تغییر رژیم؛ وقتی عراقچی پیشنهاد اورانیوم غنی‌شده رایگان آمریکا را رد کرد

Saturday, 7th November, 2026
اندازه قلم متن
ایران وایر
یکی از مهم‌ترین جزییات مذاکرات که در گزارش‌های تکمیلی درباره گفت‌وگوهای ژنو آشکار شد، پیشنهاد آمریکا برای تامین رایگان و نامحدود سوخت هسته‌ای مورد نیاز برنامه غیرنظامی ایران بود.

این کتاب در ۲۳ژوئن۲۰۲۶ منتشر شده و بر اساس صدها مصاحبه با مقام‌های دولت ترامپ و افرادی که به جلسات محرمانه کاخ سفید دسترسی داشته‌اند، نوشته شده است.

دیدار بی‌سابقه  در اتاق وضعیت

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب به دیدار محرمانه «بنیامین نتانیاهو» با دونالد ترامپ در کاخ سفید در ۱۱فوریه ۲۰۲۶ مربوط است؛ دیداری که به گفته نویسندگان، نقطه عطفی در حرکت آمریکا به سوی جنگ با ایران بود.

خودروی حامل نخست‌وزیر اسراییل کمی پیش از ساعت ۱۱ صبح وارد کاخ سفید شد. پس از دیداری کوتاه در اتاق کابینه، نتانیاهو برای ارایه گزارشی فوق‌محرمانه درباره ایران به اتاق وضعیت کاخ سفید رفت؛ مکانی که معمولا برای نشست‌های حضوری با رهبران خارجی استفاده نمی‌شد.

ترکیب حاضران نشان می‌داد که موضوع تا چه اندازه حساس است. ترامپ، «مارکو روبیو»، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی، «پیت هگست»، وزیر جنگ، «دن کین»، رییس ستاد مشترک ارتش، «جان رتکلیف»، رییس سیا، «سوزی وایلز»، رییس دفتر کاخ سفید و همچنین «جرد کوشنر» و «استیو ویتکاف»، داماد و فرستاده ویژه ترامپ در جلسه حضور داشتند. کوشنر و ویتکاف به‌دلیل نقش‌شان در مذاکرات با ایران به جلسه دعوت شده بودند.

«جی‌دی ونس»، معاون رییس‌جمهور، غایب بود و در سفر به جمهوری آذربایجان به‌سر می‌برد و جلسه چنان به سرعت ترتیب داده شده بود که فرصت بازگشت او وجود نداشت.

نتانیاهو در این جلسه یک ساعت درباره ضرورت اقدام نظامی علیه ایران سخن گفت. «داوید بارنئا»، رییس موساد، و مقام‌های نظامی اسراییل هم از طریق نمایش‌گرهای بزرگ در جلسه حضور داشتند.

پیام اصلی نخست‌وزیر اسراییل این بود که جمهوری اسلامی در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار گرفته و فرصت مناسبی برای پایان دادن به حکومت روحانیون فراهم شده است.

اسراییلی‌ها پنج فرض اصلی را مطرح کردند: نخست، برنامه موشک‌های بالستیک ایران را می‌توان ظرف چند هفته نابود کرد. دوم، پس از تضعیف حکومت، ایران توانایی بستن تنگه هرمز را نخواهد داشت. سوم، احتمال حمله موثر ایران به منافع آمریکا در کشورهای همسایه اندک است. چهارم، حملات هوایی گسترده می‌تواند زمینه‌ساز شورش و قیام مردم در داخل ایران شود. پنجم، موساد می‌تواند با فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی خود به شکل‌گیری ناآرامی‌ها کمک کند. همچنین نیروهای کُرد ایرانی مستقر در عراق ممکن است از شمال‌غرب وارد ایران شوند و فشار زمینی بر حکومت را افزایش دهند.

به نوشته کتاب، نتانیاهو برای ملموس کردن سناریوی پس از سقوط جمهوری اسلامی، ویدیویی کوتاه از چهره‌هایی که می‌توانستند در آینده سیاسی ایران نقش رهبری داشته باشند، به ترامپ نشان داد.

