جنگ علیه حافظه تاریخی؛ وقتی میراث فرهنگی نيز قربانی می‌شود

Saturday, 24th October, 2026
اندازه قلم متن

 

اخبار روز

جنگ‌ها تنها جان انسان‌ها را نمی‌گيرند و خانه‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی را نابود نمی‌کنند؛ بناهای تاریخی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها و آثار هنری نیز در معرض ویرانی قرار می‌گیرند. آسیب به این آثار، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه جمعی و پیوند نسل‌های امروز با گذشته است. جنگ‌های سال‌های اخیر در خاورمیانه و اوکراین بار دیگر نشان داده‌اند که میراث فرهنگی نه‌تنها قربانی خشونت نظامی است، بلکه گاه به موضوعی برای رقابت سیاسی، منازعه بر سر هویت و حتی ابزاری در خود جنگ تبدیل می‌شود. آسیب به کاخ گلستان در تهران و آثار تاریخی دیگر ایران در جنگ سال ۱۴۰۵، این مسئله را بار دیگر در برابر جامعه ایران قرار داده است.

از کاخ گلستان تا آثار تاریخی اصفهان

در جریان حملات نظامی به ایران در اسفند ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵، گزارش‌هایی از آسیب‌دیدن شماری از مهم‌ترین آثار تاریخی کشور منتشر شد. کاخ گلستان در تهران، یکی از برجسته‌ترین مجموعه‌های معماری دوره قاجار و از آثار ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، از جمله بناهایی بود که در پی حملات نظامی به مناطق اطراف آن آسیب دید.

یونسکو در گزارش اولیه خود اعلام کرد که موج انفجار و آوار ناشی از حمله به محدوده میدان ارگ، در حریم حفاظتی کاخ گلستان، به این مجموعه تاریخی خسارت وارد کرده است. این سازمان همچنین از ارسال مختصات جغرافیایی آثار ثبت‌شده جهانی و دیگر مکان‌های مهم فرهنگی به طرف‌های درگیر خبر داد تا از آسیب‌های بیشتر جلوگیری شود.

گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در اسفند ۱۴۰۴ نشان داد که آسیب‌ها به تهران محدود نبوده است. یونسکو خسارت به کاخ چهل‌ستون و مسجد جامع اصفهان را نیز تأیید کرد. همچنین بناهایی در نزدیکی محوطه تاریخی دره خرم‌آباد، که آثار سکونت انسان در دوران پیشاتاریخ را در خود جای داده است، آسیب دیدند.

در کاخ گلستان، شیشه‌های شکسته، تزئینات فروریخته، پنجره‌های تخریب‌شده و آسیب به بخش‌هایی از معماری بنا، نشانه‌های آشکار خسارت بودند. چنین آسیب‌هایی تنها به مصالح ساختمانی محدود نمی‌شوند؛ در بناهایی که تزئینات و جزئیات هنری آن‌ها حاصل کار استادکاران نسل‌های گذشته است، بازسازی کامل و اصیل همواره ممکن نیست.

کاخ گلستان تنها یک ساختمان سلطنتی نیست. این مجموعه، در کنار معماری و هنرهای تزئینی خود، بخشی از تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را در بر می‌گیرد. به همین ترتیب، مسجد جامع اصفهان سندی از چندین دوره معماری و زندگی شهری ایران است. نابودی یا آسیب به چنین بناهایی، بخشی از شواهد مادی تاریخ را از میان می‌برد؛ شواهدی که مطالعه آن‌ها برای نسل‌های آینده اهمیت دارد.

میراث فرهنگی چگونه به میدان جنگ تبدیل می‌شود؟

لین مسکل، باستان‌شناس و استاد دانشگاه پنسیلوانیا، در پژوهش‌های خود درباره سیاست میراث جهانی به این موضوع پرداخته است که چگونه آثار تاریخی از جایگاه دارایی‌های مشترک بشری به موضوع رقابت‌های سیاسی و منازعات نظامی تبدیل می‌شوند.

