سولماز ایکدر: پشت دیوارهای بیت در روز نهم اسفند؛ مجتبی کجا بود؟

Monday, 28th September, 2026
اندازه قلم متن
ایران وایر – سولماز ایکدر
 
 
 
از روز نهم اسفند تا کنون سه روایت از حمله به بیت سه تصویر متفاوت از این که مجتبی در آن زمان کجا بوده، ارائه می‌دهد روایت محسن قمی، مجتبی را چند دقیقه پیش از اصابت از ساختمان خارج‌شده و در حیاط قرار می‌دهد.
 
 

حدود ساعت ۹:۴۰ صبح، صدای چند انفجار پیاپی در مرکز تهران پیچید. دقایقی بعد، ستون‌هایی از دود و گردوخاک از محدوده مجموعه‌ای برخاست که دفتر و محل اقامت «علی خامنه‌ای» در آن قرار داشت. خودروهای امدادی و آتش‌نشانی به سمت محل رفتند و نیروهای امنیتی مسیرهای اطراف را بستند. گزارش‌های بعدی نیز موج نخست اصابت‌ها را حدود همین ساعت ثبت کرده‌اند.

تا ساعت‌ها، رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی جز ادعای سلامت رهبر جمهوری اسلامی اطلاعات دیگری از آنچه در داخل مجموعه گذشته بود،  منتشر نکردند. مشخص نبود چند ساختمان هدف قرار گرفته، چه کسانی هنگام اصابت در آن‌ها حضور داشته‌اند و میزان تخریب چقدر بوده است. مقام‌های جمهوری اسلامی تا ساعت‌ها از سلامت خامنه‌ای سخن می‌گفتند و خبر مرگ او سرانجام حدود ساعت پنج صبح روز بعد رسما در ایران اعلام شد.

نخستین تصویر روشن از آنچه پشت دیوارهای مجموعه اتفاق افتاده بود، از روی زمین نیامد؛ از آسمان رسید. تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده پس از حمله، نقاط آسیب‌دیده و تخریب‌شده در مجموعه را نشان می‌دادند، اما هنوز معلوم نبود هر ساختمان چه کاربردی داشته، چه کسانی در آن بوده‌اند و در لحظه اصابت چه اتفاقی افتاده است.

پاسخ بخشی از این پرسش‌ها ماه‌ها بعد و تکه‌تکه منتشر شد؛ از زبان کسانی که آن صبح داخل مجموعه بودند، افرادی که حمله را از ساختمان‌های اطراف تجربه کردند و امدادگرانی که پس از انفجارها وارد ویرانه‌ها شدند.

کنار هم گذاشتن این روایت‌ها اکنون امکان بازسازی بخشی از صبح ۹ اسفند را فراهم می‌کند؛ اما هنوز قطعات مهمی از این تصویر، از جمله محل دقیق حضور «مجتبی خامنه‌ای» هنگام اصابت، نامشخص است.

آن‌ها که بعد از حمله رسیدند چه دیدند؟

بخش مهمی از اطلاعاتی که امروز از داخل بیت داریم، از شاهدان لحظه اصابت نیست؛ از کسانی است که پس از شروع حمله وارد محدوده شدند.

«پیرحسین کولیوند»، رییس جمعیت هلال‌احمر، گفته پس از شنیدن انفجار با موتورسیکلت خود را به مجموعه رساند و به‌دلیل شناخته‌شدن توانست از گیت‌های حفاظتی عبور کند.

به روایت او، ورود آتش‌نشان‌ها به‌دلیل کنترل‌های امنیتی با تاخیر همراه شد. حتی امدادگران نیز ابتدا نمی‌دانستند علی خامنه‌ای هنگام حمله داخل مجموعه بوده است. کولیوند گفته وقتی می‌پرسیدند «آقا اینجاست؟»، پاسخ منفی می‌شنیدند. جست‌وجو ادامه پیدا کرد تا، به گفته او، حوالی ظهر پیکر خامنه‌ای پیدا شد.

