يكي از حُسن هاي انتخابِ کاندید شورای نگهبان ، هويدا شدن عيار چهره ها وعناصری است كه علاقمند هستند به عنوان تحليل گر در فضاي سياسي و رسانه اي شناخته شوند. مهدي محمدي، خبرنگار سابق روزنامه كيهان ومحمد یرقعی وابسته به گروه های مذهبی از جمله همين افراد هستند. آنان هرازگاهی در مقاطع مختلف به تحليل فضاي سياسي كشور مي پردازند. مهدي محمدي درباره شعار اعتدال گفته است: « روحاني شعار اعتدال را براي مرزبندي با دو جريان تندرو انجام داد؛ در واقع او براي مرزبندي با جريان انحرافي كه در اواخر دولت دهم ايجاد شد و همچنين به منظور مرزبندي با بخش تندروي اصلاحات اين شعار را مطرح كرد . روحاني با يك حركت خزنده براي استحاله راي ۲۴ خرداد مواجه است كه تلاش ميكند راي او را به عنوان راي اصلاحات تفسير كنند در حالي كه راي به روحاني «نه» به تندروهايي بوده كه آرامش و دورنماي اقتصادي مردم را مخدوش كردهاند و بنابراين راي به روحاني «آري» به هيچ جرياني نبود. .»
مهدی محمدي ۲ سال قبل نيز در مصاحبه با خبرگزاري فارس تاكيد كرد:
«حضور در دايره اصولگرايي مستلزم مراعات كردن برخي خطوط قرمز است كه در شرايطي فعلي ميتوان براي آن دو محور در نظر گرفت كه اگر اين دو محور رعايت شود در قبال ساير شاخصها ميتوان آسانگيرانه تر برخورد كرد. خط قرمز اول مرزبندي روشن، صريح و علني با فتنه ۸۸ است. خط قرمز دوم اصولگرايان جريان انحرافي است. اين جريان سعي دارد در عرصههاي مختلف ارزشهاي انقلاب اسلامي را تحريف كرده و اصول جديدي را جايگزين آنها كند. جريان انحرافي در سياست خارجي به دنبال برقراري رابطه با آمريكا، در سياست داخلي درصدد نفي اصولگرايي به عنوان يك تفكر، در اقتصاد به دنبال مصرف منابع كشور براي دستيابي به اهداف سياسي خاص شان هستند؛ آنها در فرهنگ نيز به طور كامل ليبرال بوده و ارزشهاي فرهنگي انقلاب را به رسميت نميشناسد. جريان انحرافي در مباني اعتقادي به ولايتفقيه به عنوان ركن اساسي جمهوري اسلامي و هسته مركزي اسلام كه خمینی براي ما تبيين كرد ، معتقد نيست. هر كس با اين دو جريان يعني فتنه ۸۸ و جريان انحرافي مرزبندي انجام ندهد، قاعدتأ در دايره اصولگرايي قرار نخواهد گرفت.»
بر اساس منطق ارائه شده توسط محمدي، حسن روحاني از آنجايي كه با فتنه و انحراف مرزبندي كرده است در دايره اصولگرايي تعريف مي شود. به عبارت ديگر از نظر محمدي، اصولگرايي با اعتدال گرايي قابل جمع است. اعتقاد محمدي درباره حسن روحاني از همخواني كامل با مواضع حسين شريعتمداري برخوردار است. مدير مسئول روزنامه كيهان نيز پس از انتخاب روحاني، وي را شخصيتي اصولگرا ناميد و تاكيد كرد كه پيروزي او پيروزي اصولگرايان است. اما مهدي محمدي در شرايطي حسن روحاني را اصولگرا مي نامد كه ۳ ماه قبل اتهاماتي سنگين و اهانت آميزي را متوجه وي كرده بود.
محمدي، حسن روحاني را كه چندي بعد منتخب شورای نگهبان شد، سردمدار سازش ناميد كه اطرافيانش مشغول جاسوسي براي غرب هستند! محمدي در آن مقطع باز هم خبرگزاري فارس را براي مصاحبه انتخاب كرد و مواضع حسن روحاني را مضحك و تاسف آور خواند:
«صحبتهاي امروز حسن روحاني نشاندهنده اين است كه سردمداران و كارگزاران سازش در كشور تصور ميكنند كه مردم سوابق و عملكرد آنها را از ياد بردهاند و به همين دليل است كه با ادبياتي صحبت ميكنند كه براي افرادي كه از كارنامه آنها مطلعاند، مضحك و تأسفآور است. اميدواريم روحاني بلايي كه بر سر حق هستهاي آورد، بر سر بقيه امور ملت ايران نياورد. ملت ايران ديگر به هيچوجه نميتوانند به كسي مثل ايشان براي حفاظت از بقيه حقوق خود اعتماد كنند چرا كه هيچ اعتباري وجود ندارد كه وي ساير حقوق ملت را پيش پاي معامله جديد با غرب فدا نكند. من از روحاني سؤال ميكنم كه همكاران اصلي ايشان و استراتژيستهاي اصلي پرونده هستهاي ايران در دوران وي، در حال حاضر كجا هستند و مشغول خدمت رساني به چه كساني قرار دارد؛ چرا روزنامه والاستريت ژورنال نوشت، با حضور موسويان در آمريكا، پنجرهاي بزرگي از اطلاعات براي آمريكاييها گشوده شده است! سيروس ناصري الان كجاست؟ روحاني بايد بگويد چه پاسخي دارد اين افرادي كه سالهاي طولاني محرم اسرار وي به عنوان نفر اول امنيت ملي كشور بودند و الان هيچ اطميناني وجود ندارد اطلاعاتي كه در اختيار آنهاست، در راه اهداف و منافع دشمنان ملت ايران مصرف نشود.
