«نفرین توقیف»؛ از بهروز وثوقی و سینما رکس تا کشتار دی

Monday, 12th October, 2026
اندازه قلم متن

 

صحنه‌ای از فیلم نفرین توقیف
صحنه‌ای از فیلم نفرین توقیف

ایران اینترنشنال

هفتادمین دوره جشنواره جهانی فیلم لندن میزبان فیلم «نفرین توقیف» ساخته محسن امیریوسفی است؛ یک کمدی تلخ و گزنده درباره سال‌ها توقیف و ممنوع‌الکاری خود فیلمساز در ایران.

فیلمساز تلخ‌ترین اتفاقات زندگی‌اش در ارتباط با سینما را از ابتدا تا به امروز می‌کاود و مرثیه‌ای برای آنها سر می‌دهد درباره اتفاقاتی که کار و زندگی و عشق او به سینما را تحت‌تاثیر قرار داده‌اند و به تمامی با اتفاقات سیاسی ایران پیوند خورده‌اند؛ از آتش زدن سینما رکس تا کشتار دی.

فیلم ساختار ساده‌ای دارد: گفت‌و‌گوی خود فیلمساز با کسی که نمی‌بینیم و به نظر می‌رسد عزرائیل است که ظاهرا برای گرفتن جان او آمده و حالا تمام کارنامه فیلمسازی و زندگی خود فیلمساز در بخش‌های مختلف برای او روایت می‌شود؛ روایتی که با یک «نفرین» آغاز می‌شود، نفرین سوختن سینما رکس در کوچه پشتی محل سکونت فیلمساز و بوی اجسادی که تا به امروز در بینی او مانده‌اند.

شبی که او در دوران کودکی قرار بوده با مادربزرگش برای تماشای فیلمی از بازیگر محبوبش- بهروز وثوقی- به سینما بروند، مادربزرگ بدقولی می‌کند و او با حالت قهر به اتاقش می‌رود، اما همان زمان سینما می‌سوزد و بوی اجساد سوخته شده به مشام او می‌رسد.

فیلمساز در جاهای مختلف به این اتفاق، نمادی از انقلاب، بازمی‌گردد و گمان می‌کند که نرفتن به سینما و نسوختن در آن، چون نفرینی بر زندگی‌اش سایه می‌افکند: نفرین توقیف فیلم‌هایش.

فیلم از «خواب تلخ» آغاز می‌شود، معروف‌ترین فیلم این فیلمساز که داستان یک مرده‌شور و مواجهه‌اش با عزرائیل را روایت می‌کند؛ فیلمی که در سال ۲۰۰۴ در جشنواره کن در بخش دو هفته کارگردانان به نمایش درآمد و در بخش دوربین طلایی که به اولین اثر فیلمسازان در تمام بخش‌های جشنواره اختصاص دارد، داوران از او تقدیر کردند.

فیلمساز توضیح می‌دهد که با مشقت و بدون بودجه فیلم را ساخته اما اجازه اکران و فرستادن به جشنواره‌ها را به او نمی‌دهند، او اما یک فیلم وی اچ اس خانوادگی را برای تایید به وزارت ارشاد می‌فرستد و با باز کردن پلمب آن، موفق می‌شود نوار داخل آن را با فیلم خواب تلخ جابه‌جا کند و فیلم را به دست پخش‌کننده در خارج از کشور برساند.

  • فیلم‌های زیرزمینی سینمای ایران در جشنواره لندن

    فیلم‌های زیرزمینی سینمای ایران در جشنواره لندن

تصاویر آرشیوی، حضور فیلم در جشنواره کن در کنار فیلمسازان شناخته شده‌ای چون کیارستمی را با ما قسمت می‌کند اما فیلمساز به ما می‌گوید کیارستمی و مخملباف، که هر دو در آنجا حضور داشتند، فیلم را کوبیدند و او را نومید کردند.

اما بازگشت فیلمساز به ایران سرآغاز مشکلات متعدد اوست با وزارت ارشاد. همه این مشکلات به شکلی طنز‌آمیز روایت می‌شوند، اما در عین حال به غایت تلخ‌اند و تکان‌دهنده. در بخش‌های مختلف بعدی او از توقیف‌های متعدد آثارش و ممنوع‌الکاری‌هایش می‌گوید؛ از توقیف ۱۲ ساله خواب تلخ، توقیف ۴ ساله آتشکار و ۶ ساله آشغال‌های دوست‌داشتنی.

اما فیلم بحث برانگیز «آشغال‌های دوست‌داشتنی» که درباره حوادث سال ۸۸ و جنبش سبز ساخته شده، اینجا حاشیه جذاب دیگری هم پیدا می‌کند: فیلمساز به ما می‌گوید چهل سال بعد از سینما رکس، زمان ملاقات با بهروز وثوقی، تصمیم می‌گیرد همین فیلم را با نام «آشغال‌های دوست داشتنی اصل» با حضور این بازیگر دوباره بسازد و این فیلم به شکل کامل در خارج از ایران ساخته می‌شود!

فیلمساز می‌گوید حتی فیلم را برای مجوز به وزارت ارشاد فرستاده و خشم آنها را برانگیخته است، تا آنجا که از او خواسته‌اند وجود چنین فیلمی را انکار کند تا ممنوع‌الکار نشود.

نفرین توقیف در ساختارش به نوعی به هزار و یک شب و شهرزاد قصه گو رجوع می‌کند، جایی که فیلمساز مجبور است برای زنده ماندن هر بار داستانی را تعریف کند. این داستان‌ها عمدتا شخصی است و از کودکی او، شمع نذر کردن برای نرفتن به مدرسه و فردایش آغاز جنگ و تعطیلی مدارس در آبادان، تا کشتار دی را در برمی‌گیرد.

امیر یوسفی در اثری خود- بازتابنده گویی در لحظه مرگ به مرور زندگی خودش می‌رسد و حالا آشکارا واقف است که چه فرصت‌های فیلمسازی‌ای را از دست داده و درد و رنج این توقیف‌ها تا چه میزان بر روح و روان او تاثیر گذاشته است، تا جایی که به درگیری با موجود خیالی درونش می‌رسد.

این درگیری لحظات بامزه‌ای را شکل می‌دهد و همین نگاه شوخ‌طبعانه فیلم است که آن را نجات می‌دهد، در حالی که چنین مضمونی به راحتی می‌توانست به یک فیلم عبوس سیاسی و شخصی بدل شود، اما داستان‌های گوناگون پیوند خورده با وقایع سیاسی، با یک نخ نامرئی به نام مرگ با هم پیوند می‌خورند و فیلمساز به مانند خواب تلخ در شوخی با مرگ، موفق می‌شود فضای جذابی خلق کند که در عین حال بخش‌هایی از وقایع ناگفته سینمای ایران در زمینه سانسور را توضیح می‌دهد.

روند فیلم به تلخی‌های بیشتری در انتها می‌رسد، از جمله بازجویی و دادگاهی شدن فیلمساز پس از امضای بیانیه «تفنگت را زمین بگذار». فیلمساز که در تمام طول فیلم از آرزویش برای اکران درست و سر وقت فیلم‌هایش در ایران می‌گوید بعد از کشتار مردم در دی ماه به نتیجه متفاوتی می‌رسد:«دیگه اکران فیلم‌هایم برایم مهم نیست و نفرین توقیف فیلم‌هایم را قبول کرده‌ام.»

در انتها امیریوسفی فیلم را به «همه فیلم‌های توقیفی سینمای ایران و ارواح مردم بی‌گناهی که در این سال‌ها کشته شده‌اند» تقدیم می‌کند و با زبانی طنزآمیز از همه سانسورچی‌ها و توقیف‌کنندگان وزارت ارشاد صمیمانه تشکر می‌کند که «اگر نبودند این فیلم ساخته نمی‌شد»!


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.