توضیح: این یک مقاله دریافتی در خصوص رفراندوم آتی ترکیه است. اصل مقاله به زبان ترکی است. نویسنده مقاله خلاصه ای از آن را به فارسی ترجمه کرده که در زیر میاید:
تحولات اجتماعی در ترکیه در مقابل یک نقطه عطف مهمی قرار گرفته است. در شانزدهم ماه آوریل، یک همه پرسی برای قانونی کردن انتقال همه جانبه قدرت به اردوغان (به رئیس جمهور)، برگزار خواهد شد. می توان آنرا به همه پرسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ تشبیه کرد. آقای خمینی به قدرت رسیده بود، می خواست آنرا در یک مجرای “قانونی” مستحکم سازد. آن مولفه های اجتماعی که آیت الله خمینی و ملایان را به قدرت رسانیده بود، آقای اردوغان و یارانش را نیز بر ترکیه حاکم کرده است. این همه پرسی در حقیقت قانونی کردن “ولایت فقیه” از نوع مدرن آن می باشد.
ترکیه و ایران شباهت های زیادی دارند. انفجار شهر نشینی، شاخه های متعدد فرهنگی و ارزشی جوامع سنتی بسته روستایی را در شهرها بهم پیوست. مراکز قدرتی که از این مناسبات سنتی تغذیه می شدند، نیرویی جدید یافتند. این نیروها بشکل پراکنده در روستاهای دور افتاده و یا مناسبات قبیله ای در مناطق دور از هم، همچو جویبارهایی بی اثر و یا لااقل کم اثر بودند. اما در شهر تهران و یا استانبول ، جذب این مراکز قدرت سنتی شده و نیروی بالقوه یک سیل اجتماعی را فراهم ساختند.
ناتوانی حکومت های زمانه در پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی این نو رسیدگان به شهرها، زمینه های رانده شدن این اکثریت جدید شهری را به سمت مراکز سنتی قدرت، تسهیل کرد. در آن روزها محمدرضا شاه، سرمست از قدرت روزافزون خود، غرق در فعالیت هیی از قبیل خرید هواپیماهای جاسوس آواکس بود. این هواپیماها قادر بودند یک توپ بسکتبال را از فاصله پانصد کیلومتری تشخیص دهند. محمدرضاشاه آنقدر مست خودپرستی و قدرت شده بود که نتوانست تشخیص دهد، که آواکس بر فراز تهران می تواند یک توپ بسکتبال را در اصفهان و یا باکو تشخیص دهد ولی نمی تواند او را از سیل اجتماعی در تهران با خبر سازد.
در این میان اندیشمندان اجتماعی، از یک طرف مورد غضب حکومتیان بودند، برای اینکه قدرت دنیوی آنان را مسئول نابسامانی اجتماعی می دانستند، و از طرف دیگر آنان مورد خشم مراکز سنتی قدرت بودند، چرا که قدرت معنوی آنان را به چالش می کشیدند. چالش بزرگتر اندیشمندان اجتماعی در عرصه ای دیگر جریان داشت. در عرصه تبیین “قانون اخلاق”، و در درکی عمیق تر از دینامیزم تحولات اجتماعی مشغول چاره جویی بودند. ایدئولوژی ها، چه در قالب های دینی و چه انواع سکولار آن، در ریشه یابی قانون اخلاق و در تبیین دینامیزم تحولات اجتماعی، ناکار آمد ماندند. اندیشمند اجتماعی در دنیایی محصور شده بودند که سردرگمی اسم مستعار آن بود.
مدرنیسم نیمه دوم قرن بیستم در این جوامع، چه در شکل آشنایی با تکنولوژی جدید، و چه از طریق ترویج دانش به وسیله رادیو، تلویزیون، مراکز مدرن آموزشی، ضربه بزرگی به فرهنگ و معنویت جوامع بسته زده بود. تصادمات فرهنگی، به هم ریختن سیستم های ارزشی، بهم ریختن معنویت دینی، عدم شکل گیری یک معنویت سکولار در جامعه، بر چالشی که اندیشمندان اجتماعی با آن سروکار داشتند، صد چندان می افزود. اندیشمندان اجتماعی نیازمند فرصت های بیشتر برای درک درست تحولات، محرک های عملی و قانونمندی های آن بودند. تحولات حاد سیاسی و اجتماعی ام، منتظر نمی شوند. این خلاء در اندیشه اجتماعی بیش از هر چیز دیگری بشکل خلاء در عرضه مدلهای جایگزین، خود را نشان داد. مراکز سنتی قدرت، این خلاء را پر کردند. آقایان خمینی و اردوغان محصول این پروسه با یک اختلاف فاز سی ساله می باشند.
اگر ایران چهل سال پیش، از یک مقاومت منسجم سکولار بی بهره بود، ترکیه امروز یک نیروی فعال مقاومت، در دل پرورانده است. قدرتمندتر بودن سکولاریسم در ترکیه نسبت به ایران، دلائل بیشماری دارد که در حوصله این نوشته کوتاه نیست، ولی همینقدر می توان گفت که این تفاوت ریشه در انتخابات پارلمانی نسبتا آزاد ترکیه با مجلس بله قربان گوی، شاه دارد. این تفاوت با تعدد و آزادی نسبی سندیکاها، احزاب و روزنامه ها در ترکیه با تک حزبی نوع رستاخیزی شاه، بی ارتباط نیست. این تفاوت ریشه در چگونگی برخورد و حتی مماشات با فرهنگ سنتی، در طول قرن بیستم دارد. ریشه در چگونگی انعکاس تلاش های عدالت خواهی در فعالیت های اجتماعی دو جامعه دارد. حتی عمامه آقای خمینی و کراوات آقای اردوغان نیز سهم خود را از این تفاوت ها دریافت کرده اند. همین تفاوت است که موجب می شود در یک قصبه ترکیه اردوغان، مردم به انتخاب یک شهردار کمونیست، رای دهند. از جمله کارهای نامتعارف این شهردار کمونیست، کشت حبوبات در زمین های خالی قصبه با هزینه شهرداری و تقسیم آن بین مردم کم بضاعت، می باشد.
در نتیجه، ترکیه به نسبت ایران، از یک سنت سکولار نسبتا قوی برخوردار می باشد. از همین روی، همه پرسی روز شانزده آوریل شاهد تلاش بی وقفه سکولاریست ها می باشد که می خواهند به آقای اردوغان بگویند: نه! خبرنگاران همواره یکی از اولین گروه هایی هستند که مورد غضب قدرتمداران می باشند. ترکیه اردوغان بیشترین خبرنگار زندانی را در جهان دارد.
گرچه مخاطب این نامه یکی از خبرنگاران سکولار می باشد، اما در حقیقت روی سخن با مجامع اندیشه در ترکیه می باشد. این نامه اعلام پشتیبانی از تلاش آنان در چالش و مقاومت در مقابل “ولایت فقیه مدرن” آقای اردوغان می باشد.
از: پیک ایران
