
سالهاست وقتی جمهوری اسلامی در «عراق» به قدرت نیاز دارد، تنها سراغ سفارت، احزاب سیاسی یا متحدان خود در پارلمان این کشور نمیرود. گروههایی هستند که موشک و پهپاد دارند، در «حشدالشعبی» نیرو دارند، در دستگاه سیاسی عراق حزب و نماینده دارند و وقتی لازم باشد، میتوانند هوادارانشان را به خیابان بفرستند. همانطور که در جنگ چهلروزه، برخی از همین گروهها برای حمایت از جمهوری اسلامی وارد میدان شدند. چند ماه بعد، وقتی پرواز هواپیماهای ایرانی به عراق متوقف شد، دوباره همان شبکه فعال شد؛ از تهدید دولت عراق تا فراخوان عشایر و موکبهای حسینی برای تجمع مقابل فرودگاه نجف. حالا بغداد میگوید این وضعیت باید تمام شود و نخستوزیر کشور هم از آغاز روند «خلع سلاح» همین نیروها صحبت کرده است.
آیا با خلع سلاح نیروهای نیابتی، دست سپاه قدس جمهوری اسلامی از این کشور کوتاه میشود؟
«علی الزیدی»، نخستوزیر عراق، پنجشنبه ۹مهر۱۴۰۵ اعلام کرد روند جدی «خلع سلاح» آغاز شده و تا ۹تیر۱۴۰۶ باید به پایان برسد. هدف اعلامشده فقط جمعکردن چند موشک و پهپاد نیست؛ گروههای مسلح باید موجودیت مستقل خود را از دست بدهند، نیروهایشان بهصورت فردی وارد نهادهای رسمی شوند و تصمیم درباره جنگ و صلح تنها در اختیار دولت عراق قرار بگیرد.
اگر این اتفاق واقعا رخ دهد، مساله فقط خلع سلاح چند گروه عراقی نیست. یکی از مهمترین ابزارهایی که جمهوری اسلامی و نیروی قدس سپاه پاسداران طی سالها برای اعمال نفوذ در عراق ساختهاند، تغییر خواهد کرد. اما آیا واقعا چنین اتفاقی در حال رخدادن است؟
گروههایی که فقط عراقی نیستند
«کتائب حزبالله»، «حرکت النجباء»، «کتائب سیدالشهدا» و «عصائب اهل الحق» تشکیلاتی نیستند که رابطهشان با جمهوری اسلامی تنها به نزدیکی سیاسی محدود باشد. رهبران این گروهها بارها از جمهوری اسلامی و «محور مقاومت» حمایت کردهاند و برخی از آنها روابط تاریخی و سازمانی با نیروی قدس سپاه پاسداران دارند.
جنگ چهلروزه بار دیگر اهمیت این شبکه را برای تهران نشان داد.
«ابوآلاء الولائی»، دبیرکل کتائب سیدالشهدا، پس از جنگ، از نقش «مقاومت اسلامی عراق» در حمایت از جمهوری اسلامی سخن گفت. «حسن العبادی»، نماینده این گروه در ایران نیز ۲۵اردیبهشت۱۴۰۵ گفت گروههایی از عراق در جریان جنگ به ایران آمده و در تهران، قم و اصفهان حضور داشتهاند.
البته کتائب سیدالشهدا حتی در ایران دفتر هم دارد. هشتم تیر سال جاری، اعضای دفتر این گروه در ایران با مقامهای جمهوری اسلامی دیدار کردند و گزارشی درباره «عملیاتهای میدانی مقاومت اسلامی عراق» ارایه دادند.
این همان شبکهای است که بغداد حالا میخواهد اختیار سلاح آن را از تشکیلات بگیرد.
یک بار در جنگ، یک بار در فرودگاه نجف
قدرت این گروهها فقط به سلاح هم محدود نیست. این موضوع در آخرین هفته شهریور و ابتدای مهر سال جاری، این بار نه در میدان جنگ که در پرونده پروازهای ایران دیده شد.