در این روایت، نتانیاهو مدعی بود که ترکیب حملات نظامی، عملیات اطلاعاتی و خیزش داخلی می‌تواند به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر شود.

او در پاسخ به پرسش‌ها درباره خطرات عملیات، استدلال کرد که هزینه اقدام نکردن در آینده بیشتر از هزینه حمله در زمان حاضر خواهد بود. از نظر او، تاخیر به ایران فرصت می‌داد توان موشکی خود را توسعه دهد و تاسیسات هسته‌ای‌اش را در برابر حملات مصون‌تر کند.

این استدلال در شرایطی مطرح می‌شد که مقام‌های آمریکایی هم می‌دانستند ایران می‌تواند موشک و پهپاد را بسیار ارزان‌ و سریع‌ تولید کند.

وقتی ایران پیشنهاد سوخت هسته‌ای رایگان  را رد کرد

یکی از مهم‌ترین جزییات مذاکرات که در گزارش‌های تکمیلی درباره گفت‌وگوهای ژنو آشکار شد، پیشنهاد آمریکا برای تامین رایگان و نامحدود سوخت هسته‌ای مورد نیاز برنامه غیرنظامی ایران بود. مذاکرات ژنو با وساطت عمان چند روز پیش از شروع جنگ شکل گرفته بود و سه دور از آن برگزار شده بود.

منطق واشنگتن این بود که اگر هدف ایران واقعا استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و تولید رادیودارو باشد، دیگر نیازی به داشتن چرخه مستقل غنی‌سازی اورانیوم نخواهد داشت. آمریکا می‌توانست سوخت مورد نیاز راکتورهای تحقیقاتی و نیروگاه‌های غیرنظامی ایران را تامین کند و در مقابل، تهران از غنی‌سازی در داخل کشور صرف‌نظر کند.

در پیشنهاد نهایی آمریکا در مذاکرات ژنو، به گزارش اکسیوس که کتاب به آن ارجاع داده این موضوع با یک دوره توقف ده‌ساله غنی‌سازی همراه بود. پس از این دوره، ایران می‌توانست از ظرفیت نمادین و بسیار محدودی برای غنی‌سازی برخوردار شود. در این مدت هم  آمریکا متعهد می‌شد سوخت مورد نیاز برنامه غیرنظامی ایران را به‌صورت رایگان تامین کند.

در برخی گزارش‌های آمریکایی، این پیشنهاد حتی به‌عنوان تامین سوخت رایگان برای تمام عمر برنامه غیرنظامی ایران توصیف شد.

این پیشنهاد در واقع می‌خواست مساله هسته‌ای ایران را از طریق حذف انگیزه فنی برای غنی‌سازی حل کند: وقتی سوخت راکتورها بدون هزینه در اختیار ایران قرار می‌گیرد، تهران دیگر نباید برای تولید آن به غنی‌سازی داخلی متوسل شود.

اما این محاسبه با یک مشکل سیاسی و حقوقی روبه‌رو بود. از نگاه جمهوری اسلامی، مساله صرفا تامین سوخت نبود؛ بلکه داشتن فناوری و چرخه مستقل سوخت هسته‌ای به حق حاکمیت ملی و حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای ارتباط داشت.

پیشنهاد هفت‌صفحه‌ای ایران

استیو ویتکاف در توضیح مذاکرات بعدا گفت وقتی ایران پیشنهاد سوخت رایگان را نپذیرفت، برای او روشن شد که مساله تهران صرفا تامین سوخت راکتورهای تحقیقاتی نیست.

به روایت ویتکاف، عباس عراقچی پیشنهاد آمریکا را نوعی تعرض به شان و عزت ایران توصیف کرده بود. ویتکاف از این واکنش نتیجه گرفت که ایران حاضر نیست از غنی‌سازی دست بکشد و تاکید بر نیازهای پزشکی و تحقیقاتی ممکن است پوششی برای حفظ ظرفیت غنی‌سازی باشد.

