
تهران در روزهای گذشته صحنهای متفاوت به خود گرفت: جوانانی با صورتهای رنگآمیزیشده، نقابهای ترسناک، لباسهای عجیب و خودروهای تزیینشده به خیابانها آمدند تا هالووین را جشن بگیرند. نه نگرانی از جنگ و نه گرانی و دشواریهای زندگی، و نه حتی تهدید کافهها به پلمب، نتوانست مانع برگزاری این جشن شود. اما آنچه برای گروهی از جوانان فرصتی چندساعته برای شادی و سرگرمی بود، بار دیگر به موضوع برخورد نهادهای حکومتی تبدیل شد. هالووین امسال تهران، بیش از آنکه درباره ارواح و چهرههای ترسناک باشد، پرسشی درباره آزادی انتخاب، حق شادی و رابطه نسل جوان با قواعد رسمی زندگی اجتماعی پیش کشید.
در شهری که اخبار جنگ، تورم، گرانی و محدودیتهای روزمره بر زندگی بسیاری از ساکنانش سایه انداخته، ناگهان خیابانها رنگ دیگری گرفتند. صورتهایی با گریمهای عجیب، لباسهایی شبیه شخصیتهای فیلمهای ترسناک، خودروهایی با تزیینات غیرمعمول و گروههایی از جوانان که میخواستند چند ساعتی از فضای سنگین زندگی روزمره فاصله بگیرند.
تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی از تهران و چند شهر دیگر ایران نشان میدهد گروههایی از جوانان از پنجشنبهشب ۷ آبان به استقبال هالووین رفتند؛ جشنی که هر سال در ۳۱ اکتبر برگزار میشود و در سالهای اخیر، بهویژه از طریق فیلمها، فرهنگ عامه و شبکههای اجتماعی، در میان بخشی از نسل جوان ایران نیز طرفدارانی پیدا کرده است.
اما این جشن کوچک خیابانی در ایران معنایی فراتر از یک سرگرمی پیدا کرده است. در جامعهای که حتی برگزاری مراسم شاد در کافهها میتواند به تهدید و برخورد قانونی بینجامد، انتخاب لباس و گریم یا جمعشدن برای یک جشن، گاه به موضوعی اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود.
جشن ترسناک، تهدید واقعی
چند روز پیش از هالووین، اتاق اصناف ایران با صدور اطلاعیهای، برگزاری مراسم مربوط به این مناسبت را در اماکن عمومی و واحدهای صنفی ممنوع اعلام کرد. در این اطلاعیه، حتی تبلیغ جشن و فروش اقلام مرتبط با آن نیز تخلف شناخته شد و به کافهها و رستورانها هشدار داده شد که در صورت رعایتنکردن ممنوعیت، با پلمب و پیگرد قضایی مواجه خواهند شد.
مقامهای صنفی دلیل این تصمیم را حفظ شئون فرهنگی، مذهبی و اجتماعی کشور اعلام کردند.
بااینحال، تصاویر منتشرشده از خیابانهای تهران نشان داد ممنوعیت رسمی نتوانسته مانع حضور علاقهمندان به این جشن شود.
ماجرا در شامگاه جمعه ۸ آبان ابعاد تازهای پیدا کرد. خیابان ایرانشهر تهران که گروههایی از جوانان با لباسها و گریمهای هالووینی در آن تجمع کرده بودند، شاهد حضور نیروهای لباسشخصی و بسیجی شد.
شاهدان عینی گزارش دادند که نیروها با بستن مسیر خیابان، تعطیلکردن کافهها و بیرونراندن مشتریان، جمعیت را متفرق کردند. شاهدان همچنین از ضربوشتم برخی حاضران خبر دادهاند.
به این ترتیب، جشنی که قرار بود با صورتکهای ترسناک و شوخی با جهان ارواح همراه باشد، برای شماری از شرکتکنندگان با نگرانی از برخورد واقعی نیروهای امنیتی پایان یافت.
چرا شادی ممنوعه جذابتر میشود؟
هالووین در فرهنگ امروزی جهان، بیش از هر چیز جشنی برای بازی با ترس، تخیل و تغییر چهره است. مردم لباسهایی میپوشند که در زندگی روزمره هرگز نمیپوشند، به شکل شخصیتهای خیالی درمیآیند و برای چند ساعت قواعد معمول ظاهر و رفتار را کنار میگذارند.
این جشن در جوامع مختلف شکلهای متفاوتی به خود گرفته است. در بسیاری از کشورها، بخشی از فرهنگ سرگرمی، صنعت سینما، مد و تجارت است. اما در ایران، برخورد محدودکننده با آن میتواند به این مناسبت معنای دیگری بدهد.
