جنگ با طبیعت؛ پیامدهای زیست‌محیطی دو جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

Wednesday, 30th September, 2026
اندازه قلم متن

رادیو زمانه

سال‌هاست که اثر دست انسان بر محیط زیست زخم‌های عمیقی بر جای گذاشته است از گرمایش زمین گرفته و عدم پذیرش مسئولیت در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای توسط قدرت‌های صنعتی جهان تا خشکسالی‌های پی‌درپی در برخی مناطق زمین و به زیر آب رفتن مناطقی دیگر. کندوکاو معادن، آزمایش‌های هسته‌ای، بحران زباله که حالا حتی به فضا هم رسیده است و آلودگی دریاها و اقیانوس‌ها که حیات موجودات دریایی و مرجان‌ها را به خطر انداخته تا انقراض انواع حیوانات و از بین رفتن یخ‌های قطب شمال و… همه و همه از پدیده‌های جهانی تخریب محیط زیست است.

جنگ‌ها، در هر کجای جهان، به این بحران‌های زیست‌محیطی دامن می‌زنند. قابل توجه اینکه، ارزشمندترین عرصه‌های طبیعی سیاره ما، همواره در معرض تهدیدهای ناشی از جنگ قرار دارند. در ایران وضعیت محیط زیست همچنان که تابعی از وضعیت جهانی است، در زیست‌بوم خودش هم با بحران‌های زیادی دست به گریبان است. خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها، ساخت و ساز غیراستاندارد سدها، خشکسالی، آتش‌سوزی جنگل‌ها از یک طرف و از دیگر سو پدیده‌های نوظهوری همچون کوه‌خواری، زمین‌خواری که به نابودی جنگل‌ها و مراتع سرسبز منجر شده است، توان چندانی برای نفس کشیدن زمین نگذاشته است. در چنین وضعیتی، جنگ ضربه‌ی هولناک را بر تن نحیف طبیعت ایران وارد کرد.

خساراتی که دو جنگ دوازده و چهل روزه به منابع طبیعی، جنگل‌ها و منابع آب و حیات‌وحش ایران وارد کرد، شاید در مقابل خسارات جانی کمتر بررسی شده باشد اما واقعیت این است که محیط زیست در زمره‌ی زیرساخت‌های حیاتی است و اثر آسیب‌های ناشی از جنگ تا سال‌ها و گاه حتی تا نسل‌های بعد ادامه می‌یابد. محیط زیست همواره قربانی خاموش جنگ‌هاست. از آنجا که آثار جنگ در شهرها و مناطق مسکونی به روشنی مشهود است زودتر هم برطرف می‌شود اما پیامد جنگ تا سال‌ها در دل طبیعت باقی می‌ماند. در کشور ما آثار مخرب زیست محیطی جنگ هشت ساله هنوز در بخش‌هایی از غرب و جنوب کشور نمایان است. در این یادداشت نگاهی داریم به آسیب‌های محیط زیستی ایران در دو جنگ اخیر.