حرفهاي ناگفته و تحليلهاي فوقالعاده عميق و دقيقي از عملكرد وي و دوستانشان در پرونده هستهاي ايران وجود داشته كه اميدواريم حضور روحاني در صحنه رياست جمهوري فرصتي باشد براي اينكه او از اين فرار تاريخي خود دست بردارد و يك بار هم كه شده به ملت ايران بابت اين ابهامات وسيع و اشكالات وسيعي كه در كارنامهاش قرار دارد، پاسخ دهد.»
مهدي محمدي چندي بعد نيز صراحتا حسن روحاني را دروغگو خطاب كرد: « روحاني در حالي صدا و سيما را متهم به دروغ گويي و تهمت زني و منتقدان خود را متهم به بي سوادي كرد كه خود در جلوي دوربين صدا و سيما حداقل چند دروغ بزرگ به مردم گفت و در مواردي هم نشان داد كه بر خلاف آنچه ادعا مي كند از دانش كافي براي حتي روايت تاريخ پرونده هسته اي – كه خود زماني مسئول آن بوده – هم برخوردار نيست، چه رسد به مديريت آن.» روشن است كه بر اساس منطق محمدي، اصولگرايي علاوه بر سازگاري با اعتدال، با دروغگويي و جاسوسي براي غرب نيز سازگاري دارد و قابل جمع است!
محمدي محمدي روزگاري دانشمند كوچك كيهان بود. اين لقب را حسين شريعتمداري به دبير سياسي اش داده بود. حسين شريعتمداري آن روزها هنوز به وضع و حال كنوني اش دچار نشده بود و لذا تعريف و تمجيدش از افراد به طور كامل موجب شرمساري و خجالت نمي شد.
چه اعطاي لقب دانشمند كوچك از سوي نماینده خامنه ای در روزنامه مصادره شده كيهان به محمدي را مدح بدانيم و چه ذم، امروز لابد خود محمدي هم با مرور اظهاراتش مي پذيرد كه شايستگي اين عنوان دو كلمه اي را ندارد.
اين در حالي است كه پاسدار رضا سراج- از جمله عناصری است كه علاقه مند است مانند محمدی و برقعی به عنوان تحليل گر شناخته شود- نيز دو هفته قبل از انتخاب یکی ازنامزدهای شورای نگهبان گفته بود كه گزينه غرب براي تغيير در نظام، كليد در دست دارد: «گزينه حداقلي تغيير كه در حال شكل دادن به آن هستند كليد دارد. هنوز ايشان به صورت رسمي با رفسنجانی هماهنگ نشده است اما اگر ايشان رشد بكند ممكن است گزينه تغيير بشود.آنها منتظر هستند تا ببينند كه اين گزينه چه قدر رشد مي كند.»
تحلیل گر دیگر محمد یرقعی وابسته به گروه های مذهبی است. اونوشت: « سئوال اساسی من مورد دیگری است. این که بسیج این مردم چگونه ممکن شده است! ما می دانیم [معلوم نیست ازکجا] که روحانی حتی در سطح شهرهای بزرگ هم کمتر شناخته شده بود، چه رسد یه مناطق دور افتاده ، این استقبال شگفت و غیرمنتظره از[کاندیدای شورای نگهبان] ایشان به دنبال اعلام حمایت خاتمی و رفسنجانی ازایشان بود. !! من بارها به آمریکائیان بر می خوردم،… حتی نام کاندیدای مجلس سنای ایلا تشان را نمی دانند . ودر موارد بسیاری حتی کاندیدهای ریاست جمهوری را نمی شناسد . [تحلیل حسین شریعتمداری بازجو و تواب ساز در مورد مردم آمریکا درست از آب درآمد ، شاهد از غیب رسید ] لذا می توان نتیجه گرفت که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران اخبار سیاسی و انتخابات ریاست جمهوری را یه طور جدی و پی گیر دنبال می کنند. این بررسی نشان می دهد که مردم ایران نه تنها بسیار سیاسی هستند بلکه در اثرسی سال شرکت درانتخابات[ استفاده چندین بارۀ ازکاندیدای شورای نگهبان، سبب اعتیاد آنان شده است ] و نجربه های گوناگون به پختگی ای رسیده اند که در سطح جهانی قابل تحسین است!!؟. شرکت درانتخابات چنان در ایران نهادینه شده که هیچ تحریمی کارساز نیست . بسیاری چون من این [ عادت کردن ]نهادینه شدن را ندیده بودیم.
آنکس که نداند و نداند که نداند درجهل مرکب ابدالدهر بماند.
جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران
۱۳۹۲/ 05/ 05
27ژوئیه2013