۳ ساعت پیش

ایران وارد یازدهمین روز اعتراضات سراسری شده است. خشم کسبه و بازاریانی که به خاطر افزایش بهای دلار تصمیم به بستن مغازهها گرفتند، خیلی سریع فراگیر شد و معترضان را به خیابانها کشاند.
با وجود اینکه مشکلات اقتصادی اینبار جرقه اعتراضات را شعلهور کرد اما شعارهای معترضان از همان روزهای ابتدایی، متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی شد و مردم حالا نه تنها در پایتخت، در بسیاری از شهرهای کوچک ایران نیز به خیابانها آمدند. واکنش جمهوری اسلامی هم مانند همیشه سرکوب معترضان است.
اما آنچه اعتراضات این بار در ایران را متفاوتتر از همیشه کرده، واکنش جامعه بینالمللی بخصوص ایالات متحده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا تا روز یازدهم اعتراضات در ایران دستکم دو بار به صورت مستقیم به حکومت ایران پیام داده و تهدید کرده است، “در صورت کشته شدن معترضان بیشتر، رژیم تهران “ضربه بسیار سختی” از سوی ایالات متحده خواهد خورد.”
اسرائیل نیز به دقت تحولات ایران را رصد میکند و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور با اعلام اینکه “احتمال دارد مردم ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار گرفته باشند” گفته است: «اسرائیل در کنار مردم ایران ایستاده است.»
همزمانی اعتراضات در ایران با تحولاتی که در ونزوئلا رخ داد، احتمال اینکه آمریکا یا اسرائیل قصد حمله نظامی به ایران را داشته باشند را حتی قوت بخشید.
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل اخیرا با هشدار به جمهوری اسلامی با لحنی تهدیدآمیز گفت، “رژیم ایران باید به تحولات ونزوئلا توجه کند.
در حالی که ایالات متحده و اسرائیل آشکارا ایران را تهدید کردهاند، در صورت ادامه خشونت با معترضان امکان اقدام نظامی وجود دارد، کشورهای اروپایی در این تحولات چه نقشی دارند؟
دویچه وله فارسی در اینباره نظر برخی از نمایندگان پارلمان و سیاستمداران ایرانی و آلمانی را جویا شده است. از این نمایندگان همچنین پرسیدیم، در صورتی که اروپا قصد حمایت از معترضان در ایران را داشته باشد، چه گزینههای عملی و مشخصی را پیشرو میبینند؟
آیا موضوع صرفا به گسترش تحریمها محدود میشود؛ تحریمهایی که بهویژه فشار اقتصادی بر مردم وارد میکند یا گزینههای جایگزین دیگری نیز مورد بررسی قرار دارند؟
پاسخ نمایندگان احزاب مختلف پارلمان آلمان به دویچه وله فارسی را بخوانید:
هانا نویمان، نماینده پارلمان اروپا: آینده ایران را مردم ایران تعیین خواهند کرد

-
آینده ایران را مردم ایران تعیین خواهند کرد اما وظیفه ما در اروپا این است که از همه کسانی که برای ایرانی آزاد مبارزه میکنند، تا حد توان حمایت کنیم و خشونت رژیم را مشمول تحریم قرار دهیم. خشونت علیه معترضان باید پیامدهای سیاسی داشته باشد.
-
اتحادیه اروپا باید بهصورت روشن اعلام کند، استفاده از مهمات جنگی، بازداشتهای گسترده و قطع اینترنت، نقضجدی حقوق بشر است و نباید بدون پیامد باقی بماند. حداقل اقدام هم این است که اکنون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گیرد.
-
درباره تحریمها هم این موضوع بسیار مهم است که این تحریمها علیه چه کسانی اعمال میشوند. ما باید بهطور هدفمند مسئولان سرکوب را هدف قرار دهیم و نه مردم ایران را و به همین دلیل تحریمهای شخصی و فردمحور را بهطور قاطع گسترش دهیم.
-
سرکوب امروزه در فضای دیجیتال نیز رخ میدهد؛ بنابراین باید از آزادی اینترنت محافظت و رصد بر صادرات فناوریهای نظارتی و سرکوب گرایانه را تشدید کنیم.
-
همچنین حمایت اروپا از معترضان از نظر سیاسی و حقوقی، مشخصا باید به معنای توقف اخراج به ایران و ایجاد مسیرهای امن بشردوستانه برای فعالان، روزنامهنگاران و خانوادههای آنان باشد.
بیژن جیرسرایی، دبیرکل پیشین حزب دموکراتهای آزاد آلمان (FDP): انفعال اروپا شرمآور است

-
متاسفانه اروپا در حال حاضر تنها یک ناظر منفعل رویدادهای ایران است. این انفعال شرمآور است.
-
اروپا بهطور فوری به یک راهبرد جدید در قبال ایران نیاز دارد که با سیاستهای ایالات متحده هماهنگ باشد.
اینس شورتنر، از رهبران فعلی حزب چپ آلمان (Die Linke): اروپا در تحولات کنونی ایران عملا نقش قابلتوجهی ندارد

-
اروپا در تحولات کنونی ایران عملا نقش قابلتوجهی ندارد. اتحادیه اروپا در حال حاضر نه اهرمهای موثری دارد تا بدون تشدید وضعیت دشوار مردم، فشار قابلتوجهی بر رژیم ایران وارد کند و نه نفوذ قابلتوجهی بر اقدامات ایالات متحده و اسرائیل دارد.
-
آمریکا و اسرائیل اهداف راهبردی خود را عمدتا بهطور مستقل و بدون مشورت با شرکای اروپایی دنبال میکنند. سالها تمرکز بر مذاکرات هستهای با ایران و همچنین فقدان راهبرد جامع اتحادیه اروپا نسبت به ایران که حقوق بشر و وضعیت مردم در کشور را بهطور جدی در مرکز توجه قرار دهد، توانایی عملی اروپا را بهطور محسوسی تضعیف کرده است.
-
ابزارهای در دسترس اروپا محدود است اما بیاهمیت نیست. هماکنون تحریمهای گستردهای علیه نمایندگان رژیم و همچنین ساختارهای فنی و نظامی جمهوری اسلامی اعمال شده است. تحریمهای هدفمند منطقی هستند و باید گسترش یابند، حتی اگر رژیم تاکنون راههایی یافته باشد تا بسیاری از این اقدامات را دور بزند. از سوی دیگر، تحریمهای سراسری که عمدتا وضعیت اقتصادی مردم را بدتر میکنند، نتیجهبخش نخواهند بود.
-
علاوه بر این، امکانات مهم دیگری علاوه بر اقدامات تحریمی نیز وجود دارد. تمرکز باید بر این باشد که چگونه فعالان حقوق زنان و حقوق بشر در محل، بهطور مشخص تقویت و محافظت شوند. این هدف حتی در قرارداد ائتلافی ثبت شده است اما دولت فدرال تاکنون کار بسیار کمی انجام داده و مردم را تنها گذاشته است.
-
آلمان و اتحادیه اروپا میتوانند و باید به شفافسازی موارد نقضحقوق بشر در ایران و مستندسازی نظاممند آن کمک کنند. این مستندسازی برای پیگیری و مجازات قانونی بلندمدت جنایات علیه معترضان اهمیت حیاتی دارد. در این زمینه سفارتهای اروپایی در محل میتوانند نقش مهمی ایفا کنند.
-
علاوه بر این، اتحادیه اروپا میتواند با حمایت از فراهم کردن امکانات ارتباطی امن برای معترضان، کمک عملی شامل دسترسی به اینترنت و امکان دور زدن سانسور و نظارت دیجیتال ارائه دهد و در عین حال فعالانی که خدمات حفاظتی و ارتباطی دیجیتال ارائه میدهند را حمایت کند.
-
در نهایت، در داخل اروپا نیز نیاز به هوشیاری بالاتری وجود دارد تا بهطور قاطع از اینکه عوامل نزدیک به رژیم، فعالان در دیاسپورا (جوامع دور از وطن) را مرعوب یا تهدید کنند، جلوگیری شود.
دانیال ایلخانیپور، نماینده پارلمان آلمان از حزب سوسیالدموکرات (SPD): هر اقدام روشنی که نشان دهد اروپا پشت جمهوری اسلامی را خالی میکند، میتواند موثر باشد

-
بدیهی است که اروپا در چنین وضعیتی بهمراتب نفوذ کمتری نسبت به ایالات متحده دارد، با این حال، با توجه به شرایط موجود، واکنش کشورهای اروپایی میتواند قطعا بر فروپاشی رژیم تاثیر بگذارد.
-
از زمان اعتراضات مربوط به ژینا (مهسا) رژیم در حال وقتکشی بوده با این امید که روابط خود با آلمان و اروپا را دوباره ترمیم کند. در این وضعیت کنونی شکننده که بخشهایی از نیروهای امنیتی سلاحهای خود را زمین میگذارند و تغییر موضع میدهند، یک علامت روشن از سوی اروپا در حمایت از مردم ایران، میتواند این فروپاشی را بهطور چشمگیری تسریع کند.
-
رژیم در مدت کوتاهی بسیاری از متحدان خود را از دست داده است، مانند مادورو، رئیس جمهور پیشین ونزوئلا. اگر اکنون حتی امید به رسیدن به توافق با اروپا نیز ناممکن شود، آخرین فرد در دستگاه رژیم هم درخواهد یافت که همه آنها بر یک کشتی در حال غرق شدن قرار دارند. این سیستم از درون فرو خواهد پاشید، هیچکس نمیخواهد آخرین کسی باشد که تا پایان به خامنهای چسبیده است. این بدان معناست که هر اقدام روشنی که نشان دهد اروپا پشت رژیم را خالی میکند، میتواند موثر باشد؛ از اخراج سفرا گرفته تا بستن سفارتخانهها در کشورهای اروپایی.
-
در زمینه تحریمها نیز میتوان به گسترش تحریمهای هدفمند و دقیق علیه افراد وابسته به دستگاه امنیتی اندیشید. در این وضعیت حساس، اروپا نیز میتواند بهصراحت و با صدای بلند اعلام کند، پس از سقوط رژیم، هیچگونه شانسی برای دریافت پناهندگی برای نیروهای مسلح وابسته به دستگاه امنیتی وجود نخواهد داشت؛ بهگونهای که آنها درک کنند تنها شانسشان تسلیم شدن یا قرار گرفتن در کنار مردم است.
-
اینکه اروپا و بهویژه آلمان در چنین شرایطی سکوت کردهاند، یک رسوایی و نشانهای از ضعف و ناتوانی است. با این حال، من متقاعد شدهام که کشورهای اروپایی هم اگر اعتراضات بیشتر ادامه پیدا کند، همراه خواهند شد، البته مثل همیشه متاسفانه با تامل و دیرهنگام.




