
وقتی «دونالد ترامپ» رییسجمهور آمریکا در اول اردیبهشت آتشبس میان ایران و ایالات متحده را تمدید میکرد، گفت: «دولت ایران بهشدت دچار شکاف است» در عین حال تاکید کرد آتشبس را تا زمانی ادامه خواهد داد که «رهبران و نمایندگان آن بتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند.» موضوع یکپارچه نبودن تیم مذاکره ایرانی مدتی است که هم در داخل ایران و هم در میان رسانههای خارجی مطرح شده است. اما طرف ایرانی مدعی است که همه نیروها «وحدت دارند» و در ۳اردیبهشت مقامهای مختلف ایران به صورت هماهنگ نوشتند: «همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد.»
با این حال بعد از این نوشته مشترک، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران در ۴ اردیبهشت به اسلام آباد رفت، ولی در استودیو صدا و سیما در تهران، «محمد مرندی» که عضو تیم مذاکره کننده ایران است گفت که عراقچی «هیچ مذاکرهای با رژیم ترامپ در اسلامآباد نخواهد داشت و صرفاً ملاحظات و دیدگاههای ایران در مورد پایان جنگ را به طرف پاکستانی منتقل خواهد کرد.» اما وزیر خارجه گفت: «ملاحظات ایران برای پایان جنگ» با آمریکا را به طرف پاکستانی منعکس کرده است و نوشت: «باید دید آیا ایالات متحده واقعا از ارادهای جدی برای پیشبرد دیپلماسی برخوردار است؟» سخنان دو مقام یک هیات واحد در یک روز، نشان داد که اختلاف مواضع در جمهوری اسلامی جدی است.
آمریکا کودک است اما ما هم سکوت کردیم
پس از آنکه ترامپ اعلام کرد اختلاف و چندگانگی در طرف ایرانی وجود دارد، واکنشهای بسیاری در داخل ایران به وجود آمد؛ از جمله خبرگزاری «تسنیم» در تحلیلی ادعای اختلاف را «فانتزی و آرزوی ترامپ» برای جبران شکست راهبردی جنگش نامید. این متن استدلال کرد که ترامپ با دروغِ «دوگانگی در حاکمیت»، قصد تضعیف ستونهای قدرت ایران، یعنی توان نظامی و حمایت مردمی در خیابانها را دارد، در حالی که اگر اختلاف واقعی بود، آمریکا برنده میدان میشد و تیم مذاکرهکننده نفوذپذیر بود. متن منتشر شده در تسنیم نمیگوید که میان تیم مذاکره کننده اختلافی وجود ندارد بلکه بر وحدت ملیای تاکید میکند.
طرف ایرانی اما مشکل را در آمریکا میداند. «محمدرضا عارف»، معاون اول رییسجمهور که سابقه طولانی در جریان اصلاحطلب داشته و از مذاکرات بارها دفاع کرده است اکنون مواضع آمریکا را «کودکانه و متغیر» میداند. او میگوید مقامهای واشنگتن «در شرایط فشار با التماس بهدنبال آتشبس و مذاکره هستند، اما پس از آن رویکردی لجوجانه اتخاذ میکنند.» او در ضمن توضیح میدهد همه باید از تیم مذاکره کننده دفاع کنند.
«مجتبی یوسفی»، نماینده مجلس میگوید مذاکرات که به ریاست «محمدباقر قالیباف» رییس مجلس، در جریان است، ادامه پیروزیهای میدان و خیابان با تدبیر رهبری است. او تیم مذاکره کننده را تیمی میداند که «با توجه به مطالبه مردم، رزمندگان و انتقادها، از بدعهدی آمریکا و عدم توجه به قدرت ایران در مذاکرات سابق درس گرفته و بر یکپارچگی محور مقاومت (حزبالله، حشدالشعبی، انصارالله، حماس) تاکید دارد و آتشبس لبنان را دستاورد خود میداند.» او اما در عین حال هشدار میدهد «اگر آمریکا خطا کند، پاسخ کوبندهتر با تمرکز بر مولفه هرمز به آنها داده خواهد شد.»
حمایت از تیم مذاکره کننده چندان جدی نیست چرا که در عین ظاهر حمایت، بسیاری از این تیم انتقاد دارند و درایت میدان را در آنها نمیبینند. «ناصر ایمانی»، تحلیلگر سیاسی نزدیک به جریان اصولگرا میگوید یکی از ضعفهای طرف ایرانی پس از مذاکرات اسلامآباد سکوت بود؛ این سکوت روایتسازی دشمن را راحتتر میکند، بدبینی عمومی و رادیکالیسم داخلی ایجاد میکند و ممکن است افکار عمومی از دست خارج شود. او تأکید دارد انتقاد علنی از تیم دیپلماتیک در شرایط جنگی «سم» است و میگوید: «نباید هیچ یک از سه پایه نظامیان، مردم خیابان و دیپلماسی تضعیف شود، چرا که کل را نابود میکند.» او تاکید میکند دیپلماسی باید از الگوی جنگ روانی نیروهای مسلح تقلید کند.
مخالفان موضوع و اصل مذاکره
جریان اصولگرا به ویژه نزدیکان و اعضای جبهه پایداری مهمترین منتقدان مذاکره و تیم مذاکره کننده هستند. «محمد رشیدی»، نماینده مجلس در پاسخ به خبرنگاری که میپرسد «۴۰ نفر از نمایندگان مجلس مخالفتهایی» با مذاکرات دارند و جریان از چه قرار است؛ میگوید «حمید رسایی»، نماینده جبهه پایداری در مجلس «بیانیهای را نوشت که البته من از تعداد امضاهای آن بیاطلاعم، اما مفاد آن، این است که مذاکرات تاکنون بینتیجه بوده و در نهایت به ما حمله شده است.» او میگوید: «این بیاعتمادی به این دلیل است که آنچه تا الان اتفاق افتاده، تماماً بدعهدی طرف مقابل بوده است. آنها حتی وقتی بر سر میز مذاکره حرفی میزنند، بعداً زیر آن میزنند و صحبتهای دیگری مطرح میکنند.» اما نکته قابل توجهی که او در کنار بدبینی به آمریکا مطرح میکند این است که نمایندههای مجلس اساسا در جریان مذاکرات نیستند و در حوزه انتخابیه خود هستند.
در مورد این بیانیهِ اعضای تندرو مجلس، «کامران غضنفری» نماینده تهران توضیح میدهد که هیئت مذاکره کننده باید دو اصل را رعایت کنند، اطلاعرسانی بهموقع، شفاف و اقناعی و همچنین پایبندی به شروط یا پیششرطهای تعیینشده ایران. او میگوید: «ادامه مذاکرات در حالی که یکی از شروط تعیین شده محقق نشده، امری اشتباه و غیرقابل قبول است. انتظار میرود برای تحقق پیش شرط دوم قبل از شروع دور دوم مذاکرات مقاومت شود.»
اما سخنانی که در این مدت واکنش بسیاری داشت، متعلق به «محمود نبویان»، عضو مجلس و همچنین عضو تیم مذاکرهکنندهای بود که به اسلامآباد رفت. او از «خطای راهبردی» در تعیین دستور کار مذاکرات اسلامآباد میگوید و معتقد است مذاکرات «مطلوب و قابل قبول» نبوده و حتی باعث جسورتر شدن طرف مقابل شده است. او با اشاره به اینکه گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار مذاکرات اشتباه بوده، تصریح کرد: «این اقدام دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود؛ در حالی که اساساً چنین موضوعی ارتباطی به آمریکا ندارد.» او تاکید میکند «جمهوری اسلامی بر اساس نیازهای خود مسیر هستهای را دنبال خواهد کرد و این موضوع نباید به عرصه مذاکره کشیده میشد.»
«احمد علمالهدی» امامجمعه مشهد، که یکی از چهرههای سرسخت ضد غرب در ایران است روز ۴ اردیبهشت میگوید: «کسی اصلا صحبت از توافق با آمریکا نمیکند. الحمدالله مردم ما یکپارچه ایستادهاند، در راس کشور نیز مقام رهبری باید تصمیم بگیرد، وقتی مذاکرات با آمریکا بیفایده و بینتیجه ماند، دیگر تیم مذاکرهکننده ما حاضر به مذاکره نشدند.» او ادامه میدهد «چه کسی در این کشور میخواهد با آمریکا توافق کند؟ آیا کسی هست که بگوید اورانیوم را رایگان در اختیار آمریکا قرار بدهیم و فناوریهای هستهای خود را نابود و موشکهای دوربرد خود را جمع کنیم؟ خدایی نکرده در بین مسئولین ما کسی از این حرفها نمیزند.»
اما برخی از این جریان معتقدند که اساسا با آمریکا نباید به مذاکره نشست. «علی خضریان»، نماینده مجلس، توضیح میدهد: «جنگ قطعی است و جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است که هرگونه تبادل پیام با آمریکا متوقف شود. انواع تبادل پیام با آمریکا از طریق شبکههای اجتماعی و خبرنگاران باید متوقف شود.» این گفته نه تنها محقق نشده است بلکه اختلافها در نظام را آشکارتر کرده است.
موافقان مذاکره و بازگشت به نظم
یکی از صحنههای کلاسیک سیاسی ایران این است که عدهای که موافق مذاکره هستند، معتقدند تندروها مانعی برای مذاکره و توافق هستند. «عبدالجواد موسوی» یادداشت نویس سیاسی نزدیک به جریان اصلاح طلب، در باره رویکردهای مخالف مذاکرات این دوره میگوید: «تیمِمذاکرهکننده در اسلام آباد با حرملهترین و زیادهخواهترین موجودات عالم بر سر منافع این آب و خاک چانه میزد» اما این تیم سه دشمن دارند «تندروها»، «سلطنت طلبها» و « صهیونیستها که با بمباران و ترور و هر جنایتی که فکرش را بکنید بهدنبال برهمزدن مذاکراتند و جز به خون و ویرانی و کشتار، آرام نخواهد گرفت.»
اما مساله این طیف صرفا مخالفان مذاکره نیست، بلکه ساختار مذاکرات هم هست. «محمد محمودی»، فعال رسانهای، معتقد است که «مذاکرات اسلام آباد تنها در صورتی به نتیجه خواهد رسید که همه بخواهند به نتیجه برسد، وگرنه اگر فقط مذاکره قالیباف یا عراقچی و یا حتی پزشکیان نامگذاری شود، به هر نتیجه ای برسد، پایدار نخواهد ماند.» او عملا به شکاف در ساختار سیاستگذاری ایران اشاره دارد. او معتقد است که ایران با «یک بال مذاکره میکند.» منظورش این است که یکدستی در طرف ایرانی وجود ندارد. او سه دلیل عمده برای به ثمر نرسیدن مذاکرات میشمارد، اول اینکه اهدافی که ایران تعریف کرده است حداکثری است؛ دوم وجود «فاصله معنادار دیپلماسی و میدان» و در نهایت «فقدان جمع بندی ملی در پایان جنگ یا تداوم آن.» او تاکید میکند اجماع کلی در باره پایان جنگ در ایران نه میان مردم و نه مقامات سیاسی شکل نگرفته است.
اصلاحطلبان اما بر مواضع خود مبنی بر انجام مذاکره و توافق اصرار دارند. در اول اردیبهشت جبهه اصلاحات ایران با صدور بیانیهای نوشت: «دیپلماسی، نه یک انتخاب فرعی، بلکه عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات و نشانه هوشمندی در درک واقعیتهای جهان برای بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی است.» این جبهه ضمن آنکه میگوید: «اعتماد به تیم مذاکرهکننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است» معتقد است حکومت باید تغییر مسیر دهد و «تحقق صلح پایدار مستلزم عبور قاطع از رویکردهای هیجانی، افراط و انزواطلبی، و حرکت به سوی واقعگرایی سیاسی و نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی است.»
قالیباف، همپیمانی دیپلماسی و میدان؟
بعد از آنکه ایران و آمریکا آتشبس را پذیرفتند و مذاکرات آغاز شد، بسیاری در خیابانهای ایران از طرفداران احتمالا رادیکال نظام به وضعیت واکنش نشان داده و قالیباف را به عنوان رییس این هیات لعن کرده و فریاد زدند «آقای قالیباف، تو هرچی داری تو این مملکت از صدقه سر رهبر شهید ما داری، لعنت به تو اگر بخوای خون آقای ما رو پایمال کنی!» چندی بعد «جلال رشیدی کوچکی» نسبت به این موضوع انتقاد کرده و گفت: «کسانی که کف خیابان به قالیباف و پزشکیان و عراقچی فحاشی میکنند نمیدانند برای اسراییل، اصولگرا و سوپر انقلابی و اصلاح طلب تفاوتی ندارد؟» در عین حال وی تاکید کرد «ما نسبت به مذاکرات بدبین هستیم طبیعتا هیچ ایرانی وطندوست و وطنپرست و عاقلی را پیدا نمیکنید که امروز نسبت به مذاکره با آمریکا خوشبین باشد.»
اما این رویکرد نسبتا بیطرفانه به قالیباف چندان فراگیر نیست. برخی او را نه تنها نماینده نظام نمیدانند بلکه نماینده اعضای مجلس هم نمیدانند. «مرتضی محمودی» عضو مجلس، میگوید: «مجلس در تعطیلی به سر میبرد. حضور قالیباف در مذاکرات به نمایندگی از ۲۸۵ نماینده نیست، نظرات ایشان نظر مجلس نیست. نمایندگان مانند مردم عادی از جزئیات مذاکرات بیاطلاعند. در این دوره هیچ اهمیتی به جایگاه مجلس نمیشود؛ این اتفاق خطرناک است.»
با چنین نظرات منفی نسبت به قالیباف از سوی جریان پایداری، حالا شایعاتی نیز از کنارهگیری قالیباف یا کنار گذاشتن شدن وی از تیم مذاکره کننده نیز منتشر شده است. رسانه «ایران اینترنشنال»، میگوید «قالیباف بهدلیل تلاش برای گنجاندن مساله انرژی هستهای بهعنوان بخشی از محورهای مذاکره با آمریکا، در تهران مورد توبیخ قرار گرفت و مجبور به استعفا شد.» این رسانه همچنین مدعی است که «سعید جلیلی» جای او را خواهد گرفت.
این خبر از سوی رسانههای نزدیک به حاکمیت تکذیب شده است. در عین حال رویکردهای موافق قالیبافهم بیشتر شده است که او را یکی از بهترین گزینهها برای مذاکره میداند. «روحالله لکعلی آبادی» نماینده مجلس، میگوید نباید تخریب چهرهای مثل قالیباف را شاهد باشیم و تخریب چهرهها کار دشمن است. او تصریح میکند: «شخصیتی مانند آقای قالیباف، شخصیتی است که باید سالها تلاش شود تا شخصیتی علمی، اجرایی، متقی، از خانواده شهید و فرماندهای که در موقعیتهای مختلف خوش درخشیده است؛ به دست بیاوریم.»
اما سخنگوی وزارت خارجه در توضیح چرایی انتخاب او به ریاست هیات مذاکره کننده به همین سوابق او اشاره کرده و میگوید: «انتخاب آقای قالیباف بهعنوان رییس مجلس، با توجه به سابقه رزمندگی در دفاع مقدس و مسئولیتهای متعدد و موفق در حوزههای مختلف، انتخابی هوشمندانه و شایسته بود. ایشان بهعنوان منتخب مردم و رییس مجلس شورای اسلامی، نمادی از مردمسالاری دینی محسوب میشوند.آقای قالیباف با همه بخشهای حاکمیت ارتباط مؤثر دارند و مورد وثوق جریانهای مختلف سیاسی و اجزای نظام هستند. ایشان همچنین با وزارت امور خارجه رابطه کاری بسیار خوبی دارند که میتواند در هماهنگیهای کلان کشور مؤثر باشد. در کنار آقای عراقچی، با توجه به پیشینه هر دو در دوران دفاع مقدس، این ترکیب میتواند در عرصه دیپلماسی و مدیریت کلان کشور بسیار مؤثر و موفق عمل کند.» این موضعگیری تلاشی است برای نشان دادن همسویی دیپلماسی و میدان؛ اما در واقعیت، این اختلافات نشان میدهد که هسته مرکزی قدرت در تهران، برای اقناعِ مخالفان تندروی مذاکره، ناچار شده است به بازخوانی سوابق نظامی و انقلابیِ مذاکرهکنندگان متوسل شود.