افزایش تنش‌ها در خاورمیانه؛ آیا جنگ دیگری میان ایران، آمریکا و اسرائیل در راه است؟

Monday, 19th October, 2026
اندازه قلم متن

افزایش تهدیدهای نظامی و تحولات جدید در ایران

در پی کشته شدن سرلشکر عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، در حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، سرپرستی وزارت دفاع به سردار سرتیپ پاسدار سید مجید ابن‌الرضا واگذار شد. این وضعیت تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ ادامه یافت؛ زمانی که مجلس شورای اسلامی با اکثریت آرا به مهرداد اخلاقی کتابچی برای تصدی وزارت دفاع رأی اعتماد داد.

 

وزیر جدید دفاع پس از انتخاب، در اظهاراتی هشدارآمیز اعلام کرد که نیروهای مسلح ایران برای مقابله با هرگونه حمله احتمالی آمریکا آمادگی دارند و هر اقدام نظامی جدید با پاسخی گسترده و شدید روبه‌رو خواهد شد. این موضع‌ گیری در شرایطی مطرح می‌شود که تنش‌های نظامی و سیاسی در منطقه خاورمیانه، به‌ویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز، به مرحله نگران‌کننده‌ای رسیده است.

 

بحران تنگه هرمز و تهدید امنیت دریانوردی

در روزهای اخیر، وضعیت امنیتی خلیج فارس به‌شدت متشنج بوده است. چندین کشتی نفتکش و تجاری در تنگه هرمز و آب‌های اطراف آن هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته‌اند. جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز تحت کنترل نیروهای نظامی این کشور قرار دارد و عبور برخی شناورها منوط به دریافت مجوز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

 

در همین ارتباط، خبرگزاری فارس به نقل از دریادار حبیب‌الله سیاری، رئیس ستاد و معاون هماهنگ‌کننده ارتش جمهوری اسلامی، گزارش داد که وی روز پنجشنبه ۱۵ اکتبر، در حاشیه مراسم تجلیل از پرستاران ارتش، بر بسته بودن تنگه هرمز تأکید کرده است.

 

به گفته سیاری، نیروی دریایی سپاه پاسداران در خلیج فارس و تنگه هرمز و نیروی دریایی ارتش در شرق این تنگه و شمال دریای عمان حضور دارند و کنترل و نظارت گسترده‌ای بر منطقه اعمال می‌کنند. وی همچنین افزایش قیمت سوخت در کشورهای غربی را از پیامدهای اختلال در عبور نفتکش‌ها دانست و تأکید کرد که نیروهای مسلح ایران با اتکا به تجهیزات و فناوری‌های داخلی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی دشمن آماده‌اند.

 

در مقابل، فرماندهی مرکزی نیروهای نظامی آمریکا، سنتکام، بر ادامه تلاش‌های این کشور برای حفاظت از کشتیرانی تجاری و حفظ آزادی دریانوردی در منطقه تأکید کرده است. این مواضع متضاد نشان‌دهنده اختلاف عمیق میان تهران و واشنگتن بر سر کنترل و امنیت یکی از مهم‌ترین آبراه‌های راهبردی جهان است.

 

افزایش حملات به کشتی‌های تجاری

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای امنیت دریایی، شمار حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز و آب‌های اطراف آن طی روزهای اخیر به یکی از بالاترین سطوح از آغاز درگیری‌های نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل رسیده است. خبرگزاری فرانسه در گزارشی در ۱۴ اکتبر اعلام کرد که دست‌کم ده کشتی طی چند روز در تنگه هرمز یا نزدیکی آن هدف حمله قرار گرفته‌اند. همچنین گزارش‌هایی از مفقود شدن دو دریانورد و غرق شدن کشتی‌های تجاری منتشر شده است.

 

اداره دریایی و بندری سنگاپور نیز اعلام کرد که دو کشتی کانتینربر با پرچم این کشور، به نام‌های «جی‌اف‌اس پراید» و «جی‌اف‌اس ژیزل»، در روزهای ۱۳ و ۱۴ اکتبر هدف پرتابه‌های ناشناس قرار گرفته‌اند. کشتی جی‌اف‌اس پراید پس از آسیب‌دیدگی و وقوع آتش‌سوزی غرق شد، اما خوشبختانه هر ۲۱ خدمه آن نجات یافتند. کشتی دوم نیز آسیب دید، ولی توانست خود را به محل امنی برساند. این حوادث نشان می‌دهد که بحران تنگه هرمز دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی یا نظامی میان دولت‌ها نیست، بلکه مستقیماً امنیت دریانوردان، تجارت بین‌المللی و زنجیره تأمین انرژی جهان را تهدید می‌کند.