بنا به نظر کارشناسان، فقط در اواخر قرن بیستم، ۱۱۸ درگیری مسلحانه در جهان رخ داد که منجر به آوارگی ۶ میلیون نفر شد. رها کردن زمین‌های کشاورزی، نابودی جنگل‌ها، خشک شدن تالاب‌ها و پدیده‌هایی مثل گرد و غبار برخی از عواقب ادامه‌دار آن است که در اثر کوچ جمعیتی پدید می‌آید. وقتی در گوشه‌ای از دنیا تنشی رخ می‌دهد، محیط زیست سراسر زمین از آن متأثر می‌شود زیرا محیط زیست محدود به مرزهای جغرافیایی نیست. در جنگ کویت، «نیروهای عراقی در جریان عقب‌نشینی اقدام به آتش زدن چاه‌های نفت کویت نمودند و بیش از ششصد حلقه چاه به آتش کشیده شد. آزاد شدن نفت در آب‌های خلیج فارس و آلودگی ایجاد شده ناشی از سوخت چاه‌های نفت و ورود مواد شیمیایی و ذرات ریز حاصل از آن در آب و هوا، آلودگی زیست محیطی گسترده‌ای ایجاد کرد که کشورهای همجوار از عوارض ناشی از آن متأثر شدند.» (نشریه حکیم/ پاییز ۱۳۸۶/ دوره ۱۰/ شماره ۳/ میزان و الگوی مرگ و میر ناشی از آلودگی‌های زیست محیطی حاصل از جنگ عراق و کویت) رسوب ضخیم نفت و قیر در دریاها مرگ پرندگان دریایی را رقم زد؛ جنگ کویت به مرگ حداقل ۳۰ هزار پرنده دریایی منجر شد. یکی دیگر از استراژی‌های جنگی که همچنان امروزه هم کاربرد دارد سیاست زمین سوخته است. در جنگ دوم چین و ژاپن، (۱۹۳۷-۱۹۴۵)، مقامات چینی برای جلوگیری از حمله‌ی نیروهای ژاپنی با استفاده از جمع‌آوری آب یک رودخانه، هزاران سرباز ژاپنی و دهقان و میلیون‌ها مایل مربع از زمین را به زیر آب بردند و غرق کردند، تاکتیکی که در جنگ داخلی آمریکا و بسیار دیگر از جنگ‌‌ها از دوران باستان کاربرد داشته است آن‌قدر که در کنوانسیون ژنو ماده‌ای در مخالفت با این طرح وضع شد. مین‌های باقی‌مانده از جنگ هشت ساله، تا سال‌ها پس از جنگ، حیات موجودات زنده و انسان‌ها را به خطر می‌انداخت.

به منظور بررسی دقیق‌تر، آسیب‌هایی را که دو جنگ اخیر به محیط زیست ایران وارد کرده است به سه دسته‌ی: آسیب‌های حین حمله، آسیب‌های پس از حمله و فشار وارد شده بر منابع طبیعی در دوره بازسازی دسته‌بندی می‌کنیم. از آسیب‌های حین حمله می‌بایست به حمله به ایستگاه نفتی شهران، شهر ری و کوهک اشاره کرد که در اثر آن ۳۶۰ هزار متر مکعب مواد نفتی در آتش سوخت و میزان یک میلیون تن دی اکسید کربن هوا را آلود؛ حجمی معادل دود ناشی از عملکرد صدها هزار خودرو. گذشته از دی اکسید کربن، دیگر ذرات نامرئی و مواد آلی فرار آزاد شد که با نفوذ در آب و خاک اکوسیستم را تا سال‌ها آلوده نگه می‌دارد. نیز آتش‌سوزی پوشش‌های گیاهی اطراف مناطق حمله شده همه از آسیب‌های حین حمله است. در برخی از دیگر موارد مثل آلودگی نفتی آب که برای جنگل‌های حرا در جنوب پیش آمد در زمره‌ی آسیب‌های پس از حمله است. آسیب به خط ساحلی ایران، به‌ویژه در میناب، به رویشگاه‌های منحصربه‌فرد جنگل مانگرو آسیب جدی وارد کرد.

نشت مواد آلاینده به آب و خاک و ماندگاری آن‌ها، از بین رفتن پوشش گیاهی را به دنبال دارد. احیا و بازسازی این مناطق با خروج این مواد از دل خاک همراه است که به معنای فشار مضاعفی است به طبیعت منطقه‌ی آسیب‌دیده که در دوره بازسازی به آن وارد می‌شود.

