنار بازنشر همان یادداشت (البته پرتکلف و پرتصنع در نثر پارسی) ایشان، به دو نکته بسنده کنم.
نکته اول. با شناختی که از آقای وثوق دارم ایشان قاعدتا از گذشته ام و از آثار و افکارم بی اطلاع نیست. در این صورت لابد می داند که من آدم ها و کشورها و دولت ها را در طول تاریخ نه سیاه / سفید و به اصطلاح دیو / دلبر می بینم و نه غرب ستیزم و نه حتی آمریکای متجاوز کنونی را مساوی تمام مردمان آمریکا از آغاز تا کنون می شمارم. . نه به طریق اولی مسئولان ایران در 47 را در بروز و ظهور وضعیت اسفبار کنونی و از جمله در طمع متجاوزان به خاک میهن را تبرئه کرده ام. در این صورت، تأکید ایشان در این مورد، جز اغراء به جهل عنوانی ندارد.
ایشان اگر در همان قسمت اول نوشته ام دقت کافی می کردند، مرتکب چنین اشتباهی نمی شدند. اصولا عنوان یادداشت من، خود گویای همه چیز است. بله، من همواره خواهان تعامل با جهان از جمله با آمریکا حتی آمریکای متجاوز ترامپ هستم. این را هم عقل می گوید و هم شرع و هم مصلحت کنونی کشور و حراست از مردم آن که برایم از هرچیزی مهم تر است. افزون بر همان یادداشت و چندین یادداشت در این باب در طول این یک سال و نیم که در همین کانال منتشر شده اند، نشانه اخیر این تعامل گرایی، بازنشر نامه مسئولانه آقای شیخ مهدی کروبی خطاب با آقای پزشکیان است.
نکته دوم. به گمانم موارد دیگر یا لازم به توضیح اند و یا اختلاف نظر جدی و غیر جدی فیمابین در این موضوعات وجود دارد.
در باره ماهیت دولت های آمریکا و اروپا و سهم روسیه تزاری و کمونیستی از گذشته تا کنون، در باره دوران دولت مصدق و شخص او، در باره انقلاب بهمن 1357، در باره دوران نخست وزیری شاپور بختیار در آخرین روزهای رژیم پهلوی و . . . اختلاف نظر وجود دارد. به ویژه در باره دکتر علی شریعتی با آقای وثوق و همتایانش اختلاف نظر جدی دارم. تا آنجا که به یاد دارم در گذشته نیز در این باب و از جمله در باره دین اسلام نیز با هم مکاتبه داشته ایم و در نهایت روشن شد که تقریبا هیچ وحدت نظری در این زمینه ها وجود ندارد. در هرحال هرچه هست، در این موضوعات تا کنون صدها و شاید هزاران صفحه سیاه کرده و در انواع مختلف منتشر کرده ام.
امیدوارم این چند جمله کفایت کند.
پنجشنبه 2 مهر 1404 #یوسفی_اشکوری #اجتماعی_سیاسی #مهرگان_وثوق
#صدای_فرهیختگان