مسکل در سخنرانی خود با عنوان «ویران‌شده: میراث جنگ از یونسکو تا ناتو» توضیح می‌دهد که دولت‌ها و بازیگران غیردولتی می‌توانند از ویرانه‌های گذشته برای پیشبرد ادعاهای حقوقی، سیاسی و سرزمینی استفاده کنند. در چنین شرایطی، آثار تاریخی دیگر تنها موضوع حفاظت فرهنگی نیستند؛ بلکه در کشمکش بر سر مشروعیت، حاکمیت و روایت تاریخ نیز نقش پیدا می‌کنند.

این پژوهشگر از مفهومی با عنوان «جنگ ویرانه‌ها» استفاده می‌کند؛ مفهومی که فقط به تخریب فیزیکی آثار تاریخی اشاره ندارد. بازنویسی گذشته، استفاده سیاسی از روایت‌های تاریخی، ادعای مالکیت انحصاری بر میراث فرهنگی و تبدیل آثار باستانی به نماد برتری تمدنی نیز می‌توانند بخشی از این منازعه باشند.

از این منظر، جنگ بر سر میراث فرهنگی دو وجه دارد: نخست، تخریب بناها و آثار در جریان عملیات نظامی؛ دوم، کشمکش بر سر معنای این آثار و اینکه چه کسانی حق دارند گذشته را روایت کنند.

در بسیاری از منازعات، آثار تاریخی برای گروه‌های مختلف معنای یکسانی ندارند. بنایی که برای یک جامعه نشانه هویت تاریخی است، ممکن است از سوی نیرویی دیگر به‌عنوان نماد قدرت سیاسی یا فرهنگی رقیب معرفی شود. همین اختلاف می‌تواند میراث مشترک را به موضوع دشمنی و حذف تبدیل کند.

میراث زنده؛ فراتر از سنگ و آجر

تخریب میراث فرهنگی تنها به نابودی ساختمان‌ها محدود نیست. زندگی اجتماعی پیرامون آثار تاریخی، آیین‌ها، حرفه‌های سنتی، خاطرات محلی و روابط اقتصادی و فرهنگی نیز از جنگ تأثیر می‌پذیرند.

کریستا پیکات، از مسئولان بخش فرهنگ و شرایط اضطراری یونسکو، در گفت‌وگویی با سازمان ملل تأکید کرده است در جریان جنگ، میراث زنده جوامع نیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد. به گفته او، فرهنگ علاوه بر ارزش تاریخی، منبعی برای تاب‌آوری اجتماعی و بازسازی زندگی پس از جنگ است.

برای نمونه، آسیب به یک بازار تاریخی فقط به معنای تخریب حجره‌ها و طاق‌ها نیست. چنین حادثه‌ای می‌تواند شبکه‌ای از مشاغل سنتی، مهارت‌های منتقل‌شده میان نسل‌ها، روابط اجتماعی و شیوه‌های زندگی شهری را نیز از هم بگسلد.

همین مسئله درباره موزه‌ها و کتابخانه‌ها نیز صدق می‌کند. آثار نگهداری‌شده در این مراکز، اسناد و نشانه‌هایی از زندگی مردمانی هستند که دیگر حضور ندارند. از بین رفتن آن‌ها ممکن است امکان بازخوانی بخش‌هایی از تاریخ را برای همیشه محدود کند.

به همین دلیل، حفاظت از میراث فرهنگی بدون توجه به مردمی که با آن زندگی می‌کنند، کامل نیست. حفظ یک بنا در حالی که جامعه پیرامون آن آواره شده یا امکان ادامه زندگی فرهنگی خود را از دست داده است، تنها بخشی از مسئله را حل می‌کند.

