
https://www.iuf.org/news/iran-repression-war-solidarity/
دولت ایران در واکنش به اعتراضات گسترده سراسری از اواخر دسامبر سرکوب خشونتآمیز خود را دو برابر کرده است. با وجود قطعی ارتباطات جمعی تلفن همراه و شبکه های اجتماعی، با خبر هستیم که یک قتل عام تمام عیار در حال انجام است. تصاویر ارسالی و سایر شواهد نشان میدهد که هزاران معترض از هر سن و پیشینه اجتماعی، توسط پلیس و نیروهای امنیتی در خیابانها به قتل رسیدهاند. تعداد بیشماری از شهروندان دستگیر شده در انتظار اعدام قضایی هستند.
همانطور که انتظار میرفت، رژیم نمیتواند تفاوتی ما بین مخالفت و تحریکات اعتراضات تمایز قائل شود. در ماه دسامبر رئیس جمهور پزشکیان صریحا اعتراف کرد که دولت هیچ راه حلی برای این بحران ندارد. او از آن زمان که همه را دعوت به «گفتگو» می کرد، تا این زمان که در جهت معکوس و به محکوم کردن تظاهرکنندگان به عنوان «تروریست» روی آورده است و بطور ضمنی خشونت دولتی را تأیید میکند.
نیروی سرکوب به رژیم این امکان را داده است که از موجهای قبلی اعتراضات جان سالم به در ببرد. زیرا فراتر از گلوله را حل جایگزینی به مردمی که در یک فاجعه اجتماعی و زیستمحیطی به سرعت در حال افزایش فرو رفتهاند ندارد.
در این برهه زمانی بر ما دانسته نیست که آیا رژیم در حال آخرین نفسهای خود است یا نه، یا اینکه چگونه ممکن است فرو بپاشد، و از این روند متشنج چه چیزی ممکن است بیرون بیاید. در بحبوحه تهدیدهای مداخله نظامی و مانورهای مخفیانه پیرامون کرسی قدرت که مدت ها است که خالی مانده است، جنبش اتحادیههای کارگری باید در همبستگی با نیروهای جامعه مدنی ایران که برای حقوق دموکراتیک و مدنی مبارزه میکنند بسیج شوند. این شامل بسیاری از فعالان شجاع کارگری میشود که دههها مبارزه کردهاند و همچنان برای داشتن اتحادیههای کارگری مستقل با خواست های بنیادین کارگری برای داشتن کرامت و حق زندگی انسانی برای کارگران در ایران مبارزه میکنند. این نیرو یک چالش دمکراتیک مداوم برای رژیم بوده و بسیاری از آنها بهای بسیار سنگینی برای تعهد خود پرداختهاند. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، این نیرو برای بقای خود می جنگد و ما باید در کنار آنها بایستیم. این نیرو است که تضمین کننده اصلی آینده یک ایران دموکراتیک هستند.
هر گونه اقدام نظامی نمی تواند دموکراسی را برای ایران به ارمغان بیاورد. این همبستگی ما با داخل کشور ایران مستلزم این است که ما با اقدام نظامی مخالفت کنیم، همزمان نیز خواستار توقف فوری خشونت دولتی هستیم. در میان سایر اقدامات، اتحادیهها کارگری ما میتوانند با کانالهای ارتباطی متعدد خود در کشورهایشان دولتها و سازمانهای بین دولتی را تحت فشار قرار دهند تا از انسداد اطلاعاتی عبور کنند. صدای جامعه مدنی دموکراتیک ایران باید شنیده شود. این آنها هستند که باید آینده دموکراسی در ایران را تعیین کنند، نه قدرت نظامی یا محافل دولتهای اقتدارگرا.
نوشته پیتر راسمن