«سید امیرحسین میر‌محمد‌صادقی»، از مدیران هلال‌احمر، نیز پس از حمله به محل رسید. روایت او نشان می‌دهد حمله در آن زمان هنوز تمام نشده بود.

میرمحمدصادقی گفته امدادگران بیرون مجموعه و کنار دیوار بودند که دوباره صدای جنگنده، انفجار و شلیک پدافند شنیدند. روی زمین دراز کشیدند و مهاجمان «دوباره یک نقطه دیگر را زدند».

او همچنین گفته در محل «علی لاریجانی» و فردی با نام خانوادگی «صالحی» را دیده است. هویت فرد دوم مشخص نیست. درباره عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز شاهد مستقیم نبود و گفت دوستانش به او گفته‌اند عراقچی را دیده‌اند. میرمحمدصادقی همچنین از افرادی گفته که با سر و وضع پوشیده از خاک از محل بیرون می‌آمدند.

روایت دیگری از آن سوی دیوارهای بیت آمده است.

«اشرف خادم»، ساکن قدیمی خیابان کشوردوست، گفته خانه‌اش دقیقا روبه‌روی مجموعه قرار دارد. شدت انفجار خانه آن‌ها را از گردوخاک پر کرد و مدت کوتاهی بعد خیابان از خودروهای امدادی و نیروهای امنیتی پر شد.

خادم می‌گوید پس از حمله «مسعود خامنه‌ای» را دیده که از ساختمانی که او «دفتر کار پسران علی خامنه‌ای» می‌نامد خارج شده است. مسعود، به روایت او، به‌شدت آشفته بود و برای راه‌رفتن به کمک نیاز داشت.

اما اشرف خادم،  مسعود خامنه‌ای را بعد از حمله دیده است. روایت او مشخص نمی‌کند مسعود هنگام اصابت کجا بوده است. مسعود خامنه‌ای هم در تمامی ماه‌های گذشته در رابطه با حمله ۹ اسفند حرفی نزده است.

موشک‌ها کجا خوردند؟

پشت دیوارهای بیت در روز نهم اسفند؛ مجتبی کجا بود؟

تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوهای منتشر شده پس از حمله نشان می‌دهند حمله محدود به یک نقطه نبوده است. برای شناسایی ساختمان‌ها و نقاط دیگر اما باید تصاویر را با روایت شاهدان کنار هم گذاشت.

«مظاهر حسینی»، مدیرکل تشریفات و مسوول دیدارهای دفتر رهبر دوم جمهوری اسلامی، محل کشته‌شدن «محمد شیرازی» و همراهانش را حدود ۳۰ متر از خودش و «جایگاه کار» علی خامنه‌ای را ۷۰ تا ۸۰ متر دورتر توصیف کرده است. او جهت هیچ‌کدام از این نقاط را مشخص نکرده است.

«عباس عراقچی» وزیر امور خارجه دولت چهاردهم، نیز ساختمان محل استقرار «علی‌اصغر حجازی»، قائم مقام دفتر علی خامنه‌ای و معاون سیاسی و امنیتی بیت  را یکی دیگر از نقاط اصابت معرفی کرده است. او می‌گوید بخشی که دفتر حجازی در آن قرار داشت هدف قرار گرفت و «عملا سمت چپ ساختمان از بین رفت».

«علی باقری‌کنی»، عضو شورای راهبردی روابط خارجی و مشاور وزیر امور خارجه، هنگام حمله در جلسه شورای راهبردی روابط خارجی در خیابان کشوردوست، کوچه کاشانی، همراه «کمال خرازی»، رییس شورای راهبردی روابط خارجی و «مجید خادمی»، رییس سازمان اطلاعات سپاه، بود. او بعدتر فاصله محل جلسه تا محل اقامت خامنه‌ای را «شاید ۳۰ متر» توصیف کرد.

بنابراین نقاط مشخص‌شده روی نقشه را، جز ساختمان‌ها و خسارت‌هایی که مستقیما در تصاویر قابل تشخیص‌اند، باید بازسازی تقریبی روایت شاهدان دانست، نه مختصات قطعی ساختمان‌های هدف‌گرفته‌شده.