اوکراین؛ ابعاد گسترده تخریب میراث فرهنگی

جنگ اوکراین نمونه دیگری از پیامدهای گسترده درگیری‌های نظامی برای میراث فرهنگی است. بر اساس تازه‌ترین آمار منتشرشده یونسکو تا ۷ مهر ۱۴۰۵، آسیب‌دیدن ۵۶۳ مکان فرهنگی در این کشور تأیید شده است. این آثار شامل بناهای تاریخی، مکان‌های مذهبی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها، محوطه‌های باستان‌شناسی و آرشیوها هستند.

وزارت فرهنگ اوکراین نیز در گزارشی که ۱۳ مهر ۱۴۰۵ منتشر کرد، اعلام کرد تا پایان شهریور، ۲۱۶۱ اثر میراث فرهنگی و ۲۶۶۵ مرکز و مؤسسه فرهنگی بر اثر حملات روسیه آسیب دیده‌اند. تفاوت این ارقام با آمار یونسکو به دامنه شمارش و شیوه ارزیابی خسارت‌ها مربوط است.

تخریب یک کتابخانه یا آرشیو، افزون بر خسارت ساختمانی، ممکن است به نابودی نسخه‌های خطی، اسناد محلی و مجموعه‌هایی منجر شود که جایگزینی برای آن‌ها وجود ندارد. جنگ همچنین فعالیت هنرمندان، پژوهشگران، مرمتگران و کارکنان مراکز فرهنگی را مختل می‌کند و گاه آنان را ناگزیر به ترک محل زندگی و کار خود می‌سازد.

یونسکو در برنامه‌های خود برای اوکراین، حفاظت از میراث فرهنگی را در کنار حمایت از هنرمندان، مراکز آموزشی و رسانه‌ها قرار داده است. این رویکرد نشان می‌دهد که بازسازی فرهنگی پس از جنگ تنها به تعمیر ساختمان‌ها محدود نیست، بلکه به احیای نهادها و فعالیت‌هایی نیز وابسته است که زندگی فرهنگی جامعه را استمرار می‌بخشند.

آیا قوانین بین‌المللی می‌توانند از میراث فرهنگی حفاظت کنند؟

پس از ویرانی‌های گسترده جنگ جهانی دوم، جامعه بین‌المللی در سال ۱۹۵۴ کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه را تصویب کرد.

این کنوانسیون دولت‌های عضو را موظف می‌کند از آثار فرهنگی در قلمرو خود و دیگر کشورها حفاظت کنند، از استفاده نظامیِ خطرآفرین از این آثار خودداری ورزند و مانع غارت، سرقت و تخریب عمدی آن‌ها شوند. کنوانسیون در شرایط محدودِ ضرورت حتمی نظامی استثناهایی را نیز پیش‌بینی کرده است.

پروتکل دوم این کنوانسیون، مصوب سال ۱۹۹۹، سازوکاری برای «حفاظت تقویت‌شده» از آثار دارای اهمیت استثنایی برای بشریت ایجاد کرد. بهره‌مندی از این حمایت به شرایط مشخصی وابسته است، از جمله اینکه اثر موردنظر برای اهداف نظامی استفاده نشود.

بااین‌حال، وجود قوانین بین‌المللی به‌تنهایی مانع تخریب آثار تاریخی نشده است. در جنگ‌های معاصر، بسیاری از بناهای فرهنگی در نزدیکی مناطق مسکونی، مراکز حکومتی یا تأسیسات نظامی قرار دارند و ممکن است در اثر حملات به مناطق اطراف آسیب ببینند.

در چنین شرایطی، مستندسازی دقیق خسارت‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. یونسکو برای بررسی گزارش‌های مربوط به آسیب‌دیدن آثار فرهنگی از منابع مختلف، تصاویر ماهواره‌ای، مقایسه تصاویر پیش و پس از حملات و، در صورت امکان، بازدیدهای میدانی استفاده می‌کند.

این مستندات می‌توانند علاوه بر تعیین میزان خسارت، در برنامه‌ریزی مرمت و بررسی مسئولیت‌های حقوقی نیز مورد استفاده قرار گیرند.

