
سپیده قلیان، زندانی سیاسی، روز شنبه ۹خرداد۱۴۰۵ پس از پایان دوران محکومیتش از زندان وکیلآباد مشهد، آزاد شد. او که ۲۱آذر و با حضور برای مراسم هفتم «خسرو علیکردی»، وکیل حقوقبشری که بهطرز مشکوکی جان باخت حاضر و با خشونت بازداشت شده بود، با دستهگلی بر سر مزار آقای علیکردی حاضر شد و رنج این روزهای خود و جامعه ایران، به رنج «سیزیف» تشبیه کرد؛ نمادی اسطورهای در یونان باستان که خدایگان او را محکوم به حمل تخته سنگی بزرگ به بالای قله کوه کرده بودند اما تا به بالا میرسید سنگ غلتیده و به پایین باز میگشت.
سپیده از زمان نخستین بازداشتش در اسفند ۱۳۹۵ که بهخاطر مطالبی بود که در اینستاگرامش درباره آلودگی هوای اهواز و انتقال آب خوزستان نوشته بود و سپس پیوستن به اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفتتپه در سال ۱۳۹۷ و بازداشتش با «اسماعیل بخشی» و چندین فعال کارگری دیگر، بین زندان و بیرون زندان در رفت و آمد بوده. گاه فاصله این آزادی تا زندان بعدیاش، تنها چند ساعت بوده است، مثل اسفند ۱۴۰۱ که بعد از آزادی فریاد کشید: «خامنهای ضحاک میکشیمت زیر خاک» و ماموران امنیتی در جاده برایش «کمین» کرده بودند. اما سپیده، آنگونه که خود نوشته «بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت، جدا جدا و قطعه قطعه» را تاکنون زمین نگذاشته است.
***
سپیده قلیان کیست و چرا هشتسال است زندانبهزندان میشود؟
سپیده قلیان، ۳۱ساله است، متولد اولمهر۱۳۷۳ و اهل دزفول در استان خوزستان. او در دانشگاه دامپزشکی میخوانده ولی از ۲۴سالگی که در اعتراضات کارگران هفتتپه شرکت کرد، بیشتر روزهایش را در زندان گذارنده.
سپیده اولینبار در اسفند۱۳۹۵ بازداشت شد، وقتی ۲۲ساله بود. بر اساس گزارش نهادهای حقوقبشری او ششروز بعد آزاد شده و دلیل بازداشتش مطالبی بوده که در اینستاگرامش منتشر کرده بوده است. مطالبی درباره افزایش شمار کودکان کار در اهواز، آلودگی هوای این شهر و انتقال آب خوزستان به مرکز ایران.
او دومینبار در آبانماه۱۳۹۷ بازداشت شد، در شهر شوش و وقتی در حمایت از کارگران معترض هفتتپه در تجمعشان حاضر شده بود. او با اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «تشویش اذهان عمومی» به ۵سال حبس محکوم شد.
در آن تجمع دهها کارگر معترض دیگر هم بازداشت شده بودند که ظرف چند روز آزاد شدند، اما اسماعیل بخشی، فعال کارگری سرشناس و سپیده ۲۴ساله بهمدت یکماه در بازداشت ماندند تا سرانجام با وثیقه آزاد شدند. گزارشها حاکی از آن بود که هر دو شکنجه شده بودند. شهادت بر شکنجه سپیده را همانروزها، هم اسماعیل بخشی که هم پروندهای سپیده بود و هم «عسل محمدی»، فعال مدنی که همسلولی سپیده در بازداشتگاهی در اهواز بود نوشته بودند. خانم محمدی شهادت داد که «شاهد ساعتهای طولانی بازجوییاش (سپیده قلیان) بودم و از ۱۰ صبح تا پاسی از نیمهشب تقریبا هر روز این پروسه تکرار میشد. من صدای فریاد و توهینهای بازجویش را از اتاق کناری میشنیدم. ما شاهد روزی بودیم که چنان فشاری برای اعتراف دروغ بر او آوردند که پنجه بر چهرهاش می کشید و آرزوی مرگ میکرد.»
