نامه بهروز اسدی خطاب به هیئت تحریریه  وب‌سایت «Blog der Republik»

Monday, 2nd November, 2026
اندازه قلم متن

بهروز اسدی

صلح برای مردم ایران، نه فقط امنیت برای جمهوری اسلامی  

پاسخی انتقادی به سید حسین موسویان درباره دیپلماسی صلح، اعدام‌ها، ترورهای سیاسی، پرونده میکونوس و مسئولیت تاریخی آلمان 

  

موضوع: درخواست انتشار پاسخ انتقادی به مقاله سید حسین موسویان درباره بازگشت آلمان به دیپلماسی صلح 

اعضای محترم هیئت تحریریه، 

در واکنش به مقاله سید حسین موسویان با عنوان «آلمان و نظم نوین جهانی؛ زمان بازگشت به دیپلماسی صلح» که در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶ در رسانه شما منتشر شده است، این پاسخ انتقادی و مستند را برای بررسی و انتشار تقدیم می‌کنم. 

خواهشمندم این نوشته را به‌عنوان نامه‌ای سرگشاده یا مقاله‌ای مستقل منتشر کرده و در صورت امکان، پیوند مستقیمی میان آن و مقاله اصلی برقرار کنید تا خوانندگان بتوانند هر دو دیدگاه را مطالعه و ارزیابی کنند. 

هدف این نوشته مخالفت با صلح یا گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هیچ دیپلماسی پایداری نمی‌تواند بدون توجه به حقوق بشر، عدالت، حقیقت تاریخی و مسئولیت‌پذیری سیاسی شکل بگیرد. 

 

صلح برای مردم ایران، نه فقط امنیت برای جمهوری اسلامی 

پاسخی انتقادی به سید حسین موسویان درباره دیپلماسی صلح، اعدام‌ها، ترورهای سیاسی، پرونده میکونوس و مسئولیت تاریخی آلمان 

یکم نوامبر  ۲۰۲۶ 

سید حسین موسویان، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در آلمان و از مقام‌های سابق دستگاه سیاست خارجی و امنیتی این حکومت، در مقاله اخیر خود خواستار بازگشت آلمان به دیپلماسی صلح شده است. 

او درباره نظم نوین جهانی، امنیت جمعی، سیاست انرژی، مناسبات واشنگتن و تهران و مسئولیت تاریخی آلمان سخن می‌گوید. وی تجربه دوران سفارت خود در آلمان، از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، را نیز نمونه‌ای از گفت‌وگو و همکاری سازنده معرفی می‌کند. 

اما هنگام مطالعه این مقاله، پرسشی اساسی و گریزناپذیر مطرح می‌شود: 

صلح برای چه کسی؟ برای مردم ایران یا برای تأمین امنیت و تداوم نظام سیاسی‌ای که طی دهه‌ها حقوق بنیادین شهروندان خود را نقض کرده است؟ 

صلح، گفت‌وگو و جلوگیری از جنگ خواسته‌هایی مشروع و ضروری هستند. اما صلحی که در آن قربانیان اعدام، زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه و مخالفان سرکوب‌شده جایی نداشته باشند، صلحی ناقص است. 

هیچ دولتی نمی‌تواند از جامعه جهانی احترام به حاکمیت ملی خود را مطالبه کند، اما هم‌زمان نسبت به مسئولیت خود در قبال جان و آزادی شهروندانش پاسخ‌گو نباشد. 

امنیت حکومت با امنیت مردم یکسان نیست؛ همان‌گونه که بقای یک نظام سیاسی لزوماً به معنای تحقق منافع ملی یک کشور نیست. 

۱. اعدام‌ها و زندانیان سیاسی چه جایگاهی در دیپلماسی صلح موسویان دارند؟ 

موسویان بخش قابل‌توجهی از مقاله خود را به تغییر موازنه قدرت جهانی، منافع انرژی، امنیت خلیج فارس و مناسبات قدرت‌های بزرگ اختصاص داده است. 

