
در حالی که جنگ آمریکا و ایران وارد مرحلهای شده که هر تحول نظامی بلافاصله به نبردی رسانهای در شبکههای اجتماعی تبدیل میشود، یک گزارش تازه گاردین از پدیدهای جلبتوجهکننده خبر میدهد: جمهوری اسلامی، با وجود سرکوب داخلی، خاموشی طولانی اینترنت و فروپاشی نسبی رسانههای مستقل در داخل کشور، توانسته است در «جنگ روایتها» دستکم در فضای مجازی از واشنگتن پیش بیفتد. این برتری نه از راه پیامهای رسمی و خشک حکومتی، بلکه با تکیه بر طنز، ویدیوهای هوش مصنوعی، انیمیشنهای لگویی و تمسخر مستقیم دونالد ترامپ به دست آمده است.
به روایت گاردین، بخش مهمی از این عملیات رسانهای را نسل جوانتری از تولیدکنندگان محتوا پیش میبرند؛ نسلی که زبان شبکههای اجتماعی، شوخی سیاسی و منطق وایرال شدن محتوا را بهتر از دستگاه رسمی آمریکا فهمیده است. از حسابهای وابسته به سفارتخانههای ایران تا صفحه محمدباقر قالیباف، مجموعهای از پستها و ویدیوها منتشر شده که میکوشند جنگ را نه از دریچه ایدئولوژی رسمی، بلکه با زبان طعنه، موسیقی هجوآمیز و ارجاعهای فرهنگ عامه برای مخاطب جهانی روایت کنند. یکی از نمونههای برجسته، ویدیوی منتشرشده از سوی سفارت ایران در آفریقای جنوبی است که ترامپ را در قالب یک ستاره پاپ دهه هشتادی نشان میدهد و ظرف ۲۴ ساعت بیش از ۴۵ هزار پسند گرفته است.
اهمیت این تحول در آن است که همزمان با این هجوم تبلیغاتی، ایران در داخل با یکی از شدیدترین خاموشیهای اینترنتی تاریخ خود روبهرو است. گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر نشان میدهد این قطع گسترده اینترنت از اواخر فوریه ادامه یافته و در میانه آوریل به بیش از ۴۰ روز رسیده است؛ وضعی که ارتباط شهروندان با جهان بیرون را تقریباً به حداقل رسانده و دسترسی عمومی به اطلاعات مستقل را مختل کرده است. به بیان دیگر، همان حکومتی که در داخل کشور جریان آزاد اطلاعات را خفه کرده، در بیرون از مرزها با استفاده از همان منطق شبکههای اجتماعی میکوشد افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
نرگس باجوغلی، پژوهشگر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز، در نشستی در مؤسسه کوئینسی گفته است جنگها امروز در دو میدان همزمان جریان دارند: میدان نبرد و میدان ارتباطات. او معتقد است تهران در دومی بسیار سریعتر از آمریکا عمل کرده و توانسته است گفتوگوها را در شبکههای اجتماعی «برباید». به گفته او، محتوای تولیدشده از سوی ایران به شکلی کمسابقه در میان طیفهای بسیار متفاوت سیاسی در آمریکا، از راست افراطی و هواداران «ماگا» تا لیبرالها و چپها، دستبهدست شده است.
در این میان، ناکامی آمریکا فقط به مهارت رقیب محدود نمیشود. همزمان با اعلام محاصره دریایی رفتوآمد کشتیها به بنادر ایران از سوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، کاخ سفید و شخص ترامپ در عرصه روایتسازی آنلاین نیز دچار آشفتگی بودهاند. رویترز گزارش داده که این محاصره از ۱۳ آوریل اجرایی شده و به یکی از مهمترین نقاط تنش در جنگ بدل شده است. در چنین فضایی، هر اشتباه لفظی یا نمایشی ترامپ در شبکههای اجتماعی، مواد خام تازهای برای ماشین طنز و تمسخر طرف ایرانی فراهم کرده است.
با این همه، این دست بالا در فضای مجازی الزاماً به معنای پیروزی سیاسی یا افزایش همدلی پایدار با جمهوری اسلامی نیست. گاردین نیز تأکید میکند تغییر تصویر جهانی ایران کاری زمانبر است و سرکوب داخلی، تعطیلی روزنامهها و تبلیغات رسمی فرسوده همچنان مانع بزرگی بر سر راه آن است. افزون بر این، گزارش ورج هشدار میدهد که بخشی از این موج وایرال بر مرز باریکی میان واقعیت، دستکاری دیجیتال و ویدیوهای هوش مصنوعی حرکت میکند؛ جایی که هم تصاویر واقعی از ویرانیها و هم محتوای جعلی یا اغراقآمیز در کنار هم پخش میشوند و تشخیص حقیقت را دشوارتر میسازند.
با وجود این ملاحظهها، آنچه اکنون دیده میشود این است که تهران، دستکم در مقطع کنونی، فهم دقیقتری از منطق افکار عمومی در عصر شبکههای اجتماعی به نمایش گذاشته است: در جهانی که پیامهای رسمی کمتر شنیده میشوند، طنز، تحقیر حریف، ارجاع به رسواییها و تولید سریع محتوای قابلاشتراکگذاری میتواند از بیانیههای رسمی و سخنگوییهای نظامی مؤثرتر باشد. همین واقعیت است که باعث شده «سرزمین برادران فنآوری» فعلاً در نبرد آنلاین از کشوری عقب بماند که در داخل مرزهایش اینترنت را تقریباً خاموش کرده است.