
حتی اگر ماجرای نامه استعفای مسعود پزشکیان حقیقت نداشته باشد، پرسش اصلی همچنان پابرجاست که او تا چه اندازه در ۵ ماه اخیر، قدرت اجرایی و سیاسی کشور را در اختیار داشته و تا چه اندازه در روند تصمیم گیریهای سیاسی مشارکت داده شده است؟
دولت ایران میگوید خبر ارسال نامه از سوی مسعود پزشکیان به دفتر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی با هدف استعفا حقیقت ندارد و در کنار تکذیبهای منتشر شده از سوی اعضای دولت، رسانههای داخلی نیز روز یکشنبه تصاویری از او را در جلسه هیئت دولت منتشر کردند که میگفت تا جان در بدن دارد، ادامه خواهد داد.
در خبری که پیشتر ایراناینترنشنال به نقل از «یک مقام آگاه» درباره نامه استعفا منتشر کرده بود، آمده است که پزشکیان دلیل استعفا را «کنترول کامل طیفی خاص از فرماندهان سپاه پاسداران» بر بخشهای اصلی حاکمیت اعلام کرده و هشدار داده است که رئیسجمهور عملا از روند تصمیمگیریهای کلان و حیاتی کشور کنار گذاشته شده است. گفته میشود که پزشکیان در این نامه، درباره اینکه «جریانهای افراطی سپاه» زمام امور را در دست بگیرند، هشدار داده و نوشته بود که در چنین شرایطی امکان اداره حکومت و انجام مسئولیتهای قانونی خود را ندارد و خواستار کنارهگیری فوری است. به نوشته این مطلب، پزشکیان افزوده که بنبست سیاسی و اجرایی ایجاد شده برای دولتش تا جایی بوده که، نه امکان پیشبرد مذاکرات دیپلماتیک را داشته است و نه انجام تغییرات مورد نظر در کابینه.
چرا ماجرای استعفا باورپذیر است؟
تکذیبهای رسمی نتوانسته مانع شکلگیری موج تازهای از گمانهزنیها در میان تحلیلگران و افکار عمومی ایران شود که میپرسند حتی اگر ماجرای نامه حقیقت نداشته باشد نیز پرسش اصلی همچنان پابرجاست که مسعود پزشکیان تا چه اندازه در ۵ ماه اخیر، قدرت اجرایی و سیاسی کشور را در اختیار داشته و تا چه اندازه در روند تصمیم گیریهای سیاسی مشارکت داده شده است؟
محدود بودن اختیارات رئیس جمهوران در ایران چیز تازهای نیست. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، معمولا تصمیمهای کلیدی در حوزههایی چون سیاست خارجی، برنامه هستهای، مسائل امنیتی، فعالیتهای نظامی و سیاستهای منطقهای همواره در مراکزی خارج از دولت اتخاذ شده و پیش از این، رؤسای جمهوری همچون محمد خاتمی، حسن روحانی و حتی محمود احمدینژاد از محدودیت اختیارات خود سخن گفته بودند.
اصل ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی میگوید که پس از مقام رهبری، رئیس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را «جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط میشود» بر عهده دارد.
اصل ۱۱۰ قانون اساسی نیز فرماندهی کل نیروهای مسلح، تعیین سیاستهای کلی نظام، نصب فرماندهان ارشد نظامی، اعلام جنگ و صلح همچنین نظارت عالی بر نهادهای کلیدی امنیتی و نظامی را جزو اختیارات رهبری تعریف کرده است؛ به همین دلیل رئیسجمهور در بسیاری از پروندههای امنیتی و نظامی تصمیمگیر نهایی محسوب نمیشود.
با این وجود، به نظر میرسد که اکنون این محدودیتها بیش از هرزمانی آشکار شده و پرسش این است که پزشکیان واقعا در پنج ماه گذشته چه نقشی ایفا کرده است؟
نقش پزشکیان در مذاکرات سرنوشتساز ایران و آمریکا
اکنون حکومت ایران بیش از هر زمانی درگیر مذاکرات با آمریکا است، با این وجود سرپرستی هیئت مذاکرهکنندگان ایرانی با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی است.
شاید تنها نقش پزشکیان در این مذاکرات، ماموریتی بود که در فوریه ۲۰۲۶ به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران داد تا بررسیهای لازم را انجام دهد و در صورت فراهم بودن شرایط، گفتوگوها آغاز شود. این شاید تنها اقدامی باشد که بتوان آن را یک تصمیم سیاسی مهم از سوی رئیسجمهور حکومتی دانست که اکنون برای تضمین بقای خود تقلا میکند.
اما حتی در همین ماجرا نیز پزشکیان تاکید کرد که مذاکرات «با هماهنگی کامل و مجوز رهبری» انجام میشود. او بعدتر نیز صراحتا گفت که تصمیمات کلان کشور تنها در چارچوب شورای عالی امنیت ملی و با اجازه رهبری اتخاذ میشود.
نگاه کاخ سفید به موقعیت پزشکیان
بررسی مواضع رسمی منتشرشده از سوی کاخ سفید در پنج ماه نخست ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد که در بحبوحه مهمترین بحران روی داده میان ایران و آمریکا، کاخ سفید تقریبا هیچگاه رئیسجمهور ایران را مخاطب اصلی خود قرار نداده است.
بررسی سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و مقاماتی همچون مارکو روبیو، وزیر خارجه و پیت هگست، وزیر دفاع حاکی از آن است که دستکم در این مدت، ترامپ هیچگاه در سخنانش اشارهای به پزشکیان به عنوان همتای ایرانی خود نداشته و طرف او در اظهارنظرهایش عمدتا رهبری در ایران، سپاه پاسداران، مقامات ایران یا «رژیم ایران» بوده است. آنهم در حالی که در موضوع دیگر کشورها، ترامپ بارها بطور روشن و مستقیم از شی جین پینگ، نیکلاس مادورو، کیم جونگ اون، ولادیمیر پوتین حتی محمود عباس نام برده یا آنها را خطاب قرار داده است.
ترامپ همچنین هیچگاه پزشکیان را مسئول تصمیمات اتخاذ شده از سوی ایران معرفی نکرده است و به همین دلیل بسیاری از منتقدان پزشکیان میگویند که حتی طرف آمریکایی، او را بازیگر اصلی قدرت در ایران نمیداند.
مسعود پزشکیان در آوریل سال جاری نامهای خطاب به مردم آمریکا منتشر کرد و خواستار کاهش تنش و حرکت به سمت دیپلماسی شد. اگرچه برخی رسانههای آمریکایی این نامه را پوشش دادند اما ترامپ هیچ واکنش مستقیمی در قبال این نامه نداشت.
شایعه اختلافات پزشکیان با احمد وحیدی
در ماههای اخیر شایعاتی درباره اختلاف پزشکیان با برخی فرماندهان سپاه از جمله احمد وحیدی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، بسیاری از انتصابهای کلیدی که مطابق با قانون اساسی در اختیار رئیس جمهور است، اکنون از سوی فرماندهان سپاه انجام میشود.
بطور مثال کانال ۱۴ اسرائيل در ماه آوریل گزارشی به نقل از منابع آگاه منتشر کرد که از تنش میان پزشکیان و وحیدی، در پی انتصاب محمدباقر ذوالقدر به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی به عنوان جانشین علی لاریجانی خبر میداد.
این رسانه با اتکا به سخنان منابعش مینویسد که پزشکیان به احمد وحیدی گفته است: «شما کشور را مثل افراد انتحاری اداره میکنید. ما هیچ شانسی برای بهبود وضعیت نداریم… نهتنها اداره مسائل امنیتی و سیاسی را از من گرفتهاید، بلکه از آغاز جنگ اداره مسائل غیرنظامی و اقتصادی را هم از من سلب کردهاید.»
گزارش میافزاید که پزشکیان در پی این اقدامات سپاه، تاکنون دو بار خواستار دیدار با مجتبی خامنهای شده تا استعفای خود را تسلیم کند؛ اما هردوبار درخواست او رد شده است.
تحلیلهای اخیر حاکی از آن بوده که احمد وحیدی در حال حاضر از بازیگران اصلی تدوین سیاست «مقاومت حداکثری» ایران در قبال آمریکاست. موسسه «مطالعه جنگ» در واشنگتن نیز در گزارشی نوشت که «وحیدی و حلقه نزدیکانش نهتنها پاسخ نظامی ایران، بلکه سیاست مذاکراتی کشور را تحت کنترل خود درآوردهاند».
دو احتمال درباره خبر استعفا
پیش از این نیز شایعاتی درباره کنارهگیری مسعود پزشکیان از مقام ریاست جمهوری منتشر شده بود؛ از جمله در دسامبر ۲۰۲۴ میلادی در جریان سفرش به مصر که علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور، آن را تکذیب کرد و یک عملیات روانی علیه دولت خواند.