او در اشاره به دوران روابط آلمان و جمهوری اسلامی، از وجود کارگروه‌های دوجانبه حقوق بشر نیز سخن می‌گوید. بااین‌حال، در چهار پیشنهاد مشخص او برای آینده سیاست خارجی آلمان، مطالبه مستقلی برای توقف اعدام‌ها، آزادی زندانیان سیاسی، پایان سرکوب و پاسخ‌گویی مسئولان نقض حقوق بشر دیده نمی‌شود. 

این سکوت، در برابر ابعاد بحران حقوق بشر در ایران، پرسش‌برانگیز است. 

بر اساس گزارش عفو بین‌الملل که در ۱۸ مه ۲۰۲۶ منتشر شد، دست‌کم ۲۱۵۹ نفر در سال ۲۰۲۵ در ایران اعدام شده‌اند. این رقم بیش از دو برابر آمار ثبت‌شده سال ۲۰۲۴ است. 

همچنین سازمان حقوق بشر ایران در گزارش ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که از ابتدای سال میلادی تا آن تاریخ، دست‌کم ۶۱۷ اعدام را ثبت کرده است. این سازمان نسبت به افزایش اعدام‌ها با اتهامات امنیتی، از جمله در پرونده‌های معترضان و زندانیان سیاسی، هشدار داده است. 

پشت هر یک از این اعداد، انسانی قرار دارد؛ انسانی با نام، خانواده، آرزو و حق زندگی. 

آقای موسویان، 

جان این انسان‌ها چه جایگاهی در تصور شما از نظم صلح‌آمیز آینده دارد؟ 

آیا امنیت تنگه هرمز و انتقال بدون مانع نفت، باید در اولویت مذاکرات بین‌المللی قرار گیرد، اما جان یک زندانی در اوین یا قزلحصار به مسئله‌ای فرعی تبدیل شود؟ 

چگونه می‌توان درباره امنیت پایدار خاورمیانه سخن گفت، اما درباره امنیت شهروندان در برابر خشونت حکومت خودشان سکوت کرد؟ 

دیپلماسی‌ای که امنیت مسیرهای تجاری و انرژی را موضوع مذاکره قرار دهد، اما توقف اعدام‌ها و حمایت از حق حیات را به مطالبه‌ای مرکزی تبدیل نکند، از نظر اخلاقی و سیاسی ناکامل است. 

صلح واقعی فقط نبود جنگ میان دولت‌ها نیست؛ صلح واقعی یعنی انسان‌ها از ترس جنگ، زندان، شکنجه و اعدام نیز رها باشند. 

۲. پرونده میکونوس؛ بخشی فراموش‌نشدنی از تاریخ روابط ایران و آلمان 

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مقاله موسویان، روایت او از دوران سفارتش در آلمان بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷ است. 

او آن دوره را دوران همکاری، اعتمادسازی و تفاهم دیپلماتیک توصیف می‌کند. 

اما چنین روایتی بدون اشاره به یکی از تاریک‌ترین وقایع تاریخ روابط جمهوری اسلامی و آلمان، ناقص خواهد بود. 

در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲، چهار تن از مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی در رستوران میکونوس برلین به قتل رسیدند. 

در ۱۰ آوریل ۱۹۹۷، دادگاه عالی ایالتی برلین در پرونده میکونوس حکم تاریخی خود را صادر کرد. کاظم دارابی، از جمله متهمان این پرونده، به دلیل مشارکت در قتل چهار نفر به حبس ابد محکوم شد. 

دادگاه در بررسی این جنایت، به نقش و مسئولیت مقام‌هایی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی اشاره کرد و قتل‌ها را صرفاً اقدامی شخصی یا جنایتی معمولی ندانست. 

در زمان وقوع این ترورها، سید حسین موسویان سفیر رسمی جمهوری اسلامی ایران در آلمان بود. 