چند روز بعد سپیده و اسماعیل بخشی در گزارشی که در شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی و در برنامه بدنام «۲۰:۳۰» حضور داشتند؛ گزارشی تحت عنوان «طراحی سوخته» که «آمنه سادات ذبیحپور» مجری آن بود؛ زنی که به دلیل حضور در ساخت برنامهها و ستندهای امنیتی علیه فعالان مدنی و زندانیان سیاسی لقب بازجوخبرنگار گرفت. با انتشار این گزارش که «اعترافات اجباری»، قلیان و بخشی و چند فعال چپ دیگر را در بر میگرفت، خشم عمومی بالا گرفت و سپیده و اسماعیل بخشی در دیماه ۱۳۹۷ دوباره بازداشت شدند.
این بار بعد از مدتی به زندان اوین منتقل شدند و «محمد مقیسه» قاضی وقت دادگاه انقلاب که البته در دیماه۱۴۰۳ در ساختمان دیوان عالی به همراه رازینی کشته شد، احکام سنگین زندان به بخشی، قلیان، «امیرحسین محمدیفرد»، «ساناز اللهیاری»، «امیر امیرقلی» و «عسل محمدی» داد. آنها همگی در چهارم آبان۱۳۹۸ آزاد شدند.
سپیده اما در ۲۵آبان۱۳۹۸ و همزمان با اعتراضات سراسری به سهبرابر شدن یک شبه قیمت بنزین دوباره بازداشت شد. ویدیویی از او در شبکههای اجتماعی منتشر شد که شعار میداد: «نه تهدید نه زندان، دیگر اثر ندارد.»
به گزارش منابع حقوق بشری، «بعد از بازگشت به خانه، چهار ماشین نیروهای امنیتی به منزل وی (سپیده قلیان) رفته و با ضرب و شتم او را بازداشت کردهاند.»
آبان۱۳۹۸ یکی از خونبارترین اعتراضات مردمی سالهای اخیر در ایران بوده است. بر اساس گزارش «عفو بینالملل»، تنها در دو سهروز اعتراضات، ۳۲۴نفر از معترضان بهدست نهادهای سرکوبگر کشته شدند. «عبدالرضا رحمانی فضلی»، وزیر وقت کشور، تعداد کشته شدگان را ۲۰۰ تا ۲۲۵نفر اعلام کرد ولی «رویترز» به نقل از منابع خود تعداد کشته شدگان را ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد، رقمی که فعالان و دادخواهان این حرکت مردمی میگویند به واقعیت نزدیکتر است.
سپیده البته چند روز بعد با وثیقه آزاد شد، حکم دادگاه تجدیدنظر هفتتپه آمد که او را به ۵ سال زندان محکوم کرده بود.
گفتن از زندانیان بینام؛ بار سنگینی که سپیده آن را بهدوش گرفت
سیآذر۱۳۹۸ در کارنامه فعالیتهای سپیده قلیان نقطه عطف است. او که به تازگی از زندان سپیدار اهواز آزاد شده بود، در رشته توییتی درباره وضعیت دهشتناک زندانیان زن در این زندان نوشت. از زنان زندانی جرایم غیرسیاسی که تاکنون صدایشان به گوش هیچکس نمیرسید. نامهایی را بر زبان آورد و از رنج آنها نوشت که در پستوهای زندان فراموش شده بودند. از «مریم حمادی» و فرزندش نوشت که چون با فلاسک و خارج از نوبت حمام میکرده، توسط ماموران زندان سپیدار تنبیه شده است. از «سمیه» نوشت که بهخاطر رقصیدن به قرنطینه بند زنان سپیدار منتقل شده بود و تحت فشار تلاش کرده بود با «ملافه» خود را «دار» بزند، اما نجات پیدا کرد. از تحمیل حجاب، بهرهکشی از زنان زندانی در ازای ۱۰۰هزار تومان حقوق و از اجبار زندانیان برای خواندن نماز نوشت.
ایرانوایر پیشتر گزارشهایی درباره وضعیت غیرانسانی زندان سپیدار، بهویژه بند زنان این زندان منتشر کرده است. بر اساس گفتههای دو زندانی سابق این زندان، حدود ۴۰۰زندانی زن محبوس در این بند، هر روز با گرسنگی، دادن داروهای اعصاب و روان و تعرض جنسی کلامی و فیزیکی زندانیان زن عرب شکنجه داده میشوند و خودزنی در میانشان بسیار رخ میدهد.