پس از آنکه شرکتهای خدمات فرودگاهی عراق ارایه خدمات به برخی شرکتهای هواپیمایی ایرانی را متوقف کردند، متحدان جمهوری اسلامی علیه تصمیم بغداد وارد عمل شدند.
«اکرم الکعبی»، دبیرکل النجباء، تهدید کرد اگر پروازهای ایران برقرار نشوند، هواداران این گروه برای تحصن در فرودگاههای عراق آماده خواهند شد.
چند روز بعد، «ناظم السعیدی»، رییس شورای اجرایی النجباء، از شیوخ عشایر، موکبهای حسینی، کارکنان شرکتهای هواپیمایی و کارکنان فرودگاه خواست مقابل فرودگاه نجف تجمع کنند.
همزمان، کتائب سیدالشهدا نیز علیه توقف پروازهای ایران موضع گرفت.
یعنی درست در روزهایی که بغداد درباره گرفتن سلاح این گروهها مذاکره میکرد، بخشی از همان شبکه برای تغییر تصمیم دولت عراق در موضوعی مرتبط با جمهوری اسلامی فعال شد.
این اتفاق یک وجه دیگر قدرت گروهها را نشان میدهد: حتی اگر موشک و پهپاد را کنار بگذاریم، آنها حزب سیاسی، نماینده پارلمان، شبکه مذهبی، موکب، ارتباطات عشایری و توان بسیج خیابانی دارند.
چه کسی واقعا سلاح تحویل داده است؟
تا امروز، «عصائب اهل الحق» یکی از معدود گروههایی است که شواهدی از تحویل عملی بخشی از تسلیحات آن منتشر شده است.
«شفقنیوز» ۳۰مرداد۱۴۰۵ گزارش داد که عصائب در مقر «یوسفیه» در جنوب بغداد، بخشی از تجهیزات خود، از جمله کمتر از ۱۰ پهپاد ساخت ایران و عراق را تحویل داده است. با این حال، براساس همان گزارش هیچ موشکی تحویل داده نشده بود.
«کتائب امام علی» نیز وارد روند رسمی شده و برای شمارش سلاح، تجهیزات و نیروهای خود و انتقال آنها به ساختار دولتی کمیته تشکیل داده است.
اما مهمترین گروههای مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی هنوز چنین اقدامی انجام ندادهاند.
«هرگز سلاح را تحویل نمیدهیم»
کتائب حزبالله، النجباء و کتائب سیدالشهدا طی ماههای گذشته بارها با تحویل سلاح مخالفت کردهاند.
«حسین الموسوی»، سخنگوی النجباء، هفتم شهریور سال جاری گفت که تحویل سلاح «به هیچ عنوان» ممکن نیست و این گروه حتی به آن فکر هم نمیکند. کتائب سیدالشهدا نیز ۲۵شهریور امسال گزارشهای مربوط به موافقت خود را با تحویل سلاح تکذیب کرد.
اگرچه بررسی اعلام مواضع این گروهها نشان میدهد که لحن برخی از آنها تغییر کرده است.
گزارشهای عراقی در ۷مهر۱۴۰۵ از آمادگی مشروط کتائب حزبالله، النجباء، کتائب سیدالشهدا و انصارالله الاوفیاء برای حصر سلاح خبر دادند. اما شروط آنها از خروج نیروهای آمریکایی و ترکیهای تا خروج مخالفان جمهوری اسلامی از عراق، تعیینتکلیف «پکک» و پیشمرگهها و تقویت پدافند هوایی عراق گسترده است.
یک روز بعد نیز «جعفر الحسینی»، سخنگوی «مقاومت اسلامی عراق»، اعلام کرد این گروهها خود را ملزم به هیچ جدول زمانی یا توافقی برای تحویل سلاح نمیدانند.
این اختلاف مواضع نشان میدهد که هنوز نمیتوان از توافق نهایی برای خلع سلاح سخن گفت. همزمان، طرح دولت نیز از موعد اولیه عقب افتاده است؛ ۸مهر۱۴۰۵ گذشت و حالا دولت تاریخ ۹تیر۱۴۰۶ را پایان فرایند اعلام کرده است.