البته باید به‌صراحت تأکید کرد که صرف تصدی مقام سفارت، دلیل بر مشارکت شخصی یا مسئولیت کیفری موسویان در این قتل‌ها نیست. نسبت‌دادن چنین مسئولیتی بدون شواهد معتبر و اثبات قضایی، درست و مجاز نیست. 

اما مسئولیت کیفری فردی با مسئولیت سیاسی، دیپلماتیک و تاریخی تفاوت دارد. 

یک سفیر می‌تواند از نظر کیفری مسئول شناخته نشود، اما همچنان لازم باشد درباره مواضع رسمی سفارت، اقدامات دیپلماتیک و نحوه مواجهه خود با یک جنایت سیاسی توضیح دهد. 

به همین دلیل، اظهارات خود موسویان در سال ۲۰۲۲ اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. 

۳. بیش از ۳۰۰ ملاقات برای دفاع از کاظم دارابی؛ پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ‌اند 

در مصاحبه‌ای با روزنامه «اعتماد» در ژوئیه ۲۰۲۲، موسویان درباره فعالیت‌های خود در دوران رسیدگی به پرونده میکونوس توضیح داده است. 

او اعلام کرد که شخصاً بیش از ۳۰۰ ملاقات با مقام‌های وزارت خارجه، دستگاه قضایی، پارلمان آلمان، دفتر صدراعظم و مسئولان رسانه‌های آلمانی انجام داده است. 

به گفته خود او، هدف این ملاقات‌ها اثبات عدم دخالت دولت ایران در ترور میکونوس و بی‌گناهی کاظم دارابی بوده است. 

موسویان همچنین از هماهنگی نزدیک و روزمره با علی حقیقیان و وحید عطاریان، نمایندگان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در آلمان، در ارتباط با این پرونده سخن گفته است. 

این اطلاعات صرفاً ادعای مخالفان او نیست؛ بلکه برگرفته از اظهارات علنی و منتشرشده خود موسویان است. 

اکنون چند پرسش اساسی مطرح می‌شود: 

آقای موسویان، امروز و پس از صدور حکم تاریخی دادگاه برلین، آن تلاش‌های گسترده دیپلماتیک برای دفاع از بی‌گناهی کاظم دارابی و رد دخالت جمهوری اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

آیا همچنان بر ارزیابی آن زمان خود اصرار دارید یا حکم دادگاه آلمان باعث تغییر نگاه شما شده است؟ 

چرا در روایت کنونی خود از روابط سازنده آلمان و جمهوری اسلامی در دهه ۱۹۹۰، به پرونده میکونوس و پیامدهای آن جایگاه شایسته‌ای نمی‌دهید؟ 

همکاری نزدیک سفارت با نمایندگان وزارت اطلاعات در پیگیری این پرونده چه ابعادی داشت و چه اسنادی از آن در دسترس است؟ 

طرح این پرسش‌ها به معنای متهم‌کردن موسویان به مشارکت شخصی در ترور نیست. 

موضوع، ضرورت شفافیت درباره فعالیت‌های سیاسی و دیپلماتیک مستند اوست. 

کسی که امروز از مسئولیت تاریخی آلمان و ضرورت بازگشت به دیپلماسی سخن می‌گوید، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که تاریخ فعالیت دیپلماتیک خودش از بررسی انتقادی مصون بماند. 

دیپلماسی صلح بدون پذیرش حقیقت تاریخی و احترام به حقوق قربانیان، اعتبار اخلاقی و سیاسی خود را از دست می‌دهد. 

۴. کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و مسئله عدالت بین‌المللی 

یکی دیگر از موضوعاتی که برای ارزیابی نگاه موسویان به عدالت و حقوق بین‌الملل اهمیت دارد، موضع پیشین او درباره پرونده حمید نوری است. 

