
ارتقای عدالت آموزشی، در حرف و شعار اگر اولویت اول دولت پزشکیان در طول یک سال گذشته نبوده باشد، قطعا یکی از ۳ اولویت اصلی او بوده است. مسعود پزشکیان که با وعده «ارتقای کیفیت مدارس دولتی» پا به پاستور گذاشت، همواره در هر فرصتی بر ضرورت رفع تبعیض و بیعدالتی در جامعه، خصوصا در نظام آموزشی تاکید کرده و اصرار دارد که کیفیت مدارس دولتی باید بهبود پیدا کند. او در عمل برای ارتقای عدالت آموزشی چه کرده است؟
مسعود پزشکیان در کارزار انتخاباتی ۱۴۰۳ با تاکید بر از بین بردن بیعدالتی و تبعیض، در همایش فرهنگیان گفت: «من میتوانم و این وعده را میدهم که مدارس دولتی را ارتقا دهم تا تنه به تنه مدارس غیر دولتی بزنند.» این وعدهای است که میتوان گفت او آن را فراموش نکرده و جلسات متعددی با فرهنگیان برای حل معضل تبعیض و بیعدالتی در نظام آموزشی کشور برگزار کرده، اما پرسش این است که خروجی این جلسات و پیگیریهای انجامشده چه بوده است؟
افتتاح ۲۶۰۰ مدرسه جدید
حمیدرضا شیخالاسلام معاون وزیر آموزشوپرورش و رییس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ گفته: «بیش از ۲۶۰۰ مدرسه در سال تحصیلی جدید برای اولین بار، پذیرای دانشآموزان خواهند بود؛ موضوعی که به طور خاص در مناطق محروم و لازمالتوجه مورد تاکید قرارگرفته و این تعداد افتتاح مدرسه در تاریخ آموزشوپرورش در طول یک سال کمنظیر بوده است.» این ادعا را علیرضا کاظمی وزیر آموزشوپرورش، نیز در آستانه آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ مطرح کرده و گفته: «۷۷۰۰ فضای آموزشی امروز در دستور کار ساخت قرار دارد و بیش از ۲۴۰۰ مدرسه در نیمه دوم مهرماه با حضور ریاست جمهور رسما افتتاح خواهد شد که یک دستاورد بسیار بزرگ در حوزه توسعه عدالت آموزشی فقط در بخش فضا است.»
افزایش دو برابری بودجه عمرانی وزارت آ.پ.
علی درویشی رییس امور آموزشوپرورش عمومی و مهارتی سازمان برنامهوبودجه کشور به «ایرنا» گفته: «در قانون بودجه ۱۴۰۴، اعتبارات زیرساختی حوزه آموزشوپرورش نزدیک به ۲ برابر افزایشیافته و از ۱۷ هزار میلیارد تومان در سال قبل، به حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.»
توزیع ۵۲ هزار بسته ورزشی و بهداشتی میان مدارس کشور
به گفته علیرضا کاظمی وزیر آموزشوپرورش، «حدود ۵۲ هزار بسته ورزشی و بهداشتی در قالب کاروان تجهیزات ورزشی، برای مدارس آماده و توزیعشده و در چند روز گذشته کاروان تجهیزات آموزشی، همزمان در سراسر کشور بااعتباری بالغبر ۲.۲ همت در کل کشور توزیعشده است.» این در حالی است که به گفته کاظمی، در ایران ۱۲۳ هزار مدرسه داریم یعنی کمتر از نیمی از مدارس، این بسته را دریافت کردهاند!
وزیر آموزشوپرورش در عین حال تاکید کرده که کیفیت بخشی به مدارس دولتی مستلزم «آموزش معلمان»، «استانداردسازی تجهیزات مدارس و کلاسهای درس» و «برنامههای مهارتی، پرورشی و ورزشی برای دانشآموزان» است. او گفته: «رویکرد نظام آموزش را به تمرکز بر مهارتآموزی تغییر دادهایم تا دانشآموزان مهارتهای مختلف از جمله مهارتهای اجتماعی را برای مواجهه با آسیبهای اجتماعی فرابگیرند. سعی کردهایم در فضای مدرسه، تشکلهای رسمی و غیررسمی را توسعه دهیم و برای دانشآموزان زمینه فعالیتهای گروهای را مهیا کنیم.»
