فریاد خاموش یک انسانیت: پخشان عزیزی در آستانه مرگ

Friday, 22nd May, 2026
اندازه قلم متن

حمید آصفی

 

سکوت، آوارِ مرگ است بر جانِ انسان…” چه تعبیر جانسوزی! گویی صدای محمود درویش در گوشمان می‌پیچد: *”من از مرگ می‌ترسم، اما از ترس بی‌حاصل‌ترم / چرا که سکوت، یعنی مرگ دوم / و هر انسان، زندگی را باید دوباره خلق کند.”* سکوت در برابر ظلم، در برابر اعدام یک انسان بی‌گناه، در برابر خاموشی قلبی که فقط برای خدمت به بشریت تپیده است، خود مرگ است. پخشان عزیزی، نه یک تروریست، نه یک شورشی، نه یک دشمن؛ بلکه انسانی است که با شجاعت و ایثار، آغوش مهربان خود را به روی آوارگان جنگ داعش، کودکان بی‌پناه و خانواده‌های درهم‌شکسته گشود. او در اردوگاه‌های آوارگان در شمال شرق سوریه و عراق، همچون نوری در تاریکی، به آن‌ها امید و زندگی بخشید. دست‌های خونین جنگ را با محبت خود شست‌وشو داد و لبخند را بر لبان خسته آنان نشاند.

 

✍️ “اکنون اما، دست‌های او، زنجیر زده به مرگ…” گویی سیمین بهبهانی زمزمه می‌کند: *”دست‌هایم به سوی ظلم بلند است، و من، نه خود را می‌بینم و نه دیگران، این دست‌ها می‌خواهند عدالت را ببینند.”* همین دست‌های مهربان، به سوی نیستی دراز شده‌اند. حکمی اعدام، نه به جرمی معین، بلکه به جرم انسانیت، به جرم ایثار، به جرم خدمت به نیازمندان. این اعدام، فقط مرگ یک فرد نیست؛ این، اعدام تمام ارزش‌های انسانی است، اعدام امیدهای آوارگان جنگ، اعدام رویاهای آینده.

 

✍️ پدر پخشان، با دلی خونین فریاد می‌زند: “دخترم تنها برای خدمت به انسان‌های آسیب‌دیده به سوریه رفت.” این فریادی است که از اعماق قلب پدری ناامید برمی‌خیزد، فریادی آغشته به خاک و خون. دهها زندانی سیاسی، سازمان‌های حقوق بشری و فعالان در داخل و خارج از ایران، همصدا با این پدر، فریاد می‌زنند: “جان پخشان، جان انسانیت است.” آن‌ها نه تنها برای نجات جان پخشان، بلکه برای نجات وجدان انسانیت می‌جنگند. گویی شمس لنگرودی از زبان آن‌ها می‌گوید: *”ما صدای خاموش آدم‌ها هستیم، که در زندان‌ها، در تاریکی‌ها و در رگ‌های خونین ظلم محبوس‌اند. صدای ما باید بلند شود.”*

 

✍️ این حکم، نمادی است از سرکوب سیستماتیک مخالفان سیاسی و مدافعان حقوق بشر در ایران. این یک هشدار است به تمام کسانی که جرات به زبان آوردن حق را دارند. “بشکنید این سکوتِ سرد را، بگذارید صداها به هم برسند…” گویی احمد شاملو فریاد می‌زند: *”شکستن سکوت، مبارزه با ظلم است، گفتن حق، هنوز جرم است، ولی ما باید همچنان بگوییم، که سکوت، مرگ است.”* اجازه ندهید این اعدام به نقطه پایانی بر انسانیت تبدیل شود. صدای خود را بلند کنید، شاید فریاد خاموش پخشان شنیده شود، شاید این اعدام ناحق متوقف شود. قبل از آنکه دیر شود، برای نجات جان او اقدام کنید. هر اقدامی، هر صدایی، هر امضایی، می‌تواند نوری باشد در این تاریکی. همانطور که نرگس محمدی نیز در اعتراض به این حکم صدای خود را بلند کرده است. “شاید امید جوانه بزند، از دلِ این شبِ سیاه…”

 

✍️ به امید روزی که اعدام، این غول بی رحم، از ایران و جهان رخت بربندد و صلح و عدالت، جای آن را بگیرد. شاید آن زمان، صدای فروغ فرخزاد را زمزمه کنیم: *”چگونه می‌توان در برابر ظلم ایستاد، وقتی که چشم‌ها بسته‌اند، و گوش‌ها ناشنوا؟ اما من باز فریاد می‌زنم، چرا که سکوت، گناه است.”*

#حمید آصفی

 

https://t.me/hamidasefichannel2

 

 

فیسبوک

https://www.facebook.com/hamid.asefi.16

 

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.