موسویان در مصاحبه سال ۲۰۲۲ خود، صلاحیت قضایی سوئد برای رسیدگی به اعمالی را که در خاک ایران رخ داده بودند، زیر سؤال برد. 

اما دادگاه‌های سوئد بر مبنای قواعد صلاحیت قضایی قابل اعمال، این پرونده را بررسی کردند. 

در دسامبر ۲۰۲۳، دادگاه تجدیدنظر سوئد محکومیت حمید نوری به حبس ابد را به دلیل نقض‌های شدید حقوق بشردوستانه بین‌المللی و قتل، در ارتباط با اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، تأیید کرد. 

آزادی نوری در جریان مبادله زندانیان میان ایران و سوئد در ژوئن ۲۰۲۴، به معنای بی‌اعتبارشدن یافته‌های قضایی و حکم صادرشده نبود. 

همچنین جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، در گزارش ژوئیه ۲۰۲۴ خود به بررسی جنایات گسترده علیه زندانیان سیاسی در دهه ۱۳۶۰ و ضرورت حقیقت‌یابی، عدالت و پاسخ‌گویی پرداخت. 

آقای موسویان، 

آیا حقوق بین‌الملل فقط زمانی معتبر است که از حاکمیت دولت‌ها در برابر مداخله خارجی محافظت کند؟ 

یا این حقوق باید زمانی نیز اجرا شود که قربانیان خشونت حکومتی در جست‌وجوی عدالت هستند؟ 

آیا حاکمیت ملی می‌تواند به سپری برای جلوگیری از رسیدگی قضایی به شدیدترین جنایات علیه انسان‌ها تبدیل شود؟ 

احترام به استقلال و تمامیت ارضی کشورها ضروری است؛ اما این اصل نباید با مصونیت از پاسخ‌گویی در برابر جنایات بین‌المللی اشتباه گرفته شود. 

هیچ صلح پایداری را نمی‌توان بر فراموشی قربانیان، انکار حقیقت و بی‌اعتنایی به عدالت بنا کرد. 

۵. دانشگاه پرینستون؛ آزادی علمی، دیپلماسی غیررسمی و ضرورت شفافیت 

سید حسین موسویان نزدیک به پانزده سال در حوزه امنیت خاورمیانه و سیاست هسته‌ای در دانشگاه پرینستون آمریکا فعالیت کرد. 

طبق اطلاعات رسمی دانشگاه، فعالیت او به‌عنوان متخصص امنیت خاورمیانه و سیاست هسته‌ای در مه ۲۰۲۵ پایان یافت و پس از آن با عنوان «همکار پژوهشی مهمان» معرفی شده است. 

در دوران حضور او در پرینستون، نوشته‌ها و مواضع متعددی درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و روابط ایران و آمریکا منتشر شد. 

در سال ۲۰۲۳، برخی اعضای کنگره آمریکا بررسی‌هایی درباره ارتباطات موسویان با مقام‌های جمهوری اسلامی و جایگاه او در دانشگاه پرینستون آغاز کردند. 

رسانه Semafor نیز در ماه مه ۲۰۲۴، با استناد به مکاتبات دیپلماتیک، درباره تماس‌ها و برخی هماهنگی‌های موسویان با دیپلمات‌های ایرانی در ارتباط با انتقال دیدگاه‌های سیاسی در غرب گزارش داد. 

در مقابل، موسویان این برداشت را که در دوران فعالیت دانشگاهی خود به نمایندگی از دولت جمهوری اسلامی عمل کرده باشد، رد کرده است. 

این تکذیب باید به‌عنوان بخشی از واقعیت پرونده مورد توجه قرار گیرد و نباید ادعاهای مطرح‌شده را بدون بررسی مستقل، حقیقت قطعی تلقی کرد. 

بااین‌حال، پرسش درباره مرز میان پژوهش دانشگاهی مستقل، دیپلماسی غیررسمی و پیشبرد سازمان‌یافته منافع سیاسی یک دولت، همچنان مشروع است. 

