
نزدیک یک هفته از برگزاری اجلاس صلح «شرمالشیخ» گذشته است؛ اجلاسی که قرار بود آغازی برای آرامش در خاورمیانه باشد، اما غیبت ایران در آن، به مناقشهای در میان جریانهای سیاسی کشور بدل شده است. فضای سیاسی تهران هنوز در تب و تاب روزهای پساجنگ است و صحنه سیاست عملا به دو قطب تقسیم شده است: حامیان مذاکره و مخالفان آن.
در چنین فضایی، سخنان «علیاکبر ناطقنوری»، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، موجی تازه از جدل را برانگیخت. او در ۲۰مهر گفت: «تصرف سفارت آمریکا اشتباه بزرگی بود؛ بسیاری از گرفتاریها از همان نقطه آغاز شد.» جملهای از چهرهای اصولگرا که سالها مدافع سیاستهای ضد آمریکایی نظام بود و اکنون از درگیری چهلساله با آمریکا بهعنوان خطایی تاریخی یاد میکند.
سخنان او موجی از واکنش در میان چهرههای اصولگرا برانگیخته است. «سعید جلیلی»، عضو مجمع تشخیص مصلحت، گفت حتی اروپاییها امروز فهمیدهاند آمریکا جاسوسی میکند و تلاش کرد سخن گفتن از مذاکره را سادهلوحانه جلوه دهد. «عباس مقتدایی»، نماینده مجلس نیز از ناطقنوری خواست به جای سخن گفتن سکوت کند.
در مقابل، اصلاحطلبان این مواضع را نشانهای از تحول فکری وی دانستند و آن را گامی برای بازنگری در گذشته و ضرورت گفتوگو برای حال، تفسیر کردند. آنها از دولت میخواهند با آمریکا مذاکره کند و تنها راه رهایی از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را توافقی با آمریکا میدانند. در میانه این جدل، پرسش بیپاسخ این روزها نهفته است: در شرایط انزوای فزاینده و فشارهای خارجی، مذاکره با آمریکا اشتباه است یا فرصتی برای گشودن راهی تازه برای جمهوری اسلامی؟
به سوی شرق و احساس تحقیر از غرب
همزمان با نشست در مصر، در مجلس ایران کمیسیون اصل نود جلسهای با حضور «عباس عراقچی»، وزیر امورخارجه ایران برگزار کرده بود. در این جلسه اعضای کمیسیون در باره وضعیت منطقه سوال کرده بودند. «نصرالله پژمانفر» در توضیح گفتههای عراقچی در این نشست میگوید: «بر اساس گزارش ارائه شده توسط وزیر امور خارجه شاهد افق روشنی در روابط ایران، چین و روسیه خواهیم بود.»
این جملات نشان میدهد که دستگاه دیپلماسی ایران فعلا خود را هم مسیر با غرب نمیبیند. «اسماعیل بقایی» سخنگوی وزارت خارجه ایران، در رابطه با چرایی عدم شرکت ایران در اجلاس شرمالشیخ میگوید که رییس جمهور مصر، ایران را به این نشست دعوت کرده بود ولی با سنجش ابعاد مختلف «در جلسات کارشناسی هم در وزارت خارجه و بیرون از وزارت خارجه بررسی شد» و جواب رد به شرکت در این نشست دادیم.
وی در عین حال معتقد است این اجلاس بینالمللی نبود. وی در این باره گفت: «مجموعا حدود ۳۰ هیات شرکتکننده از کشورهای خاص یا سازمانهای بینالمللی حضور داشتند. بسیاری از کشورها از جمله چین و روسیه دعوت نشده بودند.» این مواضع نشان میدهند که ایران حتی در مسیر دیپلماسی بینالمللی نیز چین و روسیه را ملاکی برای خود میداند.
در این اجلاس، «دونالد ترامپ»، رییسجمهور آمریکا سخنرانی کرده و جمهوری اسلامی را در زمینههای مختلف محکوم کرد. در پاسخ به سخنان او، «عباس عراقچی»، وزیر خارجه ایران در یک متن که در شبکه «ایکس» منتشر کرد نوشت:
«آقای رییسجمهور، زورگوی واقعی در غرب آسیا همان بازیگری است که با زندگی انگلی خود مدتهاست به ایالات متحده هم زورگویی کرده و از آن بهرهکشی می کند. همچنین این سوال مطرح است که چگونه میتوان انتظار داشت ملت ایران شاخه زیتون (صلح) از سوی کسی را باور کند که همین چهار ماه پیش در بمباران خانهها و مناطق شهری در سراسر ایران دست داشته است.»
