
انتشار اولین پیام رسمی «مجتبی خامنهای» رهبر جدید جمهوری اسلامی، در میانه جنگ ایران با اسراییل و آمریکا، واکنشهای دوگانهای را در فضای سیاسی و رسانهای ایران و خارج از آن برانگیخت. این پیام کتبی، بر تداوم بسته نگه داشتن تنگه هرمز، انتقامگیری از دشمنان، درخواست غرامت، امکان گشودن جبهههای جدید در جنگ تاکید داشت. حامیان نظام این بیانیه را نشانهای از «تداوم صلابت»، «رهبری مقتدر در شرایط جنگی» و «تسلط کامل بر امور نظامی و کشور» دانستند و آن را راهبردی برای عبور از بحران ارزیابی کردند.
اما غیبت فیزیکی رهبر جدید در این لحظه حساس و نبود هیچ تصویر یا پیام صوتی از او، پرسشهای جدی درباره وضعیت واقعی وی و اصالت این بیانیه برانگیخته است. فراتر از محتوای تبلیغاتی رسمی، تناقضهای آشکار در متن پیام مانند ناهماهنگی در توصیف دیدن پیکر پدر و همزمان شنیدن جزییات آن، معلوم نبودن سرنوشت مادر و همچنین ابهام در فرآیند انتخاب توسط مجلس خبرگان، به کانون اصلی انتقادها تبدیل شدهاند. این تضاد میان ادعای اقتدار در بیانیه و غیبت معنادار گوینده، مشروعیت جانشینی را در فضای مجازی و محافل سیاسی به شدت زیر سؤال برده و نخستین حضور رسانهای او را با بحران اعتبار روبهرو کرده است.
به دنبال جنگ برای تثبیت قدرت
پیام مجتبی خامنهای که در ۲۱ اسفندماه منتشر شد، با تکیه بر الهیات سیاسی، سعی در تثبیت سریع قدرت در میانه یک جنگ دارد. او با انتخاب آیه «ما ننسخ من آیه…» در مطلع سخن، عملا به «تکامل در جایگزینی» اشاره دارد. او میخواهد صریحا بگوید که رهبریاش نه یک انقطاع، بلکه ارتقای ضرورتیافته بر اساس مشیت الهی است. این ژست مقتدرانه به ویژه که او در ادامه متن از تعبیر «مثل یا برتر از آن به جایش داده شود»، سیگنالی جسورانه به بدنه قدرت و جامعه است که رهبر جدید نه در سایه سلف خود، بلکه با ادعای برتری و کارآمدی مضاعف قدم به میدان گذاشته است.
فرزند دوم «آیتالله سیدعلی خامنهای» رهبر سابق جمهوری اسلامی، در بخش دیگری از پیام، از یک تکنیک جابجایی مسوولیت استفاده میکند. او با اینکه صراحتاً میگوید توسط مجلس خبرگان انتخاب شده، اما بلافاصله تاکید میکند که تمام قدرت و اعتبارش را از مردم گرفته است. وقتی او میگوید: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید»، میخواهد احساسات مردمی را در این شرایط جنگی تحریک کند و آنها را با خود همراه سازد. او با تعریف و تمجید از حضور مردم در خیابانها پس از مرگ پدرش، خیابان را محل مشروعیت خود در نظر میگیرد. او با جابجا کردن مسوولیت میخواهد توضیح دهد که پس از این هم مردم باید پای لرزِ این انتخاب بنشینید و تمام سختیها و ویرانیهای جنگ را هم تحمل کنند. او با این کار، مردم را به یک «سپر سیاسی» تبدیل میکند؛ یعنی هر کسی که بعداً به نحوه رسیدن او به قدرت اعتراض کند، در واقع به همان مردمی توهین کرده که مجتبی خامنهای آنها را «رهبران واقعی» نامیده است. تمجید او از مردم نه یک تشکر، بلکه راهی برای ساکت کردن مخالفان و شریک جرم کردنِ جامعه در تصمیماتِ آینده است.
در بخش نظامی این بیانیه، رهبر جدید تعارفات دیپلماتیک را کنار گذاشته و مستقیماً به سراغ باجگیری از جهان میرود. او با صراحت به نیروهای نظامی تاکید میکند: «قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود»، او این تنگه را به عنوان مهمترین اهرم خود در این جنگ در دست دارد و اعلام میکند که برای حفظ صندلی قدرت خود، حاضر است به بخشی از اقتصاد جهان ضربه بزند. او با کشیدن این خط و نشان میخواهد جایگاه حکومت خود در نظم جهانی را تثبیت کند. حکومتی که از نظر او «پرچم اصلی جبهه حق» است، ابایی از رویارویی بیشتر با «دشمن» ندارد. او با تهدید به «گشودن جبهههای جدید»، به دنبال خط و نشان کشیدن است تا به طرف مقابل بگوید که اگر پایش بیفتد، حاضر است تمام منطقه را به آتش بکشد تا جمهوری اسلامی و رهبریاش پایدار بماند.
