
کیانوش فرید
شغل,نقاش و روزنامهنگار
آذین موحد، استاد موسیقی دانشگاه تهران، در مصاحبهای اختصاصی با بیبیسی فارسی به وضعیت انفصال موقت از خدمت خود و چالشهای قانونی که دانشگاهیان با آن روبرو هستند، پرداخت.
آذین موحد، از پاییز سال ۱۴۰۱ بهدلیل همراهی با اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» و حمایت از دانشجویانی که با برخوردهای امنیتی مواجه شدند، از تدریس در دانشگاه محروم شده است با اتهاماتی چون «تشویق دانشجویان به برگزاری تجمعات غیرقانونی، تشویق دانشجویان به کشف حجاب، همراهی با عناصر ضد انقلاب، امضای بیانیه در راستای حمایت از اغتشاشگران، رفتارهای برخلاف نظام، کشف حجاب و تعطیلی کلاس درس و تحریک دانشجویان و اغتشاشگران.»
خانم موحد بارها این اتهامها را بیپایه و اساس و بدون شواهد و ادله خوانده است. او به بی بی سی فارسی گفت:
«متأسفانه باید قبول کنیم آییننامهها و قوانینی که برای دانشگاهها مصوب شدهاند، اجازه صدور احکام ظالمانه و نادرست و بدون شواهد و مستندات قانونی معتبر را به دانشگاهها میدهند، احکامی که میتوانند علیه دانشجویان و اساتید اعمال شوند.»
خانم موحد با اشاره به آئیننامه تخلفات انتظامی اعضای هیئت علمی گفت: «این آئیننامه بهصراحت اعلام میکند که اعضای هیئت علمی که پرونده شکایت علیه آنها به کمیته تخلفات ارجاع شده، تا زمانیکه به پرونده رسیدگی کامل نشود و رأی قطعی صادر نگردد، حق حضور در کلاس و تدریس را ندارند. البته این اساتید بر اساس آئیننامه، حق دریافت حقوق خود را دارند؛ با این حال حقوق من قطع شد.»
او به وضعیت نامشخص خود اشاره کرد: «بارها مورد سؤال و جواب قرار گرفتم و پروندهسازیهایی علیه من انجام شده است. در حالی که رئیس سابق دانشگاه تمایل دارد مرا به کلاسها برگرداند، اما این اصرار به بازگشت نه تنها بر اساس قوانین و آئیننامهها، قانونی نیست که میتواند به عنوان یک اهرم فشار علیه من استفاده شود.»
خانم موحد میگوید در تاریخ ۳ مهرماه ۱۴۰۳ به او اعلام شد که رأی بدوی مبنی بر انفصال موقت او به مدت ۶ ماه دیگر تایید شده است.
نمیتوان صرفاً با حسن نیت و ظاهر آراسته، «وضعیت بحرانی دانشگاهها را تغییر داد»

آذین موحد تأکید کرد: تا زمانی که قادر به تغییر قوانین «ظالمانهای» که بر ضد استقلال دانشگاهها وضع شدهاند نباشیم، دانشگاهها به همین بحرانها ادامه خواهند داد:
«پایبندی به قوانین و آئیننامهها مسئله بسیار بسیار درست و صحیحی است که باید متولیان دولت فعلی به آن توجه بکنند. اگر تمایل به تغییر وضعیت دانشگاه ها است، قوانین آئیننامهها مصوبات که به ضرر استقلال دانشگاه و دانشجویان و اعضای هیئت علمی است، باید تغییر کند. به صرف دوستی و حسننیت و انشاالله ماشاالله وضعیت بحرانی دانشگاهها را نمیتوانیم تغییر بدهیم.»
او درباره تأخیر در بازگشت دانشجویان معترض به کلاس گفت: «با وجود دستور آقای دکتر پزشکیان، هیچ اقدامی برای بازگشت دانشجویان به کلاسها انجام نشده است. اگر متولیان دانشگاهها احساس میکنند این آئیننامهها ظالمانه و غلط هستند، باید تلاش کنند تا این قوانین را تغییر دهند و پروندههای نادرست را مختومه اعلام کنند.»