جنبه دیگری از عدم شرکت در این جلسه را «عباس موسوی»، معاون تشریفات دفتر رییسجمهور بیان میکند. وی در توضیح عدم حضور ایران در این نشست گفت که در سیاست خارجی معقول و منعطف ایران، هیچگاه مرغ ما یک پا ندارد؛ اما حتما غیرت و شرف دارد. او میپرسد: «یعنی میخواستیم برویم شرمالشیخ مستقیما اینها را بشنویم، تحقیر شویم، با شرم و بدون مابه ازا برگردیم؟!»
از مخالفت با مذاکره تا حذف اسراییل
نظیر این سخنان موسوی، توسط چهرههای بسیاری، از فرماندهان سپاه تا اصولگرایان مجلس، مطرح شده است. آنان پس از پایان اجلاس شرمالشیخ، در محور مخالفت مذاکره با آمریکا و دفاع از تصمیم دولت برای عدم حضور در این نشست قرار داشتند. در مواضع آنان، این رد دعوت، نشانهای از مقاومت در برابر «تحقیر»، «ریاکاری غرب» و «توطئه آمریکا» توصیف شد.
«محمد جعفر اسدی»، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی «خاتم الانبیا» میگوید شرکت در مجلس شرم الشیخ که توسط «انساننمایی که بویی از انسانیت نبرده»، رییس جمهور ما را مانند بقیه تحقیر میکرد. وی تاکید دارد که اگر ایران در این «نمایش» حاضر میشد بیش از همه تحقیر میشد. وی در مقابل میگوید ایران به قلهها نزدیک است و همه مردم آزاده جهان به واسطه مقاومت در حال بیداری هستند.
همین منطق را میتوان در گفتههای «اسدالله بادامچیان»، رییس شورای مرکزی حزب مؤتلفه نیز یافت. او میگوید موضع ایران در مورد نرفتن به شرمالشیخ نشانه «شکستی بزرگ برای ترامپ و اسراییل» است. وی میگوید ترامپ میخواست در نقش «قهرمان صلح» ظاهر شود و از فرصت اجلاس برای دیدار غیررسمی با مقامات ایرانی بهره گیرد، اما امتناع تهران همه نقشههایش را بر باد داد. بادامچیان تصمیم دولت را «عزتمندانه و دیپلماتیک» دانست و مدعی شد که حضور ایران به معنای مشروعیتبخشی به اسراییل بود. او در ادامه، اصلاحطلبان را به حمایت از سازش با آمریکا متهم کرد و مخالفت با حضور در اجلاس را سنگری در دفاع از استقلال کشور دانست.
در همین زمینه، «مصطفی رستمی»، رییس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها در یادداشتی این اجلاس را «صحنه ریاکاری غرب» خواند و ترامپ را «فرعون قرن بیستویکم» توصیف کرد که پس از شعلهور کردن جنگ، اکنون با نقاب صلحطلبی، بهدنبال سلطه است. او حامیان مذاکره در داخل را «رویافروشان» نامید که عزت ملی را در برابر وعدههای پوچ غرب میفروشند. در پایان یادداشتش، تاکید کرد ملت ایران بیدار و مقاوم است و «صلح با غرب دروغی بیش نیست.»
واکنشها در مجلس حتی شدیدتر بود. «محمدرضا محسنیثانی»، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت ترامپ در حالی از صلح با ایران سخن میگوید که در میانه مذاکرات به کشور حمله کرد و بنابراین «قابل اعتماد نیست.» او افزود در منطق غرب، صلح پوششی برای جنگ است و تصمیم ایران برای شرکت نکردن در اجلاس صلح بر همین اساس اتخاذ شد. محسنیثانی همچنین رفتار تحقیرآمیز ترامپ در این اجلاس را نمونهای از نگاه از بالا و بیاحترامی او به ملتها دانست.
«سالار ولایتمدار»، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، معتقد است: «رابطه ایران و آمریکا مانند رابطه گرگ و میش است.» وی میگوید: «شرمالشیخ هم دامی بود که آمریکاییها برای ایران پهن کرده بودند.» او میگوید عدم شرکت ایران در جلسه، هم به نفع ایران و هم به نفع جهان اسلام بود. اما او بر خلاف برخی از مقامات سیاسی تاکید میکند: «ایران هیچگاه اسراییل را بهرسمیت نشناخته و نخواهد شناخت و در اولین فرصت هم برای حذف این رژیم اقدام خواهد کرد.»