اما گفتن از رنج و تبعیض بر زندانیان زن جرایم غیرسیاسی رویهای است که در سالهای بعد سپیده آن را ادامه داده است. او در دو کتاب خود، «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت میکشد» و «احضار دوالپای رسوایی با پای سیب» که هر دو توسط ایران وایر نشر شده از زنان زندانی نوشته، از رنج هر روزه آنها و تلاششان برای ادامه زندگی در میان تبعیض، ستم و بهحاشیهراندهشدگی.
سپیده قلیان بعدها درباره زندان بوشهر هم نوشت، وقتی که با حکم نفی بلد به بوشهر فرستاده شده بود و برای یک مرخصی کوتاه درمانی بیرون آمد. او این زندان را به «جایی نزدیک آخر دنیا» تشبیه کرد. سپیده که در شهریور ۱۴۰۰ کرونا گرفته بود و برای همین به مرخصی فرستاده شد، از کودک افغانستانی نوشت که بههمراه مادرش در این زندان بود و بهدستور رییس زندان «کفنپوش» شده بود تا بترسد و شبها زودتر بخوابد. پوشیدن اجباری سینهبند و «غسل» دادن یک زن زندانی به این دلیل که خارج از ساعت مقرر حمام کرده در مقابل چشمان بقیه زندانیان و محرومیت زندانیان دیگر از حق تلفن در صورتیکه چشم بر عریان کردن هم بندی شان ببندند، از مواردی بوده که سپیده درباره آن در زندان بوشهر نوشته است.
در پی انتشار این رشته توییت و بازگشت او به زندان، خبرگزاری «تسنیم»، وابسته به سپاه پاسداران ویدیویی از زندانی زن افغانستانی که سپیده درباره او نوشته بود، منتشر کرد که او در آن ویدیو که بهنظر میرسد تحت فشار ضبط شده، میگوید وضعیت زندان خوب است و سپیده را به «دروغگویی» متهم کرد.
در پی این اتهامزنی، «محبوبه رضایی»، زندانی محبوس در زندان بوشهر نوشت که شهادت میدهد «بهدلیل مشکلات مالی از طرف مسوولین اندرزگاه زندان مرکزی بوشهر پیشنهاد صیغه موقت با مردان متمول بند مالی زندان را دریافت کردم. من شهادت میدهم خواهر عزیزتر از جانم، سپیده قلیان را در جلو چشمانمان تهدید به قتل و تجاوز میکردند.»
شکایت از آمنهسادات و شکایت آمنهسادات از سپیده
سپیده یکی از نخستین کسانی است که علیه اعترافات اجباری که صداوسیما از او پخش کرد از دستاندرکاران آن شکایت کرده است. او در سال ۱۳۹۸ از آمنه سادات ذبیحپور، خبرنگار برنامه ۲۰:۳۰ که نزد افکار عمومی به بازجو-خبرنگار معروف است در دادگاه شکایت کرد و گفت که او در اتاق بازجوییاش بوده. در پی این شکایت ذبیحپور هم از سپیده شکایت کرد. شکایت سپیده ره به جایی نبرد، اما سپیده در حالیکه هنوز حبس میکشید ناچار شد در دادگاهی که شاکیاش ذبیحپور بود شرکت کند.
«مهدی قلیان»، برادر سپیده در مردادماه ۱۴۰۲ در پستی در اینستاگرام از حضور خواهرش بدون حجاب اجباری در دادگاه خبر داد و نوشت که ذبیحپور به سپیده، اتهام جاسوسی زده است «سپیده هم در پایان دادگاه و به گفته خودش، از طرف مردم در صورت او (آمنهسادات ذبیحپور) تف کرد.»
سپیده قلیان بابت این پرونده بعدا به هشتماه حبس محکوم شد.
زندان، شعار و دوباره زندان
سپیده قلیان بارها در فواصل کوتاهی از یک زندان و بازداشت به بازداشت و زندان دیگری کشیده شده است. اما احتمالا کوتاهترین دوره آزادی او مربوط به ۲۵اسفند۱۴۰۱ است، زمانی که با پایان دوره محکومیتاش از زندان اوین آزاد شد و ۵ساعت بعد در راه خوزستان ماموران دوباره بازداشتش کردند. همانزمان، یک منبع مطلع به ایرانوایر گفته بود که ماموران برای بازداشت او در جاده، «کمین» کرده بودند.
