
برگزاری جشن مهرگان در هلندــ ویکیپدیا
برای ایرانیان مهرگان فقط جشن میوه و پاییز نیست؛ پیامی است از ژرفای تاریخ که میگوید هیچ شب تیرهای ابدی نیست
دهم مهرماه در گاهشمار خورشیدی، برابر با «مهرروز از مهرماه» روز برگزاری جشن کهن مهرگان است؛ جشنی که خاستگاه آن یکی از کهنترین داستانهای اساطیری ایران است؛ آن روز که فریدون بر ضحاک شورید و آنگونه که فردوسی روایت میکند، «به کوه دماوند کردش به بند».
مهرگان نزد نیاکان ما در ایران باستان، جشن روزهای آغازین پاییز و هنگامه اعتدال و دگرگونی طبیعت نیز بود. این آیین در فرهنگ ایرانی با شادی، دادگری، پیمانداری و مهر پیوند خورده است و پس از نوروز، از مهمترین جشنهای کهن ایرانی به شمار میرود.
ریشه مهرگان را باید در ستایش «مهر» یا «میترا» جستوجو کرد؛ ایزدی که در باورهای ایران باستان نگهبان پیمانها و پاسدار راستی بود و با دوستی، روشنایی و عدالت پیوند داشت. در اوستا، مهر بهعنوان ناظر بر پیمانها و نگهبان راستی توصیف شده است؛ جایگاهی که نشان میدهد مفهوم «مهر» در فرهنگ ایرانی فراتر از محبت و دوستی، با وفاداری به عهد و برقراری نظم و داد نیز گره خورده بود.
خاستگاه کهن جشن مهرگان
پیشینه برگزاری جشن مهرگان در تاریخ اساطیری ایران طبق روایت فردوسی حکیم، به روزگار فریدون و کاوه آهنگر بازمیگردد. برخی منابع گفتهاند خاستگاه مهرگان هنگامه به بند کشیده شدن ضحاک بر فراز کوه دماوند است و برخی دیگر از جمله فردوسی، موعد تاجگذاری فریدون را سرآغاز جشن مهرگان میدانند. برخی نیز بر این باورند که فریدون در همان روز که ضحاک را به سزای اعمالش رساند، تاجگذاری کرد.
فردوسی درباره این جشن چنین سروده است:
فریدون چو شد بر جهان کامکار/ ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاجوتخت مهی/ بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه/ به سر برنهاد آن کیانیکلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی/ گرفتند یکسر ره ایزدی
می روشن و چهره شاه نو/ جهان گشت روشن سر ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند/ همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست/ تنآسانی و خوردن آیین اوست
زمان برگزاری جشن مهرگان
درباره موعد دقیق برگزاری جشن مهرگان در میان پژوهشگران و حتی در منابع کهن، اختلافنظر وجود دارد. برخی چون فردوسی و ناصرخسرو، مهرگان را در آغاز ماه مهر و همزمان با اعتدال پاییزی دانستهاند، بعنی روزی که شب و روز برابر میشود و طبیعت نشان از تعادل و هماهنگی مییابد. این دیدگاه با کارکرد کشاورزی جامعه ایرانی نیز همخوان است، چرا که سال زراعی از آغاز پاییز شروع میشد و در پایان تابستان خاتمه مییافت. از همین رو، نامگذاری نخستین ماه فصل پاییز به «مهر» نیز بیارتباط با این معنا نیست و در روزگارانی، حتی آغاز سال نو با ابتدای پاییز سنجیده میشد.
با این حال ابوریحان بیرونی زمان مهرگان را متفاوت میداند. او مینویسد: «مهرگاه شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر. اندرین روز، افریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو که معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است، همه جشناند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود.»
بر اساس این روایت، روز شانزدهم مهرماه به عنوان «مهر روز از ماه مهر» یا «مهرگاه» شناخته میشود و نقطه آغاز جشن مهرگان است. این تغییر احتمالا از روزگار ساسانیان تثبیت شد و تا سدهها پس از آن استمرار داشت.
اختلاف در تاریخ مهرگان در روزگار معاصر نیز باقی مانده است. در ایران، بیشتر آیینهای رسمی در روز دهم مهر برگزار میشوند. در میان مردم لرستان، هفتم مهر روز مهرگان است، هرچند بسیاری از ایرانشناسان این تاریخ را نادرست میدانند. پژوهشگرانی چون رضا مرادی غیاثآبادی بر اساس گاهشماری جلالی، چهاردهم مهر را زمان درست مهرگان معرفی کردند و هرگونه تغییر در این تاریخ را دستکاری در نظام دقیق تقویمهای باستانی میدانند.
موبد کوروش نیکنام نیز بر پایبندی به گاهشماری جلالی تاکید دارد و شانزدهم مهر در تقویم زرتشتی را «بهتر و نیکوتر» برای برگزاری این جشن میداند.
با کنار هم گذاشتن این دادهها، میتوان گفت که در دوران باستان، دستکم تا پایان دوره هخامنشیان و احتمالا اشکانیان، مهرگان در آغاز ماه مهر و همزمان با اعتدال پاییزی برگزار میشد، اما در دوره ساسانی، این جشن به روز شانزدهم مهرماه منتقل شد و در منابع متاخر نیز با همین تاریخ شناخته شد.
در هر حال، آنچه همواره پابرجا ماند، پیوند ناگسستنی مهرگان با اعتدال پاییز، آغاز سال زراعی و آیین شکرگزاری برای نعمتهای زمین است که در سالهای اخیر، ایرانیان از دهم تا شانزدهم مهرماه آن را جشن میگیرند.
آیینها و آداب جشن مهرگان
جشن مهرگان همچون نوروز، مجموعهای از آیینها و رسوم دارد که هم جنبه اجتماعی و هم جنبه نمادین در فرهنگ ایرانی دارند. این جشن در ایران باستان به مدت چندین روز برگزار میشد و در سراسر ماه مهر شادمانی و سرور میان مردم جاری بود. در این روزها، مردم به دیدار یکدیگر میرفتند، هدیه میدادند و با پایکوبی و سرور، آغاز پاییز و حضور ایزد مهر را خوشامد میگفتند.
یکی از نخستین رسوم، آراستگی خانه و کوچه بود. مردم جلو خانهها را آبپاشی و جارو و خانهها را پاکیزه میکردند. پس از آن، جامههایی به رنگ ارغوانی و سرخ میپوشیدند که نماد خورشید و زندگی بود. دیدوبازدیدها نیز با «شاباش نوشتهها» انجام میشد؛ نوشتههایی خوشخط و معطر که در لفافی زیبا پیچیده میشدند.
سفره مهرگانی از دیگر ارکان جشن بود. این سفره که گاه بر گرد آتشدان گسترده میشد، رنگی ارغوانی داشت و بر آن انواع میوهها و خوراکیها چون انار، سیب، ترنج، به، سنجد، انگور سفید، کُنار، زالزالک، ازگیل و خرمالو قرار میگرفت.
نوشیدنی ویژه هم از هَئومَه یا عصاره گیاهی با شیر رقیقشده آماده میکردند و نان مخصوص «لورک» در سفره جای میگرفت. آجیل مهرگانی نیز از هفت خشکبار مانند گردو، بادام، پسته، فندق، انجیر، توت خشک و نخودچی تهیه میشد. در کنار اینها، آشی به نام «هفت غله» با گندم، برنج، جو، نخود، عدس، ماش و ارزن پخته میشد. کاسههایی از گلاب، سرکه، برگهای خوشبو همچون آویشن، گلهای بنفشه و نازبو، آینه، سرمهدان، اسفند و شاخههای سرو و مورد هم زینتبخش سفره بودند.
آیینهای امروزی نیز یادگار همان سنت کهناند. در میان زرتشتیان یزد، کرمان، اصفهان، شیراز و تهران، مهرگان هنوز هم با شکوه برگزار میشود. در آتشکدهها، جلو در با شیرینی و آینه از مهمانان استقبال میکنند. نیایش اهورمزدا، گاتخوانی، سخنرانی درباره جایگاه ایزد مهر، شعرخوانی، اجرای نمایش داستان کاوه آهنگر و فریدون و مسابقات فرهنگی بخشی از برنامهها است.
در گذشته حتی رسم قربانی برای ایزد مهر رایج بود. خانوادهها برهای را از تولد نذر ایزد مهر میکردند و در روز مهرگان قربانی میکردند.
مهرگان در شعر و ادبیات فارسی
بازتاب مهرگان در شعر فارسی نشان میدهد که این جشن نه فقط در آیین که در ذهن و زبان ایرانیان نیز همواره زنده بوده است. در نگاه فردوسی، مهرگان یادگار پیروزی نیکی بر بدی است و رودکی، پدر شعر فارسی، مهرگان را چنین وصف میکند:
ملكا جشن مهرگان آمد/ جشن شاهان و خسروان آمد
منوچهری دامغانی نیز درباره این جشن چنین سروده است: مهرگان آمد، در بازگشاییدش/ اندر آرید و تواضع بنماییدش
شاید بتوان گفت مهمترین پیام و معنای جشن مهرگان خاستگاه اساطیری آن، یعنی پیروزی نور بر تاریکی است. در حافظه جمعی ایرانیان، این روز یادآور آن است که بیداد، هرچند دیرپا بنماید، سرانجام نابود خواهد شد.
از این رو برای مردم ایران، مهرگان فقط جشن میوه و پاییز نیست؛ پیامی است از ژرفای تاریخ که میگوید هیچ شب تیرهای ابدی نیست و روزی فرا خواهد رسید که خورشید عدالت دوباره بر بام این سرزمین بدرخشد. مهرگان در واقع آیینی است برای امید؛ امید به دادگری، امید به رهایی و امید به مهر.