بسیاری معتقد بودند که در صورت به رهبری رسیدن مجتی، او رهبری منتقم خواهد بود. این بیانیه مهر تاییدی است بر این افکار. او با تأکید بر اینکه «از انتقام خون شهدا صرفنظر نخواهیم کرد» و اینکه هر شهروند کشته شده یک پرونده مستقل برای انتقام است، عملاً دکترین خود را بر پایه خونخواهی بنا میکند. به نظر میرسد که او قصد دارد از «خشم عمومی» به عنوان سوختِ ماشین جنگی خود استفاده کند. او با تهدید صریح به اینکه «از اموال دشمن برخواهیم داشت یا آن را نابود خواهیم کرد»، نشان میدهد که رهبری او نه بر پایه دیپلماسی، بلکه بر ایده قصاص استوار است. او میخواهد ثابت کند که برخلاف رهبران گذشته که رویاریی مستقیم با آمریکا در یک جنگ نداشتند، در برخورد با دشمن هیچ خط قرمزی را رعایت نخواهد کرد و حاضر است زمین سوخته برجای گذارد.
تمجیدها و ابهامها
«حسین انصاریان» از چهرههای حوزه علمیه، بعد از انتشار بیانیه در یک سخنرانی خطاب به رهبر جدید میگوید: «آفرین بر تو و بر بند بند اون اطلاعیه که دل های پاک رو شاد کردی و دلهای آلوده رو مخصوصا دشمنان رو دچار خشم کردی و همه قلدرها رو دچار حقارت کرد.» در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز یکی از نزدیکان به رهبر جدید توضیح میدهد که مجتبی خامنهای با عمق جانش به «جمهوری اسلامی» باور دارد، انقلابی که از نظر او مقدمه ظهور است و مجتبی تا پای جان برایش خواهد ایستاد.
پس از انتخاب رهبر جدید، «محمدمهدی میرباقری»، از اعضای تندرو مجلس خبرگان، گفت: «مجتبی خامنهای از قدرت تصمیمگیری در مقاطع حساس برخوردارند؛ موضوعی که در مدیریت شرایط بحرانی و سرنوشتساز اهمیت ویژهای دارد.» او تاکید میکند «برای ورود به عرصههای بزرگ و خطیر، برخورداری از بصیرت، شناخت ساختارها و نیروهای اجتماعی و درک دقیق وضعیت جامعه ضروری است.» این روحانی نزدیک به جریان پایداری، توضیح میدهد که در آینده بر همگان بیشتر آشکار خواهد شد که چرا مجتبی انتخاب شده است بخصوص در وضعیت موجود که جامعه نیازمند رهبری برای عبور از «صحنههای سخت» است.
پیام مجتبی خامنهای در حالی با استقبال رسانههای حکومتی همراه شد که یک تناقض جدی در آن، موجی از تردید را در افکار عمومی برانگیخت؛ او در حالی که با جزییات به کشته شدن همسر و خواهرش در جنگ اشاره کرد، هیچ نامی از مادرش، «منصوره خجستهباقرزاده» نبرد. این سکوت زمانی جنجالی شد که برخلاف برنامههای پیشین تلویزیون در رثای مرگ همسر رهبر سابق، خبرگزاری «فارس» بلافاصله پس از انتشار این نامه، مدعی شد او «در قید حیات» است و اخبار کشته شدنش را یک «اشتباه رسانهای» خواند. این عقبنشینی ناگهانی از سوی ناظران به عنوان تلاشی برای «پوشش» لغزش تعبیر شد؛ به این معنا که دستگاههای تبلیغاتی برای جلوگیری از بی اعتبار شدن اولین پیام رهبر جدید، مجبور شدند سناریوی مرگ مادر او را به کل تکذیب کنند تا نبودِ نام وی در نامه توجیه شود. این ناهماهنگی آشکار، نشاندهنده آشفتگی در مدیریت بحران و اطلاعرسانی بیتی است که حالا میخواهد اقتدار خود را در میانه جنگ تثبیت کند.
علاوه بر ابهامات خانوادگی، بخش مربوط به نحوه انتخاب او توسط مجلس خبرگان نیز با گزارشهای قبلی در تضاد است و بر تردیدها دامن میزند. در حالی که مجتبی خامنهای در پیام خود ادعا میکند همزمان با مردم و از طریق تلویزیون از رهبر شدنش مطلع شده، اظهارات پیشین «محسن زنگنه»، نماینده مجلس، روایت دیگری را پیش میکشد؛ زنگنه پیشتر فاش کرده بود که هر دو گزینه اصلی رهبری از پذیرش این مسوولیت «استنکاف» و خودداری کردهاند. این تناقض آشکار میان «بیاطلاعی محض» رهبر جدید و «امتناع قبلی» او از پذیرش سمت، اعتبار بیانیه را زیر سوال برده است. به ویژه که اطلاعات «ایران وایر» خبر از آن میدهد مجلس خبرگان در فشار سیاسی مجبور به انتخاب مجتبی شده است و برخی از «موافق این انتخاب نبودند با تهدید آنها و اعضای خانوادهیشان وادار به این انتخاب» شدند.
اولین پیام زیر سایه تردیدها
واکنش کاربران در شبکه ایکس به انتشار اولین پیام منسوب به مجتبی خامنهای عمدتاً منفی و همراه با تمسخر بود. بسیاری از پستها بر عدم ارائه تصویر، صدا یا حضور فیزیکی او تأکید کردند و سؤالهایی مانند «مجتبی کجایی؟» یا «چرا چهرهاش دیده نمیشود؟» را تکرار کردند. کاربران پیام را بیشتر شبیه بیانیههای سپاه دانستند تا سخنان شخصی؛ برخی با بررسی متن توسط ابزارهای تشخیص هوش مصنوعی، احتمال بالای تولید آن توسط هوش مصنوعی را اعلام کردند.
یکی از کاربران در شرح آشفتگی روایت مجتبی از مرگ پدرش نوشت: «شنیده بودم که دروغگو، کم حافظه است اما فکر نمی کردم تا این حد کم حافظه. در متن منتسب به مجتبی خامنه ای از دیدم تا شنیدم فقط پنج کلمه فاصله است. می گوید جسدش را دیدم.کوهی از صلابت بود. پنج کلمه بعد می گوید شنیدم دست سالمش را گره کرده بود.» این تناقضهای ناشیانه باعث شد ناظران، این بیانیه را یک متن «کپیپیست» شده بدانند که هیچ ربطی به واقعیت ندارد. همزمان، فراگیر شدن القابی مثل «موشتبی» و «خلیفه نورسیده» نشان داد که پروژه ساختن چهرهای مقتدر از او، در همان قدم اول از سوی مخالفان نظام سیاسی با چالش اساسی مواجه است.
طرفداران مجتبی خامنهای در فضای مجازی، بیانیه را «کوبنده، انقلابی و بسیار دلگرمکننده» توصیف کردند و نوشتند که «نشان از پدر دارد و در مشی ضداستکباری و ضدامپریالیستی سنگ تمام گذاشته است». برخی آن را «پرقدرت و پرصلابت» دانستند و بر «تسلط کامل بر امور کشور»، «توجه به نقش بیبدیل مردم»، «اقتدار و حماسه بدون ذرهای محافظهکاری»، «عزتمندی فوقالعاده نسبت به دشمن» و «معنویت چشمگیر» تأکید کردند. آنها این پیام را «سراسر اقتدار» خواندند که «در دل مردم ایران طوفان به پا کرد» و نشانه «رهبری واقعی در شرایط جنگی» است. آنها میگویند که وی بر أمور کشور مسلط است و بر نقش مردم آگاه و این را نشانه خوبی برای ایران میدانند.
عده دیگری از طرفدارانش پیام او را «پخته و راهبردی» دانستند. آنها معتقدند که این پیام مسیر انقلاب را مشخص کرده و همه باید حول آن متحد شوند. اما مخالفان و منتقدان نبود تصویر از وی را نشانهای از مرگ یا زخمی شدن او میدانند به ویژه که برخی معتقداند اساسا او در بیمارستان است و حتی گفته میشود در کما قرار دارد. با این حال «یوسف پزشکیان» پسر رییسجمهور، نوشته است: «شنیدم خبرهایی درباره زخمی شدن آقا مجتبی مطرح شده بود. از چند دوست که با ایشان در ارتباط بودند پرسوجو کردم و گفتند الحمدلله حالشان خوب است و مشکلی وجود ندارد.»