داريوش فروهر: به هيچ‌وجه «انتخابات آزاد» در جمهورى اسلامى كه نظامى است واپسگرا و سركوبگر امكان ندارد

Wednesday, 29th May, 2013
اندازه قلم متن

daryush-foruhar

كمتر از سه هفته به يازدهمين انتخابات رياست جمهورى در ايران مانده است ــ انتخاباتى كه جز «خيمه‌شب‌بازى» نام ديگرى نمی‌توان بر آن نهاد؛ اما شايد براى عده‌اى از مردم و نيروهاى سياسى اين «انتخابات» فرصتى باشد تا سرانجام دريابند كه راه تغيير در جمهورى اسلامى از انتخابات فرمايشى نمی‌گذرد.

شوربختانه بيش از ٢٤ سال است كه گروهى از تلاشگران سياسى در پي ايجاد اين توهم و اميد كاذب در ميان مردم‌اند که جمهورى اسلامى از راه انتخابات غيرآزاد اصلاح‌پذير است؛ اما در اين مدت اوضاع كشور سال‌به‌سال بحرانى تر شده و اكنون كشور در لبه پرتگاه است.

شايد، پس از گذشت حدود ٢٤ سال از آغاز ادعاهاى اصلاح‌طلبى، زمان آن فرارسيده باشد كه يك بار ديگر و براى هميشه روشن شود كه در ساختار متصلب جمهورى اسلامى، كه اساسش «ولايت مطلقه فقيه» است، هيچ گونه اصلاحى ممکن نيست و راه نجات ايران از جنبش فراگير ملى می‌گذرد و نه از صحنه‌آرايی‌هاى انتخاباتى جمهورى اسلامى.

براي روشن ساختن اين مسئله، سخنان شادروانان داريوش و پروانه فروهر را درباره انتخابات و اصلاح‌پذيرى در جمهورى اسلامى مرور مي‌کنيم. در اين سخنان، می‌توان با وضع سياسى آن دوره و رويكردهاى انتخاباتى داريوش و پروانه فروهر و نيز راه‌حل‌هاى آنان براى خروج كشور از وضع سياه آن دوران آشنا شد. با دقيق شدن در سخنان داريوش فروهر درمی‌يابيم كه اميد بستن به اصلاحات درون‌حكومتى از ابتدا اشتباه و قمارى مرگبار بوده است ــ اشتباهى كه ايران را به وضع بسيار خطرناك امروز كشانده است. اى كاش می‌شد كه فقط با رأى دادن در انتخاباتى مهندسی‌شده و غيرآزاد مستبدان را به پس راند و فضايى باز ايجاد كرد. شوربختانه چنين امرى امكان ندارد. راه ساده و کم‌هزينه هميشه بهترين انتخاب نيست. همبستگى همگانى و ايجاد جنبش فراگير ملى براى برچيدن بساط ولايت فقيه و برقرارى مردم‌سالارى كارى است دشوار، اما پرثمرتر و شرافتمندانه‌تر از زندگى نكبت‌بار كنونى و، در نهايت، تنها راه رهايى ملت دربند ايران است.

تا زمان انتخابات می‌کوشم گزيده‌هايى از سخنان داريوش و پروانه فروهر درباره انتخابات را در اين تارنما بگذارم. بايد توجه كرد كه داريوش و پروانه فروهر سخنان دليرانه خود را در حدود ٢٠ سال پيش از قلب تهران و در وضعى بيان می‌کردند كه در آن كمتر كسى جرئت داشت با اساس جمهورى اسلامى مخالفت جدى کند.

سعيد بشيرتاش

داريوش فروهر: به هيچوجه «انتخابات آزاد» در جمهورى اسلامى كه نظامى است واپسگرا و سركوبگر امكان ندارد. / خشم خاموش كنونى مردم، جاى خود را به پرخاش و خروشى دگرگونساز بدهد.

پيش از پرداختن به اصل «مصاحبه» با سپاس بسيار جا دارد يادآورى گردد كه من هموند حزب ملت ايران هستم و در پاسخ به پرسش هاى شما، روشنگر جهت گيرى هاى آن خواهم بود.

****

پرسش: شما انتخابات گذشته مجلس شورا را به علت فقدان شرايط لازم دموكراتيك تحريم كرديد، آيا شرايط ضرور براى شركت شما فراهم شده است؟ اين شرايط كدامند؟

پاسخ: انتخابات گذشته مجلس شورا را حزب ملت ايران نمايشى تلقى كرد و از مردم و همه ى سازمانهاى سياسى دگرانديش خواست تا از شركت در آن خوددارى كنند. به گمان من اكنون هم شرطهايى كه براى انجام يك انتخابات راستين ضرورت دارد، فراهم نشده است و سردمداران جمهورى اسلامى همچنان با يكه تازى فراگير بر كشور فرمانروايى مى كنند و به مردم فرصت رقم زدن سرنوشت خويش را نمى دهند.
پيش شرطهايى كه حزب ملت و ديگر سازمانهاى سياسى هماهنگ با آن براى هر گزينش ملى طرح كرده اند و مى تواند دربردارنده فضاى سياسى باز و ايمنى قضايى باشد و به تازگى بار ديگر به گونه يك گزارش ويژه نشر يافته است در اختيارتان گذارده مى شود

پرسش: آيا امكان انتخابات آزاد را فراهم مى بينيد؟

پاسخ: به هيچوجه به گمان من «انتخابات آزاد» در جمهورى اسلامى كه نظامى است واپسگرا و سركوبگر امكان ندارد و تنها اگر زير فشار همه جانبه ى مردم، وادار به عقب نشينى گردد و پيش شرطهاى يك گزينش ملى را بپذيرد و انجام دهد، مى توان به تجلى اراده همگانى اميدوار بود.