ویدیویی از سپیده قلیان در مقابل زندان اوین در اسفند۱۴۰۱ منتشر شده که لباس بلوچی به تن دارد و بدون حجاب اجباری، شعار میدهد: «خامنهای ضحاک، میکشیمت زیر خاک.» شعاری که در جنبش «زن زندگی آزادی» مکررا در خیابانهای ایران فریاد زده شده بود؛ لباس بلوچیاش هم احتمالا ادای احترامی به بیش از صد کشته جمعه خونین زاهدان بود. همین ویدیو و بازتاب گسترده شجاعت سپیده، باعث شده هنوز خیلی از تهران دور نشده، خودروی خانوادهاش که برای بردن سپیده به تهران آمده بودند تا او را به خانه ببرند و نوروز را بعد از سالها کنار هم باشند، متوقف کنند و او را با خود ببرند.
در ساعات اولیه آن بازداشت، سپیده بارها تهدید به تجاوز شد. منابع مطلع در فروردین۱۴۰۲ به ایرانوایر گفتند که ماموران امنیتی در زندان اوین، پس از ساعتها تهدید به آزار جنسی و ضرب و شتم٬ به او گفتند لیاقت خوابیدن در سلول را نداری و باید کف کریدورهای ۲۰۹ بخوابی. وقتی اعتراض کرد هم به او گفتند: «دهنت باز بشه، همینجا ترتیبت رو میدن!»
دادگاه انقلاب بعدا او را در همین باره و با اتهام «توهین به رهبری» به دو سال زندان محکوم کرد و سپیده، آنگونه که برادرش نوشت چیزی که تازه تمام شده بود را دوباره از نو شروع کرد.
دوره های محکومیت سپیده در این سالها چنان زیاد و در هم تنیده است که حتی پیگیرترین پژوهشگران حقوق بشر را هم سردرگم میکند. احکام متعدد و پشتسر همی که سرانجام در خرداد۱۴۰۴ با تجمیع دوران محکومیت به پایان رسیدند و سپیده قلیان در اوین و صدها کیلومتر دور از خانواده و در «نفی بلد» حبس میکشید، آزاد شد.
مرگ مشکوک خسرو علیکردی و حبسی دوباره
شامگاه جمعه ۱۵آذر۱۴۰۴، خسرو علیکردی، وکیل سرشناس که پرونده زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه را برعهده داشت، به گفته منابع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کردند، بهطرز مشکوکی جان باخت. در حالیکه حکومت مدعی بود او سکته قلبی کرده، خانوادهاش از سلامت کامل او و ضبط فیلم دوربینهای مداربسته محل کارش خبر دادند. در عوض ویدیوی چندثانیهای از لحظه مرگ او توسط رسانههای حکومتی منتشر شد که او ناگهان روی زمین میافتد.
خشم عمومی از جان باختن او در حال گسترش بود و در مراسم هفتم او، همشهریانش با شعاردهی حضور داشتند. از تهران چند زن زندانی سیاسی، از جمله «نرگس محمدی»، «عالیه مطلبزاده»، سپیده، «هستی امیری» راهی مراسم هفتم او شدند. «نسرین ستوده» هم البته با تاخیر به مراسم او رسید. با به خشونت کشیدن اعتراض و عزاداری حاضران در مراسم هفتم علیکردی، این زنان با خشونت بسیار بازداشت شدند.
سپیده قلیان در جریان این بازداشت به شش ماه حبس محکوم شد و حالا با اتمام دوران محکومیت دیروز از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شده است.
او در یادداشتی در اینستاگرام دوباره بر عهدی که با حقیقت و آشکار کردن آن دارد، تاکید کرده است. از وضعیت کنونی و تجربه دوران زندان خود در وکیل آباد نوشته و شرایط خود و جامعه را به روایت نمادین «سیزیف»، افسانه مردمی که خدایان یونان باستان او را به حمل تخته سنگی به بالای کوه محکوم کرده بودند و هر بار به بالا میرسید سنگ میغلتید و فرو میافتاد، از راه دشوار آزادی نوشته است.
قلیان نوشته است: «از زندان یک راست آمدم سر خاک خسرو، جور عجیبی حس میکنم چونان سیزیف از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که سنگی را به بالای تپه ببریم… بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت، جدا جدا و قطعه قطعه.»
او که همیشه رابطهای صمیمانه و دوستانه با هم بندیهای خود داشته، نوشته که پس از آزادی، دلش همچنان در زندان و کنار دیگر زندانیان باقی مانده است و یاد آنها را فراموش نمیکند.