برای بخشی از جوانان، جذابیت هالووین احتمالاً فقط در تقلید از یک آیین غربی نیست. این جشن فرصتی است برای متفاوتبودن، دیدهشدن، بازی با هویت و تجربه آزادی در انتخاب ظاهر.
کسی که در زندگی روزمره باید درباره لباس، آرایش، رفتار و حضور خود در فضای عمومی به مقررات و حساسیتهای متعدد توجه کند، ممکن است در چنین جشنی فرصتی برای تجربه ظاهری متفاوت ببیند.
پنهانشدن پشت نقاب، در این معنا، میتواند فرصتی برای آشکارکردن بخشی از شخصیت باشد که در روزهای عادی کمتر امکان بروز پیدا میکند.
البته نمیتوان انگیزه همه شرکتکنندگان را یکسان دانست. برخی صرفاً برای سرگرمی، عکسگرفتن و گذراندن وقت با دوستان خود به استقبال هالووین میروند. برای برخی دیگر، چنین مراسمی ممکن است معنای گستردهتری از حق انتخاب و حضور آزادانه در فضای عمومی داشته باشد.
اما آنچه روشن است، تبدیلشدن یک مناسبت فرهنگی و تفریحی به موضوع کشمکش میان بخشی از جامعه و نهادهای رسمی است.
نسلی که با جهان ارتباط دارد
نسل جوان امروز ایران، حتی در شرایط محدودیت اینترنت و شبکههای اجتماعی، در فضایی فرهنگی زندگی میکند که مرزهای جغرافیایی نقش گذشته را در آن ندارند.
فیلمها، موسیقی، بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی و ارتباطات مجازی، مناسبتها و نمادهای فرهنگی را با سرعتی بیسابقه از کشوری به کشور دیگر منتقل میکنند.
هالووین، ولنتاین و جشنهای مشابه بخشی از این گردش جهانی فرهنگاند. همانطور که نوروز، چهارشنبهسوری، یلدا و دیگر آیینهای ایرانی نیز در میان جوامع مهاجر و حتی فراتر از آن شناخته و برگزار میشوند.
پذیرش یک مناسبت تازه لزوماً به معنای کنارگذاشتن فرهنگ بومی نیست. فرهنگها همواره در ارتباط با یکدیگر تغییر میکنند، عناصر تازه میپذیرند و گاهی آیینهای واردشده را متناسب با شرایط اجتماعی خود دگرگون میسازند.
هالووین در تهران نیز الزاماً همان معنایی را ندارد که در لندن، نیویورک یا دوبلین دارد. این جشن در محیط فرهنگی و اجتماعی ایران با تجربهها و محدودیتهایی همراه میشود که به آن ویژگی متفاوتی میبخشد.
وقتی برگزاری یک دورهمی ساده با خطر تعطیلی محل کسب یا برخورد انتظامی همراه باشد، خود ممنوعیت میتواند به بخشی از معنای اجتماعی آن مراسم تبدیل شود.
گرانی، جنگ و میل به چند ساعت زندگی متفاوت
یکی از پرسشهای مهم درباره هالووین امسال آن است که چرا در شرایط فشار شدید اقتصادی و نگرانی از جنگ، جوانان همچنان برای برگزاری یک جشن وقت و هزینه صرف میکنند.
آیا این رفتار نشانه بیاعتنایی به بحرانهای جامعه است؟ یا درست برعکس، میتواند واکنشی به همان بحرانها باشد؟
در شرایطی که خرید مسکن، دستیابی به شغل باثبات، تشکیل خانواده و برنامهریزی برای آینده برای بسیاری از جوانان دشوارتر شده است، لذتهای کوچک و کوتاهمدت ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کنند.
برای کسی که نمیتواند چشمانداز روشنی برای چند سال آینده زندگی خود ترسیم کند، یک شب دورهمی با دوستان، پوشیدن لباسی متفاوت یا شرکت در جشنی خیابانی میتواند فرصتی برای فاصلهگرفتن از اضطرابهای روزمره باشد.
این البته به معنای آن نیست که همه جوانان شرکتکننده در هالووین از آینده ناامیدند یا با هدف اعتراض سیاسی در جشن حضور یافتهاند. چنین نتیجهای بدون پژوهش و گفتوگوی مستقیم با شرکتکنندگان قابل اثبات نیست.
اما میتوان گفت در جامعهای که اخبار تلخ و فشارهای معیشتی حضور پررنگی دارند، نیاز به تفریح و تجربههای جمعی از میان نمیرود. چهبسا در چنین شرایطی، اهمیت روانی و اجتماعی این تجربهها افزایش یابد.
شادی همیشه نشانه آسودگی نیست. گاهی تلاشی است برای تحمل روزهای دشوار.
از چهارشنبهسوری تا هالووین؛ مسئله فقط یک جشن نیست
محدودیتهای مربوط به هالووین در ایران پدیدهای تازه نیست. اتاق اصناف در سال گذشته نیز برگزاری مراسم و فروش اقلام مرتبط با آن را ممنوع اعلام کرده بود.