مذاکره برای حفظ منافع ایران
برخی از چهرههای میانهرو نظام سیاسی معتقدند که بازگشت به مذاکره باید مبتنی بر شرافتمندی باشد. «کمال خرازی»، از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از آمادگی مذاکره ایران در شرایط خاص سخن میگوید. وی معتقد است مذاکره با آمریکا و غرب ضرورت دارد اما مشروط به رعایت اصول «عزّت، حکمت و مصلحت» است. او تجربه دو دهه اخیر را نشاندهنده عدم پایبندی طرفهای غربی به یک «مذاکره شرافتمندانه» میداند و تاکید میکند ایران آماده گفتوگوست اما زیر بار تحمیل محدودیتهای فراتر از هستهای، مانند موشکی یا محور مقاومت، نخواهد رفت.
در برابر مخالفان مذاکره، گروهی از سیاستمداران و تحلیلگران اصلاحطلب بر گفتوگو با غرب برای حل مشکلات تاکید دارند. از نظر آنها، مذاکره نشانه ضعف نیست، بلکه راهی برای حفظ منافع ایران و بازگرداندن کشور به صحنه سیاست جهانی است. «عباس عبدی»، روزنامهنگار اصلاحطلب معتقد است که باید ایران در جلسه شرمالشیخ شرکت میکرد. او میگوید: «ایران بهطور کلی خود را منزوی از جهان تعریف میکند، چون اصولا نظم موجود را نمیپذیرد و نپذیرفته است.» وی معتقد است رد دعوت در سطح وزیر امور خارجه تصمیمی اشتباه بود که پیام منفی برای جامعه جهانی دارد. این تصمیم از نظر عبدی با ادعای ایران سازگار نیست که خود را «نیروی کلیدی صلح در منطقه» میداند اما عملش در سطح شعار و بیانیه است.
«محمد قوچانی»، عضو حزب کارگزاران سازندگی، نیز میگوید رد دعوت ایران به اجلاس شرمالشیخ پرسشهایی جدی باقی گذاشته و نشان میدهد بیتحرکی دیپلماتیک باید کنار گذاشته شود: «اگر دوری از میز بهخاطر «نشستن با مهاجم» است، پس چرا حماس در همان اجلاس حاضر میشود و چرا ایران در نیویورک دنبال ملاقات با برخی طرفها بود؟» قوچانی تاکید میکند موضع صرفِ «نه جنگ، نه مذاکره» ناکافی است و پیشنهاد میدهد راه سومی فعال پیگیری شود؛ دیپلماسی هوشمندانه و ابتکار عملی غافلگیرکننده.
یکی از چهرههایی که این روزها بر مذاکره تاکید دارد، «حسن روحانی»، رییسجمهور پیشین ایران است. او که از لزوم تغییرات اساسی در ایران حرف میزند، در ۲۲مهرماه در یک دیدار گفت: «ما باید کاری کنیم که برگردیم به قدرت بازدارندگی در بخش نظامی، اطلاعاتی و سیاست خارجی؛ گرچه مذاکره الان سختتر شده و پیدا کردن راه یک مقدار پیچیده است ولی به هر حال نمیتوانیم بگوییم ما در شرایط فعلی نمیتوانیم با دنیا مذاکره کنیم.»
بسیاری معتقدند که ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برای ایران خسارتبار است از جمله «کوروش احمدی»، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل. وی معتقد است که تهران با رد دعوت مصر برای شرکت در اجلاس صلح، فرصتی مهم را برای حضور در صحنه دیپلماسی منطقه از دست داده است. او میگوید این اجلاس میتوانست صحنهای باشد که ایران، نه بهعنوان ناظر حاشیهای، بلکه بهعنوان بازیگری مؤثر، روایت خود از صلح و امنیت را مطرح کند. از نگاه احمدی، حضور ایران حتی در سطحی پایینتر، به معنای مشروعیتبخشی به سیاستهای آمریکا نبود، بلکه راهی بود برای جلوگیری از انزوای بیشتر و خنثیکردن تصویرسازیهای یکجانبه ترامپ و اسراییل.
در پسِ جدالی که این روزها در سیاست ایران بر سر مذاکره وجود دارد، مساله اصلی نه آمریکا است و نه شرمالشیخ، بلکه بحران درک تهران از جایگاه خود در نظم جهانی است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی میان دو تصور متضاد سرگردان است، از یک طرف درک از استقلال بهمثابه عدم مذاکره و از سوی دیگر گفتوگو و توافق بهمثابه ابزار بقا. این نزاع دیگر در سطح سیاست خارجی باقی نمانده و به قلب تعریف «عزت ملی» رسیده است.