آسیب به مناطق صنعتی جنوب کشور همچون عسلویه، ماهشهر و بخش‌هایی از هرمزگان و چابهار به تخریب و آلودگی پهنه‌های آبی و سواحل انجامید و در تهران، اصفهان و شهرهای صنعتی به آلایندگی هوا و خاک منجر شد. بنا به گفته‌ی رئیس سازمان محیط زیست، «براساس برآوردهای اولیه، تنها خسارات واردشده به عرصه‌های طبیعی خشکی کشور در جنگ ۱۲روزه که با آتش‌سوزی حدود ۸۴۵۰ هکتار همراه بود، رقمی بالغ بر ۱۹هزارمیلیارد تومان برآورد شده است.» او تأکید می‌کند که «این رقم صرفاً مربوط به بخش محیط طبیعی خشکی است و محاسبات مربوط به محیط زیست انسانی و دریایی همچنان ادامه‌دارد.» جمع‌آوری گزارش و بررسی‌های تخصصی درباره میزان خسارت در جنگ ۴۰ روزه هنوز برآورد نهایی نشده است با این همه به نظر می‌رسد در جنگ دوم، آسیب به زیستگاه‌های خشکی کمتر از آسیب به زیستگاه‌های دریایی بوده است: «در جریان جنگ ۴۰‌روزه، هفت منطقه در عرصه‌های خشکی و شش زیستگاه دریایی و تالاب‌های ساحلی دچار آسیب شدند. در مناطق خشکی، خسارات عمدتاً محدود و نقطه‌ای بوده است. همچنین به‌دلیل وقوع حملات در فصل زمستان و همزمانی با بارش‌ها، خوشبختانه آتش‌سوزی گسترده‌ای در این مناطق رخ نداد.» (سلامت نیوز/ ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵)

خسارت‌سنجی آسیب

همواره اولین اثرات انفجار که ویرانی و کشتار است به چشم می‌خورد اما پیامدهای ثانویه آن همچنان ادامه دارد. در هر انفجار، حجم زیادی گرد و غبار حاوی مواد سمی در هوا پخش می‌شود که ممکن است شامل فلزات سنگینی همچون جیوه باشد که به خاک و آب نفوذ می‌کنند و نه تنها پاکسازی آن هزینه‌های سنگینی دارد که حتی ارزیابی میزان خسارت وارد شده کار ساده‌ای نیست و زمان‌بر است. مسئول پیگیری امور مخاطرات و ارزیابی خسارات محیط زیستی اعلام کرده است، «در جنگ ۱۲ روزه نیز چنین محاسباتی انجام شد و میزان گازهای گلخانه‌ای تولید شده در اثر حملات بررسی شد. در نهایت خسارات بر اساس وزن معادل دی‌اکسیدکربن و نرخ جهانی آن که حدود ۸۰ دلار برای هر تن است، برآورد شد.» (پایگاه اطلاع رسانی مزرعه سبز/ ۲۰ اسفند ۱۴۰۴) این در حالی است که در جنگ ۴۰ روزه میزان و شدت حملات حتی به اذعان طرف مهاجم دو برابر جنگ ۱۲ روزه بوده است و هنوز برآورد دقیقی از میزان خسارت وارد شده به محیط زیست به دست نیامده است.

رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست به ۹۰۰۰ هکتار از جنگل‌ها و مراتعی اشاره کرده که در اثر باقیمانده پرتابه‌های دشمن در جنگ ۱۲ دوازده روزه دچار آتش‌سوزی شده‌اند. «دست‌کم ۱۳ منطقه تحت حفاظت در استان‌های فارس، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، همدان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و گیلان دچار خسارت شدید شدند. تأثیرات این آتش‌سوزی‌ها تنها به از دست رفتن پوشش گیاهی منجر نمی‌شود. برهم خوردن آرامش زیستگاه، مرگ گونه‌های وحشی (به‌ویژه گونه‌های گیاهی و گونه‌های جانوری کوچک جثه) و مهاجرت‌های گسترده‌ی حیات وحش به مناطق اطراف زیستگاه‌ها تأثیرات بلندمدتی بر جمعیت‌های مختلف حیات وحش در مناطق تحت تأثیر خواهد داشت.» (دنیای اقتصاد. ۱۴/۴/۱۴۰۴) تغییر ژنتیکی گیاهان که در اثر آلوده شدن خاک به اکسید نیتروژن و اکسید گوگرد آزاد شده در اثر انفجارها رخ می‌دهد، در بلندمدت منجر به نابودی تنوع زیستی-جنگلی و مرتعی خواهد شد این در حالی است که اولین آسیب چنین وضعیتی آفت و خشکی پوشش گیاهی است. «انفجارها حاوی فلزات سنگین و عناصر نیتروژن، گوگرد و پلاستیک بوده که بسیار آلاینده برای محیط‌زیست محسوب می‌شود. آلودگی سیستمی این عناصر بر PH خاک تاثیر گذاشته و خصوصیات شیمیایی خاک را تغییر داده و میکرو ارگانیسم‌ها را از بین می‌برد. در نتیجه، تنوع زیستی را از بین برده و یا آن را بسیار ضعیف می‌کند.» (سخنگوی سازمان منابع‌ طبیعی و آبخیزداری کشور در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر. فروردین ۱۴۰۵)