آیا در همه موارد، مرز میان فعالیت دانشگاهی و نمایندگی غیررسمی دیدگاه‌های یک حکومت به‌اندازه کافی شفاف بوده است؟ 

آیا ارتباطات و هماهنگی‌های احتمالی با مقام‌های حکومتی، در موارد مرتبط، به‌طور مناسب اعلام شده‌اند؟ 

آزادی دانشگاهی اصلی بنیادین است و باید از آن دفاع کرد؛ اما آزادی علمی به معنای مصونیت چهره‌های سیاسی از پرسشگری عمومی نیست. 

به‌ویژه هنگامی که یک مقام سابق حکومتی در جایگاه پژوهشگر و تحلیلگر بین‌المللی حضور پیدا می‌کند، شفافیت درباره پیشینه و ارتباطات سیاسی او برای حفظ اعتماد عمومی اهمیت دارد. 

. ۶. تابعیت آلمانی سید حسین موسویان؛ تناقض در اظهارات و ضرورت بررسی مستقل حقوقی و قضایی 

موضوع تابعیت آلمانی سید حسین موسویان، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در آلمان، مسئله‌ای است که نباید با سکوت، ابهام یا پاسخ‌های کلی از کنار آن گذشت. 

بر اساس اطلاعات و بررسی‌هایی که در اختیار داریم و پیش‌تر نیز در مکاتبات و نامه‌های سرگشاده با نهادهای مسئول آلمانی مطرح کرده‌ایم، سید حسین موسویان در سال ۲۰۱۹ تابعیت جمهوری فدرال آلمان را دریافت کرده و بنا بر همین اطلاعات، دارنده گذرنامه آلمانی است. 

ما این موضوع را بر پایه اطلاعات گردآوری‌شده خود مطرح می‌کنیم و خواستار بررسی مستقل و روشن‌شدن رسمی آن از طریق مراجع صلاحیت‌دار هستیم. 

نکته قابل‌توجه آن است که موسویان در زمان دریافت تابعیت مورد اشاره، سال‌ها در ایالات متحده آمریکا و در دانشگاه پرینستون، در حوزه سیاست هسته‌ای و امنیت خاورمیانه فعالیت می‌کرد. 

این وضعیت پرسش‌های مهمی درباره مبنای قانونی اعطای تابعیت، شرایط اقامت، اطلاعات ارائه‌شده به مراجع آلمانی و بررسی‌های انجام‌شده در روند اخذ تابعیت ایجاد می‌کند. 

از سوی دیگر، موسویان در سال ۲۰۱۸ طی نامه‌ای علنی اعلام کرده بود که هیچ تابعیت خارجی ندارد و تنها شهروند ایران است. 

. 

میان اعلام برخورداری از تابعیت انحصاری ایران در آن سال و اطلاعات موجود درباره دریافت تابعیت آلمانی در سال ۲۰۱۹، تعارضی جدی وجود خواهد داشت که پاسخ روشن و مستند می‌طلبد. 

از آقای موسویان انتظار می‌رود شخصاً و بدون ابهام توضیح دهد: 

تابعیت آلمان را دقیقاً در چه تاریخی و بر اساس کدام مقررات قانونی دریافت کرده است؟ 

آیا پس از دریافت تابعیت آلمانی، همچنان در اظهارات عمومی یا مکاتبات رسمی خود را صرفاً شهروند ایران معرفی کرده است؟ 

هنگام درخواست تابعیت، چه اطلاعاتی درباره محل اقامت واقعی، فعالیت دانشگاهی در ایالات متحده و سوابق سیاسی و امنیتی خود در اختیار مراجع آلمانی قرار داده است؟ 

آیا نهادهای مسئول آلمان بررسی‌های قانونی لازم را درباره شرایط اقامت و پیشینه حرفه‌ای و سیاسی او انجام داده‌اند؟ 

تأکید می‌کنیم که برخورداری از تابعیت آلمانی یا داشتن گذرنامه دوم، به‌خودی‌خود جرم یا نشانه تخلف نیست. همچنین فعالیت دانشگاهی در خارج از آلمان، به‌تنهایی غیرقانونی‌بودن اعطای تابعیت را اثبات نمی‌کند. 

