توطئه دشمنان ایرانزمین در نهم اسفند ماه ۱۳۳۱ علیه دکتر مصدق پیشوای نهضت ملی و ضد استعماری ایران

سه شنبه, ۸ام اسفند, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

mossadegh231

پس از ملی شدن صنعت نفت که به پیشنهاد جانباخته راه آزادی دکتر حسین فاطمی و به رهبری دکتر مصدق انجام گرفت ، استعمار پیر بریتانیا که منافع نامشروع خود را بویژه در خاورمیانه سخت در خطر می دید ، اقدام به توطئه های گوناگونی برای از میان برداشتن دکتر مصدق و نابودی نهضت ملی ایران که موجب بیداری ملت های دربند استعمار و استبداد خاورمیانه و شمال آفریقا گردیده بود ، طرح ریزی و توسط مزدوران داخلیش اجرا می نمود . توطئه نهم اسفند ماه ، جهت به قتل رساندن دکتر مصدق، یکی از آن طرح های ننگینی بود که خوشبختانه با شکست روبرو گردید .در این توطئه ننگین جمعی از دستاربندان به رهبری آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی و آیت الله سید محمد بهبهانی وحجت الاسلام شمس قنات آبادی و…؛ جمعی از اوباش و چاقوکشان بد نام به سرکردگی شعبان بی مخ ( شعبان تاجبخش ) و طیب حاج رضائی و رمضان یخی ، همچنین کانون افسران باز نشسته به رهبری سپهبد شاه بختی و سرلشگر معینی ، و…؛ شرکت مستقیم داشتند

برنامه طرح ریزی شده بر این منوال بود که شاه و همسرش ثریا اسفند یاری در روز نهم اسفند ماه قصد سفر بخارج کشور را داشته باشند ، بدون صدور اطلاعیه از سوی دربار تا مردم از آن مطلع نگردند فقط هیأت دولت و شخص نخست وزیر در جریان مسافرت قرار گیرند.

در روز نهم اسفند دکتر مصدق نخست وزیر کشور برای خداحافظی به کاخ سلطنتی که نزدیک منزلش بود رفت. در این زمان آیت الله کاشانی از شعبان بی مخ و جمعی از ارازل و اوباش خواست خودشان را به جلوی کاخ برسانند و جلوی مسافرت “شاهنشاه اسلام پناه ” را بگیرند از سوی دیگر آیت الله بهبهانی با دار و دسته اش به جلوی کاخ آمدند تا مخالفت خود را با سفر شاه اعلام نمایند و گروهی از افسران باز نشسته نیز به جمع آنها پیوستند. حال چگونه این گروه ها مطلع شده بودند هواداران نظام پیشین باید پاسخ آنرا بدهند!! .برنامه بدین ترتیب طرح ریزی شده بود که پس از مراسم خداحافظی زمانی که دکتر مصدق از در کاخ خارج می شود اوباش حمله ور شده و او را بقتل برسانند. خوشبختانه دکتر مصدق پیش از خروج متوجه دسیسه شد و با راهنمائی یکی از کارکنان دربار که از اصل قضایا بی خبر بود از درب شمالی کاخ که کمی پائین تر ازمنزلش بود خارج شد و به خانه اش رفت . اوباش که متوجه خروج دکترمصدق از در دیگر کاخ شدند با عجله خود را به در خانه پیشوای نهضت ملی ایران رساندند تا اجرای امر نمایند که با خروج مصدق از حیاط پشت خانه و رفتن به ستاد ارتش ، دسیسه اهریمنی دشمنان ایران با شکست روبرو شد.

 یورش اوباش جیره بگیر در اجرای فرمان به خانه دکتر مصدق

یورش اوباش جیره بگیر در اجرای فرمان به خانه دکتر مصدق

امروزه با افشای بخشی از اسناد محرمانه دولت های انگلیس و آمریکا همه چیز به روشنی آشکار شده است که ادامه دولت ملی دکتر مصدق موجب می شد تا دست دولت های استعمار گر از روی کشورهای جهان سومی بریده گردد و منافع نامشروع خود را ازدست بدهند . بهمین علت بود که در طی بیست و هفت ماه و اندی حکومت ملی دکتر مصدق ، از سوی عوامل خود فروخته دولت های انگلیس و شوروی سوسیالیستی و آمریکا ، توطئه های گوناگونی جهت سقوط دولت ملی و ضد استعماری ایران انجام می گرفت تا بالاخره با کودتای ننگین بیست و هشت مرداد موفق به اجرای هدف های اهریمنی خود شدند که نتیجه اش را امروزه همگان می بینیم . متأسفانه مزدورانی پیدا می شوند که خود را تاریخ شناس و مورخ و سیاستمدار و مبارز معرفی کرده و با بی شرمی تمام اراجیفی را سر هم کرده و علیه پیشوای نهضت ملی ایران برزبان آورده و یا می نویسند. ودر کمال وقا حت ، دکتر مصدق را عامل انگلیس ویا شوروی معرفی می کنند . این مزدوران اگر قدری شرف داشته باشند نه به اسناد فاش شده دولت های انگلیس و آمریکا بلکه فقط نگاهی به آخرین کتاب محمدرضا شاه ” پاسخ به تاریخ ” و” چهره هائی در آئینه ” خاطرات اشرف پهلوی خواهر همزاد شاه بیاندازند تا ببینند چه کسی عامل و گوش به فرمان بیگا نه بوده است . برای نمونه به این بخش از آخرین نوشته شاه مخلوع توجه شود تا عامل سیه روزی ایران امروز را بشناسند و اگر ریگی در کفش ندارند از ملت ایران پوزش بخواهند.