 

گسترش بحران به عربستان سعودی

در کنار تحولات خلیج فارس، ادامه حملات حوثی‌های یمن به اهدافی در عربستان سعودی نیز بر نگرانی‌های منطقه‌ای افزوده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حملات به فرودگاه بین‌المللی ریاض موجب تلفات انسانی، اختلال گسترده در پروازها و افزایش نگرانی‌های امنیتی شده است. در برخی گزارش‌ها، شمار قربانیان دست‌کم ۱۴ کشته و بیش از ۳۰۰ مجروح اعلام شده است؛ آماری که نیازمند تأیید نهایی از منابع رسمی است. وزارت امور خارجه چین نیز ضمن محکوم کردن حملات به فرودگاه ریاض، نگرانی جدی خود را از تشدید درگیری‌ها در منطقه ابراز کرده است.

 

اداره هوانوردی فدرال آمریکا نیز به شرکت‌های هواپیمایی این کشور توصیه کرده است که هنگام پرواز به مقصد عربستان سعودی یا عبور از حریم هوایی آن، احتیاط بیشتری به عمل آورند. با وجود این شرایط، وزارت انرژی عربستان سعودی اعلام کرد که کنفرانس بین‌المللی انرژی شورای جهانی نفت، که برای روزهای ۱۱ تا ۱۵ اکتبر در ریاض برنامه‌ریزی شده بود، طبق برنامه برگزار می‌شود.

 

با این حال، اختلال در سفرهای هوایی باعث شد برخی مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ نفتی، از جمله بی‌پی، اکسون‌موبیل، توتال‌انرژیز و شل، از حضور در این گردهمایی بازبمانند یا برنامه سفر خود را تغییر دهند. این تحولات نشان می‌دهد که گسترش درگیری‌ها نه‌تنها امنیت کشورهای منطقه، بلکه فعالیت شرکت‌های بزرگ انرژی و مناسبات اقتصادی بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

 

بحران انرژی و نقش روسیه در بازار جهانی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تنش‌های اخیر، اختلال در صادرات نفت و گاز از منطقه خلیج فارس و افزایش نگرانی درباره تأمین انرژی جهان است. در چنین شرایطی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از گفت‌وگو با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرد که مسکو مقادیر قابل‌توجهی گازوئیل به بازارهای جهانی عرضه خواهد کرد.

بر اساس اظهارات ترامپ، روسیه در مرحله نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل، معادل حدود دو میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه، عرضه خواهد کرد. وی همچنین از برنامه عرضه ۵۰۰ هزار تن دیگر در ماه نوامبر و افزایش بیشتر صادرات در مراحل بعدی سخن گفت. چنانچه این اظهارات به مرحله اجرا برسد، می‌تواند بخشی از فشار ناشی از اختلال در عرضه فرآورده‌های نفتی از خلیج فارس را کاهش دهد.

 

از دیدگاه نگارنده، این تحولات نشان می‌دهد که بحران تنگه هرمز، برخلاف تصور اولیه، صرفاً یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه بر روابط اقتصادی و سیاسی قدرت‌های بزرگ نیز تأثیر می‌گذارد. در عین حال، توافق احتمالی آمریکا و روسیه درباره عرضه انرژی، پرسش‌هایی را درباره رابطه میان سیاست تحریم روسیه، جنگ اوکراین و نیاز فوری بازارهای جهانی به فرآورده‌های نفتی مطرح می‌کند.

 

ترامپ همچنین اعلام کرده است که روسیه و اوکراین درباره توقف حملات به تأسیسات انرژی یکدیگر به توافق رسیده‌اند. با این حال، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اظهار داشته که همچنان در انتظار دریافت جزئیات این توافق است و روسیه نیز در زمان انتشار این خبر توضیح رسمی روشنی ارائه نکرده بود. بنابراین، هنوز نمی‌توان درباره پایداری چنین توافقی یا تأثیر بلندمدت آن بر بازار جهانی انرژی قضاوت قطعی کرد.

 

تنگه هرمز؛ ابزار فشار نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی

در ادامه تنش‌ها، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران هشدار داده است که کشتی‌هایی که در محدوده تنگه هرمز سامانه‌های شناسایی و ناوبری خود را خاموش کنند، ممکن است متخاصم تلقی شوند و با برخورد نظامی مواجه گردند. هم‌زمان، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، تنگه هرمز را یکی از خطوط قرمز امنیت ملی ایران و ابزاری دفاعی توصیف کرده است. به گفته وی، محدودیت‌های اعمال‌شده در این آبراه واکنشی به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بوده و پیش از آغاز درگیری‌ها مشکلی در عبور کشتی‌های تجاری وجود نداشته است.