این در حالی است که عدالت آموزشی به چیزی بیش از تبدیل مدارس کپری و کانتینری به مدارس آجری با سقف و دیوار ایمن نیاز دارد. عدالت آموزشی علاوه بر تضمین دسترسی برابر برای همه کودکان به آموزش باکیفیت و استاندارد، مستلزم توجه به نیازهای خاص کودکان و ایجاد شرایط مناسب برای شکوفایی همه دانشآموزان است.
اظهارات مقامهای دولتی نشان میدهد «کیفیتبخشی به مدارس دولتی» یکی از مهمترین اولویتهای دولت است ولی آنچه در عمل تاکنون اتفاق افتاده محدود بوده به:
- افزایش دو برابری بودجه عمرانی وزارت آموزشوپرورش؛
- توسعه فضاهای آموزشی؛
- صدور مجوز استخدام ۶۰ هزار معلم.
اتفاق دیگری هنوز در عمل روی نداده است. آیا این دستاوردها، نظام آموزشی کشور را در مسیر عدالت آموزشی قرار داده است؟ «اسماعیل عبدی» عضو با سابقه کانون صنفی معلمان ایران که پس از ۹ سال زندان از آموزشوپرورش اخراج و هم اکنون خارج از ایران سکونت دارد، در این خصوص به «ایران وایر» میگوید: «اخیرا برخی از کارشناسان حوزه آموزش گفتهاند به دولت نمره قبولی میدهند چون بودجه آموزشوپرورش به طور قابل ملاحظهای افزایش داشته، حالآنکه هزینه آموزش از جمله هزینه رفتوآمد، نوشت افزار و … نیز افزایشیافته است. ضمن اینکه سهم آموزشوپرورش از کل بودجه آموزش کمتر از ۱۳ درصد است. سهم آموزشوپرورش از تولید ناخالص داخلی، بسیار پایین است. بهطوریکه در دهههای اخیر این سهم به ۳-۴ درصد رسیده، یعنی برخلاف کشورهای توسعهیافته که برای امر آموزش هزینه میکنند در ایران، این سهم هر ساله کاهش مییابد.» او میافزاید: «دسترسی به آموزش در ایران همچنان نابرابر و ناعادلانه است. بررسیهای میدانی نشان میدهد وضع آموزش در مناطق مرزی فاجعه است. اینقدر شکاف زیاد شده که میبینید بالای ۹۰ درصد رتبههای بالای کنکور به دانشآموزان مدارس لاکچری تعلق دارد. ۹۵ درصد دانشآموزان به آموزش استاندارد دسترسی ندارند. اگر به نتایج آزمونهای بینالمللی مثل تیمز نگاه کنید میبیند ایران حتی از کشورهای منطقه هم عقبمانده و در منطقه خاورمیانه هم در رتبههای پایین قرار دارد.» به گفته او موفقیت جمع معدودی از دانشآموزان در المپیادها، نتیجه سرمایهگذاری و تبلیغ روی بخش کوچکی از دانشآموزان بااستعداد و هدف آن سرپوش گذاشتن بر ضعف کلی دانشآموزان ایرانی است. دانشآموزانی که بخش بزرگی از آنها سطح سواد پایینی دارند و برخی از آنها حتی مهارت خواندن ندارند.»
این عضو کانون صنفی معلمان ایران معضل بازماندن از تحصیل را یک آسیب جدی میداند و میگوید: «برآوردها نشان میدهد حدود ۵ میلیون کودک در ایران از تحصیل بازماندهاند هرچند در گزارش رسمی، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل، بین ۹۰۰ هزارتا ۱ میلیون نفر اعلامشده است. این در حالی است که در دولت خاتمی این آمار ۴۰۰ هزار نفر اعلامشده بود یعنی هر ساله بر تعداد کودکان بازمانده از تحصیل افزوده میشود.»