سپاه قدس هم وارد مذاکره شد
پرونده خلع سلاح گروهها یا مسلح ماندن آنها، فقط میان دولت عراق و فرماندهان عراقی باقی نمانده است.
شفقنیوز ۱۹مرداد۱۴۰۵ از سفر «اسماعیل قاآنی»، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، به بغداد برای گفتوگو درباره سلاح گروهها خبر داد. یک روز بعد، همین رسانه به نقل از یک منبع مطلع نوشت که فرماندهان گروهها بهطور مستقیم از قاآنی پرسیدهاند: «موضع تهران درباره تحویل سلاح چیست؟»
براساس روایت شفقنیوز، پاسخ فرمانده نیروی قدس این بوده است که «در شرایط موجود سلاحشان را تحویل ندهند» اما «وارد رویارویی نظامی با دولت عراق نیز نشوند.»
تا لحظه انتشار این گزارش، سپاه پاسداران این روایت را رسما تایید نکرده است.
البته این اقدام که فرمانده نیروی قدس برای مذاکره درباره سرنوشت سلاح گروههای عراقی به بغداد میرود، بهتنهایی نشان نمیدهد که تهران درباره تصمیم آنها اختیار نهایی دارد؛ اما رابطه مستقیم میان سپاه قدس و رهبران این گروهها و اهمیت این ارتباط را در همین پرونده برجسته میسازد.
خلع سلاح یا تغییر آدرس سلاح؟
پرسش اصلی اما نه سرنوشت سلاحهای این گروهها، بلکه نسبت عراق با جمهوری اسلامی است. آیا عراق حیاط خلوت جمهوری اسلامی و سپاه قدس باقی میماند یا نه؟
اگر طرح اعلامشده دولت اجرا شود، این گروهها باید تا ۹تیر۱۴۰۶ موجودیت نظامی مستقل خود را از دست بدهند، سلاحهای استراتژیکشان زیر اختیار دولت قرار گیرد و اعضایشان بهعنوان افراد و نه تشکیلات مستقل، وارد حشدالشعبی شوند. دولت عراق میگوید پس از آن، ادامه فعالیت با نام گروههای فعلی «غیرقانونی» خواهد بود.
سناریویی که میتواند یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ نظامی جمهوری اسلامی در عراق را محدود کند. اما سناریوی دیگری هم وجود دارد.
اگر فرماندهان، شبکههای مالی و سیاسی و نیروهای گروهها دستنخورده باقی بمانند و تنها سلاحها زیر عنوان حشدالشعبی ثبت شوند، نتیجه ممکن است نه پایان شبکه نزدیک به سپاه قدس، بلکه رسمیشدن بخشی از آن درون ساختار امنیتی عراق باشد.
نشانههای هر دو مسیر امروز وجود دارد. بغداد برای نخستینبار جدول زمانی مشخصی گذاشته و میگوید بعد از آن، گروه مسلح مستقلی را تحمل نخواهد کرد. از سوی دیگر، موعد قبلی بدون تکمیل خلع سلاح گذشت، مهمترین گروهها هنوز سلاح خود را تحویل ندادهاند و برخی حتی میگویند به جدول زمانی دولت پایبند نیستند.
بنابراین پاسخ به این پرسش را نه تعداد پهپادهای تحویلدادهشده، که اتفاقی تعیین میکند که تا ۹تیر۱۴۰۶ رخ میدهد: آیا بغداد فقط مالک رسمی سلاح میشود، یا فرماندهی، پول، نیروی انسانی و مهمتر از همه تصمیم استفاده از آن نیز از شبکه گروههای نزدیک به سپاه قدس به دولت عراق منتقل میشود؟
اگر احتمال دوم اتفاق نیفتد، ممکن است نام و لباس گروهها تغییر کند، اما ساختاری که طی سالها به جمهوری اسلامی امکان اعمال نفوذ نظامی و سیاسی در عراق داده است، همچنان باقی بماند.