مسئله اصلی، صحت اطلاعات ارائه‌شده در فرایند اخذ تابعیت، انطباق تصمیم اداری با مقررات زمان صدور آن و احتمال وجود اظهارات متناقض پس از دریافت تابعیت است. 

ازاین‌رو، انتظار داریم نهادهای صلاحیت‌دار جمهوری فدرال آلمان این موضوع را به‌صورت مستقل، بی‌طرفانه و بر پایه اسناد رسمی بررسی کنند و در صورت احراز دلایل قانونی برای وقوع تخلف، اقدامات اداری یا قضایی مقتضی را انجام دهند. 

 

۷. دیپلماسی صلح یا انتقال مسئولیت به دیگران؟ 

مسئله اصلی مقاله موسویان، صرفاً مطالبی نیست که بیان کرده، بلکه موضوعاتی است که در مرکز تحلیل خود قرار نداده است. 

او درباره جنگ‌های آمریکا، سیاست اسرائیل، نقش روسیه، بحران‌های ناتو و رقابت‌های انرژی در سطح جهانی سخن می‌گوید. 

این مسائل واقعی و شایسته بررسی انتقادی هستند. 

اما تحلیل بحران خاورمیانه زمانی جامع خواهد بود که مسئولیت همه بازیگران، از جمله جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد. 

نمی‌توان همه ریشه‌های تنش و بی‌ثباتی منطقه را صرفاً به عملکرد واشنگتن یا تل‌آویو نسبت داد. 

سیاست‌های خارجی و امنیتی تهران، مداخلات منطقه‌ای، برخورد با مخالفان، سرکوب‌های داخلی و فعالیت‌های دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز باید در همین چارچوب تحلیل شوند. 

دو اصل باید هم‌زمان مورد تأکید قرار گیرند: 

نخست، مخالفت با جمهوری اسلامی و انتقاد از نقض حقوق بشر در ایران، به معنای تأیید جنگ یا سیاست‌های نظامی آمریکا و اسرائیل نیست. 

دوم، مخالفت با حمله نظامی خارجی به ایران، به معنای حمایت از جمهوری اسلامی یا نادیده‌گرفتن سرکوب داخلی نیست. 

مردم ایران نباید قربانی این دوگانه‌سازی سیاسی شوند. 

آن‌ها حق دارند هم با جنگ مخالفت کنند و هم خواهان آزادی، دموکراسی، عدالت و پایان سرکوب باشند. 

ایران یک کشور با تاریخ، فرهنگ و مردمی متنوع است؛ هیچ حکومت یا جریان سیاسی‌ای حق ندارد خود را معادل تمامیت ایران معرفی کند. 

۸. مسئولیت تاریخی آلمان؛ صلح باید با حقوق بشر همراه باشد 

موسویان در مقاله خود به‌درستی به تجربه اروپا پس از جنگ جهانی دوم و آشتی تاریخی آلمان و فرانسه اشاره می‌کند. 

اما در این مقایسه، نکته‌ای بنیادین نباید فراموش شود. 

صلح پایدار در اروپای پس از جنگ، تنها محصول قراردادهای اقتصادی یا مذاکرات دولت‌ها نبود. 

این صلح با گسترش نهادهای دموکراتیک، حاکمیت قانون، تضمین آزادی‌های فردی، مسئولیت‌پذیری و تلاش برای مواجهه با جنایات گذشته نیز پیوند داشت. 