عبدی حذف بندهایی از فیش حقوقی معلمان و اجبار آنها به روی آوردن به شغل دوم و سوم را عاملی موثر در بازماندن کودکان از تحصیل میداند و میگوید: «الان ۱۰۰ درصد معلمان زیر خط فقر زندگی میکنند. وقتی معلم مجبور است شغل دوم داشته باشد بدیهی است که کیفیت آموزش پایین میآید و آمار ترک تحصیل افزایش پیدا میکند، چون انگیزه تحصیل در مدارسی که از استاندارد آموزشی برخوردار نیست، از بین میرود.»
لازمه کیفیتبخشی به مدارس دولتی چیست؟
کیفیتبخشی به مدارس دولتی با هدف ارتقای عدالت آموزشی، مستلزم «تغییر سیاستها و مقابله باسیاستهای تضعیفکننده مدارس دولتی»، «تغییر شیوه اداره مدارس دولتی»، «کاهش تنوع مدارس و استانداردسازی مدارس دولتی»، «افزایش نظارت بر مدیران و معلمان مدارس دولتی و ارائه آموزش دورهای به آنها»، «افزایش مشارکت والدین» و «مقابله با تعارض منافع در نظام آموزشی» است، ولی تاکنون تمرکز دولت پزشکیان بر «مدرسهسازی و توسعه فضای آموزشی» بوده است. «اسماعیل عبدی» در این خصوص میگوید: «ساختوسازها و توسعه فضای آموزشی، ۱۰۰ درصد در عدالت آموزشی موثر است. سرانه فضای آموزشی ایران ۳ متر از میانگین بینالمللی پایینتر است. سرانه آموزشی دانشآموزان ایران حتی از کشورهای فقیر و تحت استعمار آفریقایی کمتر است؛ اما مشکل بزرگتر این است که بودجه آموزشوپرورش متناسب با نیاز تعیین نمیشود، به همین خاطر معلمان مجبورند شغل دوم داشته باشند. تمرکزگرایی در نظام آموزشوپرورش کماکان باقی است و در این شرایط تلاش دولت برای ارتقای عدالت آموزشی نهایتا چند درصد وضع موجود را تغییر میدهد؛ بنابراین میتوانم بگویم در شعار دولت پزشکیان در حوزه عدالت آموزشی موفق بوده ولی در عمل تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار داریم.»
به باور این عضو کانون صنفی معلمان ایران، برای ارتقابخشی به کیفیت مدارس دولتی و افزایش عدالت آموزشی، سیاستهای کلان و اسناد بالادستی نظام آموزشی باید تغییر کند. حق آموزش که در قانون اساسی هم ذکرشده باید به رسمیت شناخته شود و تحصیل رایگان و استاندارد تضمین شود.
آیا با این تنوع مدارس که در ایران شاهد هستیم، اساسا امکان کیفیتبخشی به مدارس دولتی وجود دارد؟ عبدی در پاسخ میگوید: «در دنیا و میان کشورهای توسعهیافته، اگر تفکیکی میان دانشآموزان اعمال میشود مثل کشور آلمان، مبنا به هیچ عنوان پول و ثروت خانواده نیست، بلکه استعداد و نبوغ و رتبه علمی دانشآموز است. جداسازی در ایران اما رابطه مستقیم با پول دارد، یعنی اگر پولدار باشی میتوانی در مدارس لاکچری و باکیفیت درس بخوانی. در ایران ۱۲ درصد مدارس غیرانتفاعی و ۱۸ درصد مدارس دولتی غیرعادی و مابقی مدارس دولتی عادی است اما حدود ۲-۳ درصد دانشآموزان در مدارس خاص لاکچری تحصیل میکنند و همین افراد رتبههای بالای کنکور را از آن خود میکنند، چون نظام آموزشی بر بستر سرمایهداری تعریفشده، هر کس هزینه میکند میتواند از موقعیت بهتر در نظام آموزش عالی برخوردار شود.»
