
سخنان محمدامین آقامیری، دبیر شورای عالی و رئیس مرکز ملی فضای مجازی، درباره از کار انداختن “مدیریتشده” پایانههای استارلینک در جریان اعتراضها، بار دیگر نشان داد که اینترنت ماهوارهای برای جمهوری اسلامی از سطح یک نگرانی فنی عبور کرده است.
آقامیری گفت ایران نخستین کشوری بوده که توانسته در جریان اعتراضها پایانههای استارلینک را از کار بیندازد. او همچنین هشدار داد اگر زیرساختهای اینترنت ماهوارهای به عنوان “ابزار جنگی” استفاده شوند، میتوانند “هدف نظامی مشروع” باشند.
تا چند سال پیش، استارلینک برای مقامهای جمهوری اسلامی بیشتر یک تهدید احتمالی بود. درباره آن هشدار داده میشد، اما هنوز به مسئلهای جدی در مدیریت اینترنت تبدیل نشده بود. اکنون اما مقامهای رسمی میگویند وضعیت تغییر کرده است.
بهزاد اکبری، معاون وزیر ارتباطات و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، گفته است «استارلینک دیگر صرفا یک نگرانی نیست، بلکه تبدیل به واقعیت شده است.» او همچنین گفته بخشی از ترافیک اینترنت کشور به مسیرهای غیررسمی رفته است.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، نیز پیشتر گفته بود پیش از اتصال دوباره اینترنت در چهارم خرداد، حجم ترافیک استارلینک به حدی رسیده بود که با ترافیک عبوری از درگاه رسمی اینترنت بینالملل کشور برابری میکرد.
اگر این برآورد درست باشد، معنای سیاسی آن روشن است: در لحظه بحران، قطع اینترنت دیگر الزاما به معنای قطع کامل ارتباط جامعه با جهان خارج نیست. همین نکته است که استارلینک را برای جمهوری اسلامی به مسئلهای فراتر از چند دستگاه روی پشتبام تبدیل میکند.
بحران در حکمرانی فضای مجازی
محمد حافظ حکمی، معاون نوآوری و فناوری وزیر ارتباطات، این نگرانی را صریحتر بیان کرده است. او فراگیر شدن استارلینک را “میخ آخر بر تابوت حکمرانی فضای مجازی” خوانده و گفته در بحران بعدی ممکن است حکومت ناچار به قطع برق شود، چون استارلینک به شبکه داخلی کشور وابسته نیست.
این جمله نشان میدهد مسئله از سطح فیلترینگ عبور کرده است. در مدل سنتی کنترل اینترنت، حکومت میتوانست با فشار بر اپراتورها، بستن درگاهها یا کند کردن شبکه، ارتباط کاربران را مدیریت کند. اما اینترنت ماهوارهای رابطه کاربر با زیرساخت رسمی کشور را تغییر میدهد.
اگر برای مقابله با آن، قطع برق به عنوان گزینه مطرح شود، یعنی کنترل ارتباطات از حوزه نرمافزار و شبکه به زندگی روزمره مردم کشیده شده است؛ به خانه، پشتبام، برق و امکان اتصال فردی.
از این زاویه، استارلینک آزمونی برای کل مدل “حکمرانی فضای مجازی” در جمهوری اسلامی است؛ مدلی که بر تنظیم، نظارت، محدودسازی و هدایت جریان دادهها بنا شده بود.
از جنگ اطلاعاتی تا پشتبامهای ایران
حساسیت جمهوری اسلامی به استارلینک فقط از تحولات داخلی نمیآید. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل از استارلینک نام برد و آن را به دسترسی ایرانیان به اطلاعات پیوند زد. در همان فضا، نماینده اسرائیل نیز با در دست گرفتن یک آنتن استارلینک به سمت نماینده ایران رفت؛ حرکتی نمادین برای القای این پیام که تهران نمیتواند جریان اطلاعات را کاملا مهار کند.
پیشتر نیز نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، گفته بود اسرائیل روندی را برای وارد کردن دهها هزار گیرنده استارلینک به ایران آغاز کرده بود تا در زمان اعتراضها، امکان ارتباط و هماهنگی معترضان حفظ شود.
همین اظهارات، نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به استارلینک را تشدید کرده است. برای تهران، این فناوری فقط ابزار ارتباطی شهروندان نیست؛ بخشی از جنگ اطلاعاتی و تلاش خارجی برای اثرگذاری بر اعتراضهای داخلی تلقی میشود. در سوی دیگر، برای مخالفان فیلترینگ، استارلینک نماد شکستن انحصار دولت بر اینترنت است.
پاسخ حکومت؛ اخلال فنی و فشار امنیتی
واکنش جمهوری اسلامی تا اینجا ترکیبی از چند روش بوده است: ادعای توان فنی برای اخلال، برخورد انتظامی با تجهیزات و کاربران و معرفی استارلینک به عنوان تهدید خارجی.
حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، اعلام کرده که در چهار ماه نخست سال، ۹۹۷ دستگاه استارلینک و تجهیزات مرتبط ضبط و ۱۶۳ نفر بازداشت شدهاند. او همچنین از توقیف خودروهای حامل این تجهیزات و ورود بخشی از دستگاهها از مرزهای غربی، شمالغربی و جنوبی سخن گفته است.
