پرنیان یگانه: گفتند اگر فعالیت خود را ادامه بدهی، به تو تجاوز می‌کنیم

جمعه, ۲۶ام مهر, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن
 
پرنیان و مادرش هر دو روزهای چهارشنبه با روسری‌های سفید به قانون «حجاب اجباری» اعتراض می‌کردند تا روزی که پرنیان و همسرش به‌دلیل فشار نهادهای امنیتی، پرونده‌سازی و احضارهای پی‌در‌پی، ناچار به ترک کشور شدند
 
 
مریم دهکردی

ده‌ها عکس با روسری‌های سفید در صفحه اینستاگرام خود به اشتراک گذاشته است. در برخی از آن‌‌ها تنها است و در برخی دیگر مادرش را کنارش می‌بینیم. هر دو روزهای چهارشنبه با روسری‌های سفید به قانون «حجاب اجباری» اعتراض می‌کردند تا روزی که پرنیان و همسرش به‌دلیل فشار نهادهای امنیتی، پرونده‌سازی و احضارهای پی‌در‌پی، ناچار به ترک کشور شدند.

«پرنیان یگانه»، یکی از اولین زنان ایرانی است که به کمپین چهارشنبه‌های سفید پیوست و ویدیوها و عکس‌های اعتراضی‌ خود را با نشان این کمپین، یعنی «روسری سفید»، در شبکه‌های مجازی به اشتراک گذاشت.

او به «ایران‌وایر» می‌گوید: «من از خیلی قبل‌تر هم با حجاب اجباری مخالف بودم. اما وقتی مسیح علی‌نژاد کمپین چهارشنبه‌های سفید را راه‌اندازی کرد، فکر کردم این حرکت چون نشان مشخصی دارد، اعتراض هدفمندتری‌ است. برای همین هم به همراه مادرم با آن همراه شدیم.»

پرنیان در مورد چگونگی اعتراض خود می‌گوید: «درست به خاطر دارم که سوم خرداد سال ۱۳۹۶ بود؛ سال‌روز آزادی خرمشهر. وقتی مسیح علی‌نژاد درمورد کمپین چهارشنبه‌های سفید اطلاع‌رسانی کرد، من موضوع را با مادرم مطرح کردم. خانواده‌ام در شهرستان سقز در استان کردستان زندگی می‌کردند اما من دانشجوی معماری در تهران بودم. بار اول همراه مادرم در سقز بیرون رفتیم و من عکس‌ها و ویدیوها را اول در صفحه اینستاگرام خودم منتشر کردم و بعد برای مسیح فرستادم. هفته‌های بعد هم در سقز و در تهران به این اعتراض ادامه دادیم.»

نخستین احضاریه، یک ‌ماه پس از انتشار تصاویر پرنیان یگانه با روسری سفید به او تحویل داده می‌شود: «باید به دادسرای انقلاب شهرستان سقز مراجعه می‌کردم. نوشته بودند که اطلاعات شهرستان شاکی من است به دو دلیل؛ اول عضویت در کمپین چهارشنبه‌های سفید و دوم تشویق زنان دیگر به کشف حجاب. من هم با مادرم به دادسرای انقلاب رفتم. همان ابتدا گفتند وثیقه بیاورید که تا وقتی صحبت شما با قاضی تمام می‌شود، به قید وثیقه آزاد شوید. قاضی دادگاه، آقای نادر علیزاده سرشت می‌گفت بیا بنویس اشتباه کردم و تعهد بده که همه ویدیوها و فیلم‌ها را حذف می‌کنی، در عوض ما هم تو را می‌بخشیم و پرونده بسته می‌شود. من اما حاضر نشدم و ماجرا ادامه پیدا کرد.»

او می‌گوید قاضی چندین بار در حضور پدر و مادرش تکرار کرده بود بگو اشتباه کردم و برو. اما وقتی پرنیان حاضر نشده بود به این خواسته تن بدهد، همان‌جا حکم یک سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و پنج میلیون تومان جریمه نقدی برای او صادر شده است: «قاضی گفت جرم تو فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق فعالیت در فضای مجازی است اما چون شاکی خصوصی نداری، من این حکم را ۹ ماه تعلیق می‌کنم. در عوض ماهی یک‌بار باید برای من ۲۰ صفحه تحقیق درباره لزوم حجاب در جامعه بنویسی و بیاوری. اگر هم به فعالیت خود ادامه بدهی، این حکم از حالت تعلیقی خارج می‌شود.»

پرنیان یگانه می‌گوید در آن مقطع به دلیل این که دانشجو بوده و نمی‌خواسته است از دانشگاه اخراج شود، در مورد احضار و احتمال بازداشت خود اطلاع‌رسانی نکرده و فعالیت‌هایش را کاهش داده است: «در آن ۹ ماه من باید سرچ می‌کردم که چرا حجاب خوب است. یک کافی‌نت روبه‌روی ساختمان دادگاه بود. یکی دو ساعت زودتر می‌رفتم تحقیقی را که صاحب کافه تهیه می‌کرد، می‌خریدم، ورق می‌زدم و می‌بردم برای قاضی. این رنج‌آورترین مجازاتی بود که می‌توانستند برای من تعیین کنند. متاسفانه با همه این تلاش‌ها، علی‌رغم این‌که سکوت کردم اما احضارهای پی در پی و پرونده‌سازی‌های نهادهای امنیتی علیه من و همسرم باعث شد نتوانم درسم را تمام کنم. ما به خاطر همین ناچار شدیم همه چیز را رها کنیم و تن به مهاجرت بدهیم.»

