در حالی که ایران در آستانه تغییرات بنیادین قرار دارد، گزارشهای دریافتی از منابع میدانی و نهادهای حقوق بشری نشاندهنده موج جدید و بیسابقهای از خشونت علیه خانوادههای جانباختگان راه آزادی است. طبق اطلاعات مستند منتشر شده در ایران اینترنشنال به تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۴ (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶)، نیروهای لباسشخصی و عوامل سپاه پاسداران در اقدامی هماهنگ، به منازل خانوادههای کشتهشدگان «خیزش ۱۴۰۴» و حتی همسایگان آنها، بهویژه در مناطق شرق تهران، یورش بردهاند. این حملات که با هدف ارعاب بازماندگان و جلوگیری از شکلگیری هستههای دادخواهی صورت گرفته، با رفتارهای غیرانسانی نظیر شلیک به دیوارهای منازل، فحاشی به اعضای خانواده و حتی غارت وسایل شخصی و خالی کردن یخچالهای خانهها همراه بوده است. این رویکرد، نشاندهنده استراتژی حاکمیت برای درهمشکستن اراده خانوادههایی است که در سوگ عزیزانشان نشستهاند.
ابعاد فشار بر خانوادههای دادخواه به یورشهای فیزیکی محدود نشده و وارد مرحلهای از اخاذی سیستماتیک و شکنجه روانی شده است. بر اساس گزارشهای ایران اینترنشنال، مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی در اقدامی بهتآور، برای تحویل پیکر هر جانباخته به خانوادهاش، مطالبه مبلغ نجومی ۲۵۰ میلیون تومان را تحت عنوان «پول تیر» مطرح کردهاند. علاوه بر این تحمیل مالی، خانوادهها به شدت تهدید شدهاند که حق برگزاری مراسم سوگواری عمومی را ندارند و خاکسپاری پیکرها تنها باید در ساعات بامداد (حداکثر تا ساعت ۴ صبح) و به صورت کاملاً انفرادی انجام شود. نهادهای امنیتی هشدار دادهاند که در صورت عدم پذیرش این شرایط ناعادلانه، پیکرها را به صورت جمعی در مکانهای نامعلوم دفن خواهند کرد؛ اقدامی که یادآور سیاهترین دوران سرکوب در تاریخ معاصر ایران است.
این رفتارهای ضدانسانی، واکنشی مستقیم به گسترش بیسابقه اعتراضات و فروریختن اقتدار نهادهای سرکوب در شهرهای مختلف است. در حالی که آمارهای بینالمللی از جمله گزارشهای سیبیاس و تایم، شمار جانباختگان را بین ۱۲ تا ۲۰ هزار نفر تخمین میزنند، حاکمیت تلاش میکند با گروگانگیری پیکرها و ارعاب خانوادهها، از تبدیل شدن هر مزار به یک سنگر اعتراضی جلوگیری کند. یورش به منازل در شرق تهران که یکی از کانونهای اصلی تجمعات اخیر بوده، نشاندهنده وحشت دستگاه امنیتی از همبستگی محلهمحور میان مردم است. طبق مستندات سازمان حقوق بشر ایران، این الگوی سرکوب نه تنها نقض فاحش کرامت انسانی است، بلکه مصداق بارز «آزار و اذیت سیستماتیک» بازماندگان جنایات دولتی محسوب میشود که در قوانین بینالمللی به عنوان جنایت علیه بشریت قابل پیگرد است.
در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که حمله به منازل خانوادههای داغدار، نشانهای از استیصال کامل ساختاری است که دیگر هیچ ابزاری جز خشونت عریان برای بقای خود نمیبیند. وقتی یک حاکمیت به جای پاسخگویی، به یخچالهای مردم هجوم میبرد و از خون جوانان کشته شده تجارت میکند، در واقع مهر پایانی بر مشروعیت اخلاقی و سیاسی خود زده است. ایستادگی خانوادههای دادخواه در برابر این حجم از فشار، به موتور محرکه جدیدی برای خیزش ۱۴۰۴ بدل شده و جهان را بیش از پیش به واکنش قاطع واداشته است. این روزها در تاریخ ایران به عنوان مقطعی ثبت خواهد شد که در آن نه تنها گلولهها، بلکه یورش به حریم خصوصی خانهها نیز نتوانست شعله دادخواهی را خاموش کند. اکنون مسئولیت وجدانهای بیدار در سراسر جهان، حمایت از این خانوادهها و مستندسازی جنایاتی است که در تاریکی شب و پشت درهای بسته منازل در حال وقوع است.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار تحلیلی بر پایه گزارشهای میدانی ایران اینترنشنال، مستندات سازمان حقوق بشر ایران و تحلیلهای بازتاب یافته در شبکه سیبیاس تنظیم شده است.