این آمار نشان میدهد حکومت فقط به اخلال فنی تکیه نکرده است. شبکه واردات، حملونقل، فروش، نصب و استفاده نیز هدف قرار گرفته است. اما همین حجم کشفیات معنای دیگری هم دارد: تجهیزات با وجود ممنوعیت وارد کشور شدهاند و استفاده از آنها به اندازهای گسترش یافته که حکومت ناچار شده با زنجیره توزیع و مصرف آن برخورد کند.
ردیابی؛ توان فنی یا اثر بازدارنده؟
مهدی صارمیفر، روزنامهنگار حوزه فناوری، در گفتوگو با دویچه وله میگوید ادعای ردیابی دقیق محل انتشار امواج استارلینک به شکل عمومی و ساده، از نظر فنی محل تردید جدی است.
به گفته او، «آنچه در عمل محتملتر است، شناسایی کاربران از مسیرهای غیرمستقیم است؛ مانند شبکه فروش، گزارشهای محلی، بررسیهای میدانی، خطاهای عملیاتی کاربران یا استفاده از هویت واقعی در سرویسهای داخلی.»

صارمیفر تاکید میکند حکومت ممکن است بتواند بخشی از کاربران را از همین مسیرها شناسایی کند، اما این با ادعای کنترل کامل فنی تفاوت دارد. دیشهای جدید کوچکتر شدهاند و استفاده پنهانی از آنها نسبت به گذشته آسانتر است، هرچند خطرهای امنیتی و حقوقی همچنان باقی است.
بنابراین، کنترل استارلینک بیشتر از آنکه شبیه خاموش کردن همه دستگاهها با یک دستور باشد، ترکیبی از فشار انتظامی، کنترل بازار، ترساندن کاربران و عملیات میدانی است.
تجربه ماهواره، این بار در سطح اینترنت
حسین رزاق، فعال سیاسی، در گفتوگو با دویچه وله برخورد حکومت با استارلینک را یادآور تجربه مقابله با ماهواره میداند. او گفت: «جمهوری اسلامی سالها با دیشهای ماهواره جنگید، آنها را جمعآوری کرد، جریمه گذاشت و تبلیغات گسترده به راه انداخت، اما نتوانست دسترسی مردم به شبکههای ماهوارهای را متوقف کند.»

رزاق میگوید منابعش در ایران شنیدهاند که حکومت توانسته برخی پایانهها را از کار بیندازد، اما به باور او، جمهوری اسلامی نمیتواند محل همه دستگاهها را به شکل دقیق و فنی ردیابی کند. از نگاه او، شناسایی بیشتر از مسیر منابع انسانی، گزارشهای محلی و جستوجوی فیزیکی انجام میشود.
جمهوری اسلامی در اعتراضات گذشته بارها از قطع یا محدودسازی اینترنت برای کنترل بحران استفاده کرده است. در مدل پیشین، وقتی اعتراض گسترده میشد، حکومت میتوانست با بستن شبکه، سرعت انتشار تصاویر، هماهنگی معترضان و ارتباط با رسانههای خارج از کشور را کاهش دهد.
استارلینک این مدل را مختل میکند. حتی اگر استفاده از آن عمومی، ارزان و بیخطر نباشد، وجود شبکهای بیرون از کنترل مستقیم حکومت میتواند در لحظه بحران اثر سیاسی داشته باشد.
در چنین وضعیتی، شمار کاربران تنها معیار اهمیت نیست. اگر گروههایی از فعالان، خبرنگاران، شبکههای محلی یا شهروندان بتوانند ارتباط خود را حفظ کنند، انحصار حکومت بر خاموش کردن کامل کشور شکسته میشود. وقتی اینترنت قطع میشود، هر مسیر جایگزین به ابزار سیاسی تبدیل میشود؛ حتی اگر فقط در اختیار بخشی محدود از جامعه باشد.
ابزار ارتباطی یا هدف نظامی؟
منتقدان حقوق دیجیتال از همین نقطه نگراناند: اینکه دسترسی به اینترنت آزاد به عنوان مسئله امنیت ملی تعریف شود و کاربران عادی، حتی کسانی که فقط برای کار، آموزش، ارتباط خانوادگی یا دسترسی به خبر از مسیرهای جایگزین استفاده میکنند، در معرض خطر قرار بگیرند.
استارلینک در ایران فقط یک مسئله تکنولوژیک نیست. این پدیده در محل تلاقی چند بحران ایستاده است: بیاعتمادی عمومی به اینترنت رسمی، سابقه قطع شبکه در اعتراضات، فشار امنیتی، نقش بازیگران خارجی، میل جامعه به عبور از سانسور و ناتوانی حکومت در پذیرش گردش آزاد اطلاعات.
استارلینک هنوز در دسترس همه مردم نیست. هزینه، خطر امنیتی، ممنوعیت واردات و دشواری استفاده مانع گسترش کامل آن است. اما اهمیت آن فقط در تعداد کاربران نیست. اهمیت اصلی در این است که برای نخستین بار، بخشی از جامعه میتواند به اینترنتی فکر کند که از دروازه رسمی جمهوری اسلامی عبور نمیکند.

