۱) ۲۹ بهمن ۸۹، آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان در خطبه دوم نماز جمعه تهران با اشاره به فعالیت های میرحسین موسوی و مهدی کروبی، گفت: « قوه قضاییه ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند.» این جملات نشان می دهد مهم ترین هدف گذاری حصر رهبران جنبش سبز که با مدیریت رهبر جمهوری اسلامی انجام شده، این بوده که «ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند.» در طول شش سال گذشته اگرچه ارتباط فیزیکی موسوی و کروبی با مردم قطع شده ولی رویدادهای عینی مانند مراسم تشییع هاشمی و یا طوفان توییتری امروز، نشان می دهد ارتباط محکم و وسیع مردم و یا حداقل بدنه حامی موسوی و کروبی، با رهبران جنبش سبز کماکان حفظ شده و این هدف گذاری شکست خورده است.
۲) ۹ فروردین ۹۲، احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: «در این چهار سال حتی یکبار از فتنهگران و ساکتان در جریان فتنه سخنی مبنی بر التزام و توبه شنیده نشده و این نشان دهنده آن است که این افراد اگر مجال و قدرت یابند بار دیگر سخنان و اهداف و مواضع ساختارشکنانه خود را مطرح میکنند.» اطمینان یافتن از عدم فعالیت سیاسی رهبران جنبش سبز و یا قابل کنترل بودن آن هم از دیگر دغدغه های مهم رهبری بوده که علی مطهری هم تلویحا به آن اشاره کرده است. درباره دیدگاه رهبران جنبش سبز در این زمینه نکته خاصی گزارش نشده، علی مطهری می گوید آنها آمادگی دارند در فضای مسالمت آمیز به فعالیت ادامه دهند که این ادعا نه با نامه فروردین ۹۵ مهدی کروبی تناسب دارد و نه با سابقه و تجربه تاریخ سیاسی ایران. علاوه بر این، چهره ای چون موسوی به اندازه کافی در میان حامیانش محبوب است، صداقت و شجاعتش را می ستایند و نوعی وفاداری دوطرفه بین آنها برقرار است. ارتباط عاطفی قوی بین او و حامیانش سبب می شود هرگونه تحرک اجتماعی و حتی هنری و شخصی موسوی معنای سیاسی و بازتاب وسیعی داشته باشد. در واقع چنین امری ممکن نیست، مگر اینکه او تمام وقت در خانه بنشیند و بیرون نیاید و یا کسی به دیدنش نرود، مانند اکنون که در حصر است.
۳) ۲۸ آذر ۹۳، محمدعلی موحدی کرمانی در خطبه دوم نماز جمعه تهران خطاب به رهبران جنبش سبز گفت: «به سران داخلی فتنه میگویم اعتراف کنید اشتباه کردید. اگر اعتراف کنید، مردم نجیباند و رهبر آقاست و عذر شما را خواهند پذیرفت.» بر این اساس، دومین هدف رهبر جمهوری اسلامی وادارکردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی به اعتراف و عذرخواهی بوده است. این را موضوع را شخص آیت الله خامنه ای هم اعلام کرده: «چرا عذرخواهی نمی کنند؟» (۶مرداد۹۲) تاکنون هیچ نشانه ای مبنی بر عذرخواهی از سوی موسوی و کروبی دیده نشده و حتی مهدی کروبی در نامه فروردین ۹۵ به حسن روحانی نوشت: « هیچکس نباید به بهانه مصلحت با ظلم همراه شود و یا در مقابل آن سکوت کند. مصلحت خود را مصلحت کشور تعبیر و تفسیر نکنیم.»
۴) ۱۰دی ۹۵، سعید جلیلی، نماینده خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد: «۹دی ۸۸ بهترین محاکمه برای سران فتنه بود که در دادگاه مردمی توسط افکار عمومی محاکمه شدند.» این تدبیر به رهبری نسبت داده شده و گفته شده او در واکنش به درخواست محاکمه قضایی موسوی و کروبی، گفته است این افراد باید در افکار عمومی محاکمه شوند. نحوه برگزاری نمایشی تظاهرات ۹ دی، مهم ترین سند برای نارکارآمدی این روش بوده ولی به فرض خودجوش بودن این روش، پنج سال است که محاکمه مردمی انجام شده و اندک اندک در حال تبدیل به یک سیرک سیاسی است.
