
ایران وایر
کریستینا لمب، روزنامهنگار و نویسنده مشهور بریتانیایی در نشریه ساندی تایمز کتاب «احضار دوال پای رسوایی با پایسیب» سپیده قلیان را که اخیرا نسخه انگلیسی آن با نام «باشگاه نانوایان زندان اوین» توسط انتشارات « one world» منتشر شده، معرفی کرده است.
او نوشته در زندان اوین، زندانیان سیاسی زن با شیرینیپزی به زندگی خود معنا میبخشند، این دستورهای پخت که به صورت مخفیانه از زندان خارج شدهاند، گواهی بر شجاعت آنها است.
«احضار دوال پای رسوایی با پایسیب» آخرین اثر سپیده قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین است که نسخه الکترونیکی فارسی این کتاب فروردین ۱۴۰۳ توسط «ایرانوایر» منتشر شد و نسخه چاپی آن را انتشارات «ناکجا» در اردیبهشت امسال منتشر کرد.
در این کتاب سپیده قلیان داستانهای پر درد و رنج زندانیان را با دستورهای انواع کیک و شیرینی که با وسایل ساده در زندان اوین طبخ میکنند، در آمیخته و اندکی از تلخی داستانهای غمانگیز زنان زندانی گرفته است. او دستور پخت هر کدام از این شیرینیها را به زنان زندانی یا فعالان حقوق بشر تقدیم کرده است.
کریستینا لمب، خبرنگار ارشد ساندی تایمز نوشته خود را با توصیفی از زندان اوین آغاز کرده است؛ جایی که سپیده قلیان هنوز در آن روزگار میگذراند. او اوین را یکی از بدنامترین زندانهای جهان توصیف کرده و نام آن را برای مخاطبان انگلیسی با نام نازنین زاغری رتکلیف، شهروند ایرانی بریتانیایی که پنج سال در زندان اوین محبوس بود، آشناسازی کرده است.

او این زندان را «جهنمی روی زمین » توصیف کرده اما گفته زنان زندانی به طور باورنکردنی در این زندان مشغول شیرینی پزیهستند از نان خامهای و دونات تا پای لیمو.
کریستینا لمب سوال مخاطبانش درباره این که چطور ممکن است در زندان شیرینی پزی کنی؟ را با استناد به مصاحبه نازنین زاغری جواب داده است: «این سوال وقتی شروع به خواندن کتاب و مرور دستورهای پخت کردم به ذهن من هم رسید اما یاد مصاحبهای با نازنین زاغری افتادم که در آن درباره دوران زندانش صحبت کرده بود از لباس دوختن با پارچههایی از فروشگاه لیبرتی لندن و شیرینیپزی. مشخص شد که بخش زنان زندان اوین یک آشپزخانه کوچک با دو شعله گاز دارد و آنها توانستهاند یک فر، وسایل آشپزی و از همه مهمتر یک قالب شیرینی تهیه کنند.»
او این کتاب را شهادتی شگفتانگیز بر شجاعت، همدلی و همبستگی زنان در سختترین شرایط توصیف میکند و مینویسد این کتاب روایتی است از زنانی شکستناپذیر که در میان شکنجه، آزار جنسی و بازجوییهای پیاپی، حاضر به تسلیم شدن نیستند و با شادیِ ناشی از شیرینیپزی مقاومت خود را نشان میدهند.»
کریستینا لمب مثال جالبی هم میزند: « انگار نایجلا لاوسون (آشپز معروف بریتانیایی) را با نلسون ماندلا ترکیب کرده باشید.
در حقیقت، این مرا به یاد مصاحبه با همسلولیهای سابق ماندلا در جزیره روبن انداخت؛ زندان بدنام آفریقای جنوبی که بعدها به «دانشگاه جزیره روبن» شهرت یافت، چرا که ماندلا و دیگران حاضر نشدند در هم شکسته شوند و در فاصلههای بین کار اجباری، به آموزش و افزایش دانش خود میپرداختند.»
او برخی داستانهای زنانی را که در این کتاب خوانده برای مخاطبانش تعریف کرده است، از داستان مهین بلند کرمی، زن کردی که عاشق رقصیدن بود و در زندان جان داد تا داستان شیرینیهای زنجبیلی و دارچینی نازنین زاغری که به یاد دخترش گابریلا در زندان پخته میشد. کریستینا لمب در پایان نوشته فکر نمیکند دیگر بتواند یک شیرینی «مادلن» را بدون فکر کردن به داستانهای این کتاب بخورد.