از همین رو، آلمان نمی‌تواند حقوق بشر را در مناسبات خود با جمهوری اسلامی به موضوعی حاشیه‌ای تبدیل کند. 

تجربه تاریخی آلمان نشان می‌دهد که امنیت واقعی، بدون قانون و کرامت انسانی، بنیانی شکننده دارد. 

سیاست مسئولانه آلمان در قبال ایران باید چند هدف را هم‌زمان دنبال کند: جلوگیری از جنگ و گسترش خشونت منطقه‌ای، تلاش برای توقف فوری اعدام‌ها، حمایت از آزادی زندانیان سیاسی، دفاع از حق تشکل و اعتراض مسالمت‌آمیز، حمایت از استقلال دستگاه قضایی و پشتیبانی از حق خانواده‌های قربانیان برای دستیابی به حقیقت و عدالت. 

صدای جامعه مدنی ایران، زنان، کارگران، دانشجویان، اقلیت‌ها، فعالان حقوق بشر و خانواده‌های دادخواه باید در سیاست‌گذاری بین‌المللی شنیده شود. 

مذاکره با دولت‌ها ممکن است برای جلوگیری از جنگ ضروری باشد؛ اما مذاکره نباید به معنای حذف مردم از معادلات سیاسی باشد. 

آلمان زمانی می‌تواند از یک دیپلماسی صلح معتبر دفاع کند که هم با جنگ مخالفت کند و هم در برابر نقض سازمان‌یافته حقوق بشر سکوت نکند. 

۹. سخنی مستقیم با سید حسین موسویان 

آقای موسویان، 

شما حق دارید درباره صلح، گفت‌وگو و کاهش تنش در روابط بین‌الملل بنویسید. 

همچنین حق دارید از عملکرد گذشته خود دفاع کنید و تفسیرتان از رویدادهای سیاسی را ارائه دهید. 

اما این حقوق، مسئولیت پاسخ‌گویی به پرسش‌های تاریخی را از میان نمی‌برد. 

شما سال‌ها در جایگاه یک مقام بلندپایه دیپلماتیک و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت کرده‌اید. 

به همین دلیل، افکار عمومی حق دارند از شما بپرسند: 

چرا هنگام طرح موضوع صلح و امنیت، وضعیت حقوق بشر در ایران به یکی از محورهای اصلی پیشنهادهای شما تبدیل نشده است؟ 

چرا درباره پرونده میکونوس و حکم تاریخی دادگاه آلمان، در روایت خود از روابط دو کشور به‌طور جدی تأمل نمی‌کنید؟ 

چرا تلاش‌های گسترده دیپلماتیک برای دفاع از کاظم دارابی و رد دخالت دولت ایران را امروز با توجه به یافته‌های دادگاه به‌صورت انتقادی بازبینی نمی‌کنید؟ 

و چرا هنگامی که از حقوق بین‌الملل و حاکمیت کشورها سخن می‌گویید، حق قربانیان جنایات حکومتی برای دستیابی به عدالت بین‌المللی را به همان اندازه برجسته نمی‌سازید؟ 

این پرسش‌ها حمله به حق آزادی بیان شما نیستند؛ بلکه بخشی از همان گفت‌وگوی آزاد، مسئولانه و مبتنی بر حقیقت‌اند که هر دیپلماسی صلح معتبری باید از آن دفاع کند. 

۱۰. سخن پایانی؛ صلح بدون آزادی و عدالت، صلحی پایدار نیست 

مردم ایران جنگ نمی‌خواهند. 

آنان نمی‌خواهند کشورشان زیر بمباران و ویرانی قرار گیرد. 

اما آنان همچنین نمی‌خواهند با اعدام، شکنجه، بازداشت خودسرانه، سرکوب اعتراضات و ترس دائمی از خشونت حکومتی زندگی کنند. 

مردم ایران نباید میان دو انتخاب ویرانگر قرار داده شوند: پذیرش بی‌قیدوشرط وضع موجود یا تحمل جنگی تازه. 

