گرانی لوازم مدرسه، فشار تازهای بر خانوادههای ایرانی وارد کرده است
با افزایش قیمت نوشتافزار، تهیه لوازم مدرسه برای یک دانشآموز میتواند بخش بزرگی از دستمزد ماهانه یک خانواده را ببلعد. خانوادههای ایرانی چگونه با هزینههای سنگین آغاز سال تحصیلی کنار میآیند.
الهام، ساکن تهران، چند روز مانده به آغاز سال تحصیلی برای خرید لوازمالتحریر پسرش به بازار رفت. پسر او امسال وارد کلاس چهارم ابتدایی میشود. میگوید از ابتدا تصمیم گرفته بود فقط وسایل ضروری را بخرد و سراغ اجناس گران نرود، اما قیمت چند قلم ساده برایش دور از انتظار بود.
او در گفتوگو با دویچهوله فارسی میگوید: «یک خودکار، یک مداد رنگی، یک مداد و پاککن با دو دفتر ۶۰ برگ گرفتم، شد یک میلیون تومان. تازه بیکیفیتترین وسایل را خریدم و سعی کردم اجناس گران نخرم.»
اما این البته تمام خرید یک دانشآموز برای آغاز مدرسه نیست؛ کیف و جامدادی، مدادرنگی و دیگر نوشتافزارها، لباس و کفش و هزینه رفتوآمد میتوانند رقم نهایی را بسیار بیشتر کنند.
در آستانه سال تحصیلی جدید، گزارشهای مختلفی درباره افزایش قیمت لوازم مدرسه منتشر شده است. برآوردها بسته به نوع و کیفیت کالا متفاوتاند، اما یک برآورد میدانی که مهدی قدسی، کارشناس موسسه مطالعات اقتصاد بینالمللی در وین به آن استناد میکند، هزینه یک سبد متوسط نوشتافزار و ملزومات مدرسه را حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان محاسبه کرده است؛ بدون احتساب لباس فرم، کفش، کتاب، سرویس مدرسه و دیگر هزینههای آموزشی.
نزدیک به یک ماه دستمزد برای خرید لوازم مدرسه
قدسی در گفتوگو با دویچه وله فارسی میگوید، اگر رقم ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان را مبنا قرار دهیم، هزینه آماده کردن تنها یک دانشآموز برای مدرسه میتواند بخش عمده دستمزد ماهانه یک کارگر حداقلبگیر را مصرف کند.
او میگوید: «تهیه همین سبد برای یک دانشآموز تقریبا معادل ۷۸ تا ۹۰ درصد پایه مزد یک ماه است.»
به گفته قدسی، پایه مزد ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است و حتی با در نظر گرفتن مزایای مزدی، هزینه خرید لوازم مدرسه سهم قابل توجهی از دریافتی ماهانه یک خانوار حداقلبگیر را به خود اختصاص میدهد.

مهدی قدسی میگوید، تهیه لوازم مدرسه برای یک دانشآموز میتواند معادل ۷۸ تا ۹۰ درصد پایه مزد یک ماه باشدعکس: privat
برای خانوادهای با بیش از یک فرزند، اعداد بزرگتر میشوند. اگر همان سبد متوسط برای هر کودک در نظر گرفته شود، قدسی هزینه نوشتافزار و ملزومات اولیه دو دانشآموز را حدود ۲۶ تا ۳۰ میلیون تومان و سه دانشآموز را حدود ۳۹ تا ۴۵ میلیون تومان محاسبه میکند. این ارقام هنوز شامل لباس، کفش، کتاب و رفتوآمد نیستند.
اما بسیاری از خانوادهها لزوما قادر نیستند چنین سبدی را کامل تهیه کنند.
قدسی میگوید: «خانواده ممکن است از اقلام سال قبل دوباره استفاده کند، خرید را به تعویق بیندازد، کالای ارزانتر و کمدوامتر بخرد یا از هزینههای ضروری دیگری مانند خوراک، درمان و حملونقل کم کند.»
او میگوید برخی خانوادهها ممکن است برای تامین این هزینهها به خرید اقساطی یا استقراض نیز روی بیاورند، هرچند تاکید میکند که آمار سراسری و قابل اتکایی درباره میزان استفاده خانوادهها از چنین روشهایی وجود ندارد.
تجربه الهام نیز بخشی از همین واقعیت را نشان میدهد. او برای پایین نگه داشتن هزینه، کیفیت را در اولویت قرار نداده و تنها وسایل ضروری را خریده است؛ با این حال، صورتحساب چند قلم ساده به یک میلیون تومان رسیده است.
چرا نوشتافزار گران شده است؟
حتی محصولاتی که در ایران تولید میشوند، از افزایش نرخ ارز و تورم مصون نماندهاند.
قدسی جهش نرخ ارز و افزایش هزینه تامین مواد اولیه را از مهمترین عوامل مستقیم افزایش قیمت نوشتافزار میداند. به گفته او، محدودیتهای مالی و تجاری، دشواری نقلوانتقال پول و افزایش هزینه واردات، بر قیمت مواد اولیهای مانند کاغذ، خمیر کاغذ، جوهر، مغزی و برخی قطعات تاثیر گذاشته است.
او همچنین افزایش هزینه دستمزد، حملونقل، اجاره و سرمایه در گردش را از دیگر عوامل مؤثر بر قیمت نهایی کالا میداند.