پرسش: فراخوان شما براى تشكيل يك جبهه از طرفداران حكومت مردمسالارى با استقبال اكثر نيروهاى مردمى ايران مواجه شد؛ آيا امكان تشكيل يك جبهه واحد با اين نيروها وجود دارد؟

پاسخ: اين فراخوان افزون بر يك سال و نيم پيش از سوى حزب ملت ايران صورت گرفت. ولى به رغم استقبالى كه از آن گرديد، به علت جو اختناق آميز درون كشور و نبود امكان گفت و شنود آزاد براى رفع اختلافها، تاكنون به نتيجه دلخواه نرسيده است.

به خوبى روشن مى باشد كه پديدآوردن يك جبهه واحد از همه ى نيروهاى ملى معناى از ميان بردن تفاوت ها در جهانبينى و آرمانشناسى را ندارد. ولى بخشى از آنان كه خواستار برقرارى سامانى مردمسالارانه در ايران هستند بايد به برداشتهاى همانندى از چنين هدفى دست يابند و بر سر سياست راهبردى (استراتژى) و شيوه كاربردى (تاكتيك) درخورى به توافق رسند.

در اين راستا، تنها گامى كه مدت كوتاهى پس از آن فراخوان برداشته شد، شكل دادن به «اتحاد حزبها و نيروهاى ملى ايران» به كوشش چهار سازمان سياسى پيشينه دار – جنبش براى آزادى ايران، حزب نيروى سوم، حزب مردم ايران و حزب ملت ايران- بود.

با اينهمه يك جبهه ى فراگير از نيروهاى مردمى درون و بيرون كشور براى برچيدن بساط خودكامگى و استقرار حاكميت ملى، همچنان ضرورتى است تاريخى؛ و امكانپذير هم مى باشد. ولى نبايد فراموش كرد در فضاى سياسى بسته كنونى كشور كه حيثيت ذاتى بشر و حقوق ملت به كلى ناديده انگاشته شده است، راه رسيدن به آن پرخطر و چه بسا طولانى باشد و جا دارد با اميد و دليرى و به دور از خستگى دنبال گردد.

پرسش: نظرتان راجع به بيلان هژده ساله جمهورى اسلامى و نيز وضعيت كنونى كشور چيست؟

پاسخ: زير نام جمهورى اسلامى، قانون اساسى پرنقصى بر انقلاب بارگرديد كه تار و پود آن با واپسگرايى تنيده شده و از جان مايه كشوردارى تهى است و هيچ دگرگونى بنيادى در رابطه هاى اقتصادى و اجتماعى و هيچ نوآورى سياسى و پويايى فرهنگى پديد نياورد. برآيند كار كرد سردمداران جمهورى اسلامى در اين مدت دراز به ويژه از هنگامى كه با نسخه پيچى كانونهاى جهانى سرمايه گرا دو برنامه «توسعه اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى» يكى پس از ديگرى پيش كشيده شد، اوج گيرى دلال بازى، و احتكار اين تحفه هاى زشت سوداگرى مهارگسيخته و گرانى سرسام آور، گرسنگى، برهنگى، بى سرپناهى، بيكارى، كمبود بهداشت و درمان و دارو و نارسايى پرورش و آموزش در همه سطحها بوده است. در اين ميان، دست اندركاران ناشايسته جز افزودن بر حجم اسكناس در گردش، كاهش ارزش پول ملى، به بارآوردن مبلغهاى گزاف بدهى به كشورهاى بيگانه و فروش نفت خام با بهاى كمتر از بازار جهانى هيچ هنرى از خود نشان نداده اند.

سردمداران جمهورى اسلامى كه سخت دچار قشريگرى هستند، هيچ شناخت درستى از سود و صلاح ملى ندارند و با دشمنى هاى نابجا و دوستيهاى نسنجيده، به ويژه از لحاظ سياست خارجى كشور را به بن بست انداخته اند و در جهان پر دگرگشت كنونى، ايرانيان را از بهره بردارى از فرصت هاى گرانبهايى بازداشته اند.

پرسش: آيا نيرويى با محتواى «چپ اسلامى» وجود عينى و مؤثر دارند؟

پاسخ: در باور من، اسلام دينى است با بنيادهاى روشن و به رغم داشتن فرقه هاى گوناگون، از هر برداشت كهنه و نو يا تند و كند يا چپ و راست رها مى باشد و اين تفسيرهاى ذهنى را بيشتر كسانى پيش مى كشند كه بخواهند بار ديگرى از آن براى رسيدن به قدرت فرمانروايى، بهره گيرى كنند.

پرسش: پيشنهادتان براى برونرفت از بن بست كنونى چيست؟

پاسخ: برونرفت از بن بست كنونى، گسترش تكاپوهاى سلطه ستيزانه و تغيير كلى در ساختار سياسى و ادارى كشور و برقرارى سامانى مردمسالارانه را طلب مى كند كه جز با زنده داشت اسطوره ى «همبستگى همگانى» امكانپذير نمى باشد. بايد همه ى ايرانيان به پشتيبانى از سازمانهاى سياسى و نهادهاى صنفى ناسازوار با يكه تازى بر كرسى قدرت نشستگان برخيزند و آنها هم هر چه زودتر جبهه فراگيرى را شكل دهند و بكوشند خشم خاموش كنونى مردم، جاى خود را به پرخاش و خروشى دگرگونساز بدهد.
از: سرزمين من ، يادداشت های دکتر سعيد بشيرتاش


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.