ایراندخت خلف صدیه

دکتر محمد مصدق یکی از چهرههای برجسته و ماندگار تاریخ معاصر ایران است که نام او با مفاهیمی چون « استقلال سیاسی »، «حاکمیت ملی»، « مبارزه با استعمار» گره خورده است. هرچند دههها از دوران نخست وزیری او و ملی شدن صنعت نفت میگذرد، اما اندیشهها و میراث سیاسی او همچنان در گفتمان نیروهای ملی ایران جایگاه ویژهای دارد و بهعنوان یکی از منابع الهام برای کنش سیاسی و مدنی امروز شناخته میشود.
مصدق که بود؟
مصدق، فرزند دورانی است که کشور عزیز ما ایران، زیر فشار طاقت فرسای دو قدرت استعماری انگلیس و روس آخرین توان و نیروی خود را از دست می نهد. او مردی است که قیام دلاورانه ی ملت ایران را در نبرد مشروطیت و به منظور تحقق بخشیدن به استقلال و آزادی می بیند و درک می کند، او نماینده راستین ملت ایران در دوره های متعدد مجلس شورای ملی ایران است که همه جا و در همه زمان ها در برابر وطن فروشان و خودکامگان مردانه می ایستد و بی هیچ هراسی از زبان و دل ملت ایران سخن می گوید.
مصدق به هنگامی که می رفت نظام دیکتاتوری آسمان سیاسی ایران را بکام تیرگی بکشاند با سخن خود در مجلس ششم یاد آوری کرد : « معتقد هستم که وکلای ملت همیشه مامور ملت باشند، یعنی جایگاه سیاسی خودشان را از ملت بگیرند. » مصدق، در حالی که با ترقیات مملکت عمیقا موافق بود قانون اساسی را مقتدر ترین و والاترین نهاد می شمرد که ضامن ثبات و استقلال ایران در برابر طوفان حوادث بود.
مصدق، با ملی کردن صنعت نفت ایران بزرگترین ضربه را بر پیکر استعمار سیاه وارد ساخت و در حالی که دشمنان ملت ایران، هر یک برای اربابان خود دست و پا می کردند تا زمینه منافع نا مشروع آنان را در ایران نگاهداری یا فراهم سازند بر علیه این دو قول استعماری قیام کرد و با اتکا به نیروی ملت بر هر دو پیروز آمد و آن مبارزه جانانه ضد استعماری همه دسیسه های استعمار را خنثی نمود سردمداران سرسپرده ی کمپانی های نفتی به اتکای روحانیون مرتجع که با مصدق می جنگیدند از هیچ اخلالی در مبارزات آن بزرگمرد ایران فرو نگذاشتند و حزب توده به عنوان نماینده قدرت توسعه طلب سرخ با تمام نیروهای فریبکار و تبلیغات خائنانه و ضد ملی خود در هر فرصتی سنگی در راه مبارزات ملی می افکند. مصدق بر همه ی این توطئه ها پیروز آمد و نفت ایران ملی شد تا سرانجام توطئه جهانخوارگان بریتانیا و آمریکا به ثمر رسید و با کودتای معروف 28 مرداد 1332 حکومت ملی مصدق را سرنگون کردند و درین رهگذر دربار فاسد پهلوی، حزب توده و مذهبیون مرتجع به سرکردگی ابوالقاسم کاشانی و اوباش فدائیان اسلام همکاری داشتند.
مصدق در دادگاه غیر قانونی به محاکمه کشیده شد و در پیام خود به ملت ایران چهره ی مردی را نشان داد که از زندان و مرگ هرگز هراسی نداشت و با دلی پرشور و لبریز از امید به مردم فرمان پیش روی و ادامه مبارزه می داد. مصدق در سخن آتشین خود به ملت ایران هشدار داده و می گفت : « آزادی و استقلال چیزی نیست که آن را بدون فداکاری و جانبازی بدست آورید. مللی که به این مقام نایل شده اند، آنقدر از خود گذشتگی نشان داده اند تا به مقصود رسیده اند. »
مصدق در اوج افتخار و شرافت پس از گذراندن دوران زندان و سپس تبعید از تهران بدرود زندگی گفت و به الگوی بی مثال نفکر و مبارزات ملی نه تنها برای ملت ایران که برای همه ملل ستمدیده و استعمار زده مبدل شد.
ویژگی های سیاسی دکتر مصدق و جایگاه آن در مبارزات امروز نیروهای ملی
مهمترین ویژگی مصدق در تاریخ سیاسی ایران، تأکید او بر اصل حاکمیت ملت بود. ملی کردن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹ خورشیدی، از دیدگاه دکتر مصدق صرفا یک اقدام اقتصادی نبود، بلکه نمادی از تلاش یک ملت برای رهایی از سلطه خارجی و بازپسگیری حق تصمیمگیری بر سر سرنوشت خود بود. این اصل امروز نیز در مبارزات نیروهای ملی ایران به شکلهای مختلف بازتاب دارد.
یکی دیگر از ابعاد مهم شخصیت مصدق، پایبندی او به روشهای قانونی و پارلمانی در مبارزه سیاسی بود. او برخلاف بسیاری از جنبشهای سیاسی که به خشونت یا بیثباتی متوسل میشوند، تلاش داشت تغییرات را در چارچوب قانون اساسی و نهادهای مدنی پیش ببرد. این ویژگی در شرایط امروز ایران نیز برای نیروهای ملی اهمیت دارد.
در فضای امروز ایران، نام مصدق تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه به یک « نماد سیاسی » تبدیل شده است. این نماد برای نیروهای ملی، یادآور استقلالطلبی، عدالتخواهی و مقاومت مدنی است.
و در نهایت، جایگاه تاریخی دکتر محمد مصدق در مبارزات امروز نیروهای ملی ایران را میتوان در دو محور خلاصه کرد: نخست : تحقق حق حاکمیت ملی و دوم تأکید بر استقلال و مبارزه با دخالت بیگانگان. این دو محور همچنان میتواند بهعنوان چارچوبی فکری برای نیروهای ملی در ایران امروز مورد استفاده قرار گیرد .
مصدق اگرچه متعلق به گذشته است، اما اندیشهاش در زمان حال نیز حضور دارد؛ حضوری که نه در قالب تکرار تاریخ، بلکه در شکل الهامبخشی برای فهم بهتر مفهوم « ایران دمکرات، مستقل و مدرن » معنا پیدا میکند.
و سخن را با جمله ای از دکتر شاپور بختیار، یکی از یاران وفادار او و یگانه هشدار دهنده فتنه خمینی و مجهول مطلق جمهوری اسلامی به پایان می برم که: « در اين هفتاد وپنج سال اخير می توان به جرات گفت که ما تقريباهيچگاه مشروطيت به مفهوم قانون اساسی که پرافتخارترين سند سياسی کشورمان است نداشتيم. مبارزه مستمر مصدق به مدت پنجاه سال به منظور اجرای همين نهاد بوده و بس او از ولايت فقيه جمهوری اسلامی، حكومت آخوندها و امثال آن که مقدمه مسلم از بين بردن تمام آزاديها و محو هويت ملی ماست بيزار بود.»