
نام دو فوشه کور به لطف ترجمهاش از دیوان حافظ شیرازی به زبان فرانسه، ترجمۀ مقالات شمس تبریزی و پژوهشها و تحقیقاتی که در زمینۀ ادبیات فارسی انجام داد، به گوش حلقات ادبی و چهرههای شاخص فرهنگ و ادب ایران رسید و در شمار پژوهشگران شناخته شدۀ ادبیات فارسی قرار گرفت.
پدر دوفوشه کور، مهندس راهآهن بود و پس از مدتی ریاست کل راهآهن مراکش را که در آن زمان مستعمرۀ فرانسه بود، بر عهده گرفت. به همین دلیل شارل هانری، دبستان و دبیرستان را در مراکش خواند و ۱۷ سال آغازین عمر خود را همراه والدینش در این کشور زندگی کرد.
هر چند او در این دوران با مردم محلی رابطهای نداشت و اوقاتش در خانه و مدرسۀ فرانسوی سپری میشد، اما این مدت طولانی زندگی در مراکش تأثیراتی بر او گذاشت، طوری که بعدها به تمدن و فرهنگ مسلمانان علاقهمند شد و دو سال در تونس به فراگیری زبان عربی پرداخت.
او در مستندی به نام «مجنون» که به کارگردانی محمدعلی فارسی در سال ۲۰۱۲ در موردش ساخته شده است، میگوید: «استاد زبان عربی در آن زمان به من گفت میبینم که علاقه زیادی به تمدن و فرهنگ مسلمانان پیدا کردهاید» و از قول این استاد ادامه میدهد: «اگر میخواهید که عمیقتر ترقی کنید، باید زبان فارسی را یاد بگیرید، چون ایرانیان در تأسیس تمدن ایرانی نقشی خیلی مهم داشتند».
این حرف توجه شارل هانری را به زبان فارسی جلب میکند و سبب بازگشت او به پاریس میشود تا زبان فارسی را فراگیرد. دوفوشه کور زبان و ادبیات فارسی را تا مقطع دکترا فرا میگیرد و رسالۀ خود را با موضوع «توصیف طبیعت در ادبیات فارسی در قرن یازدهم» با راهنمایی استاد خود ژیلبر لازار مینویسد، کسی که یکی از دوستان نزدیک او میشود.
وی همچنین از چهرههایی مانند ژان اوبَن، آندره مارتیه و هانری کوربن به عنوان استادان خود نام برده است که در این میان هانری کوربن نیز به قول دوفوشه کور، عمیقترین تأثیر را در شناخت ایران بر او میگذارد و همچنین، برعلاوه اسلام، در شناخت منشأ مزدایی و زردشتی این سرزمین پهناور نیز به او کمک میکند؛ شناختی که بعدها رد آن را در آثار او نیز میبینیم.
او در مقدمۀ کتاب «اخلاقیات»، پژوهشی که به مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدۀ سوم تا سدۀ هفتم هجری میپردازد، نوشته است: «فارسی نه عربی است و نه پهلوی و نه یونانی، بنابراین حامل فرهنگی است با مشخصات ویژۀ خویش. ما جایجای این فرهنگ، آهنگ تحول آن، پیوستگیها و واکنشهای آن را نسبت به گذشتۀ خویش و وابستگی و نیز تأثیر آن را در تاریخ ایران بررسی نمودهایم تا بتوانیم این فرهنگ را در موقعیت خاص خود قرار دهیم. یکی از عوامل مهم در تازگی و اصالت فرهنگ ایرانی که اخلاق و نهایتاً نحوۀ زندگی در آن توجه ما را به خود جلب نموده است، پیوستگی آن به گذشته و واکنش نسبت به آن است».
دوفوشه کور در سال ۱۹۶۸ شانس این را پیدا میکند که به عنوان پژوهشگر مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (CNRS) به ایران سفر کند و یادآوری میکند که همصحبتی با ادبا و ایرانشناسانی مانند دکتر ذبیحالله صفا و دکتر ایرج افشار روشنگر او شده است.
وی همچنین قدردان دیگر استادان و پژوهشگران ایرانی بود و از کسانی مانند نصرالله پورجوادی، بهاءالدین خرمشاهی و هاشم جاوید نیز نام برده است.
مهمترین اثر هانری دوفوشه کور ترجمۀ دیوان حافظ به زبان فرانسه است؛ اثری به نثر، با شرح و حاشیهنویسی مفصل برای مخاطب فرانسویِ ناآشنا با سنت شعر فارسی و فرهنگی بسیار متفاوت با آنچه یک فرانسوی در آن تربیت شده است. از همین رو، حواشی این اثر به اندازۀ اصل ترجمه دارای اهمیت است؛ نکتهای که دوفوشه کور در مصاحبهای که با دکتر کاووس حسنلی در سال ۲۰۰۵ انجام شده است، خود به آن اشاره میکند: «من به کمک توضیحات، بعضی از روابط پنهانی غزلهای حافظ را روشن کردهام».
او همچنین بر بعضی از ترجمههای پراکندهای که پیش از او از دیوان حافظ صورت گرفته است نقد دارد و در مورد یکی از آنها، از ونسان مونتی که صد غزل از حافظ را ترجمه کرده است، میگوید: «این ترجمه یک اشکال خیلی اساسی دارد و آن این است که مترجم خواسته است شعر حافظ را به شعر فرانسه ترجمه کند؛ یعنی ترجمۀ منظوم، و این نمیشود. مگر میشود شعر حافظ را به شعر ترجمه کنیم؟» و تأکید میکند که در این صورت ترجمۀ شما از اصل متن دور میشود. او میگوید: «من نمیتوانستم به دانشجویان سفارش کنم که برای فهمیدن شعر حافظ این ترجمه را بخوانند، چون در هر غزل حداقل دو غلط جدی وجود دارد. شعر حافظ را به زبان سادۀ فرانسوی هم خیلی سخت میشود ترجمه کرد، چه رسد به آن که بخواهیم خودمان را مجبور کنیم به نظم فرانسوی دربیاوریم. شعر حافظ به این طور ترجمهها درنمیآید».
ادامه در ار اف ای فارسی