یادداشت‌های کسری نوری از زندان، ۱۲ بهمن ۹۷

جمعه, ۱۲ام بهمن, ۱۳۹۷
اندازه قلم متن

کسری نوری دانشجوی ارشد حقوق بشر از دانشگاه تهران و از مدیران وبسایت مجذوبان نور است که هم اکنون در زندان فشافویه زندانی است. این فعال حقوق درویشان گنابادی سحرگاه یکم اسفند مورد هجوم نیروهای لباس‌شخصی قرار گرفت و سپس با گذراندن یک دوره بازجویی  در بازداشتگاه اطلاعات به زندان تهران بزرگ (فشافویه) منتقل شد.

او که بارها از حضور در دادگاه به دلیل توهین به عقاید درویشان گنابادی و محرومیت آنان از حقوق اولیه قانونی خودداری کرده بود؛سرانجام با حکم غیابی قاضی احمدزاده؛ رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۱۲ سال حبس تعزیری، ‏۷۴ ضربه شلاق،‏۲ سال تبعید به ثلاث باباجانی، ‏۲ سال ممنوع‌الخروجی و ‏۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای محکوم شد.

این دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر پیشتر، از سال ۱۳۹۰ تا میانه‌ی ۱۳۹۴ نیز به دلیل فعالیت رسانه‌ای برای درویشان گنابادی یک دوره حبس در زندان‌های پلاک ۱۰۰شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز و زندان اوین تهران را گذرانده بود. او بصورت اختصاصی، یادداشتهایی را برای انتشار در اختیار ایران وایر قرار داده است. آنچه در ادامه می‌خوانید،دومین یادداشت اوست.

***

امید نا امیدی ها

امید نا امیدی های خویش را بایست در چه کسی یابیم؟ بگذارید این یادداشت را هم با این سوال آغاز کنیم.

امروز نا امیدی جمعی ما ایرانیان دیگر قابل انکار نیست بلکه به مرز یک بحران رسیده است اما آنچه لازم توجه ماست حول این موضوع میگردد که ما از چه کسی و یا چه چیزی ناامیدیم.به نظر میرسد اعتنا به این موضوع در رهیافت خروج از بحران، کارآمد است. راهی که با فهم منطقی شرایط امروز طی خواهد شد.در این یادداشت کوتاه بر امری تاکید خواهم کرد و آن احراز نا امیدی نظام سیاسی فعلی است. موضوعی که اگر از سوی جامعه بازشناخته شود میتواند منشا اثر نیکویی برای یافتن امید ناامیدی هایتان باشد.

امید در گفتمان رایج حکومتی واژه ی مستهلک شده ای است و چنان دست آویز و دستمایه ی سرپوش نهادن بر شکاف میان دولت و ملت قرار گرفته که بازیافت آن ضروری مینماید. ما نیاز به امید و امیدواری خواهیم داشت اما نه بر قاعده ای که نظام سیاسی کنونی انرا نشان میدهد و امیدمان را باید بر یک مبنا و یک پایه مستحکم استوار کنیم اما آن مبنا قطعا جمهوری اسلامی نخواهد بود. تاکید گفتمان حکومت بر ترویج امید در جامعه نه با دغدغه ی تکوین مردم به یک ارزش اجتماعی صورت میگیرد، که در واقع تلاشی فریبکارانه است و برای پذیرش این خودداری عریان از سوی جامعه.

که بر ما اربابان خویش امیدوار باشید تا شما و مملکتتان را استثمار کنیم، به همان میزان که این گزاره زننده و مضحک مینماید، آن بازی که با اعتماد جامعه ی عقب افتاده در سالهای اخیر شد زننده و مضحک است با این حال تلاش مذبوحانه ی حاکمیت را در ایجاد امید به استثمار نباید به سادگی به سخره بگیریم.زیرا با کمال تاسف بارها موثر افتاده است. نا امیدی از بهبود اوضاع چه برآمده از درآمدی باشد که دیگر کفاف خرج هایمان را نمیدهد و یا بر آمده از فضایی بسته باشد که آزادی هایمان را سلب میکند و یا به عبارتی کلی تر برآمده از اقتصاد، سیاست و جامعه ی بحران زده ی ما باشد ریشه در عالی ترین و متشکل ترین نظم وسازماندهی جامعه که دولت یا به عبارتی حاکمیت است، دارد.

نا امیدی به یکباره به وجود نمی آید بلکه با آغاز زوال سیاسی در نهاد های مختلف پا میگیرد که سیر آن در مسیر ناکارامدی فساد و عدم مقبولیت موجبات آشفتگی و بحرانی را فراهم می‌آورد تا زوال سیاسی به آستانه ی فروپاشی سیاسی نزدیک شود. نا امیدی در همین فرایند که مبتنی بر شکاف میان دولت و ملت است به وجود خواهد امد.که در صورت گستردگی دامنه ی آن در همه ی گروه ها و طبقات اجتماعی نقطه ی تلاقی تاریخی ای را رقم خواهد زد که بستر ساز شکل گیری دگرگونی های سیاسی وانقلاب ها بوده است.

اگر در فشار غیر قابل تحمل مصائب امروزمان نا امیدی به درستی درک شود تا جامعه به رخوت و سرخوردگی فرو نرود خود به منزله ی نشانگری خواهد بود که با اشتراکش در میان مردم واکنشی به واقعیت فروپاشی سیاسی دارد.

قطع امید از حکومتی مستبد هنگامی واجد اثر و انگیزه ی لازم برای عزم تغییر وضعیت اسفبار کنونی است که دانستهباشیم امید را باید بر که ببندیم در واقع تفکیک و بازشناخت امید از آنچه استبداد در حال تلاش برای رواج آن است امری ضروری مینماید و سعی من در این یادداشت تاکیید بر روی همین موضوع بوده است که

با احراز نا امیدی به نظام سیاسی کنونی امید نا امیدی هایمان را باید در خویشتن جست و این خویشتن نه انسانی در پیله ای از تنهایی است بلکه خویشتنی که در پیکره ی ملت با فرد فرد آن در پیوستگی و همبستگی فرار میگیرد و قدرت بر حقی که از این اتحاد و پیوستگی ناشی میشود شایستگی امیدواری را دارد. امیدواری نه تنها بر خروج از این بحران که امیدواری بر ایرانی آباد و روزگاری در صلح و آزادی.

و البته این امیدواری باید راه بدل شدن به نگرشی در تنیده با آزادگی و محیا ساختن آن به قامت باوری راسخ در ضمیر ما طی نماید. ما نه تنها با تکیه بر خویشتن بایست امید داشته باشیم که پیروز خواهیم شد بلکه باید باور داشته باشیم که این میدان یک پیروز خواهد داشت و آن تنها ما هستیم.

پ.ن: تصویر صلح آزادی را در خیال خویش نقش کنیم و با توجه به داده های واقعی امروز اندازه ای به آن فکر کنیم تا خیالمان راه بدل شدن به آرمان انسانی و ارزنده را طی کند.گذار خیال به ساحت اندیشه ی سیاسی نه تنها نسبت نا امیدی را از امیدواری میزداید که به درک آنچه امروز در خلا آن به رنج و تعب افتاده ایم  کمک میکند. از زمان افلاطون تا کنون اندیشمندان از آرمانشهر هایشان گفته اند، نه برای اینکه خیال پردازان دیوانه جلوه کنند، بلکه قصد داشته اند تا بر آنچه نیست انگشت بگذارند.

از: ایران وایر


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.