” در مردادماه ۱۳۳۲ پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و انگلیس که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از بررسی اوضاع با کرمیت روزولت نماینده سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا ، برآن شدم که برای یافتن راه حلی وارد عمل شوم” ( پاسخ به تاریخ صفحه ۷۳) شاهی که بر اساس قانون اساسی از دخالت در امورسیاسی کشور منع شده است . مخفیانه در نیمه های شب با فرستاده سازمان جاسوسی بیگانه نشست برگزار می نماید تا علیه دولت ملی کشورش طبق دستور بیگانگان وارد عمل شود.!!!

حال اگر گفته آیت الله خمینی را بعنوان یک پیشوای مذهبی در باره بی دینی مصدق دستآویز قرار بدهند نمی توان از آن ایرادی گرفت . .

آیت الله خمینی در بهار سال یکهزار و سیصد و شصت پس از عزل آقای بنی صدر از مقام ریاست جمهوری ، خطاب به حاضرانی که در حسینیه جماران گرد آمده بودند گفت: “ملی گرائی از اسا س کفر است . نگذارید نامش را ببرم (منظور دکتر مصدق است ) او هم مسلم نبود می خواست به اسلام سیلی بزند که خداوند سیلی را به او زد. از دید ایشان مصدق مسلمان نبود بهمین جهت دست خدا از آستین آمریکا و انگلیس درآمد و به مصدق سیلی زد .

هم میهن گرامی :

در حالی که زندان های قرون وسطائی نظام ولایت فقیه جایگاه جوانان مبارز و شخصیت های آزادیخواه گردیده و فساد و تباهی بر جامعه سایه شوم خود را آنچنان گسترانیده است که آقازاده ها و وابستگانشان در سایه حمایت آیات عظام مشغول تاراج ثروت های ملی و حیف ومیل بیت المال ملت تحت ستم ایران بوده و آنچه را به یغما می برند به خارج کشور منتقل می کنند تا چراغی باشد برای فردای تاریکشان . آنوقت ما روز به روز از هم فاصله گرفته و بهم می تازیم و اجازه می دهیم تا مزدوران بیگانه برای جلب نظر اربابان خود ، نوامیس ملی ما را مورد توهین قرار بدهند . در این زمان وظیفه تک تک ما ایرانیان چیست ؟ ساکت نشستن و بی تفاوت به قضایا نگریستن در شأن یک ملت با فرهنگ و آزاده نیست .سی وچهار سال پیش ملت ایران یک پارچه بپا خاست تا آزادی و داد گری را در کشورش حاکم نماید و خود بر مقدرات کشورش حاکم گردد ولی بر اثر غفلت و اختلاف های شخصی و گروهی ، صف یک پارچه مردم از هم گسیخته شد و مشتی دستاربند دغلباز از نام دین سوء استفاده کرده و انقلابی را که می رفت تا سرمشق ملت های اسیر سلطه استبداد درجهان گردد به کجراهه کشاندند . باید با عبرت گرفتن از گذشته ، اختلاف ها را کنار گذاشت و برای رهائی کشور عزیزمان ایران از این گرداب مهلک در یک جبهه واحد گرد آئیم وبه کمک زنان دلاور و جوانان مبارزو کارگران غیور درون کشور که قهرمانه آماده بپا خاستنند ، بشتابیم نه اینکه از هرجنبش خود جوش داخل کشور، هر گروه بخواهد بسود خود بهره برداری نموده و آنرا بخود نسبت دهد . خون هزاران جانباخته در عرض این سی و چند سال خاک پاک میهن ما را به رنگ سرخ درآورده است که ما بخود آئیم و یکپارچه شویم و با هر ایده و عقیده و مذهبی که داریم دست از اختلاف برداشته و در یک صف قرار گیریم تا برای همیشه آزادی و دادگری و مهرورزی را در گستره ایرانزمین برقرار سازیم . نباید از سیاست اهریمنانه نظام ولایت فقیه واهمه داشت .عاقبت دیکتاتورهای جهان سرنگونی است همچون هیتلر ، موسولنی ؛ صدام حسین ، قذافی ، مبارک و… در روزهای اخیر هم شاهد آینده اسد رئیس جمهور سوریه خواهیم بود که در سایه یک پارچگی ملت سوریه به ته دره بدنامی سقوط خواهد کرد مانباید از این جنبش های عقب بمانیم و تماشاچی باشیم ما ملتی هستیم در یک سده پیش که ملت های آسیا و آفریقا در خواب بودند برای رسیدن به آزادی ومردمسالاری به پاخاستیم ولی با افسوس بسیار تا خواستیم به خواسته خود جامه عمل بپوشانیم بعلت جدائی ها و اختلافات گروهی و شخصی نتوانستیم به آرمان های مقدس خود برسیم و تا امروز سرگردان و در برابر هم صف آرائی نموده ایم همان چیزی که خواست دیکتاتورها و دشمنان ایران بویژه نظام فاسد جنایتکار دستاربندان می باشد .

هم میهنان گرامی ؛ بیائید اختلافات را کنار گذاشته دست به دست هم داده و یک پارچه شویم و از جنبش آزادیخواهانه زنان ؛ جوانان ؛ کارگران و دانشچویان مبارز حمایت کرده و درکنار آنها بایستیم و تا پیروزی کامل گام برداریم و با برقراری آزادی و دادگری و مهرورزی در سایه نظامی مردمسالار پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان میهن مان را برای هیشه برفراز قله رفیع دماوند به اهتزاز درآوریم.

هشتم اسفند ماه یکهزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

مهران ادیب


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید