
ششمخرداد۱۴۰۵، برخی از کاربران در ایران خبر دادند که ارتباط آنها از طریق سرویسهای اینترنت در منازل برقرار است؛ یعنی که گویی برای بخشی از کاربران اینترنت سراسری به شکلی که پیش از اعتراضات دیماه۱۴۰۴ ممکن بود دوباره فراهم شده است. واکنشها به بازگشت کاربران ایران به پلتفرمهایی همچون توییتر و اینستاگرام متفاوت بود. برخی از این رویداد احساس شادمانی و رضایت کردند، برای بعضی خشم فزاینده اجازه خوشحالی نداد چرا که گمان میکردند این دسترسی نهچندان آزاد، اما میسر با فیلترشکنهای نسبتا معمولی و رایگان، کف حقوق آنها از دسترسی است اما حکومت «به مرگ گرفته که به تب راضی باشیم.»
این گزارش سه روایت از احساسات متناقض مردم ایران پس از اتصال به اینترنت است.
***
روایت اول؛ سمیه مادر کودکی دارای معلولیت
«سمیه»، همسر و پسر هشتسالهاش روزهای جنگ اسراییل و آمریکا را به خوزستان رفته بودند. این زوج فرزندی دارای معلولیت دارند و هر سال در تعطیلات نوروز او را به منزل پدربزرگ و مادربزرگش میبرند تا کمی از ملال زندگیاش کم شود.
سمیه به ایرانوایر میگوید: «شما نمیتوانید تصور کنید قطع اینترنت برای خانوادهای که کودک سیپی دارد یعنی چه. فرزند ما با یک ضایعه نخاعی مادرزادی بهدنیا آمد. به خاطر وضعیت او، امکان بهرهبردن از پزشکان متخصص در پایتخت به تهران آمدیم و اینجا ساکن شدیم. توی این هشتسال فراز و فرودهای بسیار دیدیم، اما از اسفند تا دیروز که اینترنت وصل شد سختترین روزهای زندگی ما بود.»
به گفته سمیه، او و همسرش برای اولینبار در این سالها در دوران جنگ و این آتشبس شکننده آرزو کردند کاش هرگز بچهدار نشده بودند: «تنها مانده بودیم. جنگ بود و امکان خارج شدن از منزل وجود نداشت. اینترنت که تنها راه ما برای سرگرم کردن بچه بود قطع بود و کلافگی او از هر چیزی برای ما دشوارتر.»
هیچچیز برای پدر و مادر دیدن اندوه در چهره فرزندی نیست که حتی نمیتواند بهدرستی از غمش حرف بزند. سمیه میگوید: «پسرم دلش میخواست کارتون ببیند. عاشق انیمههای ژاپنی است. چندتایی از قبل دانلود کرده بودم اما بعد از مدتی تکراری شده بودند و این بچه گاهی ساعتها بیصدا اشک میریخت و من از غصه آب میشدم. علاوه بر آن یک سری تمرینها برای فعال ماندن سلولهای مغز روی تبلت داشتیم که آنلاین بودند و آنها را هم از دست داده بود.»
این زوج تصمیم گرفتند در روزهای پایانی اسفند به خوزستان بروند: «ریسک بزرگی بود. اما دست تنها در آپارتمانی که هر از گاهی برقش قطع می شد ماندن ناممکن بود. من قبلا وقتی برق قطع میشد اگر چیزی ضرورت داشت آنلاین میخریدم اما یکبار خاطرم هست ساعتها مجبور شدم منتظر بمانم تا همسرم از سر کار برگردد و برای بچه پوشک تهیه کند چون نمیتوانستم او را در خانه تنها بگذارم.»
از روزی که سمیه و خانوادهاش به شهر محل سکونت خانوادهاش رسیدند بمباران به آنجا هم رسید: «مناطق نظامی شهر را هر روز میزدند اما من حداقل خیالم راحت بود تنها نیستم. اگر بلایی سر ما بیاید کسی هست مراقب بچه باشد.»
روایت دوم؛ فاطمه دختری که مراقب والدین سالمندش است
«اوضاع اقتصادی خیلی سخت شداز وقتی اینترنت قطع بود. من سالها بهدلیل شرایط پدر و مادرم کسبوکار اینترنتی در خانه داشتم. با چند خانم دیگر که اغلب سرپرست خانوار بودند محصولات خانگی تهیه میکردیم و میفروختیم، اما همهچیز از دست رفت.»
فاطمه ۴۸ساله و مجرد است. او سالها قبل ازدواج ناموفق داشته: «خوشبختانه بچهدار نشدیم و جدا شدم. ۱۸سال گذشته را مراقب والدینم بودهام. خواهر و برادرم ایران نیستند. من زود ازدواج کرده بودم و دانشگاه نرفتم اما بعد از جدایی کارهای مختلفی کردم تا اینکه سال ۹۴با چند زن دیگر از دوستانم که همه یا مجرد هستند یا سرپرست خانواده تصمیم گرفتیم مغازه آنلاین بزنیم.»
