
فروشگاه صنایع دستی بازار بزررگ اصفهان/ رویترز
در بسیاری از شهرهای بزرگ، حذف تدریجی آیینها به حذف تدریجی صنایع وابسته به آنها انجامیده است
اگر یک سیاح خارجی یک قرن پیش پا به تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز میگذاشت، تقریبا هیچ بخشی از زندگی روزمره را بدون صنایعدستی زیبای ایرانی نمیدید. فرش یا گلیم زیر پا دستباف بود، پارچه لباسها در کارگاههای محلی بافته شده بود، ظروف خانه را مسگران و سفالگران ساخته بودند و حتی زیورآلات، صندوقچهها، پردهها و رواندازها محصول دست صنعتگران بودند. صنایعدستی در آن دوران نهچندان دور صرفا یک «کالای فرهنگی» یا «هنری» نبود؛ خودِ زندگی بود. شاید به همین دلیل باشد که برای فهم بحران امروز صنایعدستی ایران، باید پیش از هر چیز از خود بپرسیم چگونه این هنرها از متن زندگی به حاشیه آن رانده شدند.
هر سال با فرا رسیدن ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع دستی، مجموعهای از مشکلات آشنای این صنایع در ایران دوباره مطرح میشوند. از افزایش هزینه مواد اولیه و کاهش قدرت خرید، تحریمها گرفته تا دشواری صادرات، مهاجرت استادکاران، کمبود سرمایهگذاری، تغییر سبک زندگی و هجوم کالاهای صنعتی ارزانقیمت.
اعلام ۱۰ ژوئن (۲۰ خرداد) به نام روز جهانی صنایع دستی که سال ۱۳۸۹ با پیشنهاد ایران و موافقت شورای جهانی صنایع دستی (WCC) انجام شد، در دل هنرمندان صنعتکار ایران این امید را ایجاد کرد که شاید در بر پاشنه جدیدی بچرخد.
البته تمامی مشکلاتی که نام بردیم، واقعیاند و بیتردید بر سرنوشت صنایعدستی ایران اثر گذاشتهاند، با این حال در کنار همه این مسائل، مشکل دیگری هم وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود؛ مشکلی که نه صرفا اقتصادی است و نه سیاسی، بلکه به نگاه ما به صنایعدستی بازمیگردد.
ادامه در ایندیپندنت فارسی