از واشنگتن تا تهران؛ عقب‌نشینی راست افراطی و امید به طلوع صلح

Wednesday, 4th November, 2026
اندازه قلم متن

پیروزی مردم جهان بر سیاست‌های افراطی، و امید مردم ایران به رهایی از سایه شوم جنگ

نویسنده: رحیم کاظمی‌سرشت

تاریخ: چهارشنبه ۴ نوامبر ۲۰۲۶

جهان در حال تجربه تحولات سیاسی مهمی است؛ تحولاتی که اگرچه هنوز نمی‌توان درباره پیامدهای نهایی آن‌ها با قطعیت قضاوت کرد، اما دست‌کم نشانه‌هایی از خستگی جوامع از سیاست‌های افراطی، تنش‌زا و جنگ‌محور را با خود دارند.

نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و شکست جمهوری‌خواهان در برابر دموکرات‌ها، بدون تردید یکی از مهم‌ترین این نشانه‌هاست. این انتخابات، آزمونی برای سیاست‌های دونالد ترامپ و جریان راست افراطی حاکم بر آمریکا بود؛ جریانی که در سال‌های اخیر با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه، تشدید تنش‌های بین‌المللی و بی‌اعتنایی به پیامدهای انسانی جنگ، فضای سیاسی جهان را بیش از پیش ناآرام کرده است.

پیروزی دموکرات‌ها و به دست گرفتن کنترل کنگره، به معنای پایان سیاست‌های ترامپ نیست، اما می‌تواند مانعی جدی در برابر یکه‌تازی او و ادامه برنامه‌هایش باشد. این نتیجه را باید صدای اعتراضی بخش بزرگی از جامعه آمریکا به سیاست‌های حاکم دانست.

برای مردم جهان، این تحول می‌تواند مایه امید باشد؛ امید به اینکه هیچ قدرتی، هر اندازه هم خود را بزرگ و شکست‌ناپذیر تصور کند، نمی‌تواند برای همیشه اراده جامعه را نادیده بگیرد.

پیام این انتخابات روشن است: افراط‌گرایی سرنوشت محتوم جوامع نیست و مردم می‌توانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.

در برزیل نیز پیروزی دوباره لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا در برابر نامزد جریان بولسونارو، نشانه مهم دیگری از ادامه رقابت اجتماعی و سیاسی با راست افراطی است. در مجارستان نیز شکست ویکتور اوربان پس از شانزده سال حضور در قدرت و پیروزی حزب تیسای پیتر ماگیار، از تحولات مهم سیاسی اروپا به شمار می‌رود. البته این جریان را نباید لزوماً چپ دانست؛ اهمیت این تحول بیشتر در تغییر قدرت و پایان یک دوره طولانی حاکمیت اوربان است.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که جوامع مختلف، هر یک به شیوه خود، در حال بازنگری در انتخاب‌های سیاسی و آینده‌ای هستند که برای خود می‌خواهند.

اما در میان تمام این تحولات، آنچه برای ما ایرانیان اهمیت ویژه‌ای دارد، مسئله صلح و امنیت ایران است.

ایران؛ قربانی رؤیاهای جنگ‌طلبانه نخواهد شد

در این میان، نمی‌توان از نقش و مواضع بخشی از جریان راست افراطی ایرانی در خارج از کشور چشم پوشید؛ جریانی که به رهبری سیاسی رضا پهلوی و با حمایت بخشی از هواداران او، در سال‌های اخیر بیش از آنکه بر نیروی مردم، همبستگی اجتماعی و راه‌های مسالمت‌آمیز تغییر تکیه کند، به فشار خارجی، تهدید نظامی و حتی مداخله نظامی قدرت‌های دیگر امید بسته است.

شعارهایی از جنس «بی‌بی بزن»، تشویق به حمله نظامی و استقبال از تشدید درگیری‌ها، تصویری تأسف‌بار از سیاست‌ورزی جریانی ارائه می‌دهد که ظاهراً فراموش کرده است جنگ، بازی سیاسی و وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت نیست.

آیا کسانی که چنین مشتاقانه بر طبل جنگ می‌کوبند، به پیامدهای واقعی آن برای مردم ایران اندیشیده‌اند؟

آیا ویرانی زیرساخت‌ها، نابودی زندگی میلیون‌ها انسان، آوارگی خانواده‌ها، مرگ کودکان و جوانان و عقب‌گرد چندین دهه‌ای یک کشور، بهایی است که باید برای تحقق رؤیاهای سیاسی عده‌ای پرداخت شود؟

ایران خانه ماست، نه میدان آزمایش قدرت‌های خارجی و نه سکوی پرش سیاسی کسانی که آینده خود را در ویرانی آن جست‌وجو می‌کنند.