در قبال این خبر جدید نیز دو احتمال مطرح است:
یا خبر نامه پزشکیان به مجتبی خامنهای برای استعفا صحت دارد که نشانی از اختلافات واقعی و عمیق در درون حاکمیت است. عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی مقیم ایران در اواخر سال ۲۰۲۵ میلادی در گفتگو با یورونیوز چنین احتمالی را پیشبینی کرده و با اشاره به زمزمههای «ضرورت استعفای پزشکیان» گفته بود که او با وجود تمام وعدههایی که در زمان انتخابات داد، عملا قادر به تحقق آنها نخواهد بود و در صورت عدم ایجاد تغییراتی در داخل سیستم، نخواهد توانست به کارش ادامه دهد.
یا انتشار این خبر، بر اساس آنچه رژیم تبلیغ میکند، یک جنگ روانی و رسانهای است. بویژه آنکه همزمان با تکذیب این خبر توسط مقامات ایران، بسیاری از رسانههای داخل بر این موضوع متمرکز شدند که جامعه ایران در حالی که دو جنگ را در کمتر از یکسال پشت سر گذاشته است، اکنون بیش از هر زمانی به انسجام نیاز دارد و اینکه هدف از انتشار این خبر، ایجاد بیثباتی سیاسی و القای شکاف در راس قدرت بوده است.
پزشکیان و دستگاه سرکوب حکومت
واقعیت آن است که پزشکیان در این پنج ماه، بیشتر «بیانکننده سیاستها» بوده تا «تصمیمگیرنده اصلی» در ساختار قدرت جمهوری اسلامی؛ و اگر روزی مشخص شود که خبر استعفای مسعود پزشکیان حقیقت داشته است یا او در آینده تصمیم به کنارهگیری بگیرد نیز اقدام او به معنای فاصله گرفتنش از ساختار قدرت نیست.
پزشکیان از نخستین روز ورود به عرصه سیاست، همواره بر پایبندی خود به قانون اساسی، اصل ولایت فقیه و ساختار سیاسی موجود تاکید کرده است و مانند بسیاری از چهرههای موسوم به «اصلاحطلب» یا «میانهرو» درون حاکمیت، خواستار تغییراتی در شیوه اداره کشور بوده است، نه تغییر ماهیت نظام سیاسی.
او پس از اعتراضات دی ماه، از آمادگی دولت برای گفتوگو با معترضان سخن گفت و حتی افزود که بخشی از نارضایتیهای عمومی ناشی از عملکرد دستگاههای حکومتی است. با این وجود در عمل هیچ نشانهای از تغییر محسوس در سیاستهای امنیتی کشور مشاهده نشد و نهادهای قدرت در ایران همان خطمشی همیشگی را که ساکت کردن اعتراضات است را ادامه دادند؛ بار دیگر موج گسترده بازداشت معترضان و ناپدیدشدنهای قهری و کسب اعترافات اجباری از معترضان آغاز شد و قوه قضائیه صدور و اجرای احکام سنگین حبس و اعدام معترضان را در دستور کار خود قرار داد.
اذعان مکرر پزشکیان به مشکلات ناشی از قطعی طولانیمدت اینترنت در ایران نیز هیچ نتیجهای در پی نداشت و سرانجام اینترنت تحت فیلتر، پس از سه ماه قطعی، بتدریج و بطور محدود در اختیار شهروندان قرار گرفت.
پزشکیان همچنین حدود یکماه پیش، از دیدار ۲.۵ ساعتهاش با مجتبی خامنهای خبر داد که به گفته او در فضایی «کاملا بیواسطه، صریح و همراه با احساس نزدیکی و اعتماد» انجام شده است.
رسانههای ایران اطلاعات زیادی درباره این دیدار منتشر نکردند و روشن نیست که با توجه به پروتکلهای امنیتی مجتبی خامنهای، تحت چه شرایطی این گفتگو ممکن شده است. با این وجود پزشکیان پس از این دیدار گفت: «من هم ممکن است خیلی حرفها داشته باشم، اما وحدت و انسجام را مهمتر از هر چیز دیگری میدانم؛ اگر تا حالا ماندیم به خاطر وحدت و انسجام بوده است.»
کارنامه جمهوری اسلامی نشان داده است که بسیاری از مقامهای ارشد نظام، در مقاطع مختلف نسبت به میزان اختیارات خود یا عملکرد دیگر نهادهای حکومتی انتقاد کردهاند، اما این انتقادها کمتر به معنای خروج آنها از دایره قدرت یا مخالفت با کلیت نظام بوده است.
