ارزیابی وضعیت میدانی «نه جنگ، نه صلح» میان ایران و آمریکا

Wednesday, 9th September, 2026
اندازه قلم متن

به‌منظور ارزیابی وضعیت میدانی، به کنش‌ها و واکنش‌های چند هفتهٔ گذشته در خاورمیانه، به‌ویژه درگیری آمریکا و ایران در خلیج فارس و تنگهٔ هرمز، می‌پردازیم. شکی نیست که نظام اسلامی در ایران، به‌دلیل پنهان‌کاری در برنامهٔ اتمی، ایجاد نیروهای شبه‌نظامی در کشورهایی مانند لبنان، عراق و یمن و تهدید به نابودی اسرائیل، موجب واکنش جامعهٔ جهانی، به‌ویژه اسرائیل، شده است.

 

وضعیت غنی‌سازی در ایران سال‌هاست که از سوی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بررسی می‌شود و مدیرکل آژانس گزارش‌های متعددی دربارهٔ عدم شفافیت و همکاری کامل جمهوری اسلامی منتشر کرده است. در آخرین گزارش مدیرکل آژانس به نشست شورا در روز دوشنبه، ۷ سپتامبر، آمده است: «آژانس از یک سال پیش، به‌دلیل ممانعت ایران، قادر به راستی‌آزمایی وضعیت تأسیسات هسته‌ای ایران در چارچوب اهداف پادمانی و مواد هسته‌ای مرتبط نبوده است.» وی در ادامه تأکید کرد که نبود دسترسی آژانس به اطلاعات مربوط به این تأسیسات و مواد هسته‌ای مرتبط و ناتوانی این نهاد در انجام فعالیت‌های راستی‌آزمایی، «از نظر عدم اشاعهٔ سلاح‌های هسته‌ای، مسئله‌ای بسیار نگران‌کننده است و این وضعیت باید با حداکثر فوریت اصلاح شود.»

 

جمعهٔ گذشته، خبرگزاری رویترز به نقل از دیپلمات‌ها گزارش داد که آمریکا، همراه با سه کشور اروپایی موسوم به تروئیکا ــ بریتانیا، فرانسه و آلمان ــ درصدد است شورای حکام آژانس را در نشست جاری متقاعد کند قطعنامه‌ای تصویب کند که براساس آن، آنچه «نقض تعهدات ایران در زمینهٔ منع اشاعهٔ هسته‌ای» خوانده می‌شود، به شورای امنیت سازمان ملل گزارش شود (۱).

 

در سال ۲۰۱۵، توافق‌نامهٔ برجام به تصویب جمهوری اسلامی و پنج قدرت بزرگ، شامل آمریکا، روسیه، چین، انگلستان و فرانسه، رسید. این توافق، غنی‌سازی ایران را برای مدت ده سال به سطح پایین ۳٫۵ درصد محدود می‌کرد. برجام در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما امضا شد؛ اما پس از پیروزی آقای ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶، وی آمریکا را به‌طور یک‌جانبه از این توافق خارج کرد و تحریم‌های شدیدی علیه ایران برقرار ساخت. ایران نیز پس از آن، برخلاف مفاد برجام، غنی‌سازی اورانیوم را تا سطوح ۲۰ و ۶۰ درصد افزایش داد.

 

پس از پیروزی آقای جو بایدن در انتخابات سال ۲۰۲۰، مذاکرات برای محدود کردن غنی‌سازی در ایران آغاز شد و تا انتخابات سال ۲۰۲۴ آمریکا ادامه یافت. با پیروزی مجدد آقای ترامپ، مذاکرات همراه با تهدید از سر گرفته شد. سران جمهوری اسلامی، با دور زدن تحریم‌ها، به غنی‌سازی ادامه دادند و میزان اورانیوم غنی‌شده در ایران به بیش از ۴۴۰ کیلوگرم رسید و همچنان رو به افزایش بود؛ وضعیتی که موجب نگرانی آمریکا، اسرائیل و کشورهای همسایهٔ ایران شد.