آذین موحد با ذکر نام برخی از افرادی که رأی بدوی علیه او را صادر کردهاند، تأکید کرد که تا زمانی که شواهد و ادله کافی در دسترس نباشد، به مبارزه برای «حقانیت» خود ادامه خواهد داد و از جامعه دانشگاهی خواستار حمایت شد.
آذین موحد کیست؟

آذین موحد، زادهٔ ۱۳۳۹، موسیقیدان و استاد دانشگاه ایرانی است. او از سال ۱۳۷۲ عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و استاد مدعو دانشگاه پورتلند و دانشگاه آیونین یونان است. خانم موحد در بسیاری از شهرهای جهان با فلوت کنسرت اجرا کرده و به عنوان یک پژوهشگر فعال در حوزه موسیقی شناخته میشود. او دکترای خود را در رشته موسیقی از دانشگاه ایلینوی و فوقدکترای خود را در علوم نوازندگی از دانشگاه هاروارد دریافت کرده است.
وعده پزشکیان برای بازگشت استادان اخراجی به فراموشی سپرده شده است؟
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران ۸ شهریور ۱۴۰۳ در مراسم معارفه وزیر جدید علوم بر لزوم بازنگری در احکام اخراج استادان دانشگاهها تأکید کرد و گفت از وزیر علوم خواسته است در قرارداد همه اساتیدی که اخراج یا لغو قرارداد شدهاند بازنگری شود و دانشجویان برگردند، اما هنوز تعدادی از این اساتید و دانشجویان اخراجی به دلیل پروندههای «اخلاقی و امنیتی» از حضور در دانشگاهها محروماند.
اول مهر ۱۴۰۳ نیز ۱۲ نفر از استادان اخراجی و تعلیقی دانشگاهها در نامهای سرگشاده خطاب به مسعود پزشکیان ضمن اشاره به سازوکار فعلی و سرکوب استادان و دانشجویان، خواستار اقدام قاطع و سریع دولت جدید شدند تا مشخص شود که آیا ارادهای واقعی برای بازگشت وجود دارد یا این موضوع صرفاً برای «بهرهبرداری تبلیغاتی» دنبال میشود.
نویسندگان این نامه خواستار بازگشت بیقید و شرط تمامی دانشجویان اخراجی و دلجویی از آنها شدند و سازوکارهای فعلی را منجر به بیعدالتی، فساد و ناکارآمدی در دانشگاهها دانستند.
«پاکسازی دانشگاهها»
اخراج استادان در ایران پس از انقلاب اسلامی ایران و تاسیس جمهوری اسلامی، تاریخی پر از فراز و نشیب دارد.
پس از شهریور ۱۴۰۱ و اعتراضاتی که به کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد به راه افتاد، نیز تعدادی از اساتید دانشگاههای ایران اخراج شدند.
در ماههای اول ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و اخراج شماری از استادان دانشگاههای ایران، روزنامه هممیهن چاپ تهران ازآن با عنوان «انقلاب فرهنگی دوم» یاد کرد.
در زمان ریاست جمهوری محمود احمدینژاد هم موجی از اخراجها آغاز شد. در سال ۱۳۸۶ رسانههای ایران خبر دادند که دستکم ۱۵ استاد دانشگاههای مختلف از ادامه کار منع شدهاند.
با آغاز «انقلاب فرهنگی» در سال ۱۳۵۹ و اخراج وسیع اساتید و بازنگری در دروس دانشگاهها در سالهای اول انقلاب، شمار زیادی از استادان از دانشگاهها به بهانههای گوناگون اخراج شدند و دانشگاههای ایران هم مدتی تعطیل شد.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران در آن زمان از این اخراجها با عنوان «پاکسازی» یاد کردند.