به عبارت دیگر، دو طرف مساله را از دو زاویه متفاوت می‌دیدند: آمریکا غنی‌سازی را یک خطر امنیتی می‌دانست که باید حذف شود؛ ایران دستکم در ظاهر آن را علاوه بر یک ظرفیت فنی، مساله‌ای مرتبط با حقوق هسته‌ای و استقلال ملی تلقی می‌کرد.

در مقابل خواسته آمریکا، هیات ایرانی در ۲۶ فوریه پیشنهاد مکتوب هفت‌صفحه‌ای خود را ارایه کرد.

بر اساس اطلاعاتی که منابع مطلع در اختیار رسانه‌ها و انجمن کنترل تسلیحات آمریکا قرار داده‌اند، تهران پیشنهاد کرده بود پس از یک دوره توقف چند ساله، غنی‌سازی در سطح محدود برای تامین نیازهای راکتورهای تحقیقاتی و برنامه غیرنظامی از سر گرفته شود.

در گزارش‌های مختلف، جزییات این پیشنهاد با تفاوت‌هایی منتشر شده است. واشنگتن پست از توقف سه تا پنج‌ساله غنی‌سازی و سپس اجازه غنی‌سازی ۱.۵ درصدی برای مصارف پزشکی در راکتور تحقیقاتی تهران خبر داد. 

گزارش‌های دیگر از امکان غنی‌سازی تا سطح ۲۰ درصد برای تامین سوخت راکتورهای تحقیقاتی آینده و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته آی-آر ۶ گفتند.

پیشنهاد ایران همچنین شامل خودداری از انباشت اورانیوم غنی‌شده به شکل گاز و پذیرش نظارت گسترده‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود.

عراقچی بعدا تایید کرد که تهران آمادگی داشته ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود را هم  رقیق کند. اما شروطی داشت.

این پیشنهاد از نظر آمریکا کافی نبود. واشنگتن خواهان توقف کامل غنی‌سازی، برچیدن تاسیسات هسته‌ای و خارج کردن مواد غنی‌شده از ایران بود. اما پیشنهاد ایران نشان می‌داد که تهران حاضر است درباره مدت توقف، سطح غنی‌سازی، نوع سانتریفیوژها، میزان ذخایر و نظارت آژانس مذاکره کند.

دیپلماسی و جنگ

آخرین دور مذاکرات در ژنو در ۲۶ فوریه برگزار شد. پس از آن، وزیر خارجه عمان از پیشرفت گفت‌وگوها سخن گفت و قرار شد مذاکرات فنی در دوم مارس ادامه پیدا کند. اما حملات آمریکا و اسراییل در ۲۸ فوریه آغاز شد.

این اتفاق پرسش مهمی را مطرح می‌کند: آیا اختلافات فنی و سیاسی واقعا به بن‌بست رسیده بود یا هنوز امکان مذاکره وجود داشت؟

گزارش اکسیوس  و روایت کتاب نشان می‌دهد که آمریکا و اسراییل هم‌زمان با پیگیری دیپلماسی، مسیر نظامی را هم  آماده می‌کردند. چیزی که از اول هم روشن کرده بودند: مذاکره با وجود یک تهدید نظامی معتبر.

 به روایت منابع آمریکایی، اگر ایران در مذاکرات ژنو با خواسته‌های واشنگتن موافقت می‌کرد، ترامپ ممکن بود دستور حمله را متوقف کند. در مقابل، مقام‌های ایرانی و عمانی همچنان به ادامه مذاکرات امیدوار بودند.

در نهایت، کتاب هابرمن و سوان و گزارش‌های تکمیلی درباره مذاکرات، تصویری از دو طرف ارایه می‌کنند که تعریف متفاوتی از توافق داشتند. واشنگتن به‌دنبال حذف ظرفیت غنی‌سازی ایران بود.

 تهران می‌خواست این ظرفیت را، هرچند با محدودیت‌های قابل توجه، حفظ کند. موضوعی که یک چهارم قرن است ایران را درگیر و زندگی شهروندان ایرانی را گرفتار خود کرده است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.