همزمان با انتشار نقل قول يكى از استانداران كشور از نتايج ديدار آقاى هاشمى رفسنجانى با آقاى خامنه اى كه نشان از نااميدى هاشمى از اصلاح و تغيير رهبر جمهورى اسلامى داشت خبرگزارى فارس به نقل از سردار قاسم سليمانى فرمانده سپاه قدس (لشگر برون مرزى سپاه) نوشت: “مردم در خدمت و گوش به فرمان ولایت و رهبری هستند و برای مردم ثابت شده که در نظام جمهوری اسلامی، اساس ولایت و رهبری است و ما به عنوان پیشکسوتان جنگ با اعتماد کامل تحت ولایت و اطاعت رهبری هستیم… در انتخابات پیشرو نباید اشتباه کنیم و باید در پیشگاه خداوند به نقش و وظیفه خود عمل کنیم”.
اما سرزمينى كه قاسم سليمانى از آن حرف مى زند و به آن مى بالد از حوضچه نظاميان همراهش چندان فراتر نمى رود؛ زيرا خودكامگى آقاى خامنه اى، نه تنها از حلقه ياران قديم اش كسى را باقى نگذاشته، بلكه از ياران دهه اخيرش نيز كسى با او نمانده و حتى اعتبارى براى سخنان گذشته او هم باقى نمانده است.
در اين نمونه ها تأمل كنيد:
سخنان رهبرى در پايان دولت هاشمى رفسنجانى: “لازم میدانم بخصوص نظر خودم را درباره بخشی از موفقیت این دولت ذکر کنم…برای مسئولینی که در طول زمان درآینده حضور خواهند داشت… هوشمندی ایشان (هاشمى) در شناخت مسائل، در شناخت مذائق و پیدا کردن راه حل ها… برخورداری ايشان از روحیه ابتکار و نوآوری، ورود در میدان های جدید و ناپیموده در کنار همت بلند در امر سازندگی و نترسیدن از طرحهای بزرگ و اقدام شجاعانه درمورد کارهای بزرگ و «شیوه مدیریت باز» که در ایشان هست به همکارانشان این امکان را میداد که ابتکار خودشان را، تلاش خودشان را بهکار بیاندازند و از آنها استفاده کنند.”
گوينده اين سخنان اما حالا هر از گاهى طعنه اى به ناتوانى همان دولت مى زند و كار به اينجا رسيده كه آقاى هاشمى پس از ديدار اخيرش با رهبرى مى گويد: “ایشان (خامنه اى) دیگر به من اعتماد ندارد، اگرچه من برادرانه راه برون رفت کشور را گفته ام”.
هواداران آقاى خامنه اى پيش تر مى گفتند از آن تعريف و تمجيدها سالها گذشته و رهبرى نظرش تغيير كرده و اكنون “نظرش به نظر احمدى نژاد نزديك تر است”؛ اما بخوانيم سرنوشتِ تنها يكى از تمجيدهاى رهبرى از دولتى كه به نظرش نزديك تر بود:
“من میدیدم یا گاهى مىشنیدم؛ تهمت هائى زدند، حرف هائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامههاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مىبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند…”
حالا دوره او هم به سر آمده و پس از آن يكشنبه ى “بگم بگم” در مجلس، آقاى خامنه اى دولت با بصيرتش را براى همان اتهاماتى نهيب زده كه در سخنانى كه گذشت منكر آن ها مى شد:
“در این ماجرا متأسفانه رئیس یک قوه به استناد یک اتهام ثابت نشده و حتی مطرح نشده در دادگاه، دو قوه دیگر یعنی مجلس و قوه قضاییه را متهم ساخت که کاری بد، غلط، نامناسب، خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق بود”.
همين نمونه ها كافى است تا نشان دهد آقاى خامنه اى اعتبارى حتى براى سخنان پيشين خود نيز قائل نيست و اين البته سرنوشت محتوم خودكامگى است.
اصلاح طلبان و مديران ارشد نظام كه فتنه گر شده اند و اگر در زندان نباشند منزوى اند؛ امناى آيت الله خمينى كه در حصرند، دولت هايى كه مشمول ستايش رهبرى بودند كه غيرقابل اعتماد و منحرف اند. على مى ماند و حوضى كه قرارست با قاسم سليمانى و نظاميانى از جنس او پر شود اما ملت و كشورى به بزرگى ايران را تا كى مى توان در يك حوضچه محصور كرد؟
از: روزآنلاین