اغلب ما صحنه‌ی دلخراش کوچ آهوان خارک را در اثر حملات دیدیم. موج انفجار و ترکش‌ها علاوه بر اینکه منجر به مرگ ده‌ها آهو در این پناهگاه حیات وحش شد، در اثر ترس ناگهانی و شدید و به‌هم خوردن نظم طبیعی زندگی حیات وحش به رمیدن این حیوانات منجر شد. در اثر رمش، آهوان در برخورد با موانع کشته شدند یا در اثر ایست قلبی و سقط جنین جان دادند. به دلیل موقعیت محصور در آبِ جزیره امکان کوچ و مهاجرت زمینی برای پستانداران منطقه وجود نداشت و در نهایت تبدیل به بحرانی بوم‌شناختی درون جزیره‌ای شد.

این همه در حالی است که در حقوق بین‌الملل قوانینی برای حفاظت از محیط زیست در جریان درگیری‌های مسلحانه و جنگ‌ها وجود دارد. در پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۷۷)، به حفاظت از محیط زیست طبیعی در برابر خسارات گسترده اشاره شده است. همچنین سازمان ملل متحد از طریق برنامه محیط زیست خود (UNEP) واحد ویژه‌ای دارد برای ارزیابی خسارات زیست‌محیطی در طی درگیری‌ها که به کشورهای در حال جنگ کمک می‌کند تا بتوانند خسارات زیست محیطی را ارزیابی و برای احیای مناطق طبیعی آسیب دیده برنامه‌ریزی کنند اما واقعیت این است که این قوانین بازوی اجرایی ندارد و بیشتر نمادین است. بند ۳ ماده ۳۵ پروتکل الحاقی اول، «استفاده از روش‌ها یا وسایلی جنگی که به قصد یا با احتمال ایجاد آسیب شدید، گسترده و درازمدت به محیط زیست طبیعی می‌رود.» را ممنوع اعلام کرده است. اما آن‌چه در جنگ‌ها، در سکوت و خاموشی ذره‌ذره نابود می‌شود، زمین، آب، خاک و موجودات ساکن آن است که حتی در صورت عدم نابودی کامل، شیوه‌ی زیست جانداران و گیاهان را تا سال‌ها متأثر از بحرانی می‌کند که در پدیدایی آن هیچ نقشی نداشته‌اند و البته که دود آن به چشم مردمان مناطق جنگ‌زده می‌رود و نه فقط محیط زیست و جانداران آن. در وضعیت شکننده‌ی میحط زیست ایران و بحران‌های پیشینی آن، جنگ آخرین ضربه را به این پیکره‌ی نحیف وارد کرد و با وجود شرایط وخیم اقتصادی، تحریم‌ها و تورم افسارگسیخته به نظر نمی‌رسد بازسازی و احیای مناطق آسیب دیده‌ی زیست محیطی چندان در اولویت برنامه‌های بازسازی قرار گیرد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.