مجتبی خامنه‌ای هنگام اصابت کجا بود؟

پشت دیوارهای بیت در روز نهم اسفند؛ مجتبی کجا بود؟

اینجا یکی از بزرگ‌ترین نقاط خالی بازسازی ۹ اسفند قرار دارد.

خود «مجتبی خامنه‌ای» تاکنون روایتی علنی از لحظه حمله ارائه نکرده است. آنچه درباره محل حضور، چگونگی نجات و جراحات او منتشر شده، از زبان دیگران است؛ روایت‌هایی که حتی درباره این پرسش که او هنگام اصابت کجا بوده، پاسخ یکسانی نمی‌دهند.

۱۱ اردیبهشت، «محسن قمی»، معاون امور بین‌الملل دفتر رهبر جمهوری اسلامی، مجروح‌شدن مجتبی را تایید کرد. او گفت مجتبی در ساختمانی بوده که دیگر افراد حاضر در آن کشته شدند، اما چند دقیقه پیش از حمله از ساختمان بیرون آمده و به حیاط رفته بود.

هفت روز بعد، مظاهر حسینی روایت دیگری ارائه کرد.

او گفت محلی که مجتبی معمولا در آن تدریس می‌کرد «با خاک یکسان» شده بود، اما او آن روز آنجا نبود. به گفته حسینی، منزل مجتبی نیز هدف قرار گرفت و زهرا حدادعادل در حمله کشته شد.

اما حسینی، مجتبی را هنگام اصابت نه در حیاط، بلکه «در بین راه» قرار داد. به روایت او، مجتبی وارد پله‌ها شده بود تا بالا برود که موشک اصابت کرد؛ موج انفجار او را به زمین انداخت و کشکک پا، کمر و پشت گوشش آسیب دید. حسینی گفت مجتبی اکنون «در سلامت کامل» است.

۲۱ مرداد، «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، روایت سومی ارائه کرد.

زاکانی در مصاحبه‌ای ویدیویی با خبرگزاری دانشجو گفت موشک مستقیما به طبقه‌ای اصابت کرد که مجتبی و همسرش در آن حضور داشتند. به گفته او، زهرا حداد‌عادل به دلیل «سردرد» آن روز به‌موقع برای رفتن به مدرسه از خانه خارج نشده و در حمله کشته شد؛ مجتبی نیز آسیب «جزئی» دید.

سه روایت، در نتیجه، سه تصویر متفاوت از لحظه اصابت به دست می‌دهند: حیاط، پله‌ها و داخل محل اقامت.

روایت قمی، مجتبی را چند دقیقه پیش از اصابت از ساختمان خارج‌شده و در حیاط قرار می‌دهد. حسینی می‌گوید هنگام اصابت «در بین راه» و روی پله‌ها بوده است. زاکانی می‌گوید موشک مستقیما به طبقه‌ای خورد که مجتبی و همسرش در آن حضور داشتند.

هیچ‌یک از این سه روایت مختصات یا اطلاعاتی ارائه نمی‌کند که بتوان محل حضور مجتبی را با اطمینان روی تصاویر ماهواره‌ای جانمایی کرد. نقاط مشخص‌شده در نقشه نیز سه روایت جایگزین درباره محل احتمالی حضور او هستند، نه مسیر حرکت او در داخل مجموعه.

از میان آوار؛ فقط دو نفر روایت خودشان را گفته‌اند

تا کنون مهمترین روایت‌های منتشر شده از قول افرادی که ادعا کردند در زمان حمله ۹ اسفند در مجموعه خانه و دفتر رهبر دوم جمهوری اسلامی بودند و زنده‌ مانده‌اند؛ متعلق است به «مظاهر حسینی» و «عباس عراقچی». نخستین روایت را مظاهر حسینی ۱۸ اردیبهشت ارائه کرد. او گفت هنگام حمله در «دفتر» بوده و محل کشته‌شدن محمد شیرازی و همراهانش حدود ۳۰ متر و «جایگاه کار» علی خامنه‌ای ۷۰ تا ۸۰ متر از محل حضور او فاصله داشته است. حسینی همچنین از محل حضور مجتبی خامنه‌ای، کشته‌شدن زهرا حدادعادل و مصباح‌الهدی باقری‌کنی و نقاط دیگری که هدف قرار گرفته بودند، سخن گفت.