به همین دلیل، عقب‌نشینی سیاسی جریان جنگ‌طلب در آمریکا را باید برای آن دسته از نیروهای ایرانی که تمام امید خود را به سیاست‌های ترامپ و نتانیاهو و حمایت خارجی بسته بودند، نیز یک پیام جدی تلقی کرد.

این جریان باید بداند که سیاست جهانی همیشه مطابق آرزوها و محاسبات آن پیش نمی‌رود. قدرت‌های خارجی نیز منافع خود را دنبال می‌کنند و هیچ تضمینی وجود ندارد که روزی هزینه رؤیاهای سیاسی آن‌ها را مردم ایران با جان و زندگی خود نپردازند.

شاید امروز زمان آن رسیده باشد که این نیروها در محاسبات خود تجدیدنظر کنند و از تاریخ درس بگیرند. هیچ وطن‌دوستی واقعی نمی‌تواند از جنگ علیه سرزمین خود استقبال کند و هیچ آزادی‌ای از میان خاکستر شهرها و ویرانه‌های یک کشور متولد نمی‌شود.

نتانیاهو؛ سیاست جنگ‌محور و زنگ خطر صندوق‌های رأی

در اسرائیل نیز تحولات سیاسی اخیر پیام مهمی به همراه داشته است. بنیامین نتانیاهو، سیاستمداری که سال‌ها با تکیه بر سیاست‌های امنیتی، تشدید درگیری‌ها و رویکرد نظامی در منطقه حکومت کرده، اکنون با کاهش قدرت پارلمانی و از دست دادن اکثریت بلوک سیاسی خود روبه‌رو شده است.

نتیجه انتخابات اخیر نشان‌دهنده تغییر موازنه سیاسی در اسرائیل است؛ تغییری که حتی در میان بخش‌هایی از جامعه اسرائیل، از جمله منتقدان و مخالفان سیاست‌های جنگی دولت نتانیاهو، بازتاب پیدا کرده است. البته هنوز سرنوشت دولت آینده و ائتلاف‌های سیاسی به‌طور قطعی مشخص نشده و نمی‌توان از پایان قطعی دوران سیاسی او سخن گفت.

نکته مهم‌تر آن است که نام نتانیاهو در تاریخ حقوق بین‌الملل نیز با پرونده‌ای بسیار جدی گره خورده است. دیوان کیفری بین‌المللی در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ برای او حکم بازداشت صادر کرد؛ حکمی در ارتباط با اتهامات جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در جریان جنگ غزه. صدور این حکم به معنای محکومیت قطعی قضایی نیست، اما نشان‌دهنده جدیت اتهامات و اهمیت پاسخگویی در برابر حقوق بین‌الملل است.

سیاستمداران، هر اندازه هم قدرتمند باشند، نباید تصور کنند که می‌توانند بدون پاسخگویی، سرنوشت ملت‌ها را به میدان جنگ و ویرانی گره بزنند.

کاهش قدرت سیاسی نتانیاهو را می‌توان در کنار دیگر تحولات جهانی، نشانه‌ای از به چالش کشیده شدن سیاست‌های او دانست. هنوز سرنوشت دولت آینده اسرائیل روشن نیست، اما همین تغییر موازنه و از دست رفتن اکثریت پارلمانی او، خود رویدادی قابل توجه است.

مردم منطقه، اعم از ایرانی، فلسطینی و اسرائیلی، سزاوار زندگی در امنیت و آرامش‌اند. هیچ ملتی نباید گروگان جاه‌طلبی‌های سیاسی رهبران خود یا دیگران باشد.

امید آن است که دوران سیاستمدارانی که بقای سیاسی خود را در تداوم بحران و جنگ جست‌وجو می‌کنند، به پایان برسد و جای خود را به سیاستی بدهند که زندگی انسان‌ها را بر محاسبات قدرت مقدم بداند.

شادی مردم ایران برای چیست؟

شاید برای برخی عجیب باشد که چرا نتیجه انتخاباتی در آمریکا، در آن سوی اقیانوس‌ها، می‌تواند برای مردم ایران چنین اهمیت و شادی‌ای به همراه داشته باشد.

اما پاسخ چندان پیچیده نیست.

مردم ایران در سال‌های اخیر زیر فشار مجموعه‌ای از بحران‌ها و تهدیدها زندگی کرده‌اند. سایه جنگ، تهدید حمله نظامی، نگرانی از ویرانی کشور و آینده نامعلوم، تنها یک مسئله سیاسی یا نظامی نبوده است؛ این تهدیدها به روان و روح زندگی مردم نیز آسیب زده‌اند.