پرنیان می‌گوید با وجودی‌ که خانواده‌اش همواره حامی او و فعالیت‌هایش بوده‌اند اما بعد از جدی شدن احضارها، از او خواسته بودند برای جلوگیری از اجرای حکم، محتاط‌‌‌تر باشد و اگر هم می‌خواهد انتقاد کند، زبان نرم‌تری برای آن انتخاب کند: «من سعی کردم برای آرامش خانواده، به این توصیه عمل کنم. در همین ایام بود که بخش بین‌الملل روزنامه هافینگتن‌پست یونان گزارش مفصلی درباره کمپین چهارشنبه‌های سفید منتشر کرد و تصویری از من هم در این گزارش در کنار ده‌ها عکس دیگر منتشر شد. همین موضوع باعث شد من به پلیس امنیت تهران احضار شوم. هر بار هم سوال می‌شد چه کسی به تو خط داده است که ایجاد مفسده کنی و زنان دیگر را هم به کشف حجاب تشویق کنی؟! در یکی از احضارها، یکی از بازپرس‌ها در مرکز پلیس امنیت تهران خیلی علنی گفت اگر دست برنداری و تعهد ننویسی، می‌دهم همین‌جا به تو تجاوز کنند.»

پرنیان یگانه می‌گوید پیش از آن هیچ‌وقت چنین ترس عمیقی را احساس نکرده بود. او پس از خروج از ساختمان پلیس امنیت، موضوع را با همسرش در میان می‌گذارد: «شوهرم خیلی ناراحت شد. همان روز دوباره به پلیس امنیت رفته بود تا علیه بازپرس که نام کوچکش علیرضا بود، شکایت کند. همین اقدام و اعتراض او باعث شد برای همسرم هم پرونده‌سازی کنند.»

فروردین ۱۳۹۸، احضاریه‌ای برای همسر پرنیان یگانه صادر می‌شود. آن‌ها بعد از مراجعه به شعبه ۲۵ دادگاه انقلاب به ریاست فردی به نام «ابراهیمی»، متوجه می‌شوند که این پرونده به اتهام «قاچاق مشروب» برای همسرش باز شده است. در حالی‌ که همسر پرنیان هیچ سوء سابقه‌ای یا دخالتی در آن‌چه در پرونده ذکر شده بود، نداشته است.

پرنیان می‌گوید همسرش را با قرار وثیقه آزاد اما ۱۵ روز بعد بدون هیچ احضار یا تماسی، او را در خیابان بازداشت کرده بودند: «وقتی همسرم را بازداشت کردند، ابتدا به پلیس امنیت منتقل شده بود. اما چون ساعت کاری و اداری بازپرس و قاضی به اتمام رسیده بود، او را به زندان تهران بزرگ منتقل کرده بودند. ۱۰ روز تمام علی‌رغم این‌که برای همسرم وثیقه تعیین شده بود، قاضی از قبول آن سرباز می‌زد و ما تقریبا از هم بی‌خبر بودیم. این برای هر دو ما و خانواده‌هایمان که هیچ سوء سابقه‌ای نداشتند، خیلی سخت بود.»

این عضو کمپین چهارشنبه‌های سفید می‌گوید حکم یکی از پرونده‌های همسرش صادر و به آن‌ها ابلاغ شده است: «برای پرونده اول همسرم به اتهام قاچاق مشروب، یک سال حبس و ۲۵ میلیون تومان جریمه نقدی صادر شد اما دو پرونده دیگر دارد که باز است.»

پس از آزادی همسر پرنیان، این‌بار هر دو آن‌ها با هم به پلیس امنیت احضار می‌شوند. پرنیان یگانه دلیل این اعمال فشار را نمی‌داند اما می‌گوید همان روزها متوجه شده‌اند که برای او و همسرش پرونده تازه‌ای در دادسرای امنیت تهران باز شده است: «یکی از کارکنان شعبه ۲۱ بازپرسی به ما گفت که اتهاماتی نظیر افساد فی‌الارض و محاربه با نظام جمهوری اسلامی برایتان نوشته‌اند. همسر من از همان ابتدا برای پرونده‌های خود وکیل داشت و وکیل به ما گفت این اتهامات حکم اعدام دارند. این‌جا بود که ما دیگر تصمیم خودمان را گرفتیم؛ من قید درس و خانواده‌ام را زدم و همسرم هم قید کار و خانواده‌اش را.»

این زوج جوان به ناچار پیش از آن که احکام صادر شده برای پرونده‌های مفتوح آن‌ها قطعی شود و به اجرای احکام برود، با پی‌گیری‌های متعدد متوجه می‌شوند هنوز ممنوع‌الخروج نیستند و به توصیه وکیل و خانواده، چمدان مهاجرت را می‌بندند: «زندگی همیشه مطابق خواسته آدم پیش نمی‌رود. خیلی‌ها به مسیح علی‌نژاد این نقد را دارند که او زنان را مجبور می‌کند در کمپین‌هایش شرکت کنند اما من همه این کارها را با خواست خودم کردم و بهایش را هم می‌پردازم. می‌توانستم در دادگاه بگویم اشتباه کرده‌ام و هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها نیفتند. می‌توانستم نسبت به آن‌چه می‌گذرد، بی‌تفاوت باشم. اما انتخاب من پشیمانی و ندامت نبود و نیست. برعکس، حالا مصمم‌تر از قبل فعالیت خود را ادامه خواهم داد.»

از: ایران وایر 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.