آیا مدیران دولتی قادر به تحقق وعده عدالت آموزشی مسعود پزشکیان هستند؟ آیا توازنی بین وعده رئیس جمهور و عمل مسئولان نظام آموزشی وجود دارد؟ اسماعیل عبدی در پاسخ با اشاره به تداوم پمپاژ ایدئولوژی در مدارس و قفل بودن فضای گفتگو میان معلم و دانشآموز میگوید: «دانش آموزان با بیاشتهایی تحصیلی مواجه شدهاند و این پرسش الان به صورت جدی میان نوجوانان مطرح است که درس بخوانیم که چه بشود و حتی برخی خانوادهها به آنها حق میدهند. از سوی دیگر بعد از جنبش زن زندگی آزادی، دانشآموزان پرسشگر شدهاند، سطح آگاهی عمومی بالاآمده و میطلبد که مدرسه محل آزاداندیشی باشد ولی وزیر آموزشوپرورش دولت پزشکیان، میگوید: «سه ویژهنامه آموزشی برای مقاطع مختلف تحصیلی آمادهشده است تا روایت دقیق جنگ ۱۲ روزه، دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران و معرفی شهدا را به دانشآموزان ارایه کند. این ویژهنامهها برای دوره اول و دوم ابتدایی و متوسطه اول و دوم طراحیشده و هدف آن آشنایی دانشآموزان با تاریخ دفاع مقدس و تقویت روحیه وطندوستی و شناخت دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی است.» این چیزی جز تداوم نگاه سلطهگرایانه بر دانشآموزان نیست. وزیر آموزشوپرورش هنوز دنبال تربیت دانشآموزان مطیع است. پروژه وزارت آموزشوپرورش یک پروژه سیاسی برای سرکوب اندیشه و آزادی است حالآنکه دانشآموزان از این مباحث عبور کردهاند. شکاف بین عمل و وعده در دولت پزشکیان محدود به وزیر آموزشوپرورش نیست، وزارت اطلاعات نیز برخلاف وعده پزشکیان و در هماهنگی با قوه قضاییه، در پی کنترل معلمان است. برای معلمان شروع کردهاند به صورت دسته جمعی، در دادگاه انقلاب حکم صادر میکنند یعنی بهجای حل مساله معلمان، میکوشند آنها را بترسانند. از این بدتر در سالگرد جنبش زن زندگی آزادی ۸ کودک را بازداشت میکنند بدون اینکه خانواده آنها بدانند آنها کجا هستند، من خودم پس از گذراندن ۹ سال حبس توسط همین دولت آقای پزشکیان حکم اخراج از آموزشوپرورش را دریافت کردم؛ یعنی در همین دولت، نهادهای امنیتی دارند برخلاف وعدههای آقای پزشکیان عمل میکنند. این رفتار در تناقض آشکار با بحث عدالت آموزشی است. عدالت حکم میکند حق معلم و حق دانش آموزان به رسمیت شناخته شود ولی پاسخ دولت برخورد امنیتی است.»
مسعود پزشکیان شش ماه پیش ساخت مدرسه را گام اول برای عدالت آموزشی عنوان کرده و گفته بود: «مردم و خیرین، مدرسه را میسازند و من به عنوان رئیس جمهور، روشها را اصلاح و کیفیت آموزش را بالا میبرم.» او گفته بود: «قرار نیست و اجازه نخواهیم داد کیفیت آموزش در مدارس دولتی از مدارس غیردولتی و خاص پایینتر باشد. پذیرفتنی نیست که یک ایرانی از کیفیت مناسب آموزشی فرزندش مطمئن نباشد و داشتن مدارسی با شهریههای غیر متعارف در نظام اسلامی قابل قبول نیست.» تا اینجای کار تنها بخش ساخت مدرسه به گواه وزیر آموزشوپرورش خوب پیش رفته و قرار است در مهرماه ۲۶۰۰ مدرسه که به همت مردم، خیرین، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام ساختهشده افتتاح شود ولی از بالا رفتن کیفیت آموزش و کیفیت مدارس دولتی هنوز گزارشی در دست نیست و تداوم دریافت شهریههای غیرمتعارف توسط مدارس غیرانتفاعی گزارششده است.
از: ایران وایر