۵) ۱۰ دی ۹۳، صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه درباره علت عدم محاکمه موسوی و کروبی، فعلا ملاحظه داریم چون: «برخی عوامل فتنه گفتهاند اصلا نتیجه محاکمه برایشان مهم نیست و آنان تریبونی میخواهند که حرف های خود را بزنند.» ۱۳تیر۹۳، جواد کریمی قدوسی، نماینده مشهد گفت: «حضرت آقا فرمودهاند اگر فتنهگران مرز خود را با دشمن مشخص کرده، تهمتهای زده شده به نظام جمهوری اسلامی را پس بگیرند، خسارتهای وارده را جبران کنند و به خاطر جرایمی که مرتکب شدهاند آماده مجازات باشند، میتوانند به بدنه ملت بازگردند.» مهدی کروبی فروردین ۹۵ در نامه به روحانی خواستار آن شده که حکومت مستبد دادگاه او را به صورت علنی برگزار کند. ۱۸ آذر۹۵ فرزند کروبی به نقل از پدر نوشت: «از مردم بخواهید دعا کنند تا آقایان شهامت محاکمهام را در دادگاهی علنی پیدا کنند تا معلوم شود اعتراض مدنی ما جنایت بود یا کسانی که برای دو روز دنیا مرتکب آن رفتارها شدند.» بدین ترتیب برگزاری دادگاه نمایشی یا غیرعلنی هم یکی دیگر از محاسبات حصر بوده که شکست خورده است.
۶) ۵مرداد ۹۳، رهبر جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کرد: «مسئله فتنه و فتنهگران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است.» او در این زمینه چنان حساس بود که به استاندار قم توصیه کرد: «اجازه ندهید فتنهگران به استانداری نزدیک شوند.» یکی از اهداف حصر هم ترسیم خط قرمز در عرصه سیاسی کشور بود. ۱۴ آذر۹۵، حجت الاسلام تویسرکانی، نماینده ولی فقیه در بسیج به صراحت اعلام کرد: « انتخاب سه وزیر که اعلام برائت درخصوص حمایتشان از فتنه ٨٨ نکردهاند، یک زنگ خطر است که اگر سیستمهای نظارتی و کنترلی در کشور موضوع فتنه را بهعنوان یک خط قرمز مورد ملاحظه قرار ندهند، قطعا اصحاب فتنه در امور کشور قرار میگیرند.» ۱۴ أبان ۹۵، حجت الاسلام علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با اشاره به مجلس دهم گفت؛ «امروز فتنه در مجلس است،اینها مدافع فتنه ۸۸ شدند، بعد میگویند فتنه تا کی؟» این نمونه ها نشان می دهد هدف گذاری رهبری برای تبدیل فتنه به یک خط قرمز در ادبیات سیاسی کشور علنا شکست خورده و اکنون کمرنگ تر از هر زمان دیگر دنبال می شود.
۷) ۷دی ۹۳، الیاس نادران، نماینده تهران گفت: «نظام با هوشمندی و حصر این افراد، از اسطوره سازی آنان جلوگیری کرد چرا که صحنه گردانان با طراحی این پروژه به دنبال اعدام این افراد و بهره برداری خود از سران فتنه بودند.» تحلیل رفتار سیاسی موسوی و کروبی و سرخم نکردن در برابر فشار سیاسی رهبر جمهوری اسلامی برای اعتراف و یا عذرخواهی نشان می دهد آنها در بدترین حالت، مهم ترین اسطور های دهه اخیر حامیان خویش شده اند که بخش بزرگی از جامعه ایران را تشکیل می دهند. به نظر می رسد اگر میرحسین موسوی و کروبی در حصر نبودند و آزادانه به بیان اعتقادات خود مثلا درباره آیت الله خمینی و یا سیاست خارجی می پرداختند، حامیان شان اندازه اکنون نبود.
۸) ۹دی ماه ۹۵، سردار نجات، جانشین فرمانده اطلاعات سپاه گفته است: «علت حصر آقایان موسوی و کروبی فتنه ۸۸ نبود بلکه بخاطر فتنه دومی بود که آنان در سر داشتند.» سعید جلیلی پیشتر این فتنه را پیاده سازی الگوی بهار عربی در ایران توصیف کرده است. ۶ سال پس از این ماجرا، دو وضعیت بیشتر نمی توان متصور شد. اول اینکه نظام در مهار چنین فتنه ای موفق شده و دلیلی برای تداوم رهبران جنبش سبز وجود ندارد. دوم اینکه نظام کماکان ناتوان و نگران از مهار چنین پیشامدی است و احتمال می دهد در صورت آزادی موسوی و کروبی، شاهد وقوع «بیداری اسلامی» در خود «ایران اسلامی» خواهیم بود و بدین سبب تن به رفع حصر نمی دهد.
ملاحظه ابعاد و نتایج این هشت محاسبه نشان می دهد تدبیر رهبر جمهوری اسلامی و مجموعه محاسبات او برای حصر رهبران جنبش سبز، نه تنها گرهی از کار نگشوده، بلکه به تعبیر حبیب الله عسگراولادی، تبدیل به «قفل» محکمی شده که کلید حسن آقا که هیچ، کلید شخص سیدعلی آقا هم در بازکردنش کج و معوج شده و نمی داند به کدام سمت بچرخد که نشکند؛ معماری ولایت.
از: ایران وایر