 

آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حملات هوایی گسترده‌ای علیه ایران انجام دادند و خسارات فراوانی به تأسیسات نظامی و اتمی کشور وارد کردند. در این حملات، بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران نیز کشته شدند. تصور آمریکا و اسرائیل این بود که نظام اسلامی ناگزیر به خواسته‌های آنان تن خواهد داد، اما این انتظار محقق نشد. خواسته‌های دو کشور مهاجم عبارت بود از خروج اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده از ایران، برچیدن نیروهای نیابتی و کاهش برد موشک‌های بالیستیک و مافوق‌صوت. در مقابل، نظام اسلامی در مدت کوتاهی فرماندهان کشته‌شدهٔ سپاه را جایگزین کرد و هشدار داد که در صورت حملهٔ مجدد آمریکا و اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه، به‌ویژه در اردن، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحدهٔ عربی و عمان، هدف قرار خواهند گرفت.

 

با وجود این تهدیدها، جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؛ اما آن‌گونه که آمریکا انتظار داشت، تعهدی نپذیرفت. در جریان مذاکرات، آمریکا و اسرائیل بار دیگر به زیرساخت‌های ایران حمله کردند؛ درگیری‌ای که به «کارزار ۴۰روزه» موسوم شد. در این حملات، رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، و بسیاری از فرماندهان ارتش و سپاه، همچنین شماری از زنان و کودکان، کشته شدند.

 

جمهوری اسلامی تهدیدهای خود را عملی کرد و پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار داد؛ حملاتی که خسارات فراوانی به تجهیزات و تأسیسات نظامی آمریکا وارد کرد. همچنین تردد کشتی‌ها از تنگهٔ هرمز متوقف شد و جمهوری اسلامی اعلام کرد کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌ها تنها با اجازهٔ سپاه پاسداران و پرداخت هزینهٔ کنترل امنیتی می‌توانند از این تنگه عبور کنند.

 

از سوی دیگر، کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس، با توجه به قدرت نظامی ایران، اتکای خود به حمایت امنیتی آمریکا را مورد بازنگری قرار دادند. در همین زمینه، آقای ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجهٔ قطر، روز ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ در ابوظبی، پایتخت امارات متحدهٔ عربی، گفت کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس نمی‌توانند برای تأمین امنیت خود صرفاً به ایالات متحده یا دیگر ائتلاف‌های بین‌المللی متکی باشند و باید برای دستیابی به خودکفایی اقدامات بیشتری انجام دهند. وی تأکید کرد که پیمان‌های راهبردی با ایالات متحده دیگر برای تضمین امنیت این کشورها کافی نیست.

 

این در حالی است که روزنامهٔ واشنگتن‌پست در گزارشی نوشته بود که عربستان سعودی، امارات متحدهٔ عربی، قطر، کویت و بحرین، به‌دلیل آنچه «مواضع ناپایدار ترامپ، دیپلماسی شکست‌خورده و افزایش هزینه‌های اقتصادی و امنیتی جنگ» می‌دانند، به‌شدت از واشنگتن ناامید شده‌اند. یکی از مقامات کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس در گفت‌وگو با این روزنامه گفته بود: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما تاوان آن را می‌پردازیم.»

 

سخنگوی وزارت امور خارجهٔ جمهوری اسلامی نیز با تأکید بر اینکه اقدامات تجاوزکارانهٔ آمریکا عامل ناامنی در تنگهٔ هرمز و اختلال در کشتیرانی تجاری بین‌المللی است، تصریح کرد: آمریکا جنگ را آغاز کرده، اما انتظار دارد تمام جهان هزینهٔ آن را بپردازد و هم‌زمان ایران را عامل آشوبی جلوه می‌دهد که خود مسبب آن بوده است. به گزارش بامداد دوشنبه، ۷ سپتامبر، اسماعیل بقائی در پیامی در حساب کاربری خود در شبکهٔ اجتماعی ایکس، با اشاره به روایت وارونهٔ آمریکا دربارهٔ علت ناامنی در تنگهٔ هرمز و اختلال در کشتیرانی تجاری بین‌المللی، نوشت که تنگهٔ هرمز تا پیش از ۲۸ فوریه، یعنی زمانی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، کاملاً باز بود (۲). وی اظهار داشت که آمریکا جنگی غیرقانونی و وحشیانه را بر منطقه تحمیل و جریان عادی کشتیرانی را مختل کرده است؛ نفت‌کش‌ها متوقف مانده‌اند، تجارت مختل شده و بهای انرژی روندی صعودی یافته است.