 

در همین ارتباط، گزارش‌هایی نیز منتشر شده است مبنی بر اینکه سپاه پاسداران برخی نفتکش‌ها را پیش از ورود به تنگه هرمز متوقف کرده و عبور آن‌ها را منوط به دریافت مجوز و پرداخت هزینه کرده است. با این حال، جزئیات و دامنه اجرای چنین اقداماتی نیازمند بررسی مستقل است.

 

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی در جریان نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده بود که بر اساس آن، در صورت پذیرش شروط تهران، امکان بازگشایی این آبراه ظرف هفت روز وجود خواهد داشت. گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که آمریکا پاسخ خود را از طریق میانجیگران قطری به ایران منتقل کرده است. به نظر می‌رسد با وجود تهدیدهای متقابل، امکان ادامه مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن همچنان وجود دارد.

 

در واقع، تنگه هرمز اکنون به یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و متحدانش تبدیل شده است؛ ابزاری که استفاده طولانی‌مدت از آن می‌تواند پیامدهای جدی برای اقتصاد ایران و کشورهای منطقه نیز به همراه داشته باشد.

 

سفر سرگئی لاوروف به تهران؛ میانجیگری یا حفظ منافع روسیه؟

در شرایطی که تنش‌های نظامی و سیاسی در خلیج فارس افزایش یافته است، سفر برنامه‌ریزی‌شده سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران در روز ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بر اساس اعلام ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، قرار است لاوروف در جریان این سفر با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، درباره تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای گفت‌وگو کند.

 

لاوروف پیش از سفر به تهران، برنامه دیدارهایی در بحرین، شرکت در نشست دوره ای شورای همکاری خلیج فارس و رایزنی با کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز در دستور کار داشته است. با توجه به وضعیت امنیتی منطقه، این پرسش مطرح می‌شود که آیا سفر وزیر امور خارجه روسیه صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه مسکو و تهران صورت می‌گیرد، یا هدف مهم‌تری، از جمله تلاش برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا، در پشت آن قرار دارد؟

این احتمال وجود دارد که روسیه درصدد ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن باشد تا از آغاز دور تازه‌ای از حملات نظامی جلوگیری کند.

 

همچنین گمانه‌زنی‌هایی مطرح شده است مبنی بر اینکه لاوروف ممکن است حامل پیام‌ها یا پیشنهادهایی درباره راه‌های دستیابی به یک توافق سیاسی باشد. با این حال، تا زمانی که اطلاعات رسمی و قابل‌اعتمادی منتشر نشود، چنین احتمالاتی را باید در حد تحلیل و گمانه‌زنی دانست.

 

منافع راهبردی روسیه در ایران و خاورمیانه

برای درک اهداف احتمالی سفر لاوروف، باید به منافع راهبردی روسیه در ایران و منطقه خاورمیانه توجه کرد.

روسیه و جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های دفاعی، اقتصادی، انرژی و سیاسی ایجاد کرده‌اند.

 

با این وجود، میان داشتن روابط راهبردی با یک کشور و تعهد بی‌قیدوشرط برای دفاع از حکومت آن کشور تفاوت اساسی وجود دارد. مسکو علاوه بر روابط خود با تهران، مناسبات اقتصادی و سیاسی مهمی با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس دارد. از این‌رو، بعید به نظر می‌رسد که روسیه بخواهد تمامی منافع منطقه‌ای خود را صرفاً در حمایت از جمهوری اسلامی به خطر اندازد. روسیه همچنین به‌خوبی آگاه است که گسترش جنگ در خاورمیانه می‌تواند بر بازارهای جهانی انرژی، تجارت بین‌المللی و توازن قدرت در منطقه تأثیر بگذارد.

 

از یک سو، افزایش قیمت انرژی ممکن است برای اقتصاد روسیه منافعی کوتاه‌مدت ایجاد کند؛ اما از سوی دیگر، گسترش بی‌ثباتی و احتمال رویارویی مستقیم قدرت‌های بزرگ می‌تواند تهدیدی جدی برای منافع بلندمدت مسکو باشد.

بنابراین، می‌توان چنین ارزیابی کرد که روسیه احتمالاً خواهان حفظ روابط خود با جمهوری اسلامی است، اما نه به هر قیمت و نه بدون در نظر گرفتن منافع گسترده‌تر خود.