آینده ایران باید به دست مردم ایران و بر اساس حق تعیین سرنوشت آنان شکل بگیرد. 

هیچ دولت خارجی حق ندارد سرنوشت ایران را با جنگ و تحمیل نظامی تعیین کند. 

همچنین هیچ حکومت داخلی حق ندارد به نام استقلال، امنیت ملی یا مقابله با دشمن خارجی، حقوق بنیادین مردم را نقض کند. 

ایران، جمهوری اسلامی نیست. 

منافع ملی ایران را نمی‌توان به منافع سیاسی و بقای یک حکومت فروکاست. 

امنیت یک دولت زمانی معنا و مشروعیت پایدار می‌یابد که با امنیت، آزادی و کرامت انسان‌هایی که در آن کشور زندگی می‌کنند پیوند داشته باشد. 

دیپلماسی صلح باید از جنگ جلوگیری کند، اما نباید سرکوب را مشروع جلوه دهد. 

باید راه گفت‌وگو را باز نگه دارد، اما نباید صدای قربانیان را خاموش کند. 

باید حاکمیت قانون را تقویت کند، نه اینکه برای جنایتکاران مصونیت ایجاد کند. 

و باید حقیقت تاریخی را بپذیرد، نه اینکه به نام مصالح سیاسی آن را به فراموشی بسپارد. 

ازاین‌رو، پیام ما روشن است: 

نه به جنگ علیه ایران. 

نه  به جمهوری اسلامی 

نه به اعدام، شکنجه و سرکوب حکومتی. 

نه به ترورهای سیاسی و مصونیت آمران و عاملان آن‌ها از پاسخ‌گویی. 

آری به صلح، آزادی، عدالت، دموکراسی، حاکمیت قانون و حق تعیین سرنوشت مردم ایران. 

صلحی که در آن انسان فراموش شود، صلحی واقعی نیست. 

زیرا صلح بدون حقوق بشر، بدون حقیقت و بدون عدالت، صلحی پایدار نخواهد بود. 

 

منابع و اسناد برای بررسی تحریریه 

۱. مقاله سید حسین موسویان در وب‌سایت Blog der Republik، ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶ 

۲. متن حکم دادگاه میکونوس برلین، ۱۰ آوریل ۱۹۹۷، مرکز اسناد حقوق بشر ایران 

۳. مصاحبه سید حسین موسویان با روزنامه اعتماد، ژوئیه ۲۰۲۲، بازنشر در ملیون ایران 

۴. گزارش عفو بین‌الملل درباره آمار اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵، منتشرشده در مه ۲۰۲۶ 

۵. گزارش سازمان حقوق بشر ایران درباره اعدام‌ها، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ 

۶. گزارش دویچه‌وله درباره تأیید محکومیت حمید نوری، دسامبر ۲۰۲۳ 

۷. زندگی‌نامه رسمی سید حسین موسویان در دانشگاه پرینستون 

۸. گزارش Semafor درباره پرینستون و ارتباطات سیاسی با ایران، مه ۲۰۲۴ 

۹. گزارش جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره جنایات دهه ۱۳۶۰ در ایران، ژوئیه ۲۰۲۴ 

۱۰. نامه سید حسین موسویان درباره تابعیت خود، منتشرشده در سال ۲۰۱۸ 

۱۱. نامه سرگشاده ژانویه ۲۰۲۶ که در آن ادعای تابعیت آلمانی موسویان مطرح شده است؛ این ادعا مستقلاً تأیید نشده است 

 

با احترام، 

بهروز اسدی 

فعال حقوق بشر 

سخنگوی انجمن «زن، زندگی، آزادی در آلمان» (Women Life Freedom in Germany e. V.) 

دریافت‌کننده نشان شایستگی جمهوری فدرال آلمان (Bundesverdienstkreuz) 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.