 

با تلاش پاکستان، عمان، قطر و دیگر کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس، جمهوری اسلامی و آمریکا با میانجی‌گری این کشورها در اسلام‌آباد پای میز مذاکره نشستند. پس از دو هفته، رئیس‌جمهور آمریکا و جمهوری اسلامی تفاهم‌نامهٔ ۱۴ماده‌ای اسلام‌آباد را امضا کردند. بااین‌حال، آقای ترامپ به این تفاهم‌نامه پایبند نماند و با همکاری عمان، برای جلوگیری از افزایش هزینهٔ انرژی در جهان، مسیر عبور محدود نفت‌کش‌ها از آبراه لایروبی‌شدهٔ مسندم را عملیاتی کرد. این اقدام با تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد در تضاد بود.

 

جمهوری اسلامی به تعدادی از نفت‌کش‌های در حال عبور از این آبراه حملهٔ پهپادی کرد و تنگهٔ هرمز بسته باقی ماند. فرماندهی مرکزی آمریکا، «سنتکام»، نیز پرتابگرهای مین‌گذاری دریایی در سواحل ایران، از جمله جزیرهٔ لارک، را هدف قرار داد. در جریان این حملات، پرتابه‌ای از سوی آمریکا به مراسم عروسی در شهر سیریک، در حاشیهٔ دریای عمان، اصابت کرد که چهار کشته و شمار زیادی مجروح بر جای گذاشت.

 

متأسفانه کنش و واکنش‌های نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. آمریکا راهبرد «فشار حداکثری» برای خفه کردن اقتصاد ایران را اعلام و اجرا کرده است. از سوی دیگر، ارتش ایران پس از جنگ‌های ۱۲روزه و ۴۰روزه، تعمیر و توسعهٔ سامانهٔ پدافند هوایی بومی خود را آغاز کرد. معاون هماهنگ‌کنندهٔ نیروی پدافند هوایی ارتش، سرتیپ دوم محمد صادقیان، اعلام کرد که نیروهای پدافندی در بیش از ۳۸۰۰ نقطهٔ کشور حضور دارند و بسیاری از این نقاط در مناطق صعب‌العبور واقع شده‌اند. ایران کشوری با شرایط جغرافیایی متنوع است و نیروهای پدافندی در کویرها، سواحل، جزایر و ارتفاعات مستقرند.

 

براساس گزارش‌های تأییدنشده، روسیه و چین برای تقویت آمادگی پدافند هوایی ایران، از جمهوری اسلامی پشتیبانی کرده‌اند و این حمایت همچنان ادامه دارد. از جمله گفته شده است که بیش از ۴۰۰ سامانهٔ پدافند هوایی دوش‌پرتاب از سوی چین به ایران واگذار شده است.

 

در همین راستا، معاون هماهنگ‌کنندهٔ ارتش، دریادار حبیب‌الله سیاری، در سخنرانی خود به مناسبت روز پدافند هوایی ارتش در سه‌شنبه، ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، تأکید کرد که پدافند هوایی یکی از ارکان اقتدار دفاعی کشور و سپر هوشیار امنیت ملی است؛ نیرویی که با حضور شبانه‌روزی و رصد مستمر حریم هوایی، از مراکز حساس و حیاتی کشور صیانت می‌کند و در مسیر انجام این مأموریت، لحظه‌ای از هوشیاری و آمادگی غافل نمی‌شود (۳).

 

دریادار سیاری در ادامه اظهار داشت که این راه پرافتخار در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم، یعنی جنگ‌های ۱۲روزه و ۴۰روزه، ادامه یافت و بار دیگر مردانی را به میدان آورد که انجام وظیفه را بر آرامش خود مقدم دانستند؛ بوستان‌افروزها و ده‌ها دلاورمرد دیگر که با احساس مسئولیت و شجاعتی مثال‌زدنی، سنگر مأموریت را برگزیدند و در دفاع از تمامیت ارضی ایران به شهادت رسیدند. آنان با خون خود نشان دادند که سربازان وطن در لحظهٔ آزمون از هیچ خطری نمی‌هراسند و در میدان دفاع از میهن، جان بر سر پیمان می‌گذارند. فرماندهان نیروهای دریایی و هوایی نیز روز پدافند هوایی را به فرمانده نیروی پدافند هوایی ارتش تبریک گفتند و آمادگی خود را برای دفاع از کشور اعلام کردند.

 

پرسش این است که جنگ فرسایشی و نامتقارن میان ایران و آمریکا تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ بنفشه برومند، ترجمهٔ مصاحبهٔ آقای لئون پانه‌تا، وزیر دفاع پیشین آمریکا، با روزنامهٔ گاردین در ۶ سپتامبر را در رسانهٔ دویچه‌وله منتشر کرده است. خلاصهٔ این مصاحبه به شرح زیر است (۴):

آمریکا در معرض خطر گرفتار شدن در یک «جنگ بی‌پایان» قرار دارد. پانه‌تا می‌گوید «آشفتگی پنتاگون» به دشمنان آمریکا «پیام ضعف» می‌فرستد.