 

آیا روسیه به دنبال نجات جمهوری اسلامی است؟

پرسش اساسی این است که آیا سرگئی لاوروف برای حمایت از جمهوری اسلامی به تهران سفر می‌کند یا برای متقاعد کردن رهبران آن به پذیرش نوعی مصالحه سیاسی؟

 

به نظر نگارنده، روسیه احتمالاً سه هدف را هم‌زمان دنبال می‌کند:

۱. حفظ منافع راهبردی خود در ایران: مسکو نمی‌خواهد نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را در ایران از دست بدهد.

۲. جلوگیری از تشدید جنگ در منطقه: گسترش درگیری‌ها می‌تواند ثبات کشورهای حوزه خلیج فارس و منافع اقتصادی روسیه را تهدید کند.

۳. افزایش نقش دیپلماتیک روسیه: مسکو ممکن است تلاش کند خود را به‌عنوان یکی از بازیگران مؤثر در هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا مطرح سازد.

 

در چنین شرایطی، اهمیت دیدار لاوروف و عراقچی تنها به محتوای گفت‌وگوهای تهران محدود نمی‌شود، بلکه باید دید آیا پس از این سفر، تماس‌های تازه‌ای میان مسکو و واشنگتن برقرار خواهد شد یا خیر. چنین تماس‌هایی می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای یافتن راه‌حلی سیاسی و جلوگیری از گسترش جنگ باشد.

 

ارزیابی نهایی؛ روسیه و آینده ایران

از دیدگاه من، بررسی تاریخ روابط ایران و روسیه نشان می‌دهد که سیاست مسکو در قبال ایران همواره بیش از آنکه بر دوستی پایدار و حمایت بی‌قیدوشرط استوار باشد، تابع منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی روسیه بوده است. تجربه تاریخی روابط دو کشور، از دوران امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی تا فدراسیون روسیه امروز، نشان می‌دهد که دولت‌های روسیه در مقاطع مختلف، منافع ملی خود را بر خواسته‌ها و منافع ایران مقدم دانسته‌اند.

 

البته این واقعیت به معنای نادیده گرفتن دوره‌های همکاری میان دو کشور نیست؛ بلکه تأکیدی است بر این اصل که روابط بین‌الملل، به‌ویژه میان قدرت‌های بزرگ، بیش از هر چیز بر پایه محاسبه منافع شکل می‌گیرد. از این منظر، اگر تصور شود که روسیه صرفاً برای نجات جمهوری اسلامی وارد میدان دیپلماسی شده است، چنین برداشتی می‌تواند ساده‌انگارانه باشد.

 

به باور من، احتمال دارد مسکو هم‌زمان با تلاش برای جلوگیری از تشدید جنگ، درصدد فراهم کردن زمینه گفت‌وگو با آمریکا درباره آینده روابط منطقه‌ای و جایگاه ایران نیز باشد؛ گفت‌وگوهایی که هدف اصلی آن‌ها حفظ منافع راهبردی روسیه خواهد بود. با این همه، هنوز شواهد کافی برای نتیجه‌گیری قطعی درباره وجود چنین مذاکراتی در دست نیست.

 

در پاسخ به پرسش اصلی مقاله، یعنی احتمال وقوع جنگی دیگر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، باید گفت که خطر ازسرگیری حملات گسترده نظامی جدی است، اما وقوع آن اجتناب‌ناپذیر نیست.

 

ادامه حملات به کشتی‌های تجاری، تهدیدهای نظامی متقابل، اختلال در صادرات انرژی و گسترش درگیری‌ها به کشورهای همسایه، همگی عواملی هستند که می‌توانند زمینه‌ساز تشدید جنگ شوند. در مقابل، پیامدهای سنگین اقتصادی و امنیتی یک جنگ گسترده‌تر ممکن است قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی را به تلاش برای دستیابی به توافقی سیاسی ترغیب کند. سفر لاوروف به تهران می‌تواند یکی از نشانه‌های این تلاش‌های دیپلماتیک باشد، هرچند هنوز برای ارزیابی نتایج آن زود است.

 

در نهایت، آنچه باید در اولویت قرار گیرد، حفظ تمامیت ارضی ایران، امنیت و جان مردم ایران، جلوگیری از گسترش جنگ و دستیابی به راه‌حلی سیاسی است که منافع ملی کشور را بر ملاحظات حکومت‌ها و قدرت‌های خارجی مقدم بدارد.

باید منتظر ماند و دید آیا دیپلماسی می‌تواند بر تهدیدهای نظامی غلبه کند، یا خاورمیانه بار دیگر با مرحله‌ای خطرناک‌تر از جنگ و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد شد.

 

ناخدا محمد فارسی

۱۸ اکتبر ۲۰۲۶


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.