مادری که نگران آینده فرزندش است، جوانی که نمی‌تواند برای فردای خود برنامه‌ریزی کند، خانواده‌ای که هر لحظه احتمال وقوع یک فاجعه را احساس می‌کند، بیش از هر چیز خواهان آرامش و امنیت است.

از این منظر، اگر نتیجه تحولات سیاسی جهان به تضعیف نیروهای جنگ‌طلب و دور شدن خطر درگیری از ایران منجر شود، این خود یک پیروزی بزرگ برای مردم ایران خواهد بود.

پیروزی‌ای که نه به نام یک حزب سیاسی، نه به نام یک رهبر و نه به نام یک جریان خاص، بلکه به نام مردمی ثبت می‌شود که می‌خواهند زندگی کنند.

مردمی که حق دارند صبح از خواب بیدار شوند، به کار و زندگی خود برسند، برای فرزندانشان آینده‌ای بسازند و نگران بمباران، موشک، ویرانی و آوارگی نباشند.

دور شدن سایه جنگ از سر ایران، خود یک دستاورد ملی و یک پیروزی انسانی است.

جهان به صلح نیاز دارد، نه ماجراجویی بیشتر

آنچه امروز در نقاط مختلف جهان شاهد آن هستیم، می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی در سیاست‌های بین‌المللی باشد.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که سیاست مبتنی بر تهدید، تحقیر ملت‌ها، زورگویی و تشدید بحران‌ها، نمی‌تواند برای همیشه پاسخگوی نیازهای جوامع باشد.

مردم جهان از جنگ‌های بی‌پایان، رقابت‌های ویرانگر و سیاستمدارانی که امنیت و آرامش میلیون‌ها انسان را قربانی جاه‌طلبی‌های خود می‌کنند، خسته شده‌اند.

پیروزی جریان‌های سیاسی مخالف راست افراطی در کشورهای مختلف، اگرچه به معنای تضمین صلح نیست، اما نشان می‌دهد که امکان عقب راندن سیاست‌های افراطی از مسیر مشارکت مردم و سازوکارهای دموکراتیک وجود دارد.

صلح، عدالت اجتماعی، آزادی، احترام به حقوق ملت‌ها و حق تعیین سرنوشت، ارزش‌هایی هستند که نباید قربانی جاه‌طلبی سیاستمداران شوند.

و سرانجام، شادباش به مردم ایران

امروز اگر از تحولات انتخاباتی آمریکا، برزیل و مجارستان ابراز خوشحالی می‌کنیم، دلیلش این نیست که سرنوشت خود را به احزاب و سیاستمداران کشورهای دیگر گره زده‌ایم.

دلیلش این است که هر عقب‌نشینی سیاست‌های جنگ‌طلبانه در جهان می‌تواند روزنه‌ای برای امید به آینده‌ای امن‌تر برای ایران باشد.

ما خواهان آن هستیم که صدای جنگ‌طلبی در فضای سیاسی ایران نیز هر روز ضعیف‌تر شود؛ صدای کسانی که گمان می‌کنند از دل جنگ و ویرانی می‌توانند برای خود آینده‌ای سیاسی بسازند.

امیدواریم این تحولات برای جریان راست افراطی ایرانی، به‌ویژه آن بخش از هواداران رضا پهلوی که به مداخله نظامی خارجی دل بسته‌اند، درسی تاریخی باشد؛ درسی درباره اینکه سرنوشت یک ملت را نمی‌توان با تشویق قدرت‌های خارجی به جنگ و ویرانی رقم زد.

ایران به جنگ تازه، ویرانی بیشتر و ماجراجویی سیاسی نیاز ندارد. ایران به آرامش، امنیت، همبستگی ملی و آینده‌ای نیاز دارد که در آن مردم بتوانند بدون ترس از جنگ زندگی کنند.

ما برای هیچ ملتی جنگ نمی‌خواهیم؛ نه برای مردم ایران، نه آمریکا، نه اسرائیل و نه هیچ جای دیگر جهان.

امروز باید به همه مردمی که در برابر افراط‌گرایی، جنگ‌طلبی و سیاست‌های ویرانگر ایستاده‌اند، شادباش گفت.

و بیش از همه، به مردم ایران؛ مردمی که حق دارند نفسی آسوده بکشند و آینده خود را نه در سایه موشک و بمب، بلکه در سایه صلح و زندگی جست‌وجو کنند.

به امید روزی که صدای صلح در ایران و جهان بلندتر از صدای جنگ باشد.

شادباش به مردم ایران؛ به امید فردایی بدون جنگ، بدون ویرانی و سرشار از زندگی.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.