به گفتهٔ او، جنگ با ایران احتمالاً «شش ماه دیگر» ادامه خواهد یافت و دونالد ترامپ در تلاش است راهی برای خروج از این «درگیری جنجالی» بیابد؛ در غیر این صورت، ممکن است یک جنگ ابدی دیگر در خاورمیانه شکل بگیرد.

پانه‌تا می‌گوید بر کسی پوشیده نیست که آمریکا در بن‌بستی هولناک گرفتار شده و گزینه‌های بسیار محدودی برای پایان دادن به جنگ دارد. این درگیری در مسیر تبدیل شدن به جنگ شکست‌خوردهٔ دیگری در خاورمیانه، مانند جنگ‌های عراق و افغانستان، قرار گرفته است.

این مقام پیشین تصریح کرد: «بزرگ‌ترین نگرانی من در حال حاضر این است که ما در جهانی بسیار خطرناک زندگی می‌کنیم؛ جهانی که با تهدیدهای عمده‌ای از جانب چین، روسیه، کرهٔ شمالی، تروریسم و همچنین ایران روبه‌روست. اما آنچه مرا نگران می‌کند، این است که ما در حال ارسال پیام ضعف به دشمنان اصلی خود هستیم.» سخنگوی ارشد پنتاگون این ادعا را نادرست دانست.

به گفتهٔ پانه‌تا، ترامپ اکنون سه گزینه پیش رو دارد. گزینهٔ نخست آن است که عقب‌نشینی و «اعتراف کند که این جنگ شکست خورده است»؛ اقدامی که پانه‌تا انجام آن را از سوی ترامپ نامحتمل می‌داند. گزینهٔ دوم، ادامهٔ بن‌بست کنونی است؛ یعنی حملات دوره‌ای و متقابل همچنان ادامه یابد و هر دو طرف بکوشند «از آغاز جنگی خطرناک‌تر جلوگیری کنند»، درحالی‌که هیچ‌یک حاضر به مذاکره یا تسلیم نیست. پانه‌تا معتقد است این رویکرد به همان چیزی منجر خواهد شد که «همهٔ طرف‌ها از آن می‌ترسند»: جنگی طولانی و فرسایشی دیگر در خاورمیانه.

از نگاه او، گزینهٔ سوم آن است که آمریکا کنترل تنگهٔ هرمز را در دست بگیرد و «خطرناک‌ترین اهرم فشار ایران علیه آمریکا» را از میان ببرد؛ یعنی توانایی ایران برای بستن یا مختل کردن تردد در این گلوگاه حیاتی تجارت جهانی.

پانه‌تا می‌گوید مردم آمریکا «اعتماد خود را به توانایی ترامپ برای مدیریت این جنگ از دست داده‌اند و اساساً این جنگ را اشتباه می‌دانند.» وی افزود: «بنابراین، مسئله فقط این نیست که جنگ به‌خوبی پیش نمی‌رود؛ به نظر من، نوعی بی‌اعتمادی نسبت به ارتش ما نیز شکل گرفته است؛ از این جهت که آیا ارتش به‌درستی از مردان و زنانی که جان خود را به خطر انداخته‌اند حمایت می‌کند یا خیر.»

 

در آخرین تحولات خلیج فارس، فرماندهی مرکزی آمریکا، «سنتکام»، روز ۵ سپتامبر اعلام کرد که یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن موشک‌انداز آمریکا در دریای عمان هدف قرار گرفته‌اند. سنتکام ضمن تأیید این خبر اعلام کرد: «ما واکنش نشان دادیم و سه نفت‌کش ایرانی را در شمال خلیج فارس، تنگهٔ هرمز و دریای عمان هدف قرار دادیم.» خبرگزاری پارس نیز این خبر را تأیید کرد و نوشت: «ایران با شلیک موشک بالستیک به‌سوی ناوهای آمریکایی، هشدار دریایی خود را عملی کرد؛ اقدامی که دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، هدف آن را باورپذیر ساختن تهدید تهران دانست.» جمهوری اسلامی تاکنون به حملهٔ آمریکا به سه نفت‌کش ایرانی در خلیج فارس و دریای عمان واکنش نشان نداده است.

