تخم حسن دل‌دل و جام زهری دیگر

شنبه, 22ام مرداد, 1401
اندازه قلم متن

 هواداران سلطنت و رضا پهلوی از برخی شعارها ی مردم که این روزها شنیده می‌شود هم زور و هم انرژی می‌گیرند. آن‌ها حق دارند ذوق‌زده شوند و راست می‌گویند که مردم، دست‌کم بخشی از مردم در خیابان‌ها می‌گویند: «رضا شاه روح‌ات شاد» اما آن‌ها باناراستی بخش‌ها ی دیگر واقعیت را نادیده می‌گذارند و‌ کتمان می‌کنند!
اما نباید فراموش کرد که این مردم همان مردمی هستند که پیش‌تر گفته‌اند: روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی! همان‌ها که پیش‌تر گفته‌اند: دادگاه‌ها ی خلخالی ایجاد باید گردد! حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله. اگر آن‌حرف‌ها حماقت بود و باد کاشتن، چرا این شعارها را باید جدی گرفت و از طوفان‌ها ی آینده و آلاینده ی در راه نباید ترسید و پرسید؟
اشتباه نشود در داوری من مردم حق دارند هرچه می‌خواهند بگویند؛ مردم می‌توانند و حق دارند نظرشان را عوض کنند و متناسب با شرایط تغییر کنند؛ مردم حتا حق دارند خطا کنند؛ اما به همین دلایل این برهان‌ها و استدلال‌ها که حقانیت خود را به نظر مردم حواله می‌دهند، باد هوا و یک کلاه‌برداری سیاسی است؛ آن‌ها مغلطه می‌کنند و می‌خواهند بخش‌ها ی دیگر مردمان ایران‌ را فریب دهند.
یکم. از “حق داشتن” به “حق بودن” نمی‌توان و‌ نباید پل زد. به زبان دیگر، حتا اگر بپذیریم همه ی مردم شعار داده‌اند “رضاشاه روح‌ات شاد” این به آن معنا نیست که مردم درست می‌گویند.
دوم. ‌‌کیست که نمی‌داند همه ی مردم این شعار را نمی‌دهند؛ و نداده‌اند؛ و همه ی مردم هنوز به خیابان نیامده‌اند؛ شاید به علت همین شعارها ی انحرافی، فرصت‌طلبانه، غیردمکراتیک و خطرناک است که هنوز لایه‌ها ی گسترده‌ای از مردم که مخالف جمهوری اسلامی اند مردد و سردرگم هستند و هم‌چنان از آمدن به خیابان می‌پرهیزند.
سوم. چه کسی می‌داند منظور شعاردهنده‌ها از “رضاشاه روح‌ات شاد” چیست؟ رضا پهلوی و سلطنت‌طلب‌ها ی کمر در خدمت او دوتا کرده، سخن‌گویان مردم و مفسر شعارها ی آن‌ها نیستند! آن‌ها دست بالا نماینده ی خود هستند؛ و در همان محدوده هم نمی‌توانند خواستار اقدامات و تغییراتی باشند که با تعادلات دمکراتیک مخالف است.
خواست سلطنت در اساس و خواست بازگشت سلطنت به رضا پهلوی به‌ویژه هم‌غیردمکراتیک و سرکوب‌گرانه و هم تبعیض‌آمیز است! مگر رضا پهلوی تخم “حسن دل‌دل” است که دیگران نیستند؟ مبانی حقوقی و فلسفی چنین خواستی چیست؟
مگر مردمان ایران صغیر هستند که به جا ی یک قانون اساسی ملی نیازمند یک برادربزرگ‌تر باشند؟ توزیع قدرت، آزادی، شان و برابری اگر در پله ی نخست با تبعیض آغاز شود، بیش از تکرار تاریخ شکست و سرافکنده‌گی نخواهد بود.
و اگر قرار است به ننگ تبعیض و صغارت تن دهیم، چرا رضا پهلوی را باید به مجتبا خامنه‌ای ترجیح داد؟ و اصلن چرا ایرانیان باید به این ذلت تن دهند؟
سلطنت‌طلبی و خواست بازگشت سلطنت تنها یک خطا ی سیاسی دهشت‌ناک نیست؛ یک شرم بزرگ تاریخی است. که از بی‌تاریخی و نادانی به تاریخ آب می‌خورد. سلطنت‌طلب‌ها با هیاهو می‌خواهند ملت را به نوشیدن این جام زهر راضی کنند. سلطنت‌طلب‌ها همان راهی را می‌روند که هواداران خمینی در سال ۵۷ رفتند؛ آن‌ها می‌خواهند مردم را به نوشیدن این جام زهر آماده کنند! امیدوارم مردم و روشن‌فکران از خطاها ی گذشته آموخته باشند و تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک و نکبت آراسته نشوند.

از: صفحه فیس بوک نویسنده


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.