روایت دوم بیش از دو ماه بعد منتشر شد؛ این‌بار از کسی که می‌گفت داخل یکی از ساختمان‌هایی بوده که مستقیما هدف قرار گرفته است.

عباس عراقچی ۲۸ تیر گفت صبح حمله برای ارائه گزارش مذاکرات ژنو نزد «علی‌اصغر حجازی» رفته بود. او سه انفجار را به یاد می‌آورد؛ اولی با فاصله، دومی نزدیک‌تر و سومی تقریبا در مجاورت ساختمان.

به گفته عراقچی، ساختمان دو بخش داشت؛ یک سمت محل برگزاری جلسه و سمت دیگر دفتر حجازی بود. بخش دفتر حجازی هدف قرار گرفت و «عملا سمت چپ ساختمان از بین رفت». سقف و دیوارها فروریخت و عراقچی می‌گوید خودش و حجازی از زیر آوار خارج شدند.

عراقچی علاوه بر حجازی، در روایت خود از «محمد شیرازی» و «علی شمخانی» نیز نام برد و از محل حضور آن‌ها به‌عنوان نقاطی که هدف قرار گرفته بودند سخن گفت. درباره سرنوشت «عیوضی»، منشی حجازی، نیز صحبت کرد، اما خودش با عبارت «آن‌طور که گفتند» روشن کرد که این بخش مشاهده مستقیم او نبوده است.

روایت‌های دست اول در مقابل نقل‌قول‌ها

دو روایت، دو تصویر از صبح ۹ اسفند ارائه می‌دهند می‌دهند. مطاهر حسینی از فاصله نقاط اصابت و سرنوشت افرادی که در بخش‌های مختلف مجموعه بوده‌اند می‌گوید؛ عباس عراقچی از داخل یک ساختمان، فروریختن سقف و دیوارها و خروج از میان آوار.

اما در منابع علنی بررسی‌شده برای این گزارش، شاهد دیگری پیدا نشد که روایت عراقچی از حضور خودش و حجازی در آن ساختمان و نحوه خروج آن‌ها را از تجربه شخصی خود بازگو کرده باشد. حجازی نیز روایت علنی مستقلی از آن لحظات ارائه نکرده است. تکذیب مشخصی از روایت عراقچی نیز پیدا نشد.

روایت حسینی هم تایید دست‌اول دیگری ندارد. کسی که گفته باشد هنگام حمله همراه او در «دفتر» بوده و فاصله‌های ۳۰ و ۷۰ تا ۸۰ متری را از همان نقطه تجربه کرده، علنا روایت مستقلی ارائه نکرده است.

بنابراین، از میان افرادی که گفته شده از داخل مجموعه جان سالم به در برده‌اند، دو روایت دست‌اول علنی پیدا کرده‌ایم؛ اما برای هیچ‌کدام شاهد زنده دیگری پیدا نشده که همان صحنه را مستقلا از زاویه خودش روایت کرده باشد. درباره عراقچی، روایت اصلی بدون تایید دست‌اول دوم باقی مانده است؛ درباره حسینی نیز مهم‌ترین بخش گفته‌هایش، یعنی محل حضور مجتبی خامنه‌ای، با روایت‌های دیگر بر سر یک مکان واحد منطبق نیست.

از صبح ۹ اسفند تا امروز، جزئیات حمله به بیت تکه‌تکه بیرون آمده است؛ نام ساختمان‌ها، فاصله نقاط اصابت، کسانی که زیر آوار ماندند و کسانی که زنده بیرون آمدند. با این همه، درباره یکی از مهم‌ترین بازماندگان آن حمله هنوز حتی پاسخ یک پرسش ساده روشن نیست: مجتبی خامنه‌ای هنگام اصابت موشک کجا بود که جمهوری اسلامی ادعا می‌کند زنده مانده و حتی از سلامتی کامل برای انجام وظایف رهبری برخوردار است؟


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.