 

براساس گزارش دبیر شورای عالی امنیت ملی، سرلشکر محسن رضایی، صنایع هوافضای جمهوری اسلامی موشک‌های ضدکشتی «خلیج فارس» و «هرمز» را تولید کرده است  (۵). برای موشک خلیج فارس، برد ۳۰۰ کیلومتر، سرجنگی ۶۵۰ کیلوگرمی و پیشران سوخت جامد گزارش شده است. در مشخصات منتشرشدهٔ این سامانه آمده است که سامانهٔ هدایت اپتیکی، هدف را در مرحلهٔ نهایی پرواز شناسایی و موشک را در بخش پایانی مسیر به‌سوی آن هدایت می‌کند.

موشک هرمز با مشخصاتی متفاوت معرفی شده است. هرمزـ۱ حدود ۳۰۰ کیلومتر برد دارد و از سامانهٔ هدایت مبتنی بر امواج راداری هدف بهره می‌برد؛ به این ترتیب که جست‌وجوگر آن، امواج منتشرشده از رادار هدف را دنبال می‌کند. این ویژگی، هرمزـ۱ را از موشک دارای هدایت نهایی اپتیکی متمایز می‌سازد. هرمزـ۲ نیز برای مقابله با اهداف متحرک دریایی تولید شده است و حدود ۳۰۰ کیلومتر برد و سرعتی معادل چهار تا پنج برابر سرعت صوت دارد.

 

رضایی همچنین از موشک دیگری به نام «قاسم بصیر» خبر داد. این موشک، نمونهٔ توسعه‌یافتهٔ موشک «شهید حاج قاسم» است و از پیشران سوخت جامد استفاده می‌کند. برد آن حدود ۱۲۰۰ کیلومتر است و از سرجنگی مانورپذیر و هدایت مبتنی بر تصویربرداری حرارتی بهره می‌برد. در این مشخصات، سه مؤلفه اهمیت دارد: افزایش برد، ارتقای هدایت نهایی و مانورپذیری سرجنگی. سرلشکر رضایی اعلام کرد که جمهوری اسلامی تاکنون از به‌کارگیری این نوع موشک‌ها خودداری کرده است، اما به آمریکا هشدار داد که در کارزار بعدی از آنها استفاده خواهد شد.

 

اگر مقایسهٔ قدرت دریایی ایران و آمریکا تنها بر شمار ناوها استوار باشد، نقش توان موشکی نادیده گرفته می‌شود. روند توسعهٔ موشک‌های خلیج فارس، هرمز و دیگر موشک‌های بومی نشان می‌دهد که ایران برای اثرگذاری در دریا، مجموعه‌ای از توانمندی‌ها را دنبال کرده است. براساس توضیحات سرلشکر رضایی، شلیک اخیر به ناوهای جنگی آمریکا نیز برای نشان دادن ارادهٔ استفاده از این توانایی و تأثیرگذاری بر محاسبات آمریکا صورت گرفته است.

 

از سوی دیگر، گزارشی از وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد که ایران، باوجود تحریم‌ها، همچنان از شکاف‌های موجود در نظام مالی آمریکا برای جابه‌جایی میلیاردها دلار استفاده می‌کند. در همین حال، اظهارات تازهٔ کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، حاکی از آن است که واشنگتن دیگر دستیابی به توافق هسته‌ای با حکومت کنونی ایران را قطعی نمی‌داند. هم‌زمان، نیویورک‌تایمز از ادامهٔ «بن‌بست مرگبار» در تنگهٔ هرمز نوشته است و در رسانه‌های محافظه‌کار نیز این بحث جریان دارد که آمریکا تا چه اندازه باید فشار نظامی و اقتصادی را ادامه دهد و هزینهٔ آن را بر مصرف‌کنندگان داخلی تحمیل کند.

 

جنگ ایران در حالی وارد هفتمین ماه خود شده است که ایالات متحده، باوجود ماه‌ها اقدام نظامی، نتوانسته امتیازی به دست آورد و به باور تحلیلگران، این اقدامات حتی رهبران حکومت ایران را در ادامه دادن سیاست‌های خود جسورتر کرده است.

 

ناخدا محمد فارسی
۸ سپتامبر ۲۰۲۶

1 – https://www.dw.com/fa-ir//live-79102165

2 – https://www.irna.ir/news/86256904/

3 – https://www.irna.ir/news/86251709/

4 – https://www.dw.com/fa-ir/a-79055486

5 – https://farsnews.ir/TM_911/1788766011556720242/

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.