این در حالی است که بر اساس ارقامی که قدسی با استناد به وزارت صمت و اتحادیه این صنف مطرح میکند، حدود ۸۰ درصد اقلام پرمصرف نوشتافزار در داخل ایران تولید میشوند.
پس چرا افزایش نرخ ارز باید قیمت یک دفتر یا خودکار تولید داخل را هم بالا ببرد؟
قدسی میگوید: «تولید داخل الزاما به معنای داخلیبودن همه نهادهها و ایجاد تمام ارزش افزوده در داخل نیست.»
به گفته او، بخشی از کاغذ، خمیر کاغذ، جوهر، مغزی و قطعات مورد نیاز همچنان وارداتیاند. علاوه بر این، قیمت برخی مواد اولیه تولید داخل نیز از نرخ ارز، انرژی، حملونقل و تورم عمومی تاثیر میگیرد. در نتیجه، شوکهای ارزی میتوانند قیمت محصولی را که در کارخانهای در داخل ایران تولید میشود نیز افزایش دهند.
وقتی خانوادهها کمتر میخرند
فشار افزایش قیمتها تنها در رقم فاکتور خرید دیده نمیشود؛ رفتار خریداران نیز تغییر کرده است.
قدسی با اشاره به گزارشهای بازار میگوید خانوادهها به خرید مرحلهای، استفاده دوباره از کیف و وسایل سال قبل و انتخاب کالاهای سادهتر و ارزانتر روی آوردهاند.
او کاهش مقدار و کیفیت خرید نوشتافزار را یکی از نشانههای ملموس فشار معیشتی بر خانوارها میداند.
این همان تصمیمی است که الهام نیز هنگام خرید گرفته است: خرید کمتر و انتخاب ارزانترین گزینهها.
اکنون به نظر میرسد برای بسیاری از خانوادهها موضوع فقط خرید دفتر ارزان یا گران نیست. وقتی دخل و خرج با هم نمیخواند، هزینههای مدرسه در کنار مخارج ضروری زندگی مثل خوراک، مسکن، درمان و رفتوآمد قرار میگیرد.
گرانی چطور به نابرابری آموزشی میرسد؟
تفاوت توان مالی خانوادهها میتواند فراتر از نوع کیف و نوشتافزاری باشد که دانشآموز با خود به مدرسه میبرد.
خانوادهای که درآمد بیشتری دارد، علاوه بر تهیه وسایل باکیفیتتر، امکان پرداخت هزینه کتابهای کمکآموزشی، ابزار دیجیتال، کلاسهای تکمیلی و رفتوآمد را نیز دارد. برای یک خانواده کمدرآمد، بخشی از همین هزینهها ممکن است قابل پرداخت نباشد.
قدسی میگوید: «خانوادههای پردرآمد میتوانند کیفیت نوشتافزار، کتابهای کمکآموزشی، ابزار دیجیتال، رفتوآمد و کلاسهای تکمیلی را حفظ کنند؛ اما خانواده کمدرآمد ممکن است خرید را به تعویق بیندازد، بعضی اقلام را حذف کند یا از حضور منظم کودک در مدرسه بازبماند.»
آمار وزارت آموزشوپرورش برای سال تحصیلی ۱۴۰۴ نشان میدهد که ۱۴۱ هزار و ۸۳۷ کودک ۶ تا ۱۱ ساله بازمانده از تحصیل شناسایی شده بودند و ۴۶ هزار و ۷۲ نفر از آنها به چرخه آموزش بازگشتند.
با این حال، بازماندن از تحصیل دلایل متعددی دارد و نمیتوان افزایش قیمت نوشتافزار را به تنهایی عامل آن دانست. فقر خانوار، هزینه رفتوآمد، دسترسی به مدرسه، شرایط محل زندگی و نیاز برخی خانوادهها به درآمد کودکان از جمله عواملی هستند که میتوانند بر ادامه تحصیل تاثیر بگذارند.
قدسی نیز بر همین نکته تاکید دارد، اما معتقد است هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل میتوانند احتمال بازماندن از مدرسه را بهویژه در خانوادههای فقیر و مناطق محروم، افزایش دهند.
پیامد افزایش هزینه تحصیل ممکن است به همین سال تحصیلی محدود نماند.
قدسی میگوید: «مهمترین پیامد بلندمدت، آسیب ماندگار به سرمایه انسانی است.»
به گفته او، کودکی که تحصیل را نیمهکاره رها میکند، معمولا در آینده مهارت و درآمد کمتری خواهد داشت و بیشتر در معرض کار کودک، اشتغال غیررسمی و فقر قرار میگیرد.
از نگاه او، تداوم چنین وضعیتی میتواند چرخه فقر را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند. در سطح کلان نیز کاهش سالهای تحصیل و افت کیفیت آموزش میتواند بهرهوری نیروی کار و ظرفیت رشد اقتصادی را کاهش دهد.
برای الهام اما این بحثهای کلان اقتصادی در یک خرید روزمره خلاصه میشود؛ یک مداد رنگی، یک خودکار، یک مداد، یک پاککن و دو دفتر ۶۰ برگ؛ یک میلیون تومان. پسرش امسال کلاس چهارم را شروع میکند و هنوز به وسایل دیگری برای مدرسه نیاز دارد. بسیاری از خانوادههای ایرانی نیز با فرارسیدن مهر، به این فکر میکنند که چه سهمی از درآمد خانواده را میتوان برای آغاز سال تحصیلی جدید فرزندان کنار گذاشت.
از: دويچه وله