بازسازی آثار تاریخی؛ بازگشت گذشته یا خلق چیزی تازه؟

یکی از دشوارترین پرسش‌ها پس از پایان جنگ، چگونگی بازسازی بناهای تاریخی تخریب‌شده است. آیا باید ساختمان را دقیقاً به شکل پیشین بازگرداند؟ آیا استفاده از مصالح جدید اصالت تاریخی آن را تغییر می‌دهد؟ و اگر بخشی از اثر برای همیشه از بین رفته باشد، چه چیزی باید جای آن را بگیرد؟

پاسخ این پرسش‌ها در همه موارد یکسان نیست.

در برخی بناها، نقشه‌ها، عکس‌ها و اسناد تاریخی امکان بازسازی بخش‌های تخریب‌شده را فراهم می‌کنند. در موارد دیگر، فقدان اطلاعات کافی یا نابودی تزئینات منحصربه‌فرد، بازسازی دقیق را ناممکن می‌سازد.

از سوی دیگر، خود ویرانه‌ها نیز ممکن است به بخشی از حافظه تاریخی جامعه تبدیل شوند. ساختمانی که در جنگ آسیب دیده است، گاه علاوه بر ارزش معماری اولیه، به یادمانی از خشونت و تجربه جمعی مردم بدل می‌شود.

از این رو، تصمیم درباره مرمت یا حفظ بخشی از ویرانه‌ها، صرفاً تصمیمی فنی نیست. چنین تصمیمی با شیوه مواجهه جامعه با گذشته، یادآوری قربانیان و روایت تاریخ پیوند دارد.

در این میان، نقش مردم محلی اهمیت اساسی دارد. آثار تاریخی تنها متعلق به کارشناسان و نهادهای رسمی نیستند؛ بسیاری از آن‌ها بخشی از زندگی روزمره و خاطرات ساکنان شهرها و روستاها بوده‌اند. بازسازی بدون توجه به این پیوندها ممکن است ساختمان را احیا کند، اما نتواند جایگاه فرهنگی پیشین آن را بازگرداند.

حفاظت از حافظه تاریخی، مسئولیتی فراتر از دولت‌ها

تجربه جنگ‌های اخیر نشان می‌دهد که حفاظت از میراث فرهنگی به همکاری مجموعه‌ای از نهادها و افراد نیاز دارد: باستان‌شناسان، معماران، مرمتگران، موزه‌داران، کتابداران، هنرمندان، دانشگاه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی.

ثبت دیجیتالی اسناد، تهیه تصاویر دقیق از آثار، نگهداری نسخه‌های پشتیبان از مجموعه‌های آرشیوی، انتقال اضطراری اشیای قابل‌حمل به مکان‌های امن و مستندسازی خسارت‌ها از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند بخشی از میراث فرهنگی را در برابر خطر نابودی حفظ کنند.

اما حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌های ثبت و بازسازی نیز قادر نیستند همه آنچه را که در جنگ از میان می‌رود، دوباره پدید آورند. مهارت‌های فراموش‌شده، آثار هنری یگانه، اسناد ازدست‌رفته و پیوندهای اجتماعی گسسته‌شده، همیشه قابل بازیابی نیستند.

آسیب به آثار تاریخی ایران در جنگ سال ۱۴۰۵، بار دیگر نشان داد که بناهایی مانند کاخ گلستان، چهل‌ستون و مسجد جامع اصفهان تنها یادگارهای معماری نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه فرهنگی جامعه ایران و در عین حال بخشی از میراث مشترک بشری‌اند.

جنگ می‌تواند در زمانی کوتاه آنچه را که طی قرن‌ها ساخته و حفظ شده است، ویران کند. حفاظت از میراث فرهنگی، به همین دلیل، تنها پاسداری از گذشته نیست؛ تلاشی برای حفظ امکان شناخت تاریخ و انتقال آن به نسل‌های آینده است.

گلنار افشار

این گزارش بر پایه اسناد یونسکو، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، گزارش‌های خبرگزاری آسوشیتدپرس و پژوهش‌های لین مسکل تهیه شده است.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.