جنگ چهل روزه و آتشبس میان ایالات متحدۀ آمریکا و ایران، واکنشهای زیادی را در گوشه و کنار جهان برانگیخت؛ اما با توجه به قطعی اینترنت و محدودیت شدید دسترسی مردم و رسانههای مستقل به یکدیگر، صداهای اندکی از داخل ایران و به خصوص از شهروندان عادی شنیده شد تا بدانیم آنها در مورد این توافق صلح، آیندۀ خود و سرنوشت کشورشان چه احساسی دارند و چه فکر میکنند. روزنامۀ لوموند در گزارشی با عنوان «تلخی و خشم ایرانیان: دوستان، زندانبان عوض نشده؛ ما همه در صف مرگ ایستادهایم» به سراغ دو تن از شهروندان ساکن ایران رفته و روایت آنها را به عنوان افرادی عادی منتشر کرده است.
این شهروندان گفتهاند علاوه بر جنگ، با تورم بیسابقه و تشدید سرکوب سیاسی نیز روبهرو هستند و آرامش فعلی برایشان شکننده و نامطمئن است. آنها از احساساتی چون آسودگی و تلخی گفتهاند و از نگرانی زندگی در وقفهای موقت میان آتشبس و جنگ سخن به میان آوردهاند.
شهروندی با نام مستعار شاداب به لوموند گفته است: «تمام این نمایش برای هیچ بود.» او با وصف این نکته گفته است: «خوشحالم و کمی آرام شدهام، چون واقعاً فکر نمیکردم بتوانیم از این جنگ بیرون بیاییم».
شاداب، یک طراح داخلی حدودا چهل ساله و ساکن تهران است. او اظهار خوشحالی کرده از این که فعلا مجبور نیست کشورش را ترک کند؛ در حالی که در صورت عملی شدن تهدید ترامپ مبنی بر حمله به نیروگاههای برق، به طور جدی به مهاجرت با فرزندش فکر میکرده.
شهروندی دیگر با نام مستعار معصومه که در یک آژانس ارتباطات در تهران کار میکند احساسی متفاوت از خود بروز داده است و گفته حتی دیگر توان خوشحال شدن ندارم و اظهار کرده تجربۀ زندگیاش بعد از آتش بس قبلی هیچ جایی برای خوشبینی باقی نگذاشته است.
او با جملهای استفهامی گفته است: «بعد از آتشبس ژوئن ۲۰۲۵، آیا اقتصاد بهتر شد؛ آیا جان هزاران نفر در جریان کشتار ۸ و ۹ ژانویه حفظ شد؟»
تأثیرات این جنگ نیز مانند هر جنگ دیگری بر زندگی روزمرۀ مردم چندان پوشیده نیست از جمله تأثیرات گستردۀ اقتصادی آن، به خصوص در کشوری که دهههاست با تحریمهای بینالمللی دست و پنجه نرم میکند؛ نکتهای که در روایت این شهروندان نیز برجسته است.
شاداب گفته است از آغاز جنگ هیچ درامدی نداشته و هزینههای زندگی او با کمک خواهرش که ساکن اروپاست تأمین میشود. او گفته است: «تقریباً همه اطرافیانم آیندۀ شغلیشان نامطمئن شده. برخی حتی به بستن دفترهای کاری خود فکر میکنند».
شاداب با اشاره به تعطیل شدن یک مهدکودک معروف در تهران، به دلیل این که دیگر کودکی ثبت نام نمیکند؛ گفته خانوادهها مجبور شدهاند هزینههای غیرضروری زندگی را حذف کنند.
میان شاداب و معصومه اما یک نگرانی مشترک دیگر نیز وجود دارد و آن این که تمام این نمایش برای هیچ بود.
شاداب: «بسیاری عمیقاً غمگیناند که همه چیز فقط به ویرانی ختم شد، بدون اینکه واقعاً چیزی تغییر کند».
معصومه: «دوستان، زندانبان عوض نشده؛ ما همه در صف مرگ ایستادهایم».