
امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران، از شکلگیری نوعی «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» در ایران خبر داده است؛ وضعیتی که در آن افراد، بدون خروج از کشور، سرمایه، انرژی و مشارکت خود را از جامعه پس میگیرند و زندگیشان را در انتظار فرصتی برای مهاجرت تنظیم میکنند.
جلالی ندوشن در گفتوگو با ایلنا گفته است تداوم بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی، جامعه ایران را با نوعی «تعلیق اجتماعی» مواجه کرده و امکان برنامهریزی بلندمدت را از بخش بزرگی از مردم گرفته است.
سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران گفت: «هنگامی که بحرانها پیدرپی رخ میدهند و پایان هیچکدام روشن نیست، افق برنامهریزی کوتاه میشود. زندگی از مسیر ساختن آینده به سمت ادارهکردن امروز حرکت میکند.»
او یکی از پیامدهای این وضعیت را از بین رفتن توانایی تصور آیندهای پیشبینیپذیر دانست. در چنین شرایطی، فرد ممکن است همچنان کار کند و زندگی روزمره خود را ادامه دهد، اما همزمان احساس کند زندگیاش موقت، ناتمام و در انتظار تعیین تکلیف است.
جلالی ندوشن با اشاره به تاثیر این وضعیت بر طبقه متوسط گفت کاهش ارزش درآمد، ناامنی شغلی و نامشخص بودن آینده باعث شده است بسیاری از خانوادهها اهدافی مانند خرید خانه، ادامه تحصیل، فرزندآوری، سفر، فعالیت فرهنگی و سرمایهگذاری حرفهای را به تعویق بیندازند یا کنار بگذارند.
به گفته او، مهاجرت برای بخشی از جامعه به راهی برای دستیابی دوباره به امکان برنامهریزی تبدیل شده است. با این حال، همه افرادی که به خروج از ایران فکر میکنند، توانایی مهاجرت ندارند و به همین دلیل، در کنار مهاجرت واقعی، «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» نیز گسترش یافته است.
در این وضعیت، افراد از مسائل عمومی فاصله میگیرند، فعالیتهای اجتماعی خود را محدود میکنند، به زندگی خصوصی پناه میبرند یا تمام برنامههایشان را در انتظار فرصتی برای خروج قرار میدهند. جلالی ندوشن هشدار داده است که پیامدهای این وضعیت برای جامعه کمتر از مهاجرت فیزیکی نیروهای متخصص نیست.
این روانپزشک همچنین تاکید کرد که تابآوری جامعه را نباید با سکوت، تحمل بیپایان یا عادتکردن به بحران اشتباه گرفت. به گفته او، تحریکپذیری، خشم روزمره، اختلال خواب، نگرانی دائمی، تعارضهای خانوادگی، کاهش تمرکز، افت بهرهوری و بیاعتمادی از نشانههای فرسایش روانی جامعهاند.
او افزود گروههای کمدرآمد، سالمندان، کودکان، زنان سرپرست خانوار، بیماران و صاحبان مشاغل ناپایدار، زودتر و شدیدتر از دیگر گروهها تحت تاثیر این شرایط قرار میگیرند.
نتایج یک پژوهش دانشگاه تهران که در مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، نشان میدهد ۴۵/۵ درصد جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله خواهان مهاجرت و زندگی در کشوری دیگر هستند. امید به آینده، رضایت از زندگی و احساس امنیت اقتصادی و اجتماعی از عوامل موثر بر تمایل آنان به مهاجرت اعلام شده است.
همچنین، دادههای رصدخانه مهاجرت ایران نشان میدهد ۷۳ درصد پزشکان و پرستاران و ۵۹ درصد دانشجویان، تاثیر تورم بر تمایل خود به مهاجرت را «بسیار زیاد» ارزیابی کردهاند.