از خدای مصدق تا خدای میرسلیم!/ نکاتی دربارۀ این جمله: « نفت، مال خداست»

Monday, 12th October, 2026
اندازه قلم متن
دکتر مصدق اهل تظاهرات دینی نبود ولی بی‌دین هم نبود اگرچه درباره وظایف دولت چون فداییان اسلام نمی‌اندیشید. میرسلیم هم طبعا آدم دین‌داری است. اما انگار خدایان متفاوتی را می‌پرستیده‌اند! چون مصدق «به نام سعادت ملت ایران» نفت را ملی کرد و میرسلیم گفته« نفت مال خداست نه مردم».

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر– “نفت مال مردم نیست. نفت متعلق به خدا و پیامبر است.” این جمله را سید مصطفی میرسلیم سیاست‌مدار راست گرا و محافظه کار ایرانی و نامزد ناکام و یک درصدی انتخابات ریاست جمهوری در سال 96 گفته است.

او البته به بیان سخنان شاذّ (نادر) اشتهار دارد تا جایی که برخی از جملات او بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی داشته و بعضا دست‌مایه طنز و نقد هم شده است و مشهور‌تر از همه این که «پژو ۲۰۶ و لندکروز وارداتی فرقی با هم ندارند.»

در آن فقره آن جمله را مستند به تخصص خود (‌مهندسی احتراق موتور) و سال‌ها فعالیت در شرکت ایران خودرو ساخت هر چند شاید از چند سال اقامت او در فرانسه در نیمه نخست دهه ۵۰ خورشیدی هم نشأت می‌گرفت یا نوعی تبلیغ برای محصول ایران‌خودرو که هنوز محبوب ایرانیان است و اذعانی هم هست به موفقیت دولت خاتمی در دو حوزه خودرو و انرژی که جلوه اولی محبوبیت و ماندگاری همین پژو و تندر ۹۰ بود و دومی هم سرمایه‌گذاری فرانسوی ها در عسلویه. همان رییس جمهوری و دولتی که حزب متبوع میرسلیم به آن علاقه نداشت (جز یکی از اعضای شاخص آن –علی نقی خاموشی- که عملکرد اقتصادی دولت اصلاحات و نیز مجلس ششم را بارها ستوده است).

البته خود فرانسوی‌ها هم مدعی نیستند پژو ۲۰۶ با لندکروز تفاوتی ندارد و نگاهی به هیکل و اندازه و تجربه رانندگان از هر دو نشان می‌دهد مهندس احتراق موتور -که ۴ سال آزگار فرهنگ و هنر مملکت را به او سپرده بودند- رأی صوابی صادر نکرده بود.

در فقره اخیر اما به نظر می‌رسد چون بحث خدا و پیغمبر را به میان آورده از حیث نفی مردم بر او خرده گیرند و گرنه نه تنها نفت که ما هم از آن خداوندیم و اساسا «انا لله» یعنی همین. یعنی متعلق به الله هستیم و ترجمه به «همه از خداییم» علاوه بر آن که بهتر است الله ترجمه نشود (‌چون اسم خاص است) به «از خداییم» دقیق نیست و «مال خداییم» درست است.

همچنین به نظر می رسد استناد او به آیه اول سوره انفال باشد. (با این فرض که نفت در زمره انفال است). از این رو و به این بهانه می‌توان نکاتی را یادآور شد:

1. در اردیبهشت 1398 آیت‌الله محقق داماد در یادداشتی در روزنامه اعتماد تصریح کرد «به باور فقهی من درآمد نفت را نباید صرف بودجه جاری و عمرانی کرد بلکه باید صرف سرمایه‌گذاری های پایدار و سودآور و دراز مدت شود به گونه‌ای که اصل پول و سرمایه حاصل شده حفظ شود و سود آن نه تنها برای نسل حاضر هزینه شود که با دوراندیشی و آینده نگری نسل های آتی را نیز لحاظ کنند.»

مبنای این نظر فقهی هم این بود که نفت را در زمره انفال می‌دانند ولی به وضوح پیداست که درآمد آن را برای مردم می‌خواهد منتها نه هزینه‌های جاری و نه تنها نسل حاضر و توجیه به عنوان مصلحت را نیز قابل قبول ندانستند چون مصلحت امری موقت است در حالی که هزینه‌کرد نفت برای امور جاری به رویه معمول و دائمی تبدیل شده است.

با این حساب نباید تصور کرد که مدعای میرسلیم برخاسته از نظر فقهی آیت‌الله محقق داماد است. چون این فقیه اتفاقا نگران است که در آینده این محصول کم‌ارزش شود و معتقد است باید استحصال با فناوری‌های مدرن خاصه در میادین مشترک سریع تر و بهینه تر صورت پذیرد اما درآمد آن صرف هزینه‌های جاری نشود و تاکید بر انفال بودن آن از این منظر است نه این که از آن مردم نیست!

2. احتمالا استناد او چنان که اشاره شد به آیه اول سوره انفال است که در آن آمده انفال از آن خدا و پیامبر است. منتها چنان که در ترجمه‌ها و تفاسیر آمده مراد از انفال در اینجا غنایم جنگی است و همه قراین حاکی از آن است که آیات مربوط به بعد از جنگ بدر است که بر سر تقسیم غنایم اختلاف درگرفت و پیامبر با این تعبیر خواسته بود به نزاع مسلمانان بر سر غنایم پایان دهند‌. 40 آیه بعد و در آیه 41 به صراحت از غنیمت گفته شده و این بار: «یک پنجم هر غنیمت از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان نزدیک و یتیمان و بینوایان در راه ماندگان است».

در همان سوره و در آیه 69 اما برای فرونشاندن اختلاف آمده: «هر چه از غنایم به دست آورید بخورید که حلال و پاکیزه است». اگر انفال را به معنی غنایم بدانیم دست‌کم در این سوره ابتدا گفته شده از آن خدا و پیامبر است تا اختلافات فرونشیند و بعد یک‌پنجم و در نهایت همه غنایم از آنِ خودشان.

روشن است که هدف رفع اختلاف بوده و بدین ترتیب اگر بر اساس آیه یک سوره انفال گفته از آن خدا و پیامبر است خوب است به آیه 69 هم توجه شود که هر چه به دست آمده از آن شما. ممکن است البته بگوید مراد او از انفال، غنایم نیست این است که مثل کوه و دریاست. اما مگر از معادن کوه و آبزیان دریا استفاده نمی‌شود و در آنها کاوش و صید نمی‌کنند؟ ( آیه اختلاف و نزاع شما را سست می‌کند در همین سوره است و کلمه “فشل” هم از آن گرفته شده).

3. بر خلاف انفال دانستن نفت در باور آقای محقق داماد که معقول و موجه است انکار آقای میرسلیم معنایی ندارد. ضمن این که می‌توان پرسید چرا در سال‌هایی که رییس جمهور مورد حمایت‌تان همین سرمایه ملی را ریخت‌و‌پاش می‌کرد این جمله را نگفتید و به خدا و پیامبر منتسب نکردید؟ در زمان احمدی‌نژاد نفت مال خدا نبود ولی حالا هست؟!

4. حالا وقت آن است که به اسفند 1329 بازگردیم. 76 سال قبل وقتی دکتر محمد مصدق نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی و هم‌فکران او طرح ملی شدن صنعت نفت ایران را ارایه دادند. نمایندگانی که از غربال استصوابی نگذشته بودند و دغدغه‌شان طرح‌های محدود کننده نبود. به فکر بهبود زندگی مردم و قطع وابستگی بودند و شاید فرصت انتقام از استعماری که 200 سال ایران را دوشیده بود.

پیشنهاد با این جمله شروع می‌شود: به نام سعادت ملت ایران. ( متن: به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نماییم صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.)

مصطفی میرسلیم آدم متدینی است. محمد مصدق هم بی‌دین نبود اگرچه اهل تظاهرات دینی نبود و درباره وظایف دولت چون فداییان اسلام نمی‌اندیشید. اما انگار خدایان متفاوتی را می‌پرستیده‌اند! اولی گفته نفت مال خداست نه از آن مردم و دومی که به لحاظ تاریخی اول است به نام سعادت ملت ایران نفت را ملی کرد.

حاصل این سخن این است که انگار خدای میرسلیم یا خدایی که او در ذهن دارد با خدای مصدق دو تا هستند! چون یکی نفت را از آن خود می‌خواهد حال آن که خدای مصدق یا خدایی که او تصویر می‌کرده دغدغه سعادت مردمان داشته و چه کلمه خاصی است این سعادت یا بهروزی چون وظیفه اصلی کار به دستان همین است: سعادت ملت. واژه‌ای که در عربی با سعد و مسعود و سعید و ساعد و اسعد هم‌خانواده است.

نفت، موهبت و محبت و هدیۀ خداوند است به مردمان این سرزمین. قبلا هم بوده اما دهه‌ها و سده‌ها آدمیان نمی‌دانستند کاربرد آن فراتر از درمان زخم خران‌شان است! بعدتر هم باز تنها برای روشن نگاه‌داشتن چراغ استفاده شد و کشف مصارف گوناگون آن در قرن بیستم، انقلابی بزرگ بود.

این که بگوییم نفت تنها به نسل ما تعلق ندارد تا آن را خرج بی‌کفایتی‌ها و خاصه‌خرجی‌ها نکنیم و باید سرمایه‌گذاری شود و به آینده هم نظر داشته باشیم و آن را ذیل انفال قرار دهیم تا از دست‌اندازی‌های روزانه و بودجه جاری و عمرانی در امان باشد یک بحث است و محترم و مغتنم اما این که بگوییم نفت مال مردم نیست مال خداست بحثی است دیگر باظاهری موجه و باطنی که سلب کننده حق مردم است. آن هم از زبان کسی که عضو مجمعی است که باید مصلحت اندیشی کند نه رؤیاپردازی. همه جا صحبت از تخلف تراستی‌ها یا امنایی است که در وضعیت تحریمی نفت را به امانت تحویل می‌گیرند تا به طرقی که می‌دانند بفروشند و ارز آن را بازگردانند و گویا برخی تخلف کرده‌اند و حالا آقای میرسلیم می‌گوید: نفت، مال خداست!

چون اگر بگوییم نفت از آن همه است آن گاه نقش حکومت مانند مدیریت ساختمان و دارایی مشترک و مشاع است. مردم صاحب مال هستند و کار به دستان امانتی در اختیار دارند. با توصیف مهندس احتراق موتور لابد همان تراستی ها هم فرستادگان خداوندند! (نعوذ بالله).

با این اوصاف چه خوب شد مهندس میرسلیم سال 96 رییس جمهور نشد و گرنه شاید نام شرکت ملی نفت ایران را هم به شرکت الهی نفت ایران تغییر می‌داد. البته در سال‌هایی که کلمه «ملی » یا حذف یا به اسلامی تبدیل شد (‌سازمان ملی انتقال خون، شرکت ملی پست، وزارت فرهنگ و ارشاد ملی) عنوان شرکت ملی نفت ایران باقی ماند و آقای میرسلیم هم اعتراض نکرده بود!


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.