فاطمه میگوید گرانی، بیثباتی و بلاتکلیفی مردم سالهاست که جریان دارد اما این روزها ترسناکترین روزهای عمر اوست: «ما خیلی تلاش کردیم. میوه خشک و شور و ترشی و سبزی و لواشک و پیاز سرخ کرده و هر محصولی که نیاز بود با بهترین کیفیت آماده و بستهبندی میکردیم. به سراسر ایران ارسال داشتیم. بعد از دو سال کسبوکارمان گرفته بود. با این قطعی اینترنت همه چیز از دست رفت.»
به گفته این زن قطع اینترنت نهتنها کسبوکار او را نابود کرد که والدینش را هم افسرده و غمگین کرد: «این زن و مرد سالمند نه پایی برای بیرون رفتن دارند، نه کسی هست که به دیدنشان بیاید. بچههای خواهر و برادرم را، زندگیشان آنها را روابط و دوستیهایشان را توی اینترنت میدیدند و سرشان گرم بود. موزیک گوش میدادند، فیلم میدیدند. سرشان را گرم میکردند. آنها هم صبح تا شب بیکار و غمگین توی خانه می گذراندند.»
فاطمه میگوید بعد از اعلام اینکه اینترنت وصل شده اولین جمله پدرش این بوده که «یعنی حالا میتوانم بچههای خواهرت را تصویری ببینم؟»
پاسخ به این سوال بله نبود. فاطمه میگوید: «از دیروز تمام تلاشم را کردم اینترنت در ظاهر وصل است اما بهقدری کند است که حتی تماس معمولی هم نشد بگیرم چه برسد به ویدیو کال.»
حسین؛ جوانی که در دی۱۴۰۴ مانده
«من ۳۰سالهام. تمام این سالها به همه امید میدادم که به آینده نگاه کنید، آینده مال ماست. حالا اما بعد از آنچه در دی۱۴۰۴ کف خیابانهای تهرانپارس دیدم هیچ امیدی به آینده ندارم.»
حسین مرد جوانی است که بعد از چهارسال با زن دلخواهش نامزد کرده است. او به ایرانوایر میگوید: «قرار بود عید امسال برویم سر خانه و زندگیمان. دیماه که کشتار اتفاق افتاد من افتادم در چاهی که بیرون آمدن از آن سخت بود. مدام فکر میکردم من میتوانستم یکی از صدها کشتهشده تهرانپارس باشم.»
او میگوید با سختی و تلاش پولی برای رهن یک خانه کوچک جمع کرده بود که حالا با آن یک آلونک هم نمیشود اجاره کرد: «شاید باورتان نشود توی چهارماه قیمت اجارهخانه طوری تغییر کرده که اصلا نمیشود توضیحش داد. یک زمانی خرید خانه رویا بود، حالا اجاره کردنش هم رویاست.»
حسین پیش از قطع اینترنت از گرافیک و طراحی سایت کسب درآمد میکرده: «ما یک کسبوکار خانوادگی داریم اما من به طراحی وب و گرافیک علاقمند بودم. یاد گرفتم و سرتیفیکیت گرفتم و پروژهای کار میکردم. همه پروژهها با قطع اینترنت خوابید. اما اگر هم نمیخوابید من روح و روانم مرده. توی دیماه جا ماندهام. کاری از من بر نمیآمد.»
اتصال اینترنت دردی از مردم دوا میکند؟
«نتبلاکس»، سازمان ناظر بر دسترسی اینترنت در جهان میگوید که اینترنت ایران بهرغم اتصال، با فیلترینگ شدید روبروست. این سازمان در حساب کاربری ایکس خود نوشت که اگر چه اتصال تا اندازه زیادی برقرار شده اما کاربران بهشدت با فیلترینگ مواجه هستند.
دادههای شرکت «کنتیک» نشان میدهد که حجم ترافیک اینترنت بینالملل پس از هفتهها محدودیت شدید، تا ساعت ۷ و نیم صبح روز ۷خرداد۱۴۰۵ به ۵۳درصد حجم پیش از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ رسیده است.
شهروندان ایران میگویند اتصالشان به نت بسیار «ناپایدار» و با «اختلالات متناوب» همراه است.
یک شهروند ساکن تهران به ایرانوایر میگوید بهرغم برقراری ارتباط اینترنت بسیاری از اپلیکیشنها از جمله «واتساپ» با اختلال شدید مواجهاند و حتی با فیلترشکن هم کار نمیکنند. او میگوید تعداد زیادی فیلترشکن را تست کرده اما در نهایت موفق نشده از واتساپ استفاده و برخی اپلیکیشنهای خود را بهروز رسانی کند.
به گفته این شهروند برای انجام سادهترین کار، مثلا بازکردن یک وبسایت یا یک پرداخت آنلاین باید صد فیلترشکن مختلف را خاموش و روشن کرد تا بالاخره یکی کار کند: «اعصابمان فرسوده شده. صفحههای ساده را هم به سختی میشود باز کرد.»
روایت رسمی حکومت درباره «بازگشت زندگی عادی» با اتصال نیمبند اینترنتی که به گفته شهروندان بیشتر «فیلترنت» است، با گزارشهای میدانی از زندگی روزمره در ایران نسبتی ندارد. دهها میلیون نفر در ایران همچنان از دسترسی به همین میزان محدود از اینترنت محروماند و افرادی که وصل هستند با سرعت بسیار پایین و فیلترینگ بسیار سنگین از اینترنت استفاده میکنند.