
آواز یا تکخوانی زنان از همان روزهای نخست پیروزی انقلابیون در سال ۱۳۵۷ ممنوع شد؛ البته بهطور مستقیم هیچوقت جرمانگاری نشد، بلکه دستگاه قضایی حکومت به شیوههای مختلف و با اتهاماتی چون «جریحه دار کردن عفت عمومی»، «عدم رعایت حجاب» و حتی «تشویق به فساد و فحشا» آن را ممنوع کرد و تا هنوز، صدای زنان را با احکام سنگینی چون شلاق و ممنوعیت از کار و فعالیت در عرصه عمومی و مجازی مجازات میکند.
هنوز جامعه اخبار بازداشت، تعقیب قضایی و صدور احکام شلاق برای زنان آوازهخوانی چون «پرستو احمدی»، «زارا اسماعیلی» و «هیوا سیفیزاده» را هضم نکرده که روز چهارشنبه، هشتم مهرماه سال جاری، گروه «لیان» از لغو کنسرت ۳روزه خود در اهواز بهدلیل «ممانعت از حضور زنان نوازنده» خبر داد. همزمان «آنیتا پاپیست»، خواننده زن جوان از پرداخت ۱۰۰میلیون تومان برای اجرا نشدن حکم ۷۴ ضربه شلاقش خبر داده است.
از ممنوعیت صدا و نوازندگی زنان در ایران در سالهای اخیر چه میدانیم و چرا حکومت در میان تمام مشکلات ریز و درشتش دست از سر آواز و موسیقی زنان بر نمیدارد؟
***
بر اساس مطلبی که «محسن شریفیان»، سرپرست گروه موسیقی «لیان»، روز چهارشنبه ۸مهر۱۴۰۵ در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده، کنسرت این گروه در اهواز پس از آن لغو شد که از تهیهکننده خواسته شد تعهد بدهد نوازندگان زن اجازه حضور روی صحنه را نخواهند داشت. شریفیان تصویری از این تعهدنامه را منتشر کرده و نوشته است کنسرت لیان که قرار بود از ۱۱ تا ۱۴مهر در اهواز برگزار شود، پس از بینتیجه ماندن رایزنیها لغو شده است.
در تعهدنامه منتشرشده که خطاب به ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان نوشته شده است که تهیهکننده، «حمزه صحرایی»، مدیر موسسه «آوای صحرا» گفته که تعهد میدهد «هیچگونه خواننده یا نوازنده زن روی صحنه حضور نداشته باشد.»
محسن شریفیان، سرپرست گروه لیان اما نوشته است که در طول سالهای فعالیت حرفهای خود تعهدنامههای مختلفی امضا کرده، اما حاضر نیست تعهدی را که به گفته او حقوق زنان هنرمند را نقض میکند، بپذیرد. او تاکید کرده: «نوازندگان زن گروه لیان، اعضای جداییناپذیر این خانواده موسیقی هستند و حذف آنان از صحنه را نمیپذیرم.»
شریفیان لغو کنسرت را تصمیمی «به حرمت زنان هنرمند، به حرمت اهواز و به حرمت موسیقی جنوب» توصیف کرده است.
گروه لیان به سرپرستی محسن شریفیان، نوازنده نیانبان و پژوهشگر موسیقی جنوب ایران، از گروههای شناختهشده موسیقی بوشهر است و در اجراهای خود از نوازندگان زن نیز استفاده میکند. این گروه پیش از این در شهرهای مختلف ایران با حضور زنان روی صحنه اجرا داشته و اخیرا نیز چند شب در جزیره کیش برنامه اجرا کرده بود.
این اولینبار نیست که حضور زنان در گروه لیان شامل محدودیتهای حکومتی میشود. پیشتر، کنسرت این گروه در اصفهان، با وجود طی مراحل دریافت مجوز، بهدلیل حضور «لیانا شریفیان»، نوازنده زن، لغو شده بود.
لغو اجرای گروه لیان در اهواز در حالی رخ داده که برنامههای منتشرشده برای مهرماه نشان میدهد این گروه پس از تاریخهای برنامهریزیشده برای اهواز، برای اجرا در شهرهای دیگر خوزستان نیز برنامه داشته است؛ از جمله برای ۱۶مهر در بهبهان و ۱۷مهر در سربندر.
صدای آنیتا؛ پول در مقابل حکم شلاق
همزمان با این خبر اما، «آنیتا پاپیست»، خواننده ایرانی، خبر داده است برای پروندهای که پس از انتشار ویدیوی آواز خوانی بدون حجاب اجباری علیه او تشکیل شد، حدود ۱۰۰میلیون تومان پرداخت کرده تا حکم ۷۴ ضربه شلاق او متوقف شود.
پاپیست در گفتوگو با «یورونیوز» گفته که این مبلغ شامل جریمههای مربوط به حکم شلاق و آنچه دستگاه قضایی «بدحجابی» خوانده و حقالزحمه وکیل هم بوده است.
او درباره مختومهشدن پرونده قضایی خود گفته است: «۱۰۰میلیون دادم و حکم شلاق و کشف حجاب را خریدم.» به گفته این خواننده، نداشتن سابقه کیفری به او امکان داد با پرداخت جریمه از اجرای حکم شلاق جلوگیری کند.
پرونده آنیتا پاپیست پس از انتشار ویدیوی بازخوانی ترانه «رویای آزادی» از «ابی» و «شادمهر عقیلی» تشکیل شد. صدای این اجرا در استودیو ضبط و تصاویر آن بدون حجاب اجباری در خیابان «ولیعصر» تهران فیلمبرداری شده بود.
به گفته پاپیست، این ویدیو تا صبح روز بعد نزدیک به دو میلیون بار دیده شد. پس از انتشار آن، ابلاغیههای قضایی برای او صادر شده بود، اما زمانی از تشکیل پرونده مطلع شد که قصد خروج از ایران را داشت. ماموران در فرودگاه گذرنامهاش را توقیف کردند و به او گفتند ممنوعالخروج است. این خواننده جوان زن، پس از گرفتن وکیل از جزییات پرونده مطلع شده و متوجه شده او با اتهامهایی از جمله «جریحهدار کردن عفت عمومی» و «بدحجابی» به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بوده است. استودیوی این خواننده نیز پلمب شد و اجازه ادامه فعالیت هم به او ندادند.
بنابر گفتههای پاپیست، یک بازپرس بهدلیل انتشار ویدیوی ضبطشده در خیابان ولیعصر علیه او شکایت کرده است. همچنین در جریان رسیدگی، اتهام دیگری نیز مربوط به سال ۱۴۰۲ به پرونده او افزوده شده است، در حالیکه او در زمان مورد اشاره، خارج از ایران بوده است.
ایرانوایر روز ۲۸تیر۱۴۰۵ خبر داده بود که این خواننده تصویری از حکم ۷۴ ضربه شلاق، رسید توقیف گذرنامه و مدرک مسدودشدن سیمکارت خود را منتشر کرده است. او در آن زمان نوشته بود: «پرستو احمدی تنها نیست.»
پاپیست همچنین گفته است پس از تشکیل پرونده، مستمری پدرش که بخشی از هزینههای زندگی او را تامین میکرد، قطع شد.
پرستو، هیوا و زارا؛ احکام قضایی در مقابل صدای زن
درست چند روز قبل از انتشار این اخبار، یعنی در ۳مهر۱۴۰۵، گزارشهایی از رد درخواست تجدیدنظرخواهی «پرستو احمدی» و هفت عضو دیگر گروه «کنسرت کاروانسرا» منتشر شد.
«عباس قرآباغی»، رییس شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر قم، استدلالهای وکلای پرونده را کافی ندانسته و رای دادگاه بدوی، یعنی «۷۴ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری» برای پرستو احمدی و اعضای گروه کنسرت کاروانسرا را، عینا تایید کرده است. بر این اساس، بهجز پرستو، درخواست فرجامخواهی «امیرعلی پیرنیا»، «علیرضا بچاری»، «مجید محسنی»، «سهیل فقیه نصیری»، «محمد امین طاهری»، «محسن لشکری» و «تهمینه منزوی»، دیگر اعضای گروه که کنسرت مجازی کاروانسرا را در سال ۱۴۰۳ تولید کردند و مورد توجه گسترده جامعه ایران قرار گرفت، نیز رد شده است. از میان همکاران پرستو احمدی، «احسان بیرقدار»، تقاضای تجدیدنظر نکرده بود.
اما نام یک خواننده زن دیگر هم این روزها در گزارشهای رسانهها بازتاب یافته است؛ هیوا سیفیزاده، که بعد از تکخوانی در عمارت «روبهرو»، به ۴سال حبس محکوم شده است.
این زن جوان خواننده موسیقی سنتی ایران که در ۹اسفند۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اواخر مردادماه امسال در یک ویدیو که در حساب اینستاگرام خود منتشر کرد، گفت: «من به جرم تشویق به فساد و فحشا به چهار سال حبس تعزیری محکوم شدم… کدام رفتار مشخص من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده؟ اساسا خواندن شعر سعدی یا آواز ایرانی چطور میتواند مصداق تشویق به فساد و فحشا باشد؟»
او در آخر نوشت که خواستهاش مشخص است: «اینکه در دادگاه تجدیدنظر، رفتار منتسب به من براساس قانون و محتویات پرونده و دفاعیات انجامشده، براساس قانون بررسی شود.»
منابع نزدیک به خانم سیفیزاده در همان اسفندماه ۱۴۰۳ به رسانهها گفته بودند که او حین اجرای کنسرت با حضور نیروهای امنیتی در سالن «عمارت روبهرو» در مرکز تهران بازداشت شده بود.
اوضاع برای زارا اسماعیلی، خواننده جوان زنی که بسیاری از کارهای خود را در خیابان اجرا میکرد، پیچیدهتر بود. در مردادماه ۱۴۰۳ و در اوج نافرمانیهای مدنی زنان ایران علیه حجاب اجباری، زارا که ویدیوهای خوانندگیاش در مترو، تحسین بسیاری از کاربران را برانگیخته بود، بازداشت شد. دو هفته بعد از بازداشت هم محتوای صفحه اینستاگرام او که حاصل تلاش چندین سالهاش بود پاک شد و بهجای آن پیامی منتشر شد که این صفحه بهدستور مقام قضایی مسدود شده است.
همانزمان نزدیکان او به رسانهها گفته بودند که این هنرمند ۲۹ساله اهل کرج، روز جمعه پنجم مرداد در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. گفته شده بود که او یک روز پیش از بازداشت، تلاش کرده بود از بازداشت یکی از دوستانش توسط پلیس امنیت اخلاقی جلوگیری کند و با برخورد خشن ماموران انتظامی روبهرو شده بود. در نهایت، زارا هم ایران را ترک کرد و حالا در کشور فرانسه زندگی میکند.
انتشار صدای زن برای نوزادان در بیمارستان هم ممنوع!
منع آواز زنان و فعالیت زنان در عرصه هنر موسیقی در سالهای گذشته، محدود به همینها نیست. شاید یکی از تلخترین این ممنوعیتها، تذکر به پرستار جوانی باشد که برای نوزادان و کودکان بیمار که تحت مراقبت او بودند، آواز میخواند؛ «شیما معظمی»، پرستار اهل مشهد که در تیرماه۱۴۰۳، اعلام کرد بعد از دریافت «تذکرهای کلامی و تهدیدهای نامحسوس» در بیمارستان محل کارش، فعالیت خود در شبکههای اجتماعی را محدود کرده است. خانم معظمی البته توضیح نداد که چه فرد یا نهادی به او تذکر داده و یا او را تهدید کرده است، اما بعد از آن تقریبا دیگر هیچ ویدیویی از صدای زیبایش که لبخند بر صورت کودکان بیمار و مخاطبان یک صحنه همدلی و خوشی میآورد، منتشر نشد.
تیغ سانسور صدا و موسیقی زنان اما تنها محدود به کنسرتهای مجازی و حضور زنان در عرصه هنر و موسیقی نبوده است. جلوگیری از اجرای یک زن دفنواز در مراسم یادبود «مرتضی مطهری»، روحانی حکومتی که هر سال برای او مراسمهای یادبود در گوشهوکنار ایران برگزار میشود و روز کشتهشدن او، «روز معلم» نامیده شده نیز از دیگر رویدادهای خبرساز این سالها برای حذف زنان و صدای آنها بوده است.
با وجود برخوردهای امنیتی و تلاش حکومت برای حذف زنان از عرصه موسیقی عمومی، مقاومت مدنی زنان در این عرصه نیز ادامه دارد؛ تلاش هر روزه و حضور زنان جوانی که از گوشهوکنار ایران مقابل دوربینهای موبایلشان مینشینند و با صداهایی منحصربهفرد به زبانهای مختلف آواز میخوانند؛ به ترکی آذربایجانی، کردی، فارسی، کرمانجی و گیلکی و مازنی، چه حکومت بخواهد و چه نخواهد.
از: ايران واير