برخورد با برخی شکلهای جشن چهارشنبهسوری، محدودیت برنامههای موسیقی و تجمعات خودجوش و مداخله در شیوه برگزاری مراسم عمومی نیز در دورههای مختلف محل اختلاف میان مردم و نهادهای حکومتی بوده است.
البته این مناسبتها از نظر ریشه تاریخی، جایگاه فرهنگی و میزان رواج یکسان نیستند. چهارشنبهسوری آیینی کهن در فرهنگ ایرانی است، درحالیکه هالووین از مسیر فرهنگ جهانی معاصر میان بخشی از جوانان ایران رواج یافته است.
با وجود این تفاوتها، یک پرسش مشترک در مورد همه آنها مطرح است: مردم تا چه اندازه اختیار دارند شیوه شادی و برگزاری مراسم خود را انتخاب کنند؟
از یک سو، مقامهای حکومتی بر لزوم رعایت مقررات و آنچه حفظ هویت فرهنگی جامعه مینامند تأکید میکنند. از سوی دیگر، شرکتکنندگان در این جشنها ممکن است چنین محدودیتهایی را دخالت در انتخابهای شخصی و زندگی اجتماعی خود بدانند.
این اختلاف، فراتر از موافقت یا مخالفت با یک جشن خاص، به رابطه میان سیاست رسمی فرهنگی و سبک زندگی شهروندان مربوط میشود.
شادی را نمیتوان با بخشنامه تعریف کرد
یکی از پیامدهای احتمالی ممنوعیت برگزاری جشنها در کافهها و مراکز عمومی، انتقال آنها به محیطهای خصوصی یا مکانهایی است که نظارت و مدیریت بر تجمعات دشوارتر میشود.
تجربههای گزارششده از برگزاری هالووین در ایران نشان میدهد با وجود ممنوعیتهای مکرر، گروههایی از علاقهمندان همچنان راههایی برای برگزاری آن پیدا میکنند.
اما از این واقعیت نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که ممنوعیت موجب افزایش محبوبیت جشن شده است. برای چنین داوریای به آمار مشارکت و بررسی تغییر نگرش نسلهای مختلف نیاز است.
بااینحال، برخورد انتظامی با مناسبتهای تفریحی این پرسش را پیش میکشد که آیا سیاستهای بازدارنده میتوانند جای گفتوگو و شناخت تغییرات فرهنگی جامعه را بگیرند؟
در شهری مانند تهران، با جمعیتی گسترده و سبکهای زندگی متنوع، فاصله میان خواستههای فرهنگی گروههای اجتماعی و قواعد رسمی ممکن است در مناسبتهایی مانند هالووین بیش از همیشه آشکار شود.
تصاویر امسال، از جوانانی که با چهرههای رنگآمیزیشده در خیابانها حضور یافتهاند تا گزارشهای برخورد با آنان، هر دو سوی این فاصله را نشان میدهد.
پشت نقابهای ترسناک، میل به زندگی
هالووین امسال تهران را میتوان از زاویههای گوناگون دید: جشنی وارداتی که به بخشی از فرهنگ سرگرمی جوانان راه یافته؛ فرصتی برای فروش لباس و وسایل تزیینی؛ دورهمیهایی دوستانه؛ یا نشانهای از تغییر ذائقه فرهنگی نسل جدید.
اما در پس این تصاویر، مسئلهای انسانی نیز وجود دارد.
در جامعهای که بخش بزرگی از گفتوگوهای عمومی آن زیر سایه جنگ، گرانی، فشار اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی قرار گرفته، میل به خندیدن، بازیکردن، متفاوتبودن و در کنار دیگران حضورداشتن همچنان زنده است.
این میل را نمیتوان صرفاً با منشأ جغرافیایی یک جشن توضیح داد و نمیتوان آن را تنها به موافقت یا مخالفت سیاسی فروکاست.
برای برخی از شرکتکنندگان، هالووین شاید چیزی بیش از یک شب سرگرمی نباشد. اما همین سرگرمی ساده، وقتی با تهدید به پلمب کافهها و برخورد امنیتی روبهرو میشود، ناخواسته معنایی بزرگتر پیدا میکند.
در هالووین، آدمها برای چند ساعت نقاب میزنند تا از چهره همیشگی خود فاصله بگیرند. در تهران امسال، پشت بسیاری از این نقابها میتوان یک خواسته ساده را دید: فرصتی برای شادی، بیآنکه شادی نیز به مسئلهای امنیتی تبدیل شود.
ليلا افتخاری بر اساس گزارش رویداد۲۴ و گزارشهای تکمیلی رسانههای فارسیزبان